صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

توسعه گستر دالاهو
حجت الله هاشم بيگي

  • بعدی
  •  
       فراموشي مهران قهرمان در هياهوي جام جهاني فوتبال!؟

    31 خرداد ماه سال 93 یعنی درست ده روز قبل از سالروز عملیات آزاد سازی مهران، مسابقه فوتبال ایران و آرژانتین برگزار شد. بچه های تیم ایران انصافاً جانانه وغیرتمندانه بازی کردند و تا آخرین نفس جنگیدند. زمانی که در دقیقه 91 گل خوردیم، بسیار ناراحت شدیم و برادرم که در کنارم نشسته بود، بغض کرده بود. می گفت: از این موضوع ناراحتم که اینگونه غیرتمندانه جنگیدند و از جان مایه گذاشتند، اما بازی را واگذار کردند...

    آری غیرت ایرانی را در این بازی دیدیم. اما به راستی؛ این مبارزه فوتبال را با مبارزه در میدان جنگ چقدر می توان مقایسه کرد؟.. به راستی؛ جوانان برومندی که به معنای واقعی کلمه(و نه در مثال) از جان مایه گذاشتند را آیا می توان به راحتی فراموش کرد؟ ما برای بازی غیرتمندانه بازیکنان احساس غرور کردیم و به خیابانها ریختیم. به راستی، برای غیرت و رشادت رزمندگان چه کاری می توان انجام داد؟

    ای کاش در سالروز حماسه های خون و شهادت نیز سرودهای غرورآفرین زمزمه شود... اما، امیدوارم بازی ایران- آرژانتین باعث شود که حداقل مقیاس «از جان مایه گذاشتن » را به درستی اندازه بگیریم؟

    مانده ام که چرای برخی روزهای حماسه به راحتی فراموش می شوند... مانده ام که چرا صداوسیمای ملی به دهم تیرماه سالروز آزاد سازی مهران توجهی ندارد؟ چرا این رویداد مهم در لابلای سطحی ترین خبرها فراموش می شود؟ این همه کم توجهی نشانه چیست؟... وای خدای من؛ گفتنش راحت است. چگونه می شود 6 هزار لاله­ی پرپر شده­ی دشت مهران را فراموش کرد؟

    بگذریم...همه جای ایران سرای من است. اما، نگذاریم یاد شهیدان به فراموشی سپرده شود...

    « هر زمان اسم مهران را می شنوم، اشک امانم نمی دهد...من تنها برادرم را در عملیات کربلای یک از دست داده ام و امروز هیچ نامی از او نیست... در سن 13 سالگی به جبهه رفت و در 19 سالگی به  شهادت رسید...آه که دلم لحظه ای آرام ندارد به یاد روی زیبایش... وعده خدا حق است...»

    عبارات بالا، جملات خانمی به نام فاطمه است که در یکی از سایت ها نوشته بود. کم نیستند بانوانی مثل فاطمه که برادرشان در مهران به سوی آسمان شتافته است و کم نیستند مادرانی که هنوز چشم انتظار فرزندانشان هستند. چه بسیار مردانی که قسمتی از بدنشان را در دل خاک مهران دفن کرده اند و اکنون جانبازی سرافراز هستند...

    آری، درد دل با مهران عزیز، قصه همیشگی ماست؛ سال هاست که با مهران درد دل می کنیم و سراغ لاله های پرپر شده و پرستوهای سبکبال وطن و دیارمان را از مهران می گیریم. مهران، نه تنها برای مردم استان ایلام، بلکه برای بسیاری از مردم ایران، یادآور خاطرات تلخ و شیرین فراوانی است. مهران سمبل پایداری، ایثار، استقامت و ایستادگی مردمان رنج دیده و شهید پرور سرزمین آلامتو (اسم قدیم ایلام؛ به معنی سرزمین طلوع خورشید) می باشد.

    آری، خورشیدهای فراوانی از سرزمین مهران طلوع کردند و هنوز هم نورشان روشنی بخش راه تاریک و پرفراز و نشیب زندگی ماست...

    هموطنم! در روزهایی که نتایج مسابقات فوتبال و والیبال، جزو پربیننده ترین مطالب سایت ها و خبرگزاری هاست، حوصله کن و برای دقایقی با قهرمانان ایثار و شهادت و دیار همیشه مهربان مهران همسفر شو...

    هموطنم! در دهم تیرماه سال 1365، حماسه ایثار و شهادت در سرزمین مهران اتفاق افتاد و برادران و پدران من و تو مردانه ایستادند و همه دشمنان دنیا را با شکست بدرقه کردند و  بالاترین درجه عشق و ایثار را معنی کردند...

    آری، بزرگترین حماسه ها در سرزمین من و تو اتفاق افتاده و اکنون قهرمانان ما همنشین فرشتگان آسمانی هستند... خرمشهر، مهران، فکه، دوکوهه، طلائیه، هویزه، سوسنگرد، پاوه، گیلان غرب، دهلران، قلاویزان، کله قندی، چنگوله، موسیان، میمک و... محل برگزاری بزرگترین حماسه های ایثار و شهادت بوده اند و سمبل مقاومت و ایستادگی را در ویترین افتخارت خود گذاشته اند... مبادا در لابلای اخبار فوتبال و والیبال، حماسه ها را فراموش کنیم...

    برادر! همنشین قصه ها و غصه های من و مهران شو! شاید یکی از عزیزان تو در همین مهران به شهادت رسیده باشد یا شاید یکی از کسانی باشی که قطعه ای از بدنت را به خاک نازنین مهران هدیه داده ای و اکنون جانبازی سربلند و سرافراز هستی و اسم مهران تو را به یاد همسفرانت و همسنگرانت می اندازد...

    نمی دانم در کجای خاک عزیز ایران نشسته ای و به قصه من و مهران گوش می دهی، شاید هم در دوران جنگ، کودکی بیش نبوده ای و مهران را نشناسی. اما کودکی من و تو با هم فرق دارد، دوران زیبای کودکی من و امثال من با زوزه خمپاره ها و غرش هواپیماها گذشت و در همان زمان که مدام به دنبال مادرم می دویدم تا پناهگاهی برای امان ماندن از بمب های دشمن پیدا کنم، تو  شاید مشغول بازی های کودکانه و اسباب بازی های زیبایت بودی...

    زمانی که با «لالایی» آرام بخش مادرت به خواب می رفتی، کودکان دیار من شاهد پرپر شدن عزیزانشان بودند و هیچ خاطره ای از لالایی مادر را به یاد ندارند، اما صدای «روله روله» مادران شهدا، هنوز هم در اعماق سلول های مغزم طنین انداز است و مرا به یاد هم بازیان دوران کودکی ام می اندازد که در زیر بمباران ها تکه تکه شدند...از میان ترانه ها به آواز« چویل خمار پر له عسرم هه رو...» دریادم مانده است...

    برادرم! شاید هم یکی از کودکان خوزستان، کرمانشاه، کردستان، لرستان و یا ایلام هستی که زیر بمباران های مستقیم دشمن بوده ای و مانند من، بدن پاره پاره شهیدان را از نزدیک دیده ای، شاید هم، تو همان کودکی هستی که در دورترین نقطه کشور زندگی می کنی، ولی پدرت در سرزمین مهران به سوی آسمان ها شتافته است و آغوش گرم او را دگر بار احساس نکرده ای... نمی دانم؛ شاید تو همان فاطمه هستی که هنوز پیکر برادرش را ندیده است. یا شاید همان کسی هستی که دایی، پسردایی و پسرعمویش بطور همزمان در عملیات مهران عروج کردند...

    خرمشهر، مهران، شلمچه، فکه، قلاویزان، کله قندی، دهلران، گیلانغرب،سوسنگرد، دزفول، اندیمشک، سردشت، هویزه، طلائیه، دوکوهه، فاو، مجنون، میمک و... یادآور بلندآوازه های پاره پیکر و آلاله های سربریده وطن عزیزمان هستند. مهران ما، سال ها با شهدا زندگی کرده و خاک او سجده گاه عاشقان شهداست...

     هموطنم! برادرم!خواهرم!... باور کنید می خواستم مطلبی بسیار کوتاه بنویسم که فقط و فقط مهران را به یاد بیاورم، اما خدا شاهد است که قلبم با قلمم هماهنگ است و اجازه توقف نمی دهد...

    از اینکه حوصله می کنی و به حرف هایم گوش می دهی، ممنونم. بگذار از شهر درد و غربت برایت بگویم. گوش کن تا حداقل بدانی مهران در کجای نقشه ایران است!!؟ زیرا دلم می گیرد اگر کسی نداند مهران کجاست؟

    دلم می گیرد؛ اگر کسی به سالروز آزادسازی مهران که ثمره خون شش هزار شهید و هزاران مجروح است، بی توجه باشد، دلم می گیرد؛ اگر سرزمین قهرمانم فراموش شود و در پاورقی صفحات تاریخ قرار گیرد. دلم می گیرد؛ اگر کسی تفنگ های بی برادر را نشناسد. دلم می گیرد؛ اگر شهر خون و گلوله و آتش ناشناس باشد و غصه هایم پایانی ندارد؛ اگر شهر خمپاره های بی پایان، غصه های بی پایان داشته باشد.

