صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

خیلی دور خیلی نزدیک
حمید حیدرپناه

  • بعدی
  •  
       کوله باری از خاطرات میمک

    نام استان ایلام با حماسه و عشق گره خورده است و بی شک هشت سال دفاع مقدس یکی از درخشان ترین و حماسی ترین دورانی بود که در تاریخ پرافتخار این سرزمین ماندگار شد. یکی از نخستین سطرهای پرافتخار تاریخ این دیار، در سرزمین «میمک» نگاشته شد. هنگامی که چند روز قبل از آغاز رسمی جنگ تحمیلی مرزهای استان ایلام مورد هجوم دشمن بعثی قرار گرفت و در روز 19 شهريور 59 با استفاده از حجم گسترده نيرو و ادوات پاسگاه هاي «ني خزر» و «هلاله» و ارتفاعات ميمك را اشغال کرد. منطقه ميمك براى ارتش عراق که آن را «سيف سعد» یا «شمشیر پیروزی» ناميده بودند، از جنبه هاى مختلف (برخورداری از دیدبانی خوب روی منطقه، وجود چاههای نفت وگاز و..) حائزاهميت ويژه بود. در همان ساعات اولیه اشغال میمک بود که به همت «آیت الله حیدری ایلامی» عشایر استان ایلام از همه ی ایلات و طوایف بسیج شدند و به آنجا شتافتند و با توجه به آشنایی که با منطقه داشتند توانستند در کنار نیروهای ارتش و سپاه و با حمایت نیروهای هوانیروز مانع پیشروی بیشتر دشمن شده و سرانجام پس از ماهها مقاومت در روز 19 دی ماه و طی عملیات «ضربت ذوالفقار» توانستند این ارتفاعات مهم و استراتژیک را از دشمن پس بگیرند. 19دی ماه فرصت مناسبی بود تا یادی کنیم از شهدای میمک، از حماسه سازان و عشایر ایلامی که از همه ی ایلات و طوایف، دست در دست هم جلوه ای از وحدت و همدلی را به نمایش گذاشتند تا برگ زرینی در تاریخ پرافتخار این سرزمین ورق بزنند. یکی از دلاورمردان این عرصه «حاج جوزعلی نجفی» از فرماندهان دلیر ایل ارکوازی و بولی بود که در همان روزهای نخست اشغال میمک به ساماندهی نیروهای عشایر منطقه پرداخت و دوشادوش سایر ایلات از میمک دفاع کرد. رزمنده ای که روزگاری هیبت و صلابتش لرزه بر اندام عراقی می انداخت و هنوز هم اقتدار و صلابتش در ذهن همه ی همرزمانش مانده است، اما این روزها زخم های آن دوران کمی او را زمین گیر کرده ولی خودش را همچنان محکم و استوار نگه داشته و با ترکش های به جای مانده در تنش می جنگد. به رسم هرسال، به دیدارش که می روم مرا محکم تر از همیشه بغل کرده و اشک هایش شانه هایم را خیس می کند، این بار بهانه ی گریه هایش را می دانم، سالهاست که روز 19 دی ماه را همراه پدرم (حبیب حیدرپناه) – که از همرزمانش در میمک بود – به دیدارش می رفتیم و این دومین سالی است که پس از درگذشت پدر، تنها به دیدارش می روم و همین موجب شد که حال و هوای این دیدار قدری متفاوت تر از همیشه باشد. «جوزعلی» از روزهای حماسه و عشق می گوید از روزهایی که عشایر ایلام - که آشنایی زیادی با فنون نظامی نداشتند - با کمترین امکانات و سلاح های شکاری دوشادوش نیروهای ارتش و سپاه جنگیدند. با بغض های در گلو مانده از خاطرات آن روزها می گوید از عشایر غیور و سلحشوری که عقل و عشق را با هم در آمیخته بودند. از همه ی ایلات و طوایف استان یاد می کند ( از سلحشوران ایل ملکشاهی و شوهان، ارکوازی و بولی، خزل و چرداول، پنجستون، دهبالایی، کلهر و لک، عالی بیگی، عشایرغیور ایوان، میشخاص، بدره و آبدانان، دره شهر و دهلران و..) و معتقد است فتح میمک متعلق به همه ی ایران و استان ایلام است، از شیرزنان عشایری که نان محلی می پختند و آذوقه را برای رزمندگان فراهم می کردند تا نیروهای ارتش، هوانیروز و سپاه که متشکل از دلاورمردانی از جای جای ایران پهناور بودند و در میمک حضور یافته بودند تا از خاک وطن دفاع کنند. با صدایی که کمی شکسته از قبل شده، یاد می کند از راز و نیاز شبانه مردانی که با خلوص نیت به آسمان شهادت پرکشیدند. رزمندگانی که فریاد عشق و عرفان را بر بلندای قله های کمال سردادند. از همرزمانی می گوید که سالها در کنارشان قد کشیده بود، هم محله ای هایش در روستای بهمن آباد، شهیدان «موسی (ایمان) کمری» و «علیداد دانشگر» که جلوی دیدگانش آسمانی شدند و همپای سایر شهیدان استان ایلام، بر بلندای میمک، شکوه بهشت را نظاره گر شدند و آیه فتح سرودند و در کمال رضا، به مسلخ عشق رفتند تا لذت دیدار خدا را برای مردمان عصر خویش ترجمه کنند. جوزعلی از مسئولان انتظار دارد رزمندگان و پیشکسوتان دفاع مقدس را فراموش نکنند و از همه ی جوانان و اهالی قلم می خواهد که نگذارند یاد و خاطره های سالهای دفاع مقدس به دست فراموشی سپرده شود و تلاش کنند تا این گنجینه های ارزشمند را به نسل های بعدی منتقل کنند. لحظه ی خداحافظی، شانه های استوارش را صمیمانه تر از همیشه می فشارم و برایش آرزوی سلامتی می کنم و به این امید که خداوند عمری عطا کند و سالی دیگر و 19 دی ماه دیگری به دیدارش بیایم و یاد کنیم از رزمندگان و شهدای میمک... یاد و خاطره ی شهدای میمک و همه ی شهدا گرامی باد.

       ۲۳ دی ۱۳۹۴   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [0]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    حمید حیدرپناه
    خیلی دور خیلی نزدیک

    به تعبیرنیما :« ایلیاتی ام از تبار باران» ، اهل همین سنگلاخ ساده وایل غریب افتاده ، شتاب زده بزرگ شده ام و... در سالهای آوارگی و جنگ در ایلام متولد شدم، دانشجوی دکترای جامعه شناسی فرهنگی  و چند سالی است که ساکن تهران و در واحد شعر و ترانه مرکز موسیقی مشغول فعالیت می باشم. در زمینه شعر و روزنامه نگاری  فعال بوده و چند سالی است که با بخش رسانه روزنامه جام جم و سایت های خبری همکاری دارم. از مهمترین دغدغه هایم در طول این سالها معرفی استان ایلام و خصوصاً دستاوردهای دفاع مقدس در سطح ملی بوده که تاکنون با همکاری برخی از دوستان ایلامی مقیم مرکز که عمدتاً در حوزه رسانه ای فعالیم، اشعار و مطالب بسیاری در روزنامه ها و سایتهای مختلف منتشر نموده ایم. استان ایلام در همه ی زمینه ها دارای قابلیت ها و توانمندیهای بسیاری است، از مهمترین سرمایه های فرهنگی و هنری استانمان در سطح کشور داشتن پیشینه فرهنگی و تاریخی درخشان، فرهنگ ایثار و شهادت و دلیری های مردمانش در عرصه ی دفاع مقدس، شاعران برجسته و موفق در زمینه ادبیات، هنرمندان با استعداد در زمینه موسیقی، ورزشکاران و قهرمانان با اخلاق، مسئولانی که در سطح کشور در رده های برجسته ای خدمت می کنند و از همه مهمتر جوانان نخبه و تحصیل کرده ای که در جای جای ایران پراکنده اند. معتقدم که استان ما با داشتن این همه سرمایه و نیروهای ارزشمند تاکنون آن طور که باید نتوانسته به جایگاه واقعی خود دست یابد، هرچند که در سالهای پس از جنگ و تاکنون کارها و تلاش های ارزشمندی در خصوص توسعه استان انجام شده و باز هم جا دارد بیشتر از اینها کار شود. به نظرم یکی از مهمترین مشکلات استان، حضور کم رنگ ما در حوزه رسانه ای در سطح ملی است که تاکنون ایلام ما و قابلیت هایش کمتر برای سایر هموطنانمان شناخته شده است، خصوصاً در حوزه دفاع مقدس که علیرغم 8 سال درگیری مستقیم با جنگ، دلاوری ها و حماسه های مردمان این دیار کمتر انعکاس یافته و جا دارد در این خصوص تلاش های بیشتری صورت پذیرد و این امر محقق نمی گردد مگر با استفاده شایسته از رسانه هایی که در سطح ملی فعال هستند. بنابراین تلاش می کنیم تا با حضور بیشتر و پر رنگ تر در این حوزه ایلام را به آن جایگاهی که شایستگی اش را دارد برسانیم تا دیگر شاهد این نباشیم که وقتی از دوست، همکار یا همکلاسی در خصوص ایلام بحث می کنی با تعجب نپرسد که ایلام اصلاً کجای نقشه ایران است یا مهران در کدام استان واقع شده...!!!!!!!!!

    من از اهل دهات دوست هستم

     رفیق خاطرات دوست هستم

    درختانی که با من همکلاسند

     مرا با چشمه و گل می شناسند

     مرا با دفتر شعر عمویم

    مرا با «هوره های» در گلویم

    مرا با قصه های میش و گرگم

     مرا با برنو ی بابا بزرگم

     مرا با چکمه هایم می شناسند

    به نام زخم پایم می شناسند

    پدر این «کوله» را داده به دستم

    من از اهل و تبار جنگ هستم

    به دنیا آمده در سال جنگم

     رفیق کوهساران و پلنگم

     پلنگ لحظه های بی شکستم

    من از ایل نجیب کرد هستم

     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (7)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    کوله باری از خاطرات میمک
    میمک کجاست؟ نقطه ی پرواز تا خداست
    هفته ی تربیت بدنی و جوانان چوار همچنان در انتظار..
    نور... صدا... خاطره
    مرور حماسه ها
    دربست... میدان مهران...
    ایلام فضایی تازه برای ساخت فیلم های دفاع مقدس

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    وبلاگ شخصی حمید حیدرپناه

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۷۴۸۸۷ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  مشاهده | امروز  ۹۰۶۱ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷ |