صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

توسعه گستر دالاهو
حجت الله هاشم بيگي

  • بعدی
  •  
       داستان غم انگیز سقوط یک خلبان ایلامی!!!

    وقت تنگ است و مقدمه لازم نیست...                       

                                                                

    ... خیلی به دنبال جزئیات ماجرا نباشید. برای اینکه داستان ما کمی واقعی به نظر برسد، دو نفر را در نظر می گیریم. فرض کنید اسم نفر دوم با فامیلی نفر اول شروع می شود( مانند محمد محمودی و محمود شکوهی). فرض دیگر ما این است که هر دو دکتر هستند، اما آمپول زدن بلد نیستند. لذا، ممکن است هم درد را اشتباه تشخیص دهند و هم درمان را !!   

     داستان از آنجا شروع شد که چند نفر با هم به رقابت مقدماتی پرداختند تا از بین آنها سه نفر به تیم کوهنوردی استان ایلام دعوت شوند. هیئت داوران، تنها دو نفر را در لیست نهایی قرار داد. این دو نفر به تیم کوهنوردی استان دعوت و قرار شد با برنامه ای کامل، مسیرهای سخت و دشوار را طی کنند و بعد از رسیدن به قله، ضمن درج اسم استان، دردها و مشکلات را بر بالاترین نقطه کوه فریاد بزنند.

     چند صباحی نگذشت که آنها پناهگاههای مختلف را شناسایی و برای آرامش خویش، از آنها استفاده می کردند. در این راستا، مشاهده کردند که چند نفر از بچه های ایلام عضو تیم ملی هستند و قبل از آنها به این پناهگاهها دست یافته اند. لذا، تصمیم گرفتند در راستای خدمت رسانی به استان عزیز ایلام و جلوگیری از خستگی مفرط کوهنوردان بومی، آنها را به سمت پایین هدایت کنند تا کوهنوردان استانهای دیگر جانشین آنها  شوند!

    در یکی از روزها، با حادثه وحشتناکی روبرو شدند. تعدادی کوهنورد در برف و بوران گرفتار شده بودند. لذا، تصمیم گرفتند به هرطریقی به آنها کمک کنند. فریاد زدند و صدای آنها را شنیدند. درکمال تعجب، همگی از بچه های ایلام بودند...

    محمد و محمود سعی کردند با هلال احمر تماس بگیرند تا به کمک آنها بیایند. از آنجایی که آنتن دهی موبایل آنها ضعیف بود، تلاششان نتیجه نداد. اما، در عین ناباوری دیدند که؛ هلیکوپتر هلال احمر بر فراز دره ظاهر شد و با تمام تجهیزات لازم در نقطه مناسبی فرود آمد. اکیپ هلال احمر با تلاش فراوان کلیه افراد را نجات و به آنها غذای گرم دادند.

    محمد و محمود، برای تشکر از اکیپ هلال احمر نزد آنها رفتند. در کمال تعجب دیدند؛ خلبان هلیکوپتر یک ایلامی است. از او پرسیدند؛ چطور متوجه این گرفتاری شدید؟ خلبان(که اسمش رستم بود) گفت: من خودم ایلامی هستم و می دانم که کوهنوردان ایلامی، امکانات و تجهیزات زیادی ندارند و احتمال گرفتاری آنها همیشه وجود دارد. لذا، هر زمان که می شنوم تیم کوهنوردی ایلام می خواهد به قله صعود کند، سریعاً خودم را آماده می کنم و هر روز یکی دوبار به گشت زنی می آیم!!

    رستم حرفهایش را گفت و در کمال ناباوری با برخورد عجیب یکی از دو نفر روبرو شد: تو پول هلی کوپتر را از کجا آوردی؟ من باید تمام هلی کوپتر را بازرسی کنم!!! درضمن، این نیروهایی که مردم را نجات می دهند، همگی فامیل خودت هستند. اون وقت، من که قهرمان کوهنوردی استان شده ام، هیچکدام از اینها را نمی شناسم. سریعاً به مرکز فرماندهی بیسیم بزنید.

    رستم که از این حرفها شوکه شده بود، با آقا مهدی تماس گرفت و بیسیم را به محمود شکوهی داد: آقا مهدی! از این به بعد، ایشان نباید برای نجات امثال ماها که کوهنوردیم تلاش کند. ایشان را به قسمت تدارکات یا تأسیسات هلی کوپترها ببرید!

     آقا مهدی که هاج و واج مانده بود، گفت: او یکی از بهترین خلبانان من است. فعلاً صبر کنید همشهریان خودتان را از برف و بوران نجات دهد و به دامنه کوه بیاورد. بعد از آن، با هم صحبت می کنیم تا ببینیم موضوع چیست؟ اگر موضوع خاصی باشد، سریعاً عوضش می کنم.

    شکوهی پایش را در یک کفش کرده بود و می گفت: همین کمک خلبانی که همراهش است، خلبان هلی کوپتر بشود و رستم پیش ما بماند.

