دوشنبه 1 مهر 1398

مصاحبه اختصاصی طنین غرب با معاونت سیاسی امنیتی استانداری ایلام

جناب آقاي هاشمي با عرض سلام خدمت شما گفتگويمان را از زندگي شخصي و تحصيلي تان شروع کنيم، کي و کجا متولد شده ايد...؟

بسم الله الرحمن الرحيم من هم عرض سلام دارم خدمت شما و ساير گردانندگان هفته نامه طنين غرب من سال 1343 در روستاي چغا پوکه دره شهر به دنياآمدم و تا سوم ابتدايي را در همان روستا درس خواندم و با مهاجرت خانواده ام از روستاهاي چغاپوکه که به شهر دره شهر بقيه ي تحصيلات مدرسه ايم را در دره شهر گذارندم.

به دليل شغل پدرتان به شهر آمديد؟ با آمدن ما به دره شهر شغل پدرم که کشاورزي بود تغييري نکرد چون ما هم در روستا زمين کشاورزي داشتيم و هم در شهر و سطح زندگيمان هم متوسط و معمولي و نسبتاً راحت بود. چطور شد که به تحصيلات حوزوي روي آورديد؟ من سيزده ساله بودم که انقلاب شد و خوب جو دوران انقلاب تاثير عميقي بر نسل دانش آموز و نوجوان آن مقطع داشت و عملاً بچه هاي آن نسل را با انگيزه کرده بود در آن زمان من در ستاد اقامه ي نماز جمعه ي دره شهر فعاليت مي کردم که آقاي صالحي نجف آبادي امامت جمعه دره شهر را بر عهده داشت. همان آقاي صالحي نجف آبادي که کتاب شهيد جاويد را نوشته؟ نه نويسنده شهيد جاويد نعمت ا... صالحي نجف آبادي است و اين امام جمعه ي مورد نظر ?ما آقاي شيخ عبدا... صالحي نجف آبادي بود که سمپاتي به جريان آقاي منتظري داشت.

شما در جريان عزل آقاي منتظري روابط خود با ايشان را تغيير نداديد؟ ما پس از عزل منتظري از قائم مقامي با ايشان اصطحکاک پيدا کرديم و بعد از جريان عزل، ايشان از دره شهر رفتند.

خلاصه تحت تاثير فضاي ستاد اقامه نماز و مسائل انقلاب ما جذب حوزه علميه شديم. من سال دوم تجربي بودم که وارد حوزه علميه دره شهر شدم و سال 60 هم براي ادامه تحصيل به اصفهان رفتم که تا سال 63 طول کشيد و پس از آن به قم رفتم و از آن زمان تا سال 77 ساکن قم بودم. فقط تحصيل مي کرديد يا تدريس را هم در برنامه خود داشتيد؟ از بدو ورود به حوزه ي اصفهان همزمان با تحصيل به تدريس سطوح ادبيات عرب و منطق پرداختم و از سال 64 استاد رسمي حوزه ي علميه قم شدم و دروس خارج ، فقه و اصول را از سال 68 شروع کردم از جمله اساتيدي که در اين دوره مي توانم نام ببرم حضرات آيات فاضل لنکراني و مکارم شيرازي بودند همچنين بدايه الحکمه و نهايتالحکمه، فلسفه را نيز نزد آيت ا... مصباح يزدي فرا گرفتم. ديگر به سمت دروس غير حوزوي نرفتيد؟ چرا، سال 69 در کنکور شرکت کردم و در رشته فلسفه ي غرب دانشگاه شهيد بهشتي تهران قبول شدم و 7 ترمه تمام کردم. از اساتيدتان در دانشگاه بگوييد؟

 اساتيد متعددي داشتيم از جمله آقاي غلامرضا اعواني رئيس انجمن حکمت و فلسفه ايران همچنين درسهايي را نيز با آقايان دکتر شکيبا، دکتر احمدي و دکتر ايلخاني داشتم فلسفه علم را نيز پيش آقاي سروش گذارندم آقاي دکتر شيخ فرزند علامه شوشتري که چند دوره نماينده مجلس و رئيس سني مجلس بود نيز رئيس دانشکده علوم انساني بود که به ما فلسفه ي مشاء درس مي داد و آقاي دکتر بروجردي داماد حضرت امام (ره) نيز علم و تمدن تدريس مي کرد که در سر کلاسهايشان حاضر مي شديم.

 از همشاگرديها هم مي توانم به آقا سيد مجتبي خامنه اي فرزند مقام معظم رهبري اشاره کنم که همزمان با ما در دانشگاه شهيد بهشتي فلسفه مي خواند و از شاگردان ممتاز بود. مانند دوران مدرسه در دانشگاه هم ممتاز بودند؟ در دانشگاه معدلم الف نشد چون صبح از قم مي رفتم و غروب بر مي گشتم و به دليل کمبود وقت فرصت حضور در همه کلاسها را نداشتم فلسفه هم علمي انتزاعي و تجردي و فرار از ذهن انسان است معدل ليسانسم 15/62 شد ولي از نظر گروه جز ممتازين بودم تحصيلم در دانشگاه زمينه اي را براي تاملم در فلسفه برتراند راسل، دکارت، کانت واسپينوزا فراهم کرد. با کدام يک از اين فلاسفه احساس نزديکي و تعلق خاطر فکري داشتيد؟ با کانت و دکارت چون به فلسفه ي اسلامي و حکمت ملاصدرا نزديکي دارند. يک مدت هم به خواندن آثار هگل پرداختم که بسيار فلسفه ي پيچيده و سختي بود و هنوز فکر مي کنم حقيقت از نظر هگل کاملاً روشن نشده. ملاصدرا را چگونه يافتيد؟ خُب ملاصدرا فلسفه اش تلفيق عرفان و برهان است و ذهن و ذوق ما هم بيشتر نزديک به فلسفه ي افلاطون است تا ارسطو که با تلفيق اشراق و مشاء در حکمت ملاصدرا که به حق حکمت متعاليه خوانده مي شود ميتوان از برهان به عرفان پل زد. آيا در دوران تحصيل فعاليت سياسي هم مي کرديد؟ پيگير مسائل سياسي روز بودم اما بصورت تشکيلاتي فعاليت سياسي نمي کردم از سال 69 هم کار اجرايي را در قم شروع کردم.

 لطفاً از تاليفاتتان بگوئيد؟

تاکنون موفق به چاپ و انتشار چهار کتاب شده ام اولي »تفسير زيارت عاشورا« است دومي »تفسير عرفاني جلد يک نهج البلاغه« است و سومي»500 نکته راجع به ادعيه« است که پيرامون سير و سلوک و عرفان است و در واقع در اين اثر از فلسفه به عرفان کانال زدم و براي پل زدن به عرفان اول بايد منطق بعد فلسفه و دست آخر عرفان خواند. دو کتاب هم در دست چاپ دارم با عناوين »تفسير عرفاني اسم اعظم« و »تحليل جديد از زندگي حضرت حجت (عج)« که در آن سعي بر رفع شبهات به قلم روز و تبيين و پاسخگويي به اتهامات عليه شيعه بوده است و يک سري مباحث نيز در خصوص مسائل امنيتي، سياسي و اجتماعي بصورت يک مجموعه در دست تهيه و انتشار دارم. اگر موافق باشيد نقبي هم به مسائل استان بزنيم اول از مطبوعات و رسانه هاي مکتوب؟ مطبوعات ايلام به لحاظ محتوايي ضعيف اند و بالطبع نيازمند تقويت و استفاده از نيروي کارآمد و متخصص هستند به نظر من بايد مطبوعات ايلام در مرحله ي اول به لحاظ مالي و درآمدي ساماندهي شوند که در اين راستا نيازمند نظارت دقيق تر ارشاد هستيم. نظرتان در خصوص نحوه ي تعامل با رسانه ها چيست؟ من پيشنهاد کرده ام هر هفته با نماينده ي يکي از مطبوعات و يکي از احزاب ديدار داشته باشم و حرفهايشان را بشنوم و اين رويه بصورت مستمر ادامه يابد تا هم تعامل تقويت شود و هم اطلاعات ريز ما از مشکلات جامعه بيشتر شود.

نظرات ارسال نظر
  • مرادیان میثمدر تاریخ ۸ دی ۱۳۸۹

    افتخار من هم اینه که یک رگم چغاپوکه ای است موفق باشید

    پاسخ به این نظر