دوشنبه 27 آبان 1398

روایت تلخ فقر در مناطق محروم " ایلام"

هفته احسان و نيکوکاري فرصتي را فراهم کرد تا با گذري کوتاه به برخي مناطق ايلام و روايت آن با قلم، محروميت آنرا براي مردمي که در کلان شهرها زندگي مي کنند ، بازگو کنم.
 
به گزارش ايرنا، استان ايلام به عنوان غربي ترين استان کشور ازديرباز تاکنون همواره با پسوند "محروم" در بين مردم مناطق مختلف کشور معروف بوده به طوريکه نام اين استان بدون اين واژه تلخ شايد براي برخي افراد نا آشنا بود.
اگر گذري کوتاه به اين استان داشته باشي در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بهره مندي کمتر از 30درصد مردم استان از سواد و تحصيل و دور بودن اين استان از پايتخت سرآغاز و زايش محروميت استان محسوب مي شود.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي اگرچه اقداماتي مهم براي توسعه اين استان انجام گرفت ولي چندي طول نکشيد که با آغاز جنگ تحميلي ايلام نه تنها از مسير پيشرفت خارج شد بلکه متحمل شديدترين حملات جنگي رژيم بعثي نسبت به ساير استانها شد.
پس از پايان جنگ هشت ساله تحميلي، ايلام که خرابه اي بيش نبود در ستاد بازسازي جنگ و جهاد سازندگي در مدت زمان کوتاهي بازسازي و خيلي سريع از حمايت اين ستاد خارج شد.
مجموع اين عوامل موجب شد اين استان جزء نقاط محروم کشور واقع شود و کمتر کسي ايلام را به عنوان استاني موفق و پيشرفته بشناسد.
اگرچه دولتهاي مختلف در مدت 30سال از تشکيل انقلاب به ويژه در دولت نهم با اجرا و بهره برداري از طرحهاي مختلف عمراني و صنعتي درصدد توسعه اين استان و رفع محروميت از چهره آن بودند ولي همچنان مردم برخي مناطق اين استان با محروميت بسيار بالا در وضعيت سخت زندگي مي کنند.
پيچ و خم راه را که خستگي مسير را دو چندان کرده کم کم پشت سر مي گذارم، جاده هاي باريک که در کنار پرتگاه هاي عميق و بلند احداث شده شايد براي هرکسي قابل تحمل نباشد و تنها مردم ايلام از روي ناچاري به آن عادت کرده اند.
بوي غربت و فقر از چند متري روستاي "ماژين" از توابع شهرستان دره شهر به مشامم مي رسد، اينجا خبري از لوله کشي آب، گاز کشي، سيم برق و صداي تلويزيون نيست.
مردم اين منطقه به تعداد 200 خانوار در غاري که دهانش را در لابه لاي کوه ها و صخره هاي سخت گشوده و مامن مردمان شده زندگي مي کنند، مردماني که ايمانشان از سنگ سخت تر و استقامتشان همچون کبيرکوه و زاگرس راسخ شده و زير فقر حتي اندکي قامت خم نکرده اند.
مردم روستا به سختي مواد اوليه مورد نيازشان را از شهر و آب آشاميدنيشان را از چشمه هاي اطراف با کمک حيوانات اهلي تهيه و به غار مي برند.
به گفته اهالي روستا، زمستان اينجا ناجوانمردانه سرد است و در زمستان تنها هيزمهاي درختان دلخوش کننده مردم براي گرما و در سياهي شب قوت قلب مردان در برابر حمله حيوانات وحشي است.
در گوشه اي از اين غار در مکاني که خبري از تخته سياه، ميز و صندلي، گچ و تخته پاکن و صداي زنگ تفريح و وسايل ورزشي نيست دختر و پسر بچه ها در حلقه اي گرد هم آمده و درس را همراه معلم با آوازي که در غار مي پيچد و سکوت منطقه را مي شکند همصدا مي خوانند.
يکي از اين دانش آموزان مي گفت: اگرچه در اين منطقه مشغول درس خواندن هستيم ولي اين درس خواندن تا مقطع ابتدايي و شايد راهنمايي بيشتر تداوم ندارد و پس از آن اين حلقه از هم گسسته مي شود.
"فاطمه" گفت: بسياري از بچه هاي اين منطقه به رغم داشتن آرزوهاي فراوان ولي به علت سختي راه براي ادامه تحصيل به روستاهاي مجاور، مجبور به ترک تحصيل مي شوند.
چشمان کودکان معصومانه نگاه مي کنند، معصوميتي که مرثيه تلخ فقر را حکايت مي کند.
راه فقر را تا روستاي "گل دره" دوباره پي مي گيرم، از چند متري روستا مکعبهاي مستطيل شکلي نمايان مي شود، اينجا خبري از آپارتمان و خانه هاي ويلايي با نماهاي سنگي به رنگهاي مختلف و ماشينهاي متنوع نيست.
خانه هاي اينجا با سنگهايي بي احساس و چوب درختاني کهن ساخته شده که مردماني لطيف در آن زندگي مي کنند که لطافت کلامشان گويي جريان آب را حکايت مي کند و پنجره هايي چوبي که گاهي مهرباني نور را ميهمان خانه هايشان مي کند.
سوز سرما که قطرات ريز برف را از قله کوه ها به ارمغان مي آورد بر صورتها ناجوانمردانه مي زند و سرما را بيشتر احساس مي کنم، ناله در چوبي بلند مي شود و نيمباز پيرزني پشت در مي ايستد و ميهمان لحظه هاي او مي شوم.
روزگار پيشاني مادر پير را شخم زده، چوب دستي قديمي رنگ و رو رفته قد خميده اش را تحمل کرده و چين و چروک صورتش شيارهاي محروميت را چنان زخمي عميق در دلم مي خراشد.
دستهايش را که نشان مي دهد از لطافت دستان مادرانه خبري نيست، تنها مي توان به راحتي مشقت سالهاي سخت زندگي را از لابه لاي زخمهاي کهنه اي که در اثر کار کردن به عنوان سرپرست خانوار پنج نفره ايجاد شده حس کني.
تحمل اين همه درد حتي لحظه اي از اراده اش نکاسته و پا به پاي مردان دستهاي زندگي را به گرمي فشرده است.
خانه هاي اينجا همه يک رنگ و بو دارند، سقفها کوتاه و دستهاي کوتاه ديوار که گاهي سايه اي را براي رهگذران ايجاد مي کنند کوتاهتر از قامت مردان هستند.
در روستاي "پياز آباد" بخش هليلان نيز روايت فقر همچنان ادامه دارد ، اين بار با کودکان روستا همراه مي شوم که در گوشه اي در حال بازي هستند.
دست کودکان اين روستا مانند دست پير زن از کار روزمرده سخت و سفت شده و از بازيهاي کودکي و پارک و شهربازي در اينجا خبري نيست.
اينجا بيل زدن به زمين و هي کردن گوسفندان به جاي عروسک بازي و دوچرخه سواري دست کودکان را لمس مي کند و فرياد درد را از دستان آنان مي توان شنيد، کمي بايد گوش خواباند.
اينجا تنها مي توان از فقر سخن گفت، فقر کودکي که خاک را همبازي اصلي يافته، پدري که فقر و محنت از نگاهش پيداست، دختري که تا کلاس چهارم بيشتر درس نخوانده و تنها آرزويش درس خواندن زير نور لامپ همچون بچه ها شهر است.
دلم زماني بيشتر به درد مي آيد که چشمان معصوم پسر بچه اي را مي بينم که تنگ دستي پدر و مادر و نبود پزشک معالج در روستا موجب شده تا چراغ چشمش براي هميشه خاموش شود.
آري اکنون بسياري از مردم اين استان در محرومترين مناطق و با بهره گيري از حداقل امکانات زندگي مي کنند.
مناطق صعب العبوري که راه هاي آنها به علت بارش برف در زمستان بسته مي شود و خانه هايي که با اولين بارش باران خراب مي شوند.
بر اساس آمارهاي رسمي اکنون بيش از 130هزار نفر از جمعيت استان ايلام زير پوشش خدمات دستگاه هاي حمايتي قرار دارند.
اين افراد اکنون با ميانگين ماهانه حداکثر 600هزار ريال از کميته امداد و بهزيستي روزگارشان را مي گذرانند و بيشتر آنان داراي خانواده هاي پر جمعيت هستند و اختصاص اين ميزان کمک از سوي اين دستگاه ها نتوانسته رفاه را جايگزين فقر و محروميت خانوارهاي زير پوشش کند و اين افراد را اکنون با چالشي جدي در زمينه تامين حداقل معيشت مواجه کرده است.
مدير کل کميته امداد امام خميني(ره) استان ايلام در اين خصوص گفت: اکنون افرادي در استان وجود دارند که در بدترين شرايط زندگي را در محروم ترين نقاط اين استان سپري و فاقد هرگونه امکانات اوليه رفاهي هستند.
"عليرضا ابراهيمي" افزود: علاوه بر ساکنان 10روستا در اين استان غارنشين هستند که به تبعيت از اجداد خود مدت بيش از 200سال است به اين شيوه زندگي مي کنند.
وي اظهار داشت: اين افراد در سخت ترين شرايط به دور از امکانات اوليه زندگي و مراکز درماني زندگي مي کنند و به علت صعب العبور بودن محل زندگيشان خدمات رساني امداد به آنان بسيار دشوار است.
وي گفت : در اين مناطق به علت نبود خانه بهداشت و کمبود نيروهاي بهداشتيار امکان ارايه خدمات درماني به اين افراد نيست و از لحاظ سلامت جسمي با مشکل مواجه هستند.
اگرچه کميته امداد امام خميني(ره) به فرمان امام رحل در جهت کمک به محرومان جامعه در سال 57تشکيل شد ولي از طرفي محدوديتهاي اعتباري و از طرف ديگر بالا بودن تعداد مددجويان اين نهاد در استان به تعداد بيش از 100هزار نفر نتوانسته محروميت را از چهره اين استان رفع کند.
در اين راستا لازم است افراديکه تمکن مالي مناسب دارند با مشارکت خود با کميته امداد در ارايه خدمات به مددجويان براي رفع محروميت مردم اين استان تلاش کنند.
استان ايلام با بيش از 600هزار نفر جمعيت و گستره اي حدود 20هزار کيلومتر در غربي ترين نقطه ايران اسلامي واقع شده است.
قرار گرفتن در موقعيت جغزافيايي کوهستاني و وجود رشته کوههاي منطقه زاگرس اين استان را از نظر جغرافيايي در بن بست قرار داده است.

نظرات ارسال نظر