    محمد محمودی با کمی تلاش  به هم تیمی اش گفت: محمود جان! اینجوری خیلی زشته، هرچی باشه همشهری خودمونه، فردا که مردم متوجه بشوند، چی در مورد ما میگن؟؟ آخه چه ایرادی داره چند نفر از اقوامش هم همراهش باشن؟ اگر ایشان نبودند که الان، تعدادی از همشهریانمان از سرما و برف و بوران فوت کرده بودند... بگذار برگردد...اینکه خلبان هلی کوپتر همشهریمان باشد، برای خودمان هم خوب است...

    حرفهای محمد تأثیری نداشت و اصرار شکوهی باعث شد؛ آقا مهدی(علیرغم میل باطنی) تصمیمش را بگیرد؛ به رستم گفت: از هلی کوپتر پیاده شود و سکان را به عباس(کمک خلبان) بدهد...رستم از هلی کوپتر پیاده شد و تصمیم گرفت به دامنه کوه برگردد. نگاهی به شکوهی کرد و با حسرت گفت: کاش حداقل به من اجازه می دادید که لذت نجات همشهریانم را حس کنم. از این به بعد، باز هم کوهنوردان ایلامی برای کوهنوردی می آیند و من نگران این هستم که چه کسی مواظب آنها خواهد بود؟

    بعد، رو به محمد گفت: شما چیزی بگو! یا حداقل به کوهنوردان ایلامی بگویید؛ به فکر فتح قله نباشند!

    رستم راهش را به سمت پایین ادامه داد. بعد از نصف روز، به پایگاه تدارکات دارویی و کمکهای اولیه هلال احمر رسید. با خودش تصمیم گرفت همانجا بماند تا بلکه بتواند کاری برای کوهنوردان کشور و به ویژه کوهنوردان ایلامی انجام دهد. رستم در پایگاه ماند و گذشته خودش را در میان انبوهی از سئوالات و ابهامات بررسی می کرد. با خودش گفت: ای کاش هرگز پایم را به این دره نگذاشته بودم. اما، سریعاً از این حرف خود پشیمان شد و گفت: خدایا! بهترین تجهیزات و امکانات را برای کوهنوردان ایلامی فراهم کن تا بتوانند مانند کوهنوردان سایر استانها با خیال راحت قله ها را فتح کنند!

    رستم روزهای زیادی را در پایگاه مذکور گذراند. بعد از مدتی چند کوهنورد ایلامی را دید که برای فتح قله آمده بودند. اکثر آنها از دوستان قدیمی رستم بودند. وی که از دیدن آنها خیلی خوشحال شده بود، موارد زیر را بیان کرد و تأکید نمود که این مطالب را آویزه گوش خود کنند:

    1- درصورتی که سرمربی یا بازیکن تیم ملی کوهنوردی هستید؛ از مصاحبه با رسانه ها جداً خودداری نمایید و یک مدیررسانه ای(حتماً غیرایلامی) برای خود منصوب کنید!

    2- هر گونه لیستی در هر زمینه ای که دارای 60 سطر باشد را قبول کنید. چون بی توجهی به این عدد، آینده سیاهی را برایتان رقم خواهد زد و در برف و بوران گرفتار خواهید شد!

    3- آقا حشمت! تو که مدرک دکترا داری و مدیر برنامه ریزی تیم کوهنوردی هستی؛ بهتر است همین امروز برگردی و راه را ادامه ندهید. چون یک نفر در بالای کوه است که از تو خوشش نمی آید و قطعاً با حضور شما در قله مخالفت خواهد کرد!

    4- اما، شماها که دکترا ندارید، هیچ توصیه ای برایتان ندارم. اگر یکدفعه همگی برگردید، مسیر فتح قله دچار اختلال می شود. از طرفی، محمود شکوهی باید کمی وقت داشته باشد تا در سایر پایگاهها، جایگزین های غیر بومی شما را با فراغ بال شناسایی کند. البته، به صادق توصیه اکید می کنم که همین امروز با عزت و احترام برگردد. من نمی دانم چطور اصرار به بالا رفتن داری. من که خلبان بودم را پیاده کرده اند، وای به حال تو که کمک خلبان هستی! تازه، خودم کمک خلبانی بهت یاد دادم! مگه ندیدی چند روز قبل چطوری بهروز را از قله پایین آوردند! حداقل از هم ولایتی خودت عبرت بگیر!

    5-  اگر هم اصرار دارید راه قله را ادامه دهید، سعی کنید در طول مسیر حرف نزنید. البته، آنهایی که لهجه فارسی خوبی دارند، از این بابت مشکلی ندارند. مهم این است که محمود شکوهی متوجه نشود شما ایلامی هستید!! زیرا با خودش قرار داد بسته که ببیند تا زمانی که بالای قله است، چند نفر کوهنورد ایلامی را می تواند نا امید کند؟؟

    ............................ ماهها از این داستان گذشت و تعدادی کوهنورد ایلامی در برف و بوران شدیدی گرفتار شدند... صادق، جواد و... برای نجات آنها خیلی تلاش کردند،اما هم خلبانی بلد نبودند و هم امکانات نداشتند!!

