گزیده نشریات:در پاسداشت انقلاب مشروطه (شکوه آزادی)

در پاسداشت انقلاب مشروطه 
کبوتري که پرواز نکرد
 يک قرن از موفقيت ايرانيان در تشکيل يک نظام مردمي براي کنار زدن استبداد و استعمار، ايجاد قانون و حقوق شهروندي و آزاديهاي مدني با هدف رسيدن به پيشرفت و سعادتمندي ميگذرد. زمانيکه ايرانيان نهضت رهايي از استبداد را آغاز کردند، تمام کشورهاي آسيايي در بند استبداد و استعمار بودند و برخي از کشورها هنوز موجوديتي رسمي و بين المللي نداشتند.
انقلاب مشروطه که پيامد انسداد سياسي، رکود اقتصادي، و آگاه شدن ايرانيان نسبت به وضعيت نامطلوب خود بود بعد از پيروزي در کش و قوس فشارهاي داخلي و خارجي در تحقق اصول اوليه و اساسي خود به تدريج ناکام ماند و همين ناکامي، پيامدهاي متعددي را به دنبال داشته است. اصول مهمي چون حقوق شهروندي و آزاديهاي مدني و عمل به قانون، قرباني اصطلاحاتي شد که عده اي در راستاي منافع خود همواره چون شلاقي محکم و موجه بر پيکر آزادي مي کوبيدند. موضوعاتي چون ايجاد امنيت، مصلحت، برداشت سطحي و خشک از دين، تمدن و تجدد و غيره دستاويزهايي براي جلوگيري از رشد «نظام مردمي» در جامعه ي ايران بود که در سال 1285 متولد و هرگز شاهد بالندگي و بلوغ خود نشد.
با پيروزي زودهنگام انقلاب مشروطه، مجالي براي آگاه سازي اذهان ايرانيان از اهميت مفاهيم مطرح شده که اکنون قرار بود کشور بر چهارچوبي از آن ساخته شود پيدا نشد. در بررسي علل ناکامي نظام مشروطه در کنار فرافکني و تفکر مريض «تئوري توطئه»، محققين دلايل متعددي را ذکر مي نمايند و شايد در اين بين، مردم و نقش آنها در مصائبي که بر سرشان آمده است کمتر مورد تحقيق و مداقه قرار گرفته است. براي رشد و تکامل نظام مردمي، بستر اجتماعي و فرهنگي جامعه بسيار مهم و زيرساختهاي باارزشي چون اعتقاد به حقوق فردي، آزادي و تعهد اجتماعي را مي طلبد. هر چند در ذهن تعداد اندکي از انقلابيون برخي از اين مفاهيم وجود داشت اما قاطبه ي انقلابيون نه از اين مفاهيم (به جز تعهد اجتماعي) چيزي مي دانستند  و نه براي تحقق آنها قيام کرده بودند. معترضين فقط مي خواستند دامنه ي ظلم بر مردم محدود شود و هر گروه و قشري خواسته اي و انتظاري داشتند و انقلاب مشروطه مصداق اين مصرع شد که «هر کس از ظن خود شد يار من».
بعد از پيروزي انقلاب مشروطه در فضاي97 درصد بيسوادي جامعه، احزاب نمي<توانستند از پشتوانه آگاهانه ي مردم بر خوردار گردند. شکستن اقتدار استبداد قبلي و ايجاد فضايي به مراتب بازتر در کشوري که هنوز روساي ايلات و خوانين و مقتدرين سياسي و اقتصادي به دنبال استفاده از وضعيت پيش آمده بودند، سازمانها و نهادهاي اجتماعي و سياسي نمي توانستند به درستي شکل گرفته و بالنده شوند. لذا به جاي شکل گيري سازمانهاي اجتماعي از بستر جامعه و از پائين به بالا، احزاب و تشکلها و سازمانهاي سياسي از بالا تشکيل گرديده و مشغول جدال فرسايشي با هم شدند که يک تندباد قدرت مي توانست طومار فعاليتشان را در هم بپيچد؛ بنابراين در وضعيت ناآگاهي و عدم رشد فکري جامعه، اين سازمانها چون درختان بي ريشه فقط مي توانستند براي مدتي کوتاه، موجوديت ظاهري خود را حفظ نمايند در نتيجه با گذشت سالها از انقلاب مشروطه، ايرانيان از فضايي آزاد براي رشد همه جانبه ي خود برخوردار نشدند و بعد از رفتن هر مستبدي، مستبدي ديگر در لباسي ديگرگون سايه حاکميت خود را بر ايران زمين  گستراند تا چرخه ي ناآگاهي مردم و حضور استبداد همچنان از حرکت نايستد. در اين دوره مقوله اي چون آزادي که زيرساخت اوليه سازندگي در همه ي زمينه هاست قرباني مي شود تا بال پرواز نظامِ مردمي مشروطه شکسته شود و اين کبوتر زخمي، پرواز را در رؤياي خود به خاطر بسپارد.
کبوتر آزادي ايران يکبار فداي استبداد محمدعلي شاه شد، بار ديگر فداي دخالت بيگانگان خصوصاً روسيه آن دشمن قدار و مکار، که همواره چون کفتار مترصد ضعف ايران براي بهره برداري و سوءاستفاده از منابع ايران به سود خود بوده است زيرا روي ديگر سکه ي استبداد، استعمار بوده و استبداد با دادن امتياز به استعمار مي توانست موجوديت خود را حفظ نمايند و حيات اين دو در ايران به هم وابسته بود و البته اين يک اصل ثابت شده است که حکومتهاي غيرمردمي که پشتوانه ي ملّي ندارند با دادن امتياز به حاميان خارجي سعي در حفظ و بقاي خود دارند؛ بار ديگر فداي متحجرين و دگر بار به نام امنيت و تجدد، فداي استبداد رضاخان و فرزندش گرديد. و البته زيرساختِ اين فضاي مه آلود و کدر که در آن هر لحظه اهريمني سر برآورد و کبوتر رهايي ملت ايران را به سلابه کشيد ناآگاهي مردم از حقوق حقه ي خويش و برخوردار نبودن از يک تفکر دموکراتيک و آزادانديش براي به نتيجه رساندن حرکتهاي اعتراضي و استحکام و بقاي نظامي است که در شعار براي آن جان مي دادند. 
منیژه زیبایی مدیرمسئول هفته نامه شکوه آزادی

نظرات ارسال نظر
عمر سایت: 14سال و 16ماه و -5روز