صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

توسعه گستر دالاهو
حجت الله هاشم بيگي

  • بعدی
  •  
       مهران مهربان قهرمان ایران فراموش نشود!!!

    در سالهای گذشته نگارنده مقالات زیادی را درباره اهمیت و عظمت سالروز آزادسازی مهران به رشته تحریر دراورده است.اما باید باور کنیم که هنوز حق مطلب در مورد مهران ادا نشده است.مهران که یادآور نماد و پایمردی رزمندگان اسلام و مردم ایلام است هیچگاه به درستی معرفی نشده و رشادتهای  این خطه خاطره انگیز آنچنان که باید و شاید در سطح ملی معرفی نشده است.

    واقعا معلوم نیست ایراد کار کجاست که چنین حماسه عظیمی در سطح ملی مورد توجه قرار نمی گیرد؛در حالی که بدون اغراق، حماسه کربلای یک کمتر از آزادسازی خرمشهر و آبادان و... نیست. اگرچه معمولا در سطح استان مراسماتی برگزار می شود ولی هیچ برنامه ملی در سطح کشوری نداریم. درسالیان گذشته نیز برخی برنامه هایی که در تهران برای ایلام به عنوان مهدپایداری برگزارمی شد بسیار سطح پایین بود و در برخی مواقع شان ایلام را پایین می آورد.

    زمانی هم گفتند که ما میدان قبای تهران را به اسم مهران نامگذاری کردیم...اما این میدان را الان به هر اسمی می شناسند الا میدان مهران و چند روز پیش مردم این محله در جلسه ای به این موضوع اعتراض می کردند و عده ای دیگر می گفتند اسم مهران تصویب نشده و ما اگر اسمی بگذاریم اسم شهدای محله قبا را می گذاریم.آیا این در شان مهران و ایلام است؟. دلیلش چیزی غیر از بی تدبیری و عدم برنامه ریزی صحیح و همچنین ماست مالی کردن برای ارایه گزارش کار نیست!!!

    حرف در مورد مهران زیاد است اما این سطور نگاشته شد تا حواسمان باشد که ببینیم چه برنامه هایی برای دهم تیرماه (سالروز آزادسازی مهران) پیش بینی شده و تلنگری باشد که بدانیم یاد حماسه ها و رشادت ها را فقط با رفع تکلیف و برگزاری یک مراسم نمی .توان زنده نگهداشت. حیف است که اسم ایلام فقط با حوادثی مانند آتش سوزی جنگل ها، زلزله و گرد و خاک در صدر رسانه ها قرار گیرد و نتوانیم با پشتوانه پایداری و پایمردی مردمان این دیار در صدر اخبار قرار بگیریم!!!

    فکر بلند و خلاقیت و نواوری در ویژه برنامه های سالروز آزادسازی مهران و همچنین رسانه ملی مدنظرمان باشد.

    نکته پایانی اینکه یاد روزهای خون و حماسه، تلنگری برای همه ما باشد که هدف و مرام شهیدان و ارزش های آن دوران را مرور کنیم و تکلیف محوری و ماموریت محوری را جزو اهداف خود قرار دهیم نه پست محوری را...

    ز

       ۷ تير ۱۳۹۴   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [1]

    نسخه آماده چاپ


     
       بی توجهی نمایندگان ایلام به روز ملی ایلام

    بی توجهی نمایندگان ایلام به روز ملی ایلام

    آزادسازی مهران یکی از مهمترین وقایع دوران دفاع مقدس می باشد. بسیاری از مردم و مسئولین، آزادسازی مهران را کمتر از فتح خرمشهر نمی دانند.سالروز عملیات کربلای یک که منجر به آزادسازی شهر مهران گردید، به عنوان روز ملی ایلام نامگذاری شده است.

    در باب اهمیت آزادسازی مهران و بی توجهی رسانه ها( علی الخصوص صدا وسیمای کشوری) به این رویداد مهم بسیار گفته شده است.

    بارها انتقاد شده است که چرا مراسم های سالروز آزادسازی مهران بطور شایسته ای برگزار نمی شود و چرا مسئولین رده بالای کشوری و رسانه ملی توجه چندانی به این حماسه مهم ندارند.

    اگر چه انتقادات فراوانی بر عملکرد برخی از مسئولین رده بالای استانی و کشوری و رسانه ملی وارد است، بی توجهی نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی به این موضوع بسیار مهم، جای بسی تأمل دارد!!

    با مراجعه به سایت های اختصاصی نمایندگان عزیز استان، حتی یک پیام خشک وخالی در مورد گرامیداشت روز ملی ایلام مشاهده نمی شود.

    به نظر می رسد؛ ازدیدگاه نمایندگان محترم، تغیر اسم شهرستان شیروان چرداول و تغییر بخش بدره به شهرستان، دارای اهمیتی بسیار بیشتر از روز ملی ایلام و یادآوری حماسه ها است؛ موضوعاتی که در صدر اخبار سایت های نمایندگان محترم قرار گرفته است!!

    اگر قرار است روز ملی ایلام و سالروز حماسه بزرگ آزادسازی مهران توسط نمایندگان محترم فراموش شود، وای به حال سایر موضوعات مهم و رنج های مردم ایلام!!!

    از نمایندگان محترم انتظار می رفت؛ در ایام مهم دهه آزادسازی مهران، حماسه های مردم ایلام در دوران جنگ تحمیلی را به یاد دیگران بیاندازند... اگر چه در شرایط فعلی، همین که خودشان موضوع را به یاد بیاورند و مصاحبه های مهمی در این زمینه داشته باشند، غنیمت بزرگی است!!!

       ۱۱ تير ۱۳۹۲   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [6]

    نسخه آماده چاپ


     
       زیباترین خداحافظی فوتبال در چوار ایلام

    زیباترین خداحافظی فوتبال در چوار ایلام

    جذاب ترین و پرطرفدارترین ورزش دنیا، اشک­ها و لبخند­های زیادی را برای طرفدارانش به ارمغان آورده است. بسیاری از لحظات مسابقات فوتبال ، سالها و بلکه دهها سال در اذهان مردم باقی می ماند.

    استان ایلام، با430 کیلومتر مرز مشترک با کشور عراق، زیر بمباران­های شدید رژیم بعثی قرار گرفته بود... پاسدار شهید حسین هزاوه،بخشدار وقت چوار، به فکر چاره ای برای همدلی و اتحاد بین مردم منطقه خودش(چوار) افتاد. او ورزش فوتبال را انتخاب کرد تا مردم را دور هم جمع کرده و شادابی را به مردم جنگ زده تزریق کند.

    در تاريخ 23بهمن ماه سال 65 و به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامي، تيم هاي فوتبال «منتخب چوار» و «منتخب جوانان استان ايلام» در ساعت 16آغازگر يک مسابقه رويايي و باور نکردني بودند. مسابقه­ای که هیچگاه با سوت داور پایان نیافت؛ فوتبال تبدیل به پلی برای رسیدن به ایثارگری و شهادت شد و زیباترین پیوند بین فوتبال و شهادت، در زمین فوتبال چوار ایلام شکل گرفت.

    آری، چوار حكايت روزهايي است كه جوانان اين مملكت در زير بمباران دشمن بعثي دست از تلاش و تكاپو و مسابقات فوتبال بر نمي داشتند و با همان مقاومت ها و مردانگي ها بود كه دشمن تا بن دندان مسلح از پاي در آمد. امروز آرامش و امنيت کشور، ماحصل آن روزهاي حماسه و دفاع است. روایت یکی از فجیع ترین وقایع تاریخ فوتبال جهان را در زیر بخوانید...

    سخن آغازین

    در 23 بهمن ماه سال 1365، تیم های فوتبال «منتخب چوار» و «منتخب جوانان استان ایلام» اقدام به برگزاری مسابقه در شهر چَوار نمودند. بازیکنان هر دو تیم از جمله بهترین فوتبالیست­های استان و از چهره های محبوب مردم بودند... شرح ماجرا از زبان بازماندگان و تماشاگران مسابقه به نگارش درآمده است. با توجه به اینکه زمان زیادی از مسابقه گذشته است، برخی از بازماندگان، صحنه ها را به درستی به یاد نمی آوردند. اما برخی دیگر، می گفتند؛ انگار همین امروز اتفاق افتاده است. پیدا کردن بازماندگان و شرح مسابقه حدود 2 سال به طول انجامید و در این مدت، سعی کردیم گزارش­های اولیه را اصلاح و در حال حاضر، جدیدترین ویرایش را در این ویژه نامه منتشر نموده­ایم که از نظر شما خوانندگان عزیز می گذرد:

    گزارش مسابقه

    ...زمانی که حسین هزاوه، داور رسمی فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران، از بنیانگزاران تیم فوتبال خیبرخرم آباد و بازیکن ارزنده این باشگاه، به عنوان بخشدار بخش چَوار از توابع استان ایلام تعیین گردید و خود را در وسط جبهه جنگ دید، به فکر چاره ای برای ایجاد همدلی بین جوانان و کمک به جنگ زده ها افتاد. این فوتبالیست جوانمرد که اخلاق ورزشی را به خوبی آموخته بود، تصمیم گرفت تیم فوتبال خیبر چَوار را تأسیس کند و با برگزاری مسابقات فوتبال، از غم ها و رنج های مردم جنگ زده بکاهد. درواقع، فوتبال بهانه ای برای ایجاد اتحاد بین مردم و دمیدن روح زندگی در این دیار جنگ زده بود...

    ... بعد از آنکه بازیکنان هر دو تیم در راهپیمایی 22 بهمن شرکت نمودند، ترکیب تیم­ها از سوی مسئولین آنها اعلام تا برای فردا در زمین فوتبال چوار حضور داشته باشند. اسامی زیر برای حضور در ترکیب تیم «منتخب چَوار» اعلام گردید: مجتبی ناصری، عباس خداویسی، علی قیطاسی، حسین هزاوه، صیدمحمد زارعی، یونس تلوکی، علی عباسی، حسین فاضلی، سلمان کرد، عزت اله خیرالهی، جلیل اسدی، محسن بسطامی، امیدعلی خداویسی، رحمت محمودی و علی عباس کمری... سرپرست: سهراب عظیمی و سرمربی- بازیکن: حسین هزاوه.

     برای تیم منتخب جوانان استان ایلام نیز بازیکنانی همچون؛ فرمان فولادوند، سرحدرضازاده، رضا آزادی، مجتبی رضازاده، علی اشرف نصیری، محمد کمالوند، جهانگیر کاوه، عبدالرزاق مهدیه، عبدالجواد کرمی، علی نجات کرمی، جعفر نورمحمدی، مصطفی نعمتی، علی مداحی و فرشاد پورنوروز دعوت شدند که رمضان بزرگی سرپرست، علی گهرسودی سرمربی، علی محمد رازی و باقر رضایتی مربییان تیم بودند.

    .. روز 23 بهمن، بازیکنان یکی یکی خود را به محل مسابقه رساندند؛ عده­ای با پای پیاده و عده­ای هم با وسایل نقلیه آمدندو چند نفری هم نتوانستند در زمین حضور یابند.. بعد از لحظاتی، لباس­های ورزشی را به تن کرده و با هماهنگی مربیان بدنهایشان را گرم کردند. تعداد تماشاگران نیز هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد. حتی تعدادی از زنان نیز از روی تپه­های اطراف، مسابقه را نظاره می کردند.

    قبل از آغاز مسابقه، حسین هزاوه نکات فنی لازم را برای بازیکنان توضیح داده و به عنوان بخشدار چوار به بازیکنان می گوید: بچه ها حواستان باشد غرق فوتبال نشوید. اگر در حین مسابقه نقطه ای از شهر بمباران شد، سریعاً مسابقه را تعطیل کنید و به کمک مجروحان جنگی بشتابیم.

    از قبل قرار گذاشته بودند؛ رمضان بزرگی داوری مسابقه را بر عهده بگیرد. اما رمضان مقداری دیر رسید و هر دو تیم تصمیم گرفتند حمیدرضا رضایتی را به عنوان داور وسط انتخاب کنند. ابراهیم آهیده به عنوان کمک داور اول و یک نفر دیگر{بازماندگان اسمش را به یاد نمی آورند.} به عنوان کمک داور دوم، وی را در امر قضاوت یاری می کردند. مسابقه رأس ساعت 16 با سوت داور مسابقه آغاز شد.

    چوار0- ایلام 1

    از همان ابتدا، معلوم بود که هیچکدام برای باخت یا مساوی نیامده­اند. نیمه اول مسابقه با حملات گسترده تیم «منتخب جوانان ایلام» آغاز می شود... هماهنگی محمد کمالوند، مصطفی نعمتی و جهانگیر کاوه خطرات زیادی را بر روی دروازه چوار ایجاد می کند. پاس زیبایی به جعفر نورمحمدی مهاجم تیم ایلام می رسد و وی با یک ضربه عالی دروازه چوار را باز می کند...حملات تیم ایلام ادامه می یابد و مجتبی ناصری با واکنش های متعدد خود مانع گل های دیگر می شود... شوت سرکش یونس تلوکی، هافبک تیم چوار، روحیه هم تیمی هایش را بالا می برد و برای لحظاتی از زیر فشار خارج می شوند... پاس زیبای عبدالرزاق مهدیه به محمد کمالوند، یکی از صحنه های ماندگار بازی را خلق می کند... محمد کمالوند شوت محکمی را درست از روی خط هجده قدم، بسوی دروازه چوار روانه می سازد که مجتبی ناصری با یک شیرجه بلند توپ را از محل تلاقی دیرکهای دروازه دفع می کند. عباس خداویسی مدافع تیم چوار، توپ را بر روی دروازه تیم ایلام ارسال می کند...ضربه سر حسین فاضلی به دیرک دروازه برخورد و به اوت می رود.

     .... علی قیطاسی، هافبک تکنیکی تیم چوار، لحظاتی با بازیکنان تیمش صحبت می کند و از آنها می خواهد توپ را در اختیارش قرار دهند تا سلمان و یونس را در موقعیت گل قرار دهد. به توصیه هزاوه، صید محمد از هافبک به دفاع منتقل می شود... بازی تیم چوار کمی بهتر و روان­تر دنبال می شود... حملات تیم چوار ادامه می یابد...

    چوار0- ایلام2

    در حالی که بازی به دقایق پایانی نیمه اول نزدیک می شود، رضازاده و فولادوند به خوبی حملات تیم چوار را کنترل و بازی را آرام می کنند. مهدیه توپ را به علی اشرف نصیری می رساند. نصیری پاس بلندی را به پشت مدافعان تیم چوار ارسال می کند... جعفر نور محمدی توپ را دریافت و به داخل محوطه جریمه حمل می کند. پاس به بیرون نورمحمدی، محمد کمالوند را در موقعیت گل قرار داده و او با یک ضربه آرام و زمینی دروازه تیم چوار را باز می کند...

    وسط دونیمه؛

     حسین هزاوه: فرض کنید در جبهه هستید...

    گهرسودی: مبادا بازی را تمام شده بدانید...

    نیمه اول با نتیجه 2 بر صفر به سود منتخب جوانان ایلام پایان می یابد. حسین هزاوه از بازی نیمه اول راضی نیست و تغییراتی را در تیمش ایجاد می کند. هزاوه می گوید: بچه ها، فرض کنید وسط میدان جبهه هستید. اگر می خواهید بازی را ببرید، باید مثل رزمنده ها شجاعت داشته باشید. هزاوه خطاب به مدافعان می گوید: شماها کمی ناهماهنگ عمل کردید. اگر مجتبی ناصری نبود، گل های بیشتری می خوردیم...البته، اگر مثل اواخر نیمه اول بازی کنیم، می توانیم گل بزنیم... توپ ها را به یونس تلوکی و حسین فاضلی برسانید... علی عباسی هم بهتر است حواسش به محمدکمالوندی باشد... اگر بتونیم کمالوند و نورمحمدی را کنترل کنیم، کمتر آسیب می بینیم...

    ...در آن سوی میدان، گهرسودی نکات فنی لازم را به بازیکنان گوشزد می کند؛ مبادا بازی را تمام شده بدانید..45 دقیقه از بازی مانده و هر اتفاقی ممکن است بیفتد... بهتر است در نیمه دوم علی مداحی درون دروازه بایستد... رضا آزادی و فرمان فولادوند هم بیشتر حواسشان به حسین هزاوه و یونس تلوکی باشد...

    چوار1- ایلام 2

     بعد از 15 دقیقه استراحت، با سوت داور، نیمه دوم آغاز می شود... یکی از هواپیماهای عراقی که ظاهراً برای شناسایی آمده بود، بر فراز زمین فوتبال مشاهده می گردد و  بعد از لحظاتی، ناپدید می شود.

    ...تماشاگران که اکثراً طرفدار تیم میزبان(منتخب چوار) هستند، شدیداً به تشویق تیمشان می پردازند و آنها را دعوت به حمله می کنند. پاس زیبای یونس تلوکی به حسین فاضلی می رسد و او در یک موقعیت تک به تک، توپ را هدر می دهد...هزاوه خط دفاع را کمی به جلو می کشد و تأکید می کند: از همین زمین تیم ایلام، دفاع را انجام دهید.

    ...علی عباسی، با یک تکل زیبا توپ را از جلوی پای مهاجم تیم ایلام بر می­دارد... توپ را برای صیدمحمد زارعی می فرستد... صیدمحمد توپ را به عباس خداویسی می رساند...عباس حسین را فریاد می زند و توپ را برایش ارسال می کند... حسین هزاوه با دریبل یکی از بازیکنان تیم ایلام، از فاصله حدوداً 20 متری شوت سرکشی را به سمت دروازه می فرستند که به زیر طاق برخورد و گل می شود... شور و هیجان وصف ناپذیری در بین تماشاگران به وجود می آید...

    آخرین کرنر

    بازی با نتیجه 2 بر 1 ادامه می یابد... بازیکنان ایلام توپ و میدان را در اختیار می گیرند... پاس جهانگیر کاوه به عبدالرزاق مهدیه می رسد...مهدیه در عرض حرکت می کند و به سمت دروازه تیم چوار شوت می زند...توپ به یکی از مدافعان تیم چوار برخورد کرده و به کرنر می رود.

    ... بازی به دقیقه 55 رسیده است...داور در نقطه مناسب  و نزدیک محوطه جریمه تیم منتخب چوار، جایگیری کرده است. بازیکنان منتخب چوار برای دفاع و بازیکنان  منتخب ایلام برای حمله، همگی در محوطه جریمه تیم منتخب چوار جمع شده اند... مجتبی ناصری بر سر بازیکنان داد می زند. عباس خداویسی تیر اول را گرفته و صیدمحمد زارعی در تیر دوم مستقر شده است. فریادهای علی گهرسودی سرمربی تیم ایلام  کمالوند و مهدیه را خطاب قرار می دهد... گویا نقشه ای برای این کرنر ریخته اند...اما به مدافعان تأکید می کند خیلی جلو نروند...

    توپ ایستاد، وقتی جانی در بدن نبود

    ... بازیکن تیم ایلام پشت ضربه کرنر قرار می گیرد... در حالی که سعی می کند توپ را در موقعیت مناسبی قرار دهد، دو هواپیمای عراقی بر فراز زمین فوتبال آشکار می شوند... وجود کوه در قسمت غربی محل برگزاری مسابقه و همچنین هیجان مسابقه، باعث شده بود که بازیکنان سریعاً متوجه وجود هواپیماها نشوند...این دو هواپیما به محض رسیدن به بالای زمین فوتبال، مسابقه را با انواع و اقسام بمب ها، بمباران می کنند... صدای یا حسین(ع)، یا مهدی(عج)، یا ابوالفضل(ع) و.. در آسمان طنین انداز می شود... هواپیماها محوطه جریمه تیم منتخب چوار یعنی محل تجمع بازیکنان را هدف گرفته بودند... توپ در همان نقطه کرنر ایستاده و جانی در بدن نیست که آن را به حرکت در آورد...

    محوطه جریمه مسابقه تبدیل به خونین ترین هجده قدم دنیا می گردد. بازیکنان توسط بمب ها تکه تکه می شوند...یکی از بمب ها، درست بر روی نقطه پنالتی فرود می آید...

    مجتبی ناصری، دروازه بان تیم منتخب چوار، سعی  می کند با حرکت به سمت وسط زمین خود را از مهلکه نجات دهد... ناگهان یک بمب به سر او برخورد می کند....سرش از تنش جدا می شود و در وسط میدان بر زمین می افتد...یک بمب کامل به داور مسابقه برخورد و رضایتی تکه تکه می شود... هزاوه هنوز زنده است و به این طرف و آن طرف می دود... به تماشاگران و بازیکنان می گوید؛ بخوابید... بخوابید...

    دود سیاه غلیظی فضا را پر می کند... صدای غرش هواپیماها از بین می رود... هزاوه در نزدیکی  فرزند پنج ساله اش بر زمین افتاده و به درجه رفیع شهادت می رسد... مردم شهر ایلام، چوار و روستاهای اطراف خود را به زمین فوتبال می رسانند...

    صدای « روله روله» مادران فضا را پر می کند...جواد کرمی در حالی که خودش زخمی شده است، بر سرش می زند و بر روی پیکر سوخته برادرش« برادر برادر» می کند... راکت به کمر یونس تلوکی برخورد کرده و او دو تکه شده بود. علی قیطاسی کاملاً بیهوش شده و بدنش پر از ترکش می شود... اما از تکه تکه شدن همبازیانش خبر ندارد...

    پایان مسابقه: هردوتیم و حتی داور مسابقه برنده می شوند...

    ...دود های سیاه کنار رفته و زمین فوتبال چوار کاملا به رنگ سیاه درآمده بود...صحنه هایی مشاهده می گردید که در هیچ مسابقه ورزشی دیده نشده بود. حمیدرضا رضایتی، مجتبی ناصری، علی عباسی، صیدمحمد زارعی، یونس تلوکی، عبدالرزاق مهدیه، علی نجات کرمی، جهانگیر کاوه، محمد کمالوند و حسین هزاوه با فجیع ترین حالت ممکن جان خود را در زمین مسابقه از دست می دهند...

    ....علی قیطاسی، فرشاد پورنوروز، رضا آزادی، سرحد رضازاده، مجتبی رضازاده، حسین فاضلی، رحمت محمودی، جواد کرمی، جلیل اسدی و...هرکدام به شدت مجروح شده و فریادهای آنان به آسمان می رسد... خون داور، تماشاگر، بازیکن و مربی باهم آمیخته شده است...در هر گوشه زمین، شهید یا جانبازی قرار می گیرد تا نابرابرترین مسابقه تاریخ فوتبال جهان، بین عده ای جوان و دو هواپیمای بمب افکن شکل بگیرد... مسابقه ای که به فینال ایثار و شهادت می رسد... مسابقه پایان می یابد و هر دو تیم و حتی داور مسابقه برنده می شوند...

    در این روز که فریادهای هورای تماشاگران تبدیل به جیغ و داد و گریه شده بود، پنج نفر از تماشاگران به نام های مراد آذرخش 15 ساله، خلیل مظفری 7 ساله، امجد حیدری 12 ساله، محمدجواد مظفری 7 ساله و سجاد مظفری 5 ساله نیز جان خود را از دست دادند. سجاد مظفری تماشاگر 5 ساله را شاید بتوان کم سن ترین قربانی تاریخ فوتبال نامید...

    سخن پایانی

    ...روح جوانمردی و فداکاری آن بازیکنان، هنوز در اذهان مردم ایلام باقی است. بازیکنی چون حسین هزاوه، با فریاد کشیدن بر سر تماشاگران و بازیکنان، سعی در نجات آنها داشت و در حالی که می توانست از مهلکه فرار کند،چنین کاری انجام نداد.

    ...مردم ایلام، کمک ها و امدادرسانی این تیم های فوتبال به مردم جنگ زده را هرگز از یاد نخواهند برد...شیرجه های مجتبی ناصری، شوت های سرکش یونس و حسین، بازی زیبای علی عباسی و اقتدار صیدمحمد زارعی در خط دفاع، گل های زیبای کمالوند، کاوه و مهدیه در مسابقات مختلف فوتبال و بازی­های زیبای رضایتی هنوز هم در خاطرات پیشکسوتان فوتبال ایلام زنده است...

    ...هزاوه و سایر بازیکنان، بازی جوانمردانه را به معنای واقعی کلمه رعایت کردند و همگی در صدد نجات بازیکنان تیم خود و تیم مقابل بودند. اشک و آه بازماندگان این مسابقه تاریخی تمامی ندارد...هرگاه نگارنده، به سراغ آنان می رفتم تا خاطراتشان را بیان کنند، بغض شان می ترکید و به یاد دوستانشان اشک می ریختند...

    آری، این بود حکایت زیباترین خداحافظی تاریخ فوتبال جهان... به راستی؛ کدام فوتبالیست می تواند افتخار چنین وداعی با زمین فوتبال را داشته باشد!!!

       ۲۳ بهمن ۱۳۹۱   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [2]

    نسخه آماده چاپ


     
       سیمای ج.ا.ا نقش عشایر ایلام در میمک را نادیده گرفت

    با آغاز هفته دفاع مقدس، شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران گاهشمار جنگ تحمیلی را با توضیح مختصری در سمت چپ صفحه تلویزیون پخش می کند که اقدام بسیار خوبی است.

    روز 31 شهریور اتفاقات مهم سال 59 پخش گردید . یکی از این رویدادهای بسیار مهم، عملیات ضربت ذوالفقار در 19 دی ماه سال1359 می باشد که منجر به بازپس گیری ارتفاعات میمک از دست بعثیان متجاوز گردید.

    آنچه بر همگان و بسیاری از مسئولین مسلم است نقش ویژه عشایر استان و رشادتهای آنان در این عملیات غرور آفرین است که نباید در تاریخ جنگ به فراموشی سپرده شود. اما، آنچه که سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش نمود هیچ اشاره ای به عشایر غیور استان و دلاوری آنان نداشت و این عملیات را کاری مشترک از سپاه و ارتش اعلام کرد.

    بارها شاهد چنین موضوعاتی بوده ایم که نقش مردم استان ایلام و دلاوری های آنان در دوران دفاع مقدس نادیده گرفته شده است.

    به اعتقاد نگارنده، لازم است استاندار و نمایندگان محترم در این زمینه حساسیت داشته و با نگارش نامه و فکس آن به دفتر رئیس صداوسیما خواستار توجه به این موضوع و کلاً نقش عشایر دلیر ایلام در جنگ تحمیلی شوند...فکر کنم نگارش و فکس چنین نامه ای حداکثر 30 دقیقه وقت این بزرگواران را بگیرد، اما کوتاهی در این زمینه بخش بسیار پررنگی از تاریخ حماسه ایلامیان را کمرنگ خواهد کرد...

    شادی روح شهیدان صلوات

       ۱ مهر ۱۳۹۱   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [2]

    نسخه آماده چاپ


     
       واقعه چوار و شرط ازدواج با حجت الله هاشم بیگی

    یکی از وبلاگ نویسان در  وبلاگش  به آدرس http://teshmal.blogfa.com/9008.aspx که انصافاْ مطالب خوبی به زبان طنز می نویسد طنزی در مورد اینجانب نوشته بود که عین مطلب ایشان در زیر می آید. اما نظرات برخی از بازدید کنندگان باعث شد پیرو این طنز چند سطری را نیز جهت آگاهی خوانندگان محترم بنویسم. البته هرکاری کردم این مطالب را در قسمت نظرات وبلاگ ایشان ثبت کنم  امکانپذیر نبود...

    شرط ازدواج با حجت الله هاشم بیگی

    به نظر شما اگر حجت الله هاشم بیگی[1] مجرد باشد و به خواستگاری برود یا متاهل باشد و بخواهد برود سراغ دومی ، اولین تقاضای دختر از او کدام مورد است؟

    الف- مهریه و شیربهای سنگین و جهیزیه کم

    ب- زندگی در تهران و خرید ۳ کیلو طلا برای آویزان کردن به دست و گردن به سبک زنان ایلامی

    ج – بی خیال شدن هرگونه صحبتی از ورزشگاه چوار

    د- باز هم گزینه ج

     


    [1] یکی از فعالان رسانه در ایلام . نوشته هایش را در می توانید در ایلام تودی و وبلاگ شخصیش پیگیری کنید

    + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390ساعت 0:54 توسط کی خدای بی لحاف | آرشیو نظرات
     

    سلام برادر

    واقعاَ خوشحال شدم که سایت خوبی با این طنزهای زیبا به مسائل ایلام می پردازد. البته چند موضوع را خدمت شما دوست عزیز که البته سعادت دیدارتان را نداشته ام عرض می کنم. چون برخی کاربران فکر می کنند چیزی گیرم می آید و...

    در ابتدا باید عرض کنم، خوشبختانه ازدواج کرده ام و همسرم هم به خوبی در کارها به من کمک می کند. هرچند برخی اوقات از پیگیری های من کلافه می شد و اعتراض می کرد. ولی در نهایت، مرا تنها نمی گذاشت…اما چند مورد را به استحضار می رساند:

    1- اولا فرض کنید مجرد بودم... یقین بدانید در بین گزینه ها هیچکدام را نمی پذیرفتم. اگر کسی چنین شرطهایی بگذارد بی خیال ازدواج می شوم. اگر هم مجبور به انتخاب یکی از این گزینه ها باشم یقین بدانید گزینه ج نخواهد بود و ممکن است با دو مورد دیگر یه جوری کنار بیام…

    2- با کمک دوستان، برخی مسئولین و ایثارگران؛ پنج سال بصورت شبانه روزی برای زنده کردن این واقعه مهم تلاش کردم و بدون اغراق میلیونها تومان ضرر مالی کردم و بارها در معرض تنگ نظری بعضی از مسئولین استان نیز قرار گرفته ام...

    3- آدم علاف و بیکاری هم نیستم و این کار را فقط با عشق پیگیری می کنم. من این کار از دستم بر می آید و برای استانم انجام می دهم...ضمن اینکه، بدون ریا باید بگم؛ کار برای شهدا منت نیست، بلکه یک نعمت است که ممکن است نصیب هرکسی نشود...

    4- طبق مصوبات وزرات ورزش قراره کلنگ احداث مجموعه چوار زده شود و حداقل 300 نفر کارگر  مشغول به کار می شوند. به بهره برداری هم برسد 20 الی 30 نفر برای نگهداری اماکن استخدام می شوند. لذا موضوع فقط فرهنگی نیست و کلی به استان کمک می کند. درضمن مسابقه سال 65 چوار تنها مسابقه ای است که در طول تاریخ فوتبال جهان بمباران شده و این یک برند برای استان ایلام است.

    5- اگر اسم بنده را در اینترنت جستجو کنید در مورد موضوعات مختلف استان مطالب زیادی نوشته ام و فقط به این موضوع چوار اکتفا نکرده ام. هرچند اکثر انرژی ام را گذاشته ام تا واقعه بمباران زمین فوتبال چوار تبدیل به برندی همیشگی برای استان ایلام بشود...

    6- همسرم از خانواده ایثارگران است و عاشق شهدا... ولی باور بفرمایید چندین بار به من گفته بود این موضوع را کنار بگذارم و بچسبم به زندگی خودم...البته دلیلش این بود که مسئولین بهت کمک نمی کنند.اما الان پس از چهار سال از پیگیریهایم راضیه... چون مسئولین اومدن تو میدون و من مجبور نیستم مثل سابق وقت زیادی بذارم... حتی نوروز امسال با همسرم اتمام حجت کردم و گفتم از این به بعد موضوع چوار هووی توست و بهتر است باهاش بسازی...

    7- واقعیت اینه که  پیگیری موضوع چوار باعث شد به لحاظ مالی از زندگی عقب بیفتم. اما خدا شاهد است که بارها با تمام وجود احساس کرده ام که در سخت ترین روزهای زندگی همین شهدا به دادم رسیده اند و از هیچ چیز پشیمان نیستم...

    8- لازم می دانم از همه مسئولینی که دلسوزانه برای استان تلاش می کنند تشکر کنم. بی انصافی است که نقش آقای فرزاد فتاحی رئیس اداره ورزش و جوانان در پیگیری جدی این موضوع را نادیده بگیریم. همچنین لازم است از آقای شیخ محمدی رئیس بنیاد شهید شهرستان ایلام که در موضوع یادواره شهدای چوار به جوانان اعتماد کردند تشکر صمیمانه داشته باشم... شاید اگر اولین یادواره با کمک ایشان برگزار نمی شد، موضوع به جایی نمی رسید...

    9- از همه مهمتر، حمایتهای پدرخانمم را هرگز فراموش نمی کنم که در بحرانی ترین شرایط به دادم می رسید و بهم روحیه می داد(شاید با خود فکر کنید چرا اینقدر تشکر می کنم، اما فقط خدا و خودم می داند که برای این کارچه زجرهایی کشیده شده است!!)...

    10- به راستی چه کسی فکر می کرد در مسابقه استقلال – پرسپولیس از شهدای چوار تجلیل شود و از برنامه نود و دوربین خبرساز بارها پخش شود!! چه کسی فکر می کرد این واقعه در تقویم فدراسیون فوتبال ثبت شود!! چه کسی فکر می کرد دکتر کواک کره ای(معاون کنفدراسیون فوتبال آسیا) با مهندس کفاشیان در این مورد جلسه بگذارد!!... در آینده نیز، در مورد واقعه چوار، اتفاقاتی خواهد افتاد که هیچ وقت فکرش را نکرده اید!!!

    ۱۱- مطالب بالا جهت تنویر افکار عمومی گفتم و گرنه جنابعالی از این به بعد اجازه دارید طنزهای به مراتب شدیدتر از این را در مورد بنده بنویسید. چون زبان طنز خیلی از ایرادات و اشکالات و حتی توانمندیهای آدم را بهتر معرفی می کند.

    و در پایان لازم می دانم بازهم از طنز شما تشکر کنم. چون طنزتان به من نشان داد که هرچند برخی مسئولین ( تکرار می کنم؛ برخی از مسئولین نه همه) سعی دارند موضوع را به نام خود ثبت کنند ولی افراد باانصافی مثل شما می دانند که بنده حقیر، در این راه از خیلی چیزها گذشتم و ...

                                                               موفق باشید

       ۸ آذر ۱۳۹۰   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [2]

    نسخه آماده چاپ


     
       هفته دولت و یادی از وعده های استاندار در مزار شهدا

    به مناسبت گرامیداشت یاد وخاطره شهدای دولت به ویژه شهیدان والامقام رجایی وباهنر،دوم تا هشتم شهریورماه به  عنوان هفته دولت نامگذاری شده است. هفته ای بسیار مهم که معمولاً دولتمردان، گزارشی از عملکرد خویش را  با روشهای مختلف در معرض دید مردم قرار می دهند.

    مسئولین استان ایلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در روزهای اخیر با نصب بنر، پلاکارد ، ارائه گزارش و...عملکرد خود را در معرض دید مردم استان قرار می دهند.

    درسالهای گذشته و علی الخصوص در سال جاری، گزارش مسئولین استان به نحوی است که با مشاهده این گزارشات، رویاهایمان به پرواز در می آید و گویی عن قریب در نزدیکی رسیدن به جایگاه استانهایی مثل اصفهان و تبریز هستیم!!

    در مقاله ای که به قلم غلامرضا محمد مرادی در سایت قدس آنلاین منتشر شده، بسیاری از کارهای نکرده مسئولین استان بیان شده و نقد خوبی از نمایشگاه؟؟؟ دستاوردهای دولت در استان ایلام نوشته شده است.

    نگارنده، تنها یک مسأله  را در قالب چند نکته به آقای استاندار یادآوری می کنم که البته در هفته دفاع مقدس و بهمن ماه جاری بصورت مفصل بدان خواهیم پرداخت:

    جناب آقای استاندار؛

    1-    جنابعالی در بهمن ماه سال 1388 جهت ادای احترام به شهدای والامقام در مزار شهدای حضرت علی صالح(ع) حضور یافتید و ضمن قرائت فاتحه برای شهیدان زمین فوتبال چوار ، وعده دادید که به زودی یادمان شهدای زمین فوتبال چوار ساخته می شود!!!

    2-    «بزودی» هرگز فرا نرسید، تا اینکه در 16 اسفندماه سال 1389، در مراسم گرامیداشت شهدای زمین فوتبال چوار که در محل شهادت آن عزیزان مظلوم برگزار گردید، باز هم وعده های فراوانی دادید و در حالی که وعده یادمان یادتان رفته بود، مجدداً وعده های دیگری هم دادید و با معاونین رئیس جمهور(زریبافان و سعیدلو) تفاهم نامه هایی مبنی بر ساخت استادیوم، موزه شهدا، زورخانه و مجددا احداث یادمان و...  امضا شد.

    3-    خودتان می دانید که نگارنده به عنوان یکی از کسانی که همواره موضوع زمین فوتبال چوار را پیگیری کرده ام، دهها بار برای پیگیری این موضوع و کمک به جنابعالی اعلام امادگی کردم و حتی در جلسه ای که در دوم تیرماه سالجاری با حضور جنابعالی و رئیس گروه مشاوران جوان استانداری برگزار گردید، طرحی را برای موضوع زمین فوتبال چوار بصورت مکتوب ارائه نمودم و دهها بار از طریق دفترتان(ایلام و تهران) پیگیری کردم و هیچگاه به نتیجه نرسیدم.

    4-    به جنابعالی پیشنهاد دادم؛ نامه ای را خطاب به جناب آقای عزیزی، معاون محترم رئیس جمهور بنویسید تا خودم نامه را در تهران پیگیری و هرطور شده بودجه ای را برای زمین فوتبال چوار بگیرم که هنوز این نامه را ننوشته اید. این در حالی است که حتی پیش نویس نامه را هم تنظیم کردم و از طریق یکی از مشاوران به دست جنابعالی رساندم.

    5-    جنابعالی برای تماشای مسابقه فوتبال بین تیم ملی پیشکسوتان و چوار65 ایلام به استادیوم تختی آمده بودید و در آنجا هم به شما پیگیری زمین فوتبال چوار را یادآوری نمودم و بعد از آن هم نامه ای را به دفترتان ارسال نمودم.

    6-    ایده های مختلفی در مورد واقعه بمباران زمین فوتبال چوار، برای جنابعالی ارائه نمودم که فرمودید این ایده ها عالی هستند. ولی هرگز به این موضوع اشاره نکردید که؛ ایده عالی با جیب خالی هیچ فایده ای ندارد!

    جناب آقای استاندار؛

    بنده برای وقتم خیلی ارزش قائلم و حاضر نیستم وقتم را به راحتی صرف کارهای بیهوده، منتظر ایستادن در دفتر مسئولین، تلفنهای متعدد جهت پیگیری امور و... بکنم. یقین بدانید اگر کار شخصی خودم بود، هیچ وقت این همه وقتم را در دفتر استانداری و جلسات بیهوده برای وعده های پوچ، تلف نمی کردم. اما چون موضوع در مورد عده ای از شهدای مظلوم است و 25 سال به فراموشی سپرده شده اند و حتی یادمان کوچکی برای آنها ساخته نشده است، دلم می سوزد موضوع را رها کنم...از طرفی، همواره گفته ام که واقعه بمباران زمین فوتبال چوار یکی از وقایع نادر تاریخ فوتبال جهان است و اگر به این موضوع بپردازیم، می توانیم برندی جهانی برای استان ایلام بوجود بیاوریم؛ همانطور که عملیات میمک می تواند تبدیل به برندی ملی برای استان شود!!

    جناب آقای مهندس اعلایی؛

    در یکی از سخنرانی های اخیرتان گفته بودید؛ همه در ایلام به دنبال افشاگری هستند و هرکس نامه ای برای من می آورد، اگر انجام نشود تهدید به افشاگری می کند...

    کمی هم با خدای خودتان خلوت کنید و ببینید کسانی که تهدید به افشاگری نمی کنند، چه بلایی بر سر درخواستشان می آید؟ چقدر وقتشان را به هدر می دهید؟ و چقدر با اعصابشان بازی می شود؟

    نگارنده، هیچگاه تهدید به افشاگری نکرده ام و هرکاری از شما خواسته ام، راهکارش را هم داده ام و با توجه به اینکه محل سکونتم در تهران است، برای پیگیری موضوع نیز اعلام آمادگی کرده ام. از طرفی، چون در سالهای گذشته کارهای بزرگی را به کمک جوانان ایلامی به نتیجه رسانده ایم، یقین داریم برای زمین فوتبال چوار، می توانیم کارهای بزرگتری انجام دهیم وحتی بودجه هم بگیریم؛ به شرط اینکه جنابعالی 30 ثانیه وقت بگذارید و نامه ای که پیش نویس اش آماده است را امضا کنید!! و در اولویت بندی و انجام کارهای فرهنگی دقت بیشتری نمایید!!

    راستی؛ شنیده ام در جایی گفته اید مردم ایلام به گونه ای هستند که برای پیگیری موضوعات، ابتدا داغ داغ برخورد می کنند و سپس آرام می شوند. امیدوارم این سخن شایعه ای بیش نباشد. ولی جهت استحضار جنابعالی؛ برخی از افراد در ایلام هستند که تا پای جان برای اهدافشان تلاش می کنند و وعده های دروغین هیچ مسئولی را بر نمی تابند. ما هنوز دست از سر برخی استانداران و مسئولین که سالها قبل در استان مسئولیت داشته اند، برنداشته ایم و در مورد جنابعالی نیز همانگونه خواهیم کرد و البته، دعا می کنیم بتوانید به وعده هایتان عمل کنید. چون در مرام ما نیست که به دنبال نقطه ضعف گرفتن از افراد باشیم!! اما،دیگر بار  به هیچکس اجازه نخواهیم داد؛ بر سر مزار شهیدان وعده دهد!! زیرا، شهیدان والامقام بدون وعده و وعید از کیان جمهوری اسلامی ایران دفاع کردند، مسئولین نیز نباید قول کاری که توان انجامش(یا رغبت انجامش) را ندارند، بدهند!!

    جناب آقای استاندار؛

    یکی از وظایف مهم مردم و مسئولین، حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی و شهدای والامقام است. آیا با خود فکر کرده اید؛ هم در محل شهادت شهیدان و هم بر سر مزار شهیدان، وعده هایی دادید که تا کنون کوچکترین قدمی برای رسیدن به این وعده ها بر نداشته اید؟ مگر ساخت یادمان برای شهدای چوار، چقدر زمان می خواهد؟

    ای کاش؛ وعده هایتان را در همان دفتر استانداری اعلام می کردید، نه در مقدس ترین زمین ورزشی دنیا و نه بر مزار شهدای استان ایلام!!

    جناب آقای استاندار؛

     لطفاً در هفته دولت، گزارشی از کارهایی که برای شهدای زمین فوتبال چوار و پیگیری مصوبات معاونین رئیس جمهور، انجام داده اید را در معرض دید مردم قرار دهید...البته، مراقب باشید که برخی از مسئولین، فعالیتهای مردمی را در قالب عملکرد خویش به جنابعالی ارائه ندهند!!

    نکته پایانی اینکه؛

     امیدواریم ما اشتباه کرده باشیم و جنابعالی پیگیری های متعددی در این زمینه انجام داده باشید، در آن صورت، رسماً از محضرتان عذرخواهی خواهیم نمود.

       ۷ شهريور ۱۳۹۰   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [1]

    نسخه آماده چاپ


     
       غمی سنگین تر از عروج شهیدرضایی نژاد

    یکی از وقایع مهم سال 1390، ترور شهید داریوش رضایی نژاد به دست جنایتکاران غربی بود. شهادت این جوان محجوب و نخبه، اشک را بر دیدگان بسیاری از مردم ایران زمین و به ویژه مردم استان ایلام جاری ساخت. بسیاری از اهل قلم، در رثای از دست رفتن این عزیز مطالب و دلنوشته هایی را به رشته تحریر درآوردند.

    نگارنده نیز با شنیدن خبر شهادت این جوان عزیز، بسیار متأثر شده و زمانی که شنیدم؛ او همان جوان هم سن و سال خودم است که در اصفهان درس می خواند و بچه ایلام است، غم عجیبی همراه با حس غرور، سراپای وجودم را فرا گرفت. در ابتدا، سعی داشتم دلنوشته ای برای آن شهید والامقام بنویسم، ولی یاد جمله شهید علیرضا موحد دانش فرمانده لشکر سیدالشهداء افتادم که گفته بود:« شهید عزادار نمی خواهد، رهرو می خواهد».

    لذا، با خود تصمیم گرفتم مدتی صبر کنم تا در یک فضای آرام تر، به جای دلنوشته، آنچه ر ا بنویسم که غم اصلی بود و قلبم را به سختی می فشرد...

    آری؛ شهید داریوش رضایی نژاد، جوان محجوب و نخبه ایلامی همنشین فرشتگان آسمانی گشت. او سبکبالانه به دیار معبود شتافت و افتخاری بزرگ را در دفتر پرافتخار مردمان سرزمینش ثبت کرد. شهید رضایی نژاد بر بالاترین سکوی افتخار قرار گرفت و در همایش تجلیل از نخبگان که توسط فرشتگان آسمانی برگزار شده بود، مدال زرین و بی همتای شهادت را بر گردن آویخت...

    رضایی نژاد با شهادتش، راههای تاریک بسیاری را به زمینیان نشان داد و صد البته،به مسئولین استان نیز بیدارباش سختی داد که اگر از خواب غفلت بیدار نشوند، هیچ جای شکی باقی نمی ماند که خود را به خواب زده اند نه اینکه خوابیده باشند!!!

    زاده خاک ایلام، در دیار غربت چمدانهایش را بست و مردمان دیارش به اندازه مسافت تهران ایلام برایش باریدند...او که سالها برای مردم سرزمینش افتخارآفرینی کرده بود، تاب دوری از وطن را نیاورد و در سرزمین مادری اش آرام گرفت. اما با کوله باری از حرفهای ناگفته به سراغ سرزمین طلوع خورشید آمده بود...

    ...زمانی که پیکر مطهرش در خیابانهای ایلام و آبدانان تشییع می شد، خودش بیش از همه برای سرزمینش گریست... او هیچگاه نمی خواست با مرگش، متوجه شوند که همچو کسی هم بوده است...

    اما برادرم؛ غمگین نباش... تو با شهادتت، بزرگترین افتخار را برای سرزمینت به ارمغان آوردی و فریاد مظلومیت دیارت را به گوش همگان رساندی...شاید بدترین نوع محرومیت را تو به همگان یادآوری نمودی... آری؛ تو بودی که غفلت مسئولین از نخبگان سرزمینت را یادآوری نمودی....

    برادر؛ غمی سنگین تر از عروج غریبانه ات همراه ایلام است... ایلام فرزندانی چون تو داشته و دارد...ولی کمتر کسی سراغی از آنان می گیرد...

    به راستی، کدام یک از مسئولین، سراغ نخبگان استان را می گیرند و آنها را دعوت به همکاری می کنند؟...درکدام همایش تجلیل از نخبگان، کسی می دانست شهید رضایی نژاد هم جزو نخبگان استان است؟

    آری، استان ایلام دارای فرزندان شایسته و نخبه ای است که اکنون در بهترین و معتبرترین ارگانها و نهادهای کشوری فعالیت می نمایند و اکثر آنها دوست دارند به سرزمین مادری­شان کمک کنند. ولی، کمترکسی سراغی از آنها می گیرد و برایشان ارزشی قائل می شود؟

    نگارنده، بارها دیده ام که برخی از مسئولین استان، ندای بسیاری از این نخبگان را برای کمک به توسعه استان لبیک نگفته و تنها حرف خودشان را قبول دارند و بعضاً با مشکل تراشی و حتی تهمت زدن، بسیاری از این نخبگان را فراری داده اند...

    بارها دیده ایم که همایش تجلیل از نخبگان استان  برگزار می شود و از کسانی تجلیل می شود که آدم مغزش برای پیدا کردن معیار نخبه بودنش، هنگ می کند و به جای برخی ها باید کلی عرق بریزی و خجالت بکشی...

    استان ایلام نخبگان فراوانی همچون شهید داریوش رضایی نژاد داشته و دارد که ذکر اسامی آنها در این مقال نمی گنجد و البته، خیلی از این نخبگان در سطح کشور شناخته شده هستند...ولی، به راستی که «شهید عزادار نمی خواهد...رهرو می خواهد»...امید است شهادت شهید داریوش رضایی نژاد تلنگری به مسئولین استان زده باشد تا نخبگان استان را در زمان زنده بودن بشناسند نه پس از مرگشان...

    ضمیمه: داستانک

    دو سال قبل، با چند تن از مسئولین ارشد استان جلسه ای داشتم و به آنها گفتم: چرا از توانمندی نخبگان ایلامی که در استانهای دیگر و حتی خارج از کشور هستند، برای پیشرفت و توسعه استان استفاده نمی کنید؟...درجواب شنیدم: وقتی نمی شناسیم، چگونه از آنها برای همکاری دعوت کنیم؟...گفتم: با کمی پیگیری می توان خیلی از اینها را پیدا کرد و حتی با کمک اینترنت نیز می توان به اطلاعات خیلی از نخبگان ایلامی دست پیدا کرد... خلاصه، کلی با هم گفتگو کردیم و متوجه شدم تنها مشکل مسئولان دلسوز این است که نخبگان استان را نمی شناسند و گرنه، برای استفاده از توانمندی آنان عطش فراوانی دارند...به فاصله یک هفته، لیست بلندبالایی از نخبگان استان که در دانشگاهها و نهادهای معتبر کشورحضور داشتند را به برخی از آنها دادم( اسم مرحوم عبدالهی جامعه شناس معروف ایلامی هم بود...روحش شاد) و چندین جلسه را(البته با اصرار ما) با هم برگزار کردیم...

    بعد از مدتی، خودشان هم به صف منتقدین پیوستند و از اینکه به نخبگان استان توجه نمی شود، کلی گلایه کردند... ما هنوز مانده ایم، کسی که باید توجه کند، کیست؟!

     

       ۱۵ مرداد ۱۳۹۰   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [3]

    نسخه آماده چاپ


     
       یادداشتی بر دهه آزادسازی مهران و همایش تهران!!!

    سخن آغازین:

    مطلب کمی طولانی است، ولی امید است مورد مطالعه خوانندگان عزیز قرار گرفته و به ویژه تلنگری باشد برای برخی مسئولین که هنوز هم قدرت اراده و توانایی جوانان استان را باور نکرده اند و هرچه فریاد می کشیم، گوش شنوایی وجود ندارد...از طرفی، منکر زحمات برخی از مسئولین دلسوز نیستیم و قدرشان را می دانیم...اما  خیلی چیزها را باید باور کنیم تا در آینده بهتر از این بیاندیشیم...

    دهم تیرماه مصادف با سالروز آزادسازی مهران و یادآور رشادتهای رزمندگان اسلام در عملیات کربلای یک می باشد. دلاوری های مردم شهیدپرور استان ایلام در دوران دفاع مقدس بر هیچ کس پوشیده نیست. اما، در طول سالیان پس از جنگ تحمیلی، نقش مردم ایلام در دوران دفاع مقدس بطور شایسته منعکس نشده بود. از سوی دیگر، عملیات کربلای یک که در سال 1365 با تقدیم حدود 6000 شهید منجر به آزادسازی شهر مهران گردید، یکی از پرافتخارترین عملیاتهای دوران دفاع مقدس می باشد که پس از 25 سال، در تقویم رسمی کشور ثبت گردید(البته، هنوز هم به صفحه اصلی تقویم نیامده و در ضمیمه تقویم ثبت شده است).

    تلاش های گسترده برخی از مردم و رسانه ها برای شناساندن واقعه آزادسازی مهران، منجر به توجه مسئولین امر گردید و با تلاش تعدادی از مسئولان استانی، ویژه برنامه هایی برای دهه آزادسازی مهران تدارک دیده شد.

    در شرایطی که بسیاری از وقایع مهم استان، منتسب به پیگیری برخی از مسئولین می شود، متأسفانه نقش انکارناپذیر رسانه های متعهد و تعداد کثیری از جوانان و مردم استان که با نوشتن مقاله های مختلف و اجرای مراسم های متعدد، موضوعات را پیگیری و به جهانیان معرفی می نمایند، کاملاً نادیده گرفته می شود...

    بسیاری از خبرگزاری ها، هفته نامه ها، دو هفته نامه ها و مطبوعات استان همواره موضوع آزادسازی مهران را پیگیری و با نوشتن مقالات زیبا و اثرگذار نقشی مهم و شاید مهمترین نقش را در معرفی عملیات کربلای یک و رشادتهای مردم استان در دوران دفاع مقدس داشته اند.

    در این نوشتار؛ ضمن تشکر و قدردانی از همه خبرگزاری های استانی و ملی، مطبوعات استانی و ملی و تمام مردم و مسئولین دلسوزی که برای شناساندن شهدای استان ایلام و معرفی دلاوری های این مردم سعی وتلاش نمودند، نکاتی جهت برگزاری بهتر مراسم های بعدی بیان می گردد. امید است که این مطالب با سعه صدر توسط مسئولین ذیربط بررسی و به عنوان نقدی منصفانه مورد توجه قرار گیرد...

    صدا و سیمای مرکز ایلام به عنوان بخشی از رسانه ملی، نسبت به سالهای گذشته عملکردی به مراتب بهتر را ارائه نمود و با پخش ویژه برنامه های مختلف و تدارک جنگ های شادی، نقش ارزنده ای در برجسته نمودن سالروز آزاد سازی مهران داشت. یکی از برنامه های جالب صداوسیما، پخش مستقیم مسابقه فوتبال بین تیم های منتخب پیشکسوتان ملی پوش و پیشکسوتان تیم فوتبال چوار 65 بود که به گواه مردم، پخش زنده این دیدار با کیفیت عالی و بسیار زیبا، اثرگذاری فراوانی در بین مردم و ایجاد شور و هیجان در استان داشت.

    پخش زنده ویژه برنامه های آزادسازی مهران از شبکه سه سیما، برنامه زنده در پارک چغاسبز با حضور هنرمندان برجسته کشور، پخش مستندهای مختلف در مورد مهران از شبکه استانی و... شواهدی است که باعث می شود؛ علیرغم سالهای گذشته که انتقادهای زیادی را به این مرکز داشتیم، از همه مسئولین، تهیه کنندگان، کارگردانان، گزارشگران، تصویربرداران و کارمندان صداوسیمای مرکز ایلام تشکر ویژه داشته باشیم. البته، این مرکز می توانست در سطح شبکه های ملی اخبار بیشتری را انعکاس دهد و در بخش های مختلف خبری حضور پررنگ تری داشته باشد.

    خبرگزاری ها، سایتها و مطبوعات استان نیز با نوشتن مقالات و انعکاس اخبار و رویدادهای مختلف، بسیار فراتر از امکانات در اختیار خود عمل نمودند.

    پرداختن به عملکرد تک تک ارگان های استان، هم در حوصله این نوشتار نیست و هم اینکه اطلاعات نگارنده نسبت به عملکرد آنان ناقص بوده و ممکن است جفایی در حقشان نمایم..

    اما، یکی از تصمیمات خوبی که توسط مسئولین استانی گرفته شد، برگزاری مراسم هفته فرهنگی استان در پایتخت بود. نگارنده به هیچ وجه منکر زحمات فراوان برخی از مسئولین استان در برگزاری مراسم هفته پایداری نیستم . اما گاهی اوقات، زحمتی کوچک همراه با تدبیر، اثرگذاری به مراتب بیشتری نسبت به زحمتی بسیار بزرگ همراه با بی تدبیری، دارد.

    از هفتم تا دوازدهم تیرماه، نمایشگاه پایداری ایلام در فرهنگسرای پایداری تهران برگزار گردید که وارد مقوله میزان بازدید و کیفیت نمایشگاه نمی شویم.

    اما همایش اصلی هفته پایداری، روز دهم تیر ماه در موزه دفاع مقدس شهرداری تهران وا قع در بزرگراه حقانی، برگزار گردید.

    چند روز قبل از مراسم، خبرها حکایت از حضور وزیر کشور، شهردار تهران، استاندار، جمعی از مسئولین کشوری و استانی، فرماندهان نظامی کشور و... در این مراسم داشت. از سوی دیگر، مسئولین برگزاری مراسم، از ایلامیان مقیم پایتخت درخواست حضوری باشکوه در این همایش داشته و اطلاع رسانی به سایر هم استانی ها را خواستار شدند.

    اطلاع رسانی از طریق تلفن، دعوت نامه و پیامک شروع شد و خوشبختانه جمعیت بسیار زیادی در ساعت 18 روز جمعه دهم تیرماه در سالن همایش های موزه دفاع مقدس تهران، گردهم آمدند. اما، هیچ خبری از مسئولین رده بالای کشوری و حتی استانی نبود. البته، سردارکاکی با رایزنی خود تعدادی از فرماندهان نظامی از جمله سردار ایزدی فرمانده عملیات کربلای یک، سردار فضلی جانشین نیروی مقاومت بسیج و... را به سالن کشانده بود.

    در بدو ورود به سالن همایش، چند نکته باعث پچ پچ مردم شده بود. اولاً: نمایشگاه بسیار مختصری از عکس های دوران دفاع مقدس در ورودی سالن همایش ایجاد شده بود که البته بسیاری از عکس ها مربوط به آزادسازی خرمشهر بودند. ثانیاً: همه ما فکر می کردیم همایش به نام سالروز آزادسازی مهران برگزار می شود، ولی بنر بسیار بزرگی در جایگاه نصب شده بود و بر روی آن نوشته بودند؛ همایش تجلیل از نخبگان استان ایلام. هرچه اطرافمان را نگاه می کردیم، هیچ جلوه ای از ایلام و مهران نمی دیدیم. ثالثاً: عکس حتی یک سردار یا شهید استان ایلام در محدوده موزه و داخل سالن همایش دیده نمی شد و نکته حیرت آور اینکه؛ یکی از اعضای کمیته اجرایی می گفت: نتوانستیم عکس شهیدان ایلام را پیدا کنیم...جل الخالق...

    همایش با سخنرانی، شعر، نماآهنگ، پخش کلیپ و... به کار خود ادامه می داد که ناگهان سردار فضلی به حالت قهر مراسم را ترک نمود و البته هیچ تقصیری هم نداشت. چون نوبت سخنرانی اش را حسابی به تأخیر انداختند...

    نوبت به پایان مراسم و تجلیل از نخبگان رسید. ما که از اول تا آخر مراسم هنوز هم عبارت نوشته شده بر روی بنر جایگاه، برایمان قابل هضم نبود، منتظر معرفی نخبگان ماندیم تا ببینیم منظور از برگزاری این مراسم چه بوده و این نخبگان استان چه کسانی هستند؟...

    تعداد زیادی از مسئولین از جمله اعضای کمیته اجرایی را برای اهدای لوح تقدیر به جایگاه فراخواندند. اسم دو، سه نفر از خانواده شهدای عملیات کربلای یک را از بلندگو اعلام کردند که در سالن حضور نداشتند. به یکی، دو شاعر دفاع مقدس لوح تقدیر دادند. به یک فرشباف ماهر هم لوح دادند. به یک کشتی گیر که متأسفانه هنوز هم نمی دانم اسمش چی بود، لوح تقدیر دادند. بعد، اسم تعدادی از مسئولین را خواندند که بر حسب اتفاق روی سن حضور داشتند و قرار بود به نخبگان لوح تقدیر اهداء کنند!!!

    دیدیم که مسئولین روی سن، یکی یکی خودشان را صدا می زنند و به خودشان لوح تقدیر می دهند!!!

    مراسم پایان یافت و ما ماندیم و چند سئوال:

    1- اسم همایش با سالروز آزادسازی مهران چه تناسبی داشت؟

    2- این نخبگان را چه کسی یا گروهی معرفی کرده بودند؟

    3- آیا مسئولین استان، واقعاً خودشان را نخبه می دانند یا سوء تفاهم شده بود؟

    4- چهره های علمی استان که در سطح ملی و حتی جهانی افتخارآفرینی کرده اند، نخبه محسوب می شوند یا خیر؟

    5- به راستی، بنیاد شهید نمی توانست عکس تعدادی از سرداران و شهدای ایلام را جمع آوری و  در اختیار کمیته اجرایی مراسم قرار دهد؟

    6- در مراسم می گفتند؛ آقای قالیباف سلام رسانده و به دلیل اینکه کار مهمی برایشان پیش آمده در مراسم حاضر نشدند. ایشان چه کار مهمی داشته که از مراسم روز ملی ایلام و سالروز شهادت 6000 شهید مهمتر بوده است؟ اصلاً آیا سخنرانی ایشان  قطعی شده بود یا مسئولین همایش...

    7- در مراسم می گفتند؛ آقای استاندار نیز سلام رسانده و از حضور در مراسم عذرخواهی نموده اند. این درحالی است که استانداری خودش میزبان مراسم بود!!

    8- مسئولین با خودشان خلوت کنند و ببینند که نتایج مراسم های هفته پایداری با کمک دهها میلیونی شهرداری تهران و قرار دادن امکانات در اختیارشان، همخوانی داشت یا نه؟

    9- آیا اگر این مراسم را به گروهی از جوانان یا یک نهاد مردمی واگذار می کردند، بیشتر نتیجه نمی گرفتند و کمتر هزینه نمی کردند؟

    10- چرا مسئولین ما عادت کرده اند در همه مراسم ها خودشان حرف بزنند و مردم گوش کنند و تازه کلی هم منت بر سر مردم بگذارند؟ تو را به خدا، یکبار هم مراسمی بگذارید که مردم حرف بزنند و شما گوش کنید. حتماً، ملاقاتهای مقام معظم رهبری با دانشجویان یا مردم را دیده اید که ایشان چگونه می نشینند و به حرفهای نمایندگان دانشجویان یا مردم گوش می دهند و در آخر خودشان صحبت می کنند...

    11- آیا دعواهای آخر مراسم زیبنده نام ایلام بود؟ آنجایی که برخی از حضار با عصبانیت به نحوه اهدای لوح تقدیر به نخبگان فرمایشی اعتراض می کردند؟

    12- آیا در سالروز آزادسازی مهران، به عنوان سمبل مقاومت و پایداری مردم ایلام، نمی توانستید یکی از  سران سه قوه یا مسئولین ارشد نظام را برای سخنرانی دعوت کنید؟

    13- ای کاش؛ یک دهم هزینه مراسم را به یک نهاد مردمی و فعال می دادید تا بدانید همه چیز پول نیست...گاهی اوقات، قدرت علم و تدبیر بسیار بیشتر از پول و امکانات است...البته، در حالی که شخصیتهای علمی را به عنوان نخبه قبول نداریم، چگونه می توان انتظار داشت با تفکر علمی به توسعه، پیشرفت و معرفی استان نگاه کنیم؟

    14- برای اینکه نگویید؛ نگارنده فقط حرف می زند و انتقاد می کند، یک دهم بودجه­ی مراسم مذکور را با نظارت شدید، در اختیارمان قرار دهید تا ببینید به کمک چند جوان گمنام و تعدادی از رسانه ها، قادریم چه کارهای عظیمی برای استان انجام دهیم و چگونه اسم ایلام را در تمام دنیا بر سر زبانها می اندازیم؟ تا ببینید آوردن یکی از سران سه قوه یا مسئولین ارشد نظام برای همایش روز ملی ایلام، کار چندان سختی نیست. فقط کمی تدبیر می خواهد و بس... تاکنون هم با دست خالی کارهایی انجام داده ایم که هیچ کدام از مسئولین رده بالای استان قادر به انجام یک دهم آن نیستند و فقط دوست دارند نتیجه را به نام خود ثبت کنند!!! و این جفایی است که همواره در حق جوانان خلاق استان شده و تمامی ندارد...

    نکته پایانی؛ هر وقت به قدرت پیگیری و تلاش جوانان خلاق استان پی بردید، آنها را مطلع کنید تا ادعاهای نگارنده را ثابت کنند...

       ۲۱ تير ۱۳۹۰   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [5]

    نسخه آماده چاپ


     
       دلنوشته ای برای مهران...

    آغاز سخن اینکه؛ دلنوشته ای توسط نگارنده به رشته تحریر درآمد که در بسیاری از خبرگزاری ها و سایتها منتشر گردید. آنچه قلب و روحم را تسکین داد، خاطرات مردم ایران زمین و پیام های ارسالی مردم از جای جای ایران عزیز بود. پیام هایی که ثابت کرد؛ مهران فراموش شدنی نیست و اسمش در قلوب مردم حک شده است...متن کامل دلنوشته نگارنده و پیام های ارسالی مردم، از نظر خوانندگان عزیز می گذرد.                                                                                             

    الف) دلنوشته ای برای مهران عزیز:

    درد دل با مهران عزیز، قصه همیشگی مردم ایلام است؛ سال هاست که با مهران درد دل می کنیم و سراغ لاله های پرپر شده و پرستوهای سبکبال وطن و دیارمان را از مهران می گیریم. مهران، برای مردم استان ایلام، یادآور خاطرات تلخ و شیرین فراوانی است. مهران سمبل پایداری، ایثار، استقامت و ایستادگی مردمان رنج دیده و شهید پرور سرزمین آلامتو (اسم قدیم ایلام؛ به معنی سرزمین طلوع خورشید) می باشد.

    آری، خورشیدهای فراوانی از سرزمین مهران طلوع کردند و هنوز هم نورشان روشنی بخش راه تاریک و پرفراز و نشیب زندگی ماست...

    هموطنم! در روزگاری که خبرهای سیاسی و نتایج مسابقات فوتبال، جزو پربیننده ترین مطالب سایت ها و خبرگزاری هاست، حوصله کن و برای دقایقی با قهرمانان جام جهانی ایثار و شهادت و دیار همیشه مهربان مهران همسفر شو...

    هموطنم! در این روزها که همه نگاهها به سمت فوتبال است، 25 سال قبل، جام جهانی ایثار و شهادت در سرزمین مهران برگزار گردید و برادران و پدران من و تو مردانه ایستادند و همه دشمنان دنیا را با شکست بدرقه کردند و به فینال عشق و ایثار رسیدند...

    آری، بزرگترین جام های جهانی ایثار و شهادت در سرزمین من و تو برگزار شده و اکنون قهرمانان ما همنشین فرشتگان آسمانی هستند... خرمشهر، مهران، فکه، دوکوهه، طلائیه، هویزه، دهلران، قلاویزان، کله قندی، چنگوله، میمک و... محل برگزاری بزرگترین جام های جهانی ایثار و شهادت بوده اند و سمبل مقاومت و ایستادگی را در ویترین افتخارت خود گذاشته اند.

    برادر! همنشین قصه ها و غصه های من و مهران شو! شاید یکی از عزیزان تو در همین مهران به شهادت رسیده باشد یا شاید یکی از کسانی باشی که قطعه ای از بدنت را به خاک نازنین مهران هدیه داده ای و اکنون جانبازی سربلند و سرافراز هستی و اسم مهران تو را به یاد همسفرانت و همسنگرانت می اندازد...

    نمی دانم در کجای خاک عزیز ایران نشسته ای و به قصه من و مهران گوش می دهی، شاید هم در دوران جنگ، کودکی بیش نبوده ای و مهران را نشناسی. اما کودکی من و تو با هم فرق دارد، دوران زیبای کودکی من و امثال من با زوزه خمپاره ها و غرش هواپیماها گذشت و در همان زمان که مدام به دنبال مادرم می دویدم تا پناهگاهی برای امان ماندن از بمب های دشمن پیدا کنم، تو مشغول بازی های کودکانه و اسباب بازی های زیبایت بودی...

    زمانی که با «لالایی» آرام بخش مادرت به خواب می رفتی، کودکان دیار من شاهد پرپر شدن عزیزانشان بودند و هیچ خاطره ای از لالایی مادر را به یاد ندارند، اما صدای «روله روله» مادران شهدا، هنوز هم در اعماق سلول های مغزم طنین انداز است و مرا به یاد هم بازیان دوران کودکی ام می اندازد که در زیر بمباران ها تکه تکه شدند...

    برادرم! شاید یکی از کودکان خوزستان، کرمانشاه، کردستان و یا ایلام هستی که زیر بمباران های مستقیم دشمن بوده ای و مانند من، بدن پاره پاره شهیدان را از نزدیک دیده ای، شاید هم، تو همان کودکی هستی که در دورترین نقطه کشور زندگی می کنی، ولی پدرت در سرزمین مهران به سوی آسمان ها شتافته است و آغوش گرم او را دگر بار احساس نکرده ای...

    خرمشهر، مهران، شلمچه، فکه، قلاویزان، کله قندی، دهلران، گیلانغرب، سردشت، هویزه، طلائیه، دوکوهه، فاو، مجنون، میمک و... یادآور بلندآوازه های پاره پیکر و آلاله های سربریده وطن عزیزمان هستند. مهران ما، سال ها با شهدا زندگی کرده و خاک او سجده گاه عاشقان شهداست...

     از اینکه به حرف هایم گوش می دهی، ممنونم. بگذار از شهر درد و غربت برایت بگویم. گوش کن تا تو نیز مانند استاد فیزیکم در دانشگاه اصفهان، از من نپرسی مهران در کجای نقشه ایران است!!؟ زیرا دلم می گیرد اگر کسی نداند مهران کجاست؟

    دلم می گیرد؛ اگر کسی به سالروز آزادسازی مهران که ثمره خون هزاران شهید و مجروح است، بی توجه باشد، دلم می گیرد؛ اگر سرزمین قهرمانم فراموش شود و در پاورقی صفحات تاریخ قرار گیرد. دلم می گیرد؛ اگر کسی تفنگ های بی برادر را نشناسد. دلم می گیرد؛ اگر شهر خون و گلوله و آتش ناشناس باشد و غصه هایم پایانی ندارد؛ اگر شهر خمپاره های بی پایان، غصه های بی پایان داشته باشد.

    هموطنم! برادرم! بگذار دلتنگی هایم را با تو قسمت کنم، آری، مهران یادآور عملیات های میمک، والفجر، کربلای یک و... است. رسانه ها در حق دیار من کم لطفی کرده اند، اما بیا تا با هم همراه شویم و خرمشهرها، مهران ها، شلمچه ها، فکه ها و... را در  تقویم ماندگار قلب خود ثبت کنیم.

    هم وطن عزیزم! امروز در جای جای گلزارهای شهدا، شیرمردان و دلیرمردانی خفته اند که محل عروجشان مهران مهربان ایران است.

     هم وطنم! اگر در جایی هستی که بطری آب خنک و سرمای کولر تو را همراهی می کنند، قمقمه شهدا و گرمای سوزان مهران را به یاد بیاور، بیا من و تو با هم همراه شویم و با مهران سخن بگوییم. مهران فقط شهر من نیست، شهر تو نیز هست. مهران فقط افتخار من نیست، افتخار تو نیز هست...

    اما ای مهران عزیز! گرد و غبار، آسمان شهرمان را فرا گرفته و به سختی نفس می کشیم. اما خوشبختانه! گرد و غبار دوست داشتنی به تهران نیز رسید و قرار است فکری به حال ما بکنند...

    ما نیز می خواهیم ذهنمان را از گرد و غبار فراموشی بزداییم و گذشته ها را ورق بزنیم و آوازه دلیرمردان و شیرزنان خاکت را به تهران برسانیم تا شاید از سرزمین مهر و مهربانی هم یادی بشود. شاید در روز آزادسازی مهران، حداقل پلاکارد کوچکی در تهران نصب شود. شاید ستاره های فوتبال که صفحات روزنامه های مختلف را اشغال کرده اند، مسابقه کوچکی هم به یاد مهران برگزار کنند.

    مهران قهرمانم! زمانی که اسم تو را بر زبان می آورم، حسی از غرور سراسر وجودم را فرا می گیرد. سلام بر مردمان سرزمینت که در اوج محرومیت و مظلومیت، حرمت خاک وطن را حفظ کرده و چشم ناپاک دشمنان را از آن دور کرده اند. هر آنچه از شجاعت و دلاوری مردمان سرزمینت بگویم، شایسته آن هستند...

    مهران عزیز! خودت می دانی که جنگ در سرزمین تو همچنان ادامه دارد و هر از گاهی سلاح نامرد مین که یادگار نامردترین مردان دنیاست، مادران را چشم انتظار فرزندان می گذارد و خدمت مقدس سربازی را در مناطق صفر مرزی تبدیل به خط مقدم جبهه کرده است...

    مهران عزیز! خودت می دانی که بارها دهقانان و کشاورزان، بدن های مطهر شهدای گمنام را از زیر خروارها خاک می یابند و این قصه های پرغصه، حدیث تلخ مردمان سرزمینت است.

    راستی؛ رضا دستواره، قيصر موسي بيگي، رحمان حسيني و حميدرضا دستگير که دلیرانه با فرياد يا ابوالفضل(ع)، قلب دشمن را در عملیات کربلای یک، نشانه رفتند، کجا هستند؟

    از مرتضی ساده میری، علی غیوری زاده، جعفر و حمزه چناری چیزی به یاد داری؟ روح الله رشنوادی و فتح الله بختی کجایند؟ از یادگار امیدی، ولی الله عباسی و حجت الله عباسی برایم سخن بگو. علی بسطامی و قنبر جم زاده کجا رفتند و همنشین کدام فرشته آسمانی شدند؟ از عبدالرضا اسماعیلی، هادی شهبازی و علیمرد شعبانی برایم سخن ها بگو و از هزاران شهید گمنام و جاویدالاثر سرزمینت برایم بگو. آیا از جانبازان سرافرازت خبر داری؟

    راستی از دلاورمردان و شیرزنان عشایر خبر داری؟ آیا کسانی که نان محلی می پختند و برای رزمندگان می فرستادند را به یاد داری ؟

    مهران مهربانم! سلام بر شهیدان جاویدالاثر دیارت که شاید با تن بی سر در دل گوشه ای از خاک نازنینت آرمیده اند. سلام بر شهیدان سرزمینت که در برابر آتش دشمن بعثی، سینه سپر کردند و بزرگترین افتخارات را در قلب تاریخ حک نمودند...

    ای مهران جاودان! ما که اسیر متاع بی ارزش دنیا گشته ایم. از سال های اسارت و از آزادگان سرافرازت برایمان روایت کن...

    مهران عزیز! به شهیدان سرزمینت بگو ما را به حال خود رها نکنند. به آنها بگو بسیار کوتاهی کرده ایم و به خدا شرمنده ایم. به آنها بگو از اینکه بازماندگانشان را به فراموشی سپرده ایم، شرمنده ایم.

    ای یادگار خون یاران! از خاکریز و سنگرهایت برایم بگو. از لاله های بی کفن سرزمینت بگو. از پلاک و چفیه های بی بدن بگو. به من بگو با بغض های در گلو مانده ام چه کنم؟

    و باز هم سلام بر  تو ای مهران قهرمان، که افتخار جاودانه سرزمین ایران هستی...

    ب)برخی از پیام های ارسالی توسط مردم ایران زمین:

    فاطمه

    اشک امانم نمی دهد... من تنها برادرم را در عملیات کربلای 1 از دست داده ام....و امروز هیچ نامی از او نیست. هیچ کس یادی از تنها پسر خانواده ای مومن که پسرشان از 13 سالگی در جبهه بود و در 19 سالگی شهید شد، نمی کند...آه که دلم لحظه ای آرام ندارد به یاد روی زیبایش...وعده خدا حق است...

    ناشناس

    سلام بر مهران و سلام بر همه مردان و زنان دلاور و غیور وطنم...برای آنان که همیشه دلشان برای سربلندی وطنشان می طپد...برای آنان که قرنهاست برای سرافرازی و سربلندی این وطن تلاش می کنند.

    ع.الف

    سلام؛ سلام به شما و همه عاشقان سرزمينم ايران...سلام بر مهران؛ باند عروج عاشقان و خاكيان افتخار آفرين وطنم ايران...به يادگاران و دوسنداران و همرزمانشان و بياد شهدا بويژه شهداي عزيز خطه محبوب و مظلومم مهران... من هم هواي روزهاي جنگ مهران را لمس نمودم...مردان مردي همچون علي غيوري و ساده ميري (هلتي) ها را ديدم...بچه هاي ديار مظلومم ايلام هيچ از ساير جبهه ها كم نداشتند..آزادي مهران قلب امام، مردم و رزمنگان را شاد كرد. چرا امروز آزادي مهران از سيماي كشور تبليغ نشود!!...نگذاريد ياد پيشكسوتان شهادت به فراموشي سپرده شود.. همه جاي ايران سراي من است. مهران هيچ وقت پليدي را بخود راه نداد؛ هرچند بارها شاهد گامهاي پليد صداميان و ايرانيان خودفروخته (منافقين) منفور بود.گامهاي مردان آسمانی، به خاك و هواي مهران در اوج گرماي طاقت فرساي آن، جلاي ديگري ميداد كه هنوز هم بوي آن ديار آشناست.

    رضا

    سلام برمهران، سلام برخاکریزهای تب دار قلاویزان، سلام برچنگوله ،سلام برچغاعسکر وکله قندی ،سلام برمیمک ،سلام برشهیدان19 دیماه 59 میمک ، سلام به روح مقدس وپاک کبوتران سبکبال هوانیروز؛شهیدان کشوری وشیرودی،سلام برایران...

    برادرم! روزهای آغازین تهاجم دشمن رابیاد دارید ،آن جمله معروف صدام که بعد از اشغال میمک گفته بود:اگرایرانیان میمک رابازپس بگیرند،کلیدبغداد را به آنها میدهم...تنهاسه ماه وقت کافی بودتا عشایردلاور ایلام(که میمک سرزمین مادریشان بود)، ارتش عراق رادرهم بکوبند و اولین پیروزی تاریخ جنگ رابرای ایران رقم بزنند و پرچم سه رنگ ایران رابه اهتزاز دراورند.

    برادرم! شب عملیات، من 11سالم بود. عموهایم شهیدشدند ،دایی ام، پسردایی و پسرعمویم  نیز با هم پر کشیدند...

    ناشناس

    یاد دلاور یهای سردار به خون خفته مهران، شهید علی اصغر قلی تبار از فرماندهان لشگر 25 کربلا گرامی باد.

    ناشناس

    سلام بر شهید ابراهیم علیخانی،فرمانده شجاع گردان ادوات و توپخانه لشکر مقتدر حضرت امیر و از فرماندهان دلیر عملیات آزادسازی مهران.

    امیررضا یاری

    نام ایلام داغ مظلومیت این خاک مقدس را که با خون هزاران شهید تقدس یافته را زنده میکند. آری عزیز! دیگر ازایلام و مهران و دهلران و دیگر شهرستانهای آن در میان گرد وغبارهایی که حتی نفس کشیدن را برای مردان مرد و شیرزنانش دشوار کرده جز الصاق تابلوی محرومیت وگمنامی آن صدایی به گوش نمی رسد. از مردمانی که 8 سال صبورانه و دلیرانه و بی منت برای پاسداری از آرمانهای سرزمینشان عزیزترین عزیزانشان را تقدیم انقلاب نمودند، آوایی بر نمیخیزد. مگر نه اینکه امام انقلاب فرمودند "مهران راهم خدا آزاد کرد" پس چرا هر ساله این رویداد مهم در لابلای سطحی ترین خبرها فراموش میشود؟ این همه کم توجهی نشان چیست؟آیا زمان آن فرا نرسیده که به خاطر استقامت وپایداری مردمان این خاک و خونهای پاک ریخته شده درآن با نگاهی نو و درخور به آن نگریسته شود؟

    سلام بر ایران، سلام بر ایلام، و سلام بر مهران فراموش شده ...

    امیر

    سلام...دایی من تیرماه سال 65 در مهران شهید شده...فکر کنم کربلای5...شهید حمید رازقی شمیرانی بسیجی 19 ساله...اگر از همرزم هایش خبری هست، لطفاً من رو در جریان قرار دهید.حق یارتان.

    عباس

    بمان ای مهر ایران،ای مهران! ای تجلیگاه تحقق وعده الهی بمان! سلام بر شهیدان مشاهد حق وفضیلت...

    اسلام

    من هم ایلامی هستم. یادم هست 10 تیر پارسال که ایلام بودم، شبکه های تلویزیون صدا وسیما را تا شب نگاه کردم. اما خبری از آزادی مهران پخش نشد. امسال را نمی دانم سال های دیگر را....

    اما این شعر پدرم  که هنگام دیدن صحنه آوارگان ایلامی که زیر چادر بودند و از شبکه استانی ایلام پخش شد، هرگز از یادم نمی رود: چویل خمار پر له عسرم هه رو ...

    حمیدرضا

    یادش بخیر! آنروزها در آن منطقه بودم. گرما، شرایط نا مناسب و...ولی پیروزی در عملیات مهران ارزشش را داشت...

    یزدان راد

    من اولين نفري بودم كه وارد شهر شدم و با خودم خبرنگار تلويزيون و دوربينش رو هم ميكشوندم. ياد دستواره بخير. نميدونم چرا اين شهر رو كه ما دو بار پس گرفتيم و استراتژيك ترين منطقه مرز 800 كيلومتري ما با عراق بود را كارشناسان نظامي تحليلش نميكنند!!

    یک رزمنده

    نمی خواهم متنی با احساس بنویسم و اشکی از کسی در آورم. نمی خواهم افرادی زیر باد کولر گازی خود و شکم انچنان سیر خود، که به آروغ زدن افتاده اند، متن مرا بخوانند و احساسشان کمی جریحه دار شود و بعد از ثانیه ای باز به اعمال خود مشغول شوند...

    به آن برادری که این متن را نوشته می گویم؛ هر وقت از سه راهی ایلام به سمت اسلام آباد و کرند می رفتم و به جاده ایلام نگاه می کردم، دلم می گرفت. گر چه سمتی هم که می رفتم به خط منتهی می شد و با ایلام و مهران فرقی نداشت... ولی خاک جاده ایلام به خاکستری می خورد و نا خود آگاه دلم می گرفت...یکی از دوستانم که اتفاقا مظلومترینشان هم بود، در گیلان غرب شهید شد و هنگامی که بدن مطهرش را آوردند، درست همان احساس دلگیری در من بیدار شد. می خواهم بگویم آنهایی که آن رمان جاودانه را به خون خود نوشتند، چه آنهایی که رفتند و چه آنهایی که هستند، هیچ چشمداشتی به نام بردن خود و یا یاد کردن حماسه های جاودانشان ندارند. آنها با خدا معامله کردند و اینهایی که نام بردی، خیلی برایشان کسر شان است که حتی طلبشان را بکنند.

    زندگی رودخانه ای جاری است و ما بر آن نبودیم که همیشه به یاد ما باشند و یا حتی نامی از حماسه ها ببرند.

    ما انتظار نداشتیم یادی از بچه های 12-15 ساله ری کنند. به این بچه ها می گفتند تخریبچی. نمی دانم چند تایشان ماند ولی بازیهای گل کوچکشان در جای جای کردستان و ایلام به یادم هست.

    فرقی بین مهران و تهران نیست. تهران برای آنهایی که آن حماسه ها را سرودند، همان مهران است. برادر! آن روزها گذشت و ما معامله مان با خود خدا بود و هیچ چیز نمی خواستیم و نمی خواهیم. اگر قرار باشد حماسه های این ملت جاویدان را در تقویم 365 روزی درج نمایند، باور کن هر روزش باید 1000 صفحه باشد که آنهم کفایت نمی کند. تاریخ این آب و خاک انباشته از حماسه هاست . ما وظیفه ای داشتیم و امیدوارم آنرا انجام داده باشیم و دینی به گذشتگان نداشته باشیم. از هیچکس هم نمی خواهیم یادمان کند. مطمئن هستم اگر باز چشم ناپاکی به این آب و خاک باشد، باز این خاک پاک امثال ماها را زیاد پرورانده است و به موقع مانند گذشته ها حماسه ها می آفرینند. ما دلگیر نیستیم که استاد فیزیک نمی داند مهران کجا هست ولی کاش بداند ایران کجا هست که در این هم باید شک کرد از چنین فردی .

    راستی من هم استاد فیزیک در دانشگاه مهران هستم.

    حسین

    من هم  به عنوان بسیجی افتخار حضور در عملیات کربلای 1 را داشته ام و هیچ طلبی هم از ایران بابت این حضور تاکنون نداشته ام. یاد شهیدان لشکر ثارالله گرامی باد. یاد شهدای گردان 412 این لشکر به خیر.شهید محمدی که تیربارچی بود ....یادشهیدی که همراه با خرج آر پی جی کوله پشتی اش سوخت و صدا نکرد تا عملیات لو نرود...

    کریمی از ابرکوه

    باسلام؛ من از شهری دور که شاید این برادر عزیزمان آقای هاشم بیگی هنوز اسم آن را هم نشنیده باشد، این دل نوشته را خواندم و به آن برادر عزیز افتخار میکنم که مرا برای لحظه ای به دوران دفاع مقدس برد و یاد و خاطره تمام شهدای دوران دفاع مقدس به ویژه شهدای آزاد سازی شهر مهران قهرمان را گرامی میداریم و به روان پاک آنان درود می فرستیم...

    ناشناس

    مهران هميشه آزاد وب رقله هاي آزادي قلب هاست. اين آدم ها هستند كه براي بقا و جاه طلبي همه چي را فراموش ميكنن. دوست من؛ مهران را آنها كه بايد بشناسند و يادشان باشد، هم ميشناسند و هم هميشه يادشان هست. مهران بزرگتر از اين هاست كه با جام جهاني و ماديات مقايسه شود. خوب بود تذكر دادي؛ ولي كسي كه خودش را بخواب زده، بيدار كردنش سخت است. فقط بگم مهران را آنهائي كه بايد بدانند كجاست، ميدانند و هيچ وقت فراموش نمكنن...

    عارف

    دست نوشته ات ما را به یاد روزهای دفاع مقدس درمنطقه مهران انداخت، روزهایی پر از غربت ،پر از اندوه .یاد گله قندی، یاد رضاآباد و باغ کشاورزی ،یاد چنگوله و قلاویزان ،یاد ملکشاهی و امامزاده محمد.آه چه روزهای پرخاطره ای .راستی چه زود فراموش کردیم که صدام جنایتکار،برای آزادسازی کله قندی و مهران جایزه تعیین کرده بود. برادرعزیز! ناراحت نباش...اینها همه از روی سیاست زدگی ماست. وقتی همه چیز ما امروز و این روزها با نگاه طرفداری از این حزب و آن حزب، از این گروه و آن گروه، ازاین جریان و آن جریان، خلاصه می شود، دیگرجایی برای پاسداشت دفاع مقدس نمی ماند.خدایا مارا از غفلت زدگان روزگارقرارمده!؟

    عبدالمجید سجادیان

    سلام برمهران،برکودکانش،بر نوجوانانش و جوانانش،بر شیرمردان و زنانش، برمیانسلان وپیرانش..بوسه برخاک پاکش میزنم ..برمزارشهیدانش میزنم /مهران ای شهرقهرمان ایرانیان...مهران ای مقاوم شهر درستیز بعثیان ومنافقان /من ازبوشهر، دلوار روستای چاه تلخ جنوبی که خود نیز ازسربازان هشت سال دفاع مقدس میباشم. سلام ویژه خدمت مردم خوب مهران دارم...

    موسی خالقی

    سالروز آزاد سازی مهران مصادف با سالگرد شهادت دایی من(شهید علیرضا رمضانپور) که در عملیات آزاد سازی مهران به شهادت رسید، می باشد. تازه دوازده روز از اولین سالگرد شهادت برادر بزرگتر، شهید موسی رمضانپور، که در عملیات قدس 1 بعنوان اولین شهید این عملیات بود، گذشته بود که به جبهه رفت و به شهادت رسید.

    ناشناس

    زنده نگه دارید این یادها را تا آمریکا و دیگران حتی فکر حمله نظامی را کابوس ببینند!...تا آخرین قطره ی خونم برای توام ای ایران...

    سید هادی موسوی

    سلام و درود خدا بر تمامی مجاهدین و رزمندگان اسلام...برادر؛ بدان که نه مهران فراموش شدنی است و نه انقلاب امام خمینی(ره). چرا که این مفاهیم از عمق کربلای حسین(ع) ظهور کرده اند و هرگز به حاشیه نخواهند رفت. قلب ما به عشق تفکر ولایت فقیه می تپد. درود بر تمامی سرداران و سربازان رشید اسلام...

    غریبه

    سلام بر مهران و شیرمردان و شیرزنان پاکش؛ سلام بر مهران و شهیدان والامقامش، سلام بر غربت مهران، سلام بر مردمان پاک و بی آلایش این سرزمین خدایی، این نفس های ما، این جان ناقابل ما، فدای یک لحظه خاک غریب مهران، هر چه داریم مدیون این خاک است...زنده باد مهران.

    احسان

    یاد دلاورمردان سپاه اسلام خصوصا لشکر 11 امیرالمومنین(ع) بخیر، آن روزهاخانواده هایشان در زیر بمبارانهای رژیم بعث بودند و خودشان در حال دفاع و جانفشانی در راه کشور و انقلاب، هیچ وقت آن روز تلخی که خبر شهادت سردار رشید سپاه، علی بسطامی را به خانواده اش دادند، فراموش نخواهم کرد...

    علي بهار

    به عنوان يك افسر وظيفه زمان جنگ كه به همراهي لشكر 84 لرستان گردان 750 تكاور، افتخار شرکت در عملیات آزاد سازي مهران و سپس پاسداري آن در مقابل دشمن را داشتم، به همه دليران آن روز و شهداي عزيز بويژه افسران كادر ارتش، ستوان شهيد همايون ضيايي و ستوان شهيد مصطفي دريكوند كه در راه وطن عاشقانه شهيد شدند ...آزادي مهران را به همه هموطنان تبريك مي گويم و همه بدانند كه آزاد سازي مهران كم از خرمشهر و نقطه نقطه سرزمين عزيز ما نبوده و ياد شهيدان آن نبرد مقدس كه جاي خود دارد...شهدايي كه كلام و زبان از بيان فداكاريهايشان قاصر است...

    اهل ایلام

    آری برادر؛ من هم اشکم جاری شد به مظلومیت خودمان. اما فراوانی نظرات بازدید کنندگان مرا تسکین داد که اگر مسئولین نمیبینند یا نمیخواهند ببینند، اما مردمان هموطنم قدر ما را میدانند. هرچند که شاید غرش بمب افکنی را نشنیده اند یا بدن پاره پاره رزمنده ای را ندیده اند. ما همواره میراث دار پدرانمان خواهیم ماند و مهران را چون گوهری پاس میداریم که اینجا پاره تن ایران است...

    شهبازی

    باسلام؛ به آن برادر عزیز افتخار میکنم که مرا برای لحظه ای به دوران دفاع مقدس برد و یاد و خاطره تمام شهدای دوران دفاع مقدس به ویژه شهدای آزاد سازی شهر مهران قهرمان را گرامی میداریم و به روان پاک آنان درود می فرستیم...

    شایان

    گرامي باد ياد وخاطره همه شهدا به خصوص شهدای گردان سلمان لشکر27حضرت رسول...ياد سيد شهيدان اين عمليات شهيد دستواره نيز گرامي باد.

    ...

    شاید تو همان کودکی هستی که آخرین بار پدرت را در مهران دیده اند، ولی هنوز هیچ کس از او خبر ندارد...شاید تو همان کودکی هستی که تازگی ها پدرت را از زیر خروارها خاک نازنین مهران تفحص کردند و به جز پلاکش، چیزی از او ندیدی؟ هرکجا هستی، من و تو از یک تبار و از یک خاکیم، من و تو از خاک نازنین ایرانیم...                                                                                                                             

       ۶ تير ۱۳۹۰   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [4]

    نسخه آماده چاپ


     
       برگزاری مسابقه فوتبال، به یاد شهدای چوار، در تهران

    با توجه به اتمام مسابقات فوتبال لیگ برتر و جام حذفی کشور و به منظور« گرامیداشت یاد و خاطره شهدای زمین فوتبال چوار ایلام و کلیه شهدای جامعه فوتبال»، مسابقه فوتبال بین تیم