    هموطنم! برادرم! بگذار دلتنگی هایم را با تو قسمت کنم، آری، مهران یادآور عملیات های میمک، والفجر، کربلای یک و... است. رسانه ها در حق دیار من کم لطفی کرده اند، اما بیا تا با هم همراه شویم و خرمشهرها، مهران ها، شلمچه ها، فکه ها و... را در  تقویم ماندگار قلب خود ثبت کنیم.

    هم وطن عزیزم! امروز در جای جای گلزارهای شهدا، شیرمردان و دلیرمردانی خفته اند که محل عروجشان مهران مهربان ایران است.

     هم وطنم! اگر در جایی هستی که بطری آب خنک و سرمای کولر تو را همراهی می کنند، قمقمه شهدا و گرمای سوزان مهران را به یاد بیاور، بیا من و تو با هم همراه شویم و با مهران سخن بگوییم. مهران فقط شهر من نیست، شهر تو نیز هست. مهران فقط افتخار من نیست، افتخار تو نیز هست...

    بیایید ذهنمان را از گرد و غبار فراموشی بزداییم و گذشته ها را ورق بزنیم و آوازه دلیرمردان و شیرزنان خاکمان را به گوش همگان برسانیم تا شاید از سرزمین مهر و مهربانی هم یادی بشود... شاید در روز آزادسازی مهران، پلاکاردهای کوچکی در تهران نیز نصب شود.

    ای مهران قهرمانم! زمانی که اسم تو را بر زبان می آورم، حسی از غرور سراسر وجودم را فرا می گیرد. سلام بر مردمان سرزمینت که در اوج محرومیت و مظلومیت، حرمت خاک وطن را حفظ کرده و چشم ناپاک دشمنان را از آن دور کرده اند. هر آنچه از شجاعت و دلاوری مردمان سرزمینت بگویم، شایسته آن هستند...

    مهران عزیز! خودت می دانی که جنگ در سرزمین تو همچنان ادامه دارد و هر از گاهی سلاح نامرد مین که یادگار نامردترین مردان دنیاست، مادران را چشم انتظار فرزندان می گذارد و خدمت مقدس سربازی را در مناطق صفر مرزی تبدیل به خط مقدم جبهه کرده است...

    مهران عزیز! خودت می دانی که بارها دهقانان و کشاورزان، بدن های مطهر شهدای گمنام را از زیر خروارها خاک می یابند و این قصه های پرغصه، حدیث تلخ مردمان سرزمینت است.

    راستی؛ رضا دستواره، قيصر موسي بيگي، رحمان حسيني و حميدرضا دستگير که دلیرانه با فرياد يا ابوالفضل(ع)، قلب دشمن را در عملیات کربلای یک، نشانه رفتند، کجا هستند؟

    از مرتضی ساده میری، علی غیوری زاده، جعفر و حمزه چناری چیزی به یاد داری؟ روح الله رشنوادی و فتح الله بختی کجایند؟ از یادگار امیدی، ولی الله عباسی و حجت الله عباسی برایم سخن بگو. علی بسطامی، حسن فیض الهی و قنبر جم زاده کجا رفتند و همنشین کدام فرشته آسمانی شدند؟ از عبدالرضا اسماعیلی، هادی شهبازی و علیمرد شعبانی برایم سخن ها بگو و از هزاران شهید گمنام و جاویدالاثر سرزمینت برایم بگو. آیا از جانبازان سرافرازت خبر داری؟

    راستی از دلاورمردان و شیرزنان عشایر خبر داری؟ آیا کسانی که نان محلی می پختند و برای رزمندگان می فرستادند را به یاد داری ؟

    مهران مهربانم! سلام بر شهیدان جاویدالاثر دیارت که شاید با تن بی سر در دل گوشه ای از خاک نازنینت آرمیده اند. سلام بر شهیدان سرزمینت که در برابر آتش دشمن بعثی، سینه سپر کردند و بزرگترین افتخارات را در قلب تاریخ حک نمودند...

    ای مهران جاودان! ما که اسیر متاع بی ارزش دنیا گشته ایم. از سال های اسارت و از آزادگان سرافرازت برایمان روایت کن...

    مهران عزیز! به شهیدان سرزمینت بگو ما را به حال خود رها نکنند. به آنها بگو بسیار کوتاهی کرده ایم و به خدا شرمنده ایم. به آنها بگو از اینکه بازماندگانشان را به فراموشی سپرده ایم، شرمنده ایم.

    ای یادگار خون یاران! از خاکریز و سنگرهایت برایم بگو. از لاله های بی کفن سرزمینت بگو. از پلاک و چفیه های بی بدن بگو. به من بگو با بغض های در گلو مانده ام چه کنم؟

    و باز هم سلام بر  تو ای مهران قهرمان، که افتخار جاودانه سرزمین ایران هستی...

     

     

       ۱۰ تير ۱۳۹۳   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [8]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    حجت الله هاشم بيگي
    توسعه گستر دالاهو
    معرفی مدیر وبلاگ *حجت الله هاشم بیگی هستم.متولد6 آذرماه 1358 و در استان ایلام و منطقه چوار به دنیا آمده ام.دارای لیسانس ریاضیات کاربردی از دانشگاه اصفهان و مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه بوعلی سینا همدان می باشم.هم اکنون دانشجوی دوره دکترای اقتصاد بوده و مدرس دانشگاه هستم. به عنوان کارشناس ارشد اقتصادی در مراکز پژوهشی تهران نیز فعالیت می نمایم.عقیده ما بر این است که برای کمک به توسعه کشور و به ویژه استان عزیز ایلام، چندین پارامتر مهم هستند که عبارتند از:دانش-اراده-لیاقت-انضباط اجتماعی-همدلی-وجدان کاری و اگر حروف ابتدای این کلمات را در کنار هم قرار دهیم عبارت(دالاهو) بدست می آید. زندگی پرفراز و نشیبی داشته ام .در خانواده ای هشت نفره زندگی می کنم که مثل بسیاری از خانواده های ایران جمعی صمیمی و مهربان داریم.فرزند اول خانواده بوده و دارای سه برادر و دو خواهر هستم.هدف اصلی من از ایجاد وبلاگ توسعه گستر دالاهو کمک به توسعه کشور(ولو بسیارناچیز) و به ویژه استان قهرمان پرور ایلام با همفکری هموطنان می باشد.البته یکی دیگر از زمینه های مورد علاقه من انجام امور فرهنگی،  ورزشی و هنری و کمک به ایجاد شور ونشاط در بین جوانان می باشد...فرهنگ ایثار و شهادت را زیربنای فرهنگ جامعه می دانم و نوشتن مطلب در مورد دفاع مقدس و شهدا را بسیار دوست دارم. به اعتقادمن، همه ایلامیان خارج از استان باید در جهت معرفی این دیار تلاش کنند.  برای تمام مردم ایران زمین، در هرکجای دنیا،آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم.امید است با کمک همدیگر بتوانیم قدمی هرچند کوچک در راستای کمک به توسعه استان ایلام برداریم.
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (16)
    اخبار (3)
    اقتصادی و اجتماعی (22)
    هنری و فرهنگی (9)
    صنعتی (0)
    ورزشی (18)
    ایثار و مقاومت (22)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    از معلمان خود یاد کنید....
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    حضور آرام مدیران قبلی و حکایت مارادونا و غضنفر
    تبریک به علی هاشمی و نگاهی به استعدادهای ناب چوار
    بلوط های سوخته، مدیران استوار و مدیریت انجیری
    آتش بی تدبیری در جنگل های ایلام
    مهران مهربان قهرمان ایران فراموش نشود!!!
    فراموشي مهران قهرمان در هياهوي جام جهاني فوتبال!؟
    آقای دوستی؛ خسته نباشید...
    این روز ها ستون های قلاقیران می لرزد!!؟؟
    نگذارید«مروارید»، «آزاد» شود.
    بی توجهی نمایندگان ایلام به روز ملی ایلام
    از معلمان خود یاد کنید...
    شکست سنگین پیشکسوتان استقلال تهران مقابل چوار65
    زیباترین خداحافظی فوتبال در چوار ایلام
    داستان غم انگیز سقوط یک خلبان ایلامی!!!
    حکایتهای پرغصه حراست پالایشگاه گاز ایلام
    سیمای ج.ا.ا نقش عشایر ایلام در میمک را نادیده گرفت
    جناب نماینده؛ دیواری کوتاه تر از ایلام پیدا نکردی؟
    دیدار فوتبال پیشکسوتان استقلال و چوار65 ایلام
    وي‍ژه نامه «چوار؛سرزمين لاله هاي فوتبال» منتشر شد
    یادواره شهدای چوار و چند نکته
    واقعه چوار و شرط ازدواج با حجت الله هاشم بیگی
    مجموعه فرهنگی ورزشی شهدای چَوار ایلام احداث می شود
    شاخه­ گلی تقدیم به اداره ورزش و جوانان استان
    هفته دولت و یادی از وعده های استاندار در مزار شهدا
    دانش محوری؛ حلقه گمشده مدیریت استان
    غمی سنگین تر از عروج شهیدرضایی نژاد

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    انجمن دانشجويان و فارغ التحصيلان چوار
    سایت دولت
    سایتهای مختلف هنری،اقتصادی،اجتماعی،اشخاص و...
    وبلاگ شخصی حجت الله هاشم بیگی

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۳۷۹۰۷ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  مشاهده | امروز  ۴۹۲۹ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |