شنبه 30 شهریور 1398

مانشت: میراث خواران رای مردم

انتخابات همواره با خود حاشیه ها و وقایعی دارد که تا سالها می تواند علاوه بر ماندگاری در ذهن مردم و انتخاب کنندگان ، از علل مهم تصمیم گیری رای دهندگان در دوره های بعدی باشد . انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی خصوصا در استان ایلام از این قاعده مستثنی نبود .


افراد ، گروهها و احزاب زیادی در این انتخابات شرکت کرده و سهم خود را در پیروزی و کامیابی نامزدهای راه یافته به مجلس ارزیابی می کنند .
در این مقال کوتاه قطعا فرصت پرداختن به همه موارد وجود ندارد اما بر حسب  نیاز و ضرورت نیم نگاهی به وضعیت و نحوه فعالیت اصلاح طلبان در ایلام می اندازیم تا ضمن توجه دادن همه به فعالیت و کار بیشتر از موج سواری و میراث خواری های بیشتر جلوگیری گردد .
در حوزه شمالی استان در نهایت دکتر داریوش قنبری و شاپور فولادی به مجلس راه یافتند که برای هر کدام از آنها می توان پایگاهی به عنوان مجموع آراء آنان تخمین زد و نیز علت راه یابی آنان به مجلس و اعتماد مردم به آنان در مرحله دوم را حدس زد .
اما همچنان که گفته شد در اینجا می خواهیم کارنامه افرادی را به اجمال بررسی کنیم که ظاهرا اصلاح طلبانی بودند که ستادی نیز تحت همین عنوان تشکیل داده و قرار بوده با تمام توان و امکانات و انرژی لازم در این انتخابات شرکت کرده و برای نامزدهای مورد نظر خود رای جمع کنند . همان کاری که در همه جا مرسوم بوده و همه احزاب و گروههای سیاسی شناسنامه دار چنین می کنند .
در دور اول این انتخابات این ستاد ! دو نامزد داشت ، اگر توجهی اندک به تفاوت آراء هر دو نامزد موصوف داشته باشیم در همان نگاه اول می توان میزان فعالیت گسترده این ستاد در استان را مشاهده کرد .
در این باره می توان سوالات فراوانی را مطرح کرد و از ستاد محترم اصلاح طلبان درخواست پاسخ نمود که چگونه است با آن حجم فراوان فعالیت شبانه روزی !! تفاوت آرای دو نامزد معرفی شده آنان به  این میزان فاحش است ؟


 کدام برنامه ریزی و سخنرانی و میتینگ انتخاباتی در سطح استان به نام ستاد اصلاح طلبان برای حمایت از نامزدها برگزار شد ؟ چند بیانیه انتخاباتی صادر گردید ؟ چند نشست تحلیلی در مورد دور اول و پیش بینی دور دوم از طرف ستاد و گردانندگان آن برگزار شد و چه نتایجی از آنها حاصل گردید ؟ و ......


البته آنچه معمولا به عنوان یکی از مهمترین عوامل و دلایل موفقیت احزاب و گروههای سیاسی و اجتماعی در جامعه مطرح است این است که این افراد هستند که با وجه اجتماعی ، دانش و تجربه خود به احزاب و نحوه تاثیرگذاری آنها وزن خاصی می دهند چیزی که ظاهرا در جامعه ما تقریبا دارای جایگاه معکوسی است یعنی این افراد مختلف هستند که سعی می کنند از این نمد برای خود کلاهی بدوزند و تا زمانی که اینگونه است چندان نمی توان به موفقیت و اثرگذاری اینگونه فعالیت ها امیدوار بود .
در امورات سیاسی و بازیهای رایج آن تنها ، هدف گذاری کافی نیست بلکه همه باید در راستای رسیدن به آن مبارزه کنند و از ابتدا نیز اینگونه بوده که هر مبارزه ای دارای هزینه ای نیز بوده است نمی توان تنها با ادعای صرف اینکه من اصلاح طلب یا اصولگرا هستم از زمین و زمان خواست تابه کام توبگردند و بدون کمترین فعالیت ممکن و گذاشتن وقت و انرژی لازم انتظار داشت گامهایی بلند به سوی هدف از پیش تعیین شده برداشت .
 اگر هم بنا بر به شرایطی در این زمینه تجربه های اندک نیز وجود داشته باشد دیده ایم که چندان دوام نداشته و حتی در بیشتر مواقع موجب سرخوردگی و بی انگیزگی در سطح جامعه و افکار عمومی شده است .
شاید گفته شود که در این انتخابات به علت رد صلاحیت های صورت گرفته در سطح کشور انگیزه لازم برای حضور و حتی فعالیت بیشتر وجود نداشته است اما همچنان که ذکر آن آمد اگر قرار باشد در اینگونه رقابت ها و مبارزات قانونی سیاسی همه چیز همواره بر وفق مراد باشد که دیگر مبارزه و تلاش و رقابت چندان معنایی نخواهد داشت .
 پس فرد سیاسی وگروه سیاسی موفق آن است که بتواند از حداقل شرایط موجود حداکثر استفاده  را صورت دهد و خود پرچمدار اینگونه مبارزات باشد نه اینکه در پستویی نشسته و انتظار داشته باشد مردم همواره به عنوان سربازانی بی جیره و مواجب در خدمت او باشند .
 
اگر چنین کردیم ( که ظاهرا تا کنون اینگونه بوده است ) چه حقی داریم که از مردم گله مند بوده و بر آنان بتازیم که چرا رای شما در فلان حوزه کمتر از حد انتظار بوده است اصلا ما که چنین انتظارات عبث و بیهوده ای داریم تا کنون از خود پرسیده ایم که حتی در همین ایام انتخابات و تبلیغات مربوط به آن چند بار به حوزه های مختلف سرکشی کرده و اوضاع را بررسی کرده ایم ؟
برای آنان از اهمیت انتخابات و نقش تک تک آراء آنان در جلسات عمومی چند بار داد سخن داده ایم که اکنون از میزان پایین رای فلان نامزد در فلان حوزه انتخاباتی شکایت داریم ؟
مهمتر از همه و شاید البته تاسف بارتر اینکه اکثر افراد و چهره هایی که عنوان اصلاح طلب را بر خود یدک کرده اند و به نوعی عضو و یا حتی سیاست گذار اصلی ستاد اصلاح طلبان در ایلام بوده اند در تلاشی چشمگیر برای نامزدهایی غیر از اصلاح طلبان سر و دست شکسته و حتی از برخی مبلغان آنان نیز پا را فراتر نهاده اند .
 هر چند شاید عده ای خرده بگیرند که فضای استان ما هنوز آن چنان آمادگی لازم را پیدا نکرده تا هر کس همانگونه که می اندیشد بتواند عمل کند اما اینگونه رفتار کردن و عمل نمودن نیز به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.
 چگونه است که این بزرگواران حق دارند غیر از آنچه در ظاهر نشان می دهند کار و تلاش و فعالیت کنند اما به مردم و رای دهندگان این حق را نمی دهند که از رفتار و کردار آنان دلزده شده به گونه ای که حتی در انتخابات نیز شرکت نکنند تا شاید تلنگری باشد برای اصلاح رفتار مدعیانی که برای اثبات ادعای خود حاضر به پرداخت کمترین وقت و انرژی و هزینه هم نیستند .
 می توان هم سیاسی اندیشید و فکر کرد و هم صداقت داشت ، می توان دارای تفکری سیاسی و پذیرفته شده بود و هم برای به ثمر نشاندن آن بدون هیچ گونه واهمه ای تلاش کرد ، می توان .... و می توان پاک بود و بی باک بود ....
همه می دانند و می دانیم که رای مردم به داریوش قنبری در هر دو مرحله نه نتیجه فعالیت ها و تلاش های ستاد اصلاح طلبان ، بلکه پاسخی درخور و شایسته از جانب مردم بود به آنچه که در طی دو سال و نیم نمایندگی نامبرده از وی دیده و شنیده بودند.
دیدند که نماینده آنان وارد بازیهای رایج و بده بستان های ناصواب نشد ، شنیدند که در دفاع از حق و حقوق آنان لحظه ای درنگ را جایز ندانست و اینگونه بود که با اعتمادی مجدد برای اولین بار در تاریخ استان عنوان نماینده ای را به دست آورد که در دو دوره پیاپی بر کرسیهای سبز رنگ بهارستان می نشیند تا صدای همه مردم استان باشد .


اما انگیزه و هدف این نوشتار نه یادآوری آنچه بوده که در انتخابات اخیر در استان گذشته بلکه تلنگری است برای آینده ، که اگر باز هم شرایطی ایجاد شد و اصلاح طلبی با رای مردم بر کرسی قدرت نشست اینان باز هم سر و دست نشکنند که چه شد و چه کردیم و امروز سهم خود را می خواهیم ، همان بلایی که در هشت ساله دولت اصلاحات حادث شد و نتیجه آن عملکردها را امروز می بینیم .
آری ، می توان پاک بود و بی باک بود ........

نظرات ارسال نظر