       صادق زیر لب گفت: یاد رستم به خیر!!... امان از بی کسی!! 

       ۳۰ دی ۱۳۹۱   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [9]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    حجت الله هاشم بيگي
    توسعه گستر دالاهو
    معرفی مدیر وبلاگ *حجت الله هاشم بیگی هستم.متولد6 آذرماه 1358 و در استان ایلام و منطقه چوار به دنیا آمده ام.دارای لیسانس ریاضیات کاربردی از دانشگاه اصفهان و مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه بوعلی سینا همدان می باشم.هم اکنون دانشجوی دوره دکترای اقتصاد بوده و مدرس دانشگاه هستم. به عنوان کارشناس ارشد اقتصادی در مراکز پژوهشی تهران نیز فعالیت می نمایم.عقیده ما بر این است که برای کمک به توسعه کشور و به ویژه استان عزیز ایلام، چندین پارامتر مهم هستند که عبارتند از:دانش-اراده-لیاقت-انضباط اجتماعی-همدلی-وجدان کاری و اگر حروف ابتدای این کلمات را در کنار هم قرار دهیم عبارت(دالاهو) بدست می آید. زندگی پرفراز و نشیبی داشته ام .در خانواده ای هشت نفره زندگی می کنم که مثل بسیاری از خانواده های ایران جمعی صمیمی و مهربان داریم.فرزند اول خانواده بوده و دارای سه برادر و دو خواهر هستم.هدف اصلی من از ایجاد وبلاگ توسعه گستر دالاهو کمک به توسعه کشور(ولو بسیارناچیز) و به ویژه استان قهرمان پرور ایلام با همفکری هموطنان می باشد.البته یکی دیگر از زمینه های مورد علاقه من انجام امور فرهنگی،  ورزشی و هنری و کمک به ایجاد شور ونشاط در بین جوانان می باشد...فرهنگ ایثار و شهادت را زیربنای فرهنگ جامعه می دانم و نوشتن مطلب در مورد دفاع مقدس و شهدا را بسیار دوست دارم. به اعتقادمن، همه ایلامیان خارج از استان باید در جهت معرفی این دیار تلاش کنند.  برای تمام مردم ایران زمین، در هرکجای دنیا،آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم.امید است با کمک همدیگر بتوانیم قدمی هرچند کوچک در راستای کمک به توسعه استان ایلام برداریم.
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (16)
    اخبار (3)
    اقتصادی و اجتماعی (22)
    هنری و فرهنگی (9)
    صنعتی (0)
    ورزشی (18)
    ایثار و مقاومت (22)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    از معلمان خود یاد کنید....
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    حضور آرام مدیران قبلی و حکایت مارادونا و غضنفر
    تبریک به علی هاشمی و نگاهی به استعدادهای ناب چوار
    بلوط های سوخته، مدیران استوار و مدیریت انجیری
    آتش بی تدبیری در جنگل های ایلام
    مهران مهربان قهرمان ایران فراموش نشود!!!
    فراموشي مهران قهرمان در هياهوي جام جهاني فوتبال!؟
    آقای دوستی؛ خسته نباشید...
    این روز ها ستون های قلاقیران می لرزد!!؟؟
    نگذارید«مروارید»، «آزاد» شود.
    بی توجهی نمایندگان ایلام به روز ملی ایلام
    از معلمان خود یاد کنید...
    شکست سنگین پیشکسوتان استقلال تهران مقابل چوار65
    زیباترین خداحافظی فوتبال در چوار ایلام
    داستان غم انگیز سقوط یک خلبان ایلامی!!!
    حکایتهای پرغصه حراست پالایشگاه گاز ایلام
    سیمای ج.ا.ا نقش عشایر ایلام در میمک را نادیده گرفت
    جناب نماینده؛ دیواری کوتاه تر از ایلام پیدا نکردی؟
    دیدار فوتبال پیشکسوتان استقلال و چوار65 ایلام
    وي‍ژه نامه «چوار؛سرزمين لاله هاي فوتبال» منتشر شد
    یادواره شهدای چوار و چند نکته
    واقعه چوار و شرط ازدواج با حجت الله هاشم بیگی
    مجموعه فرهنگی ورزشی شهدای چَوار ایلام احداث می شود
    شاخه­ گلی تقدیم به اداره ورزش و جوانان استان
    هفته دولت و یادی از وعده های استاندار در مزار شهدا
    دانش محوری؛ حلقه گمشده مدیریت استان
    غمی سنگین تر از عروج شهیدرضایی نژاد

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    انجمن دانشجويان و فارغ التحصيلان چوار
    سایت دولت
    سایتهای مختلف هنری،اقتصادی،اجتماعی،اشخاص و...
    وبلاگ شخصی حجت الله هاشم بیگی

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۳۷۸۱۸ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۷۷۹ مشاهده | امروز  ۴۸۴۰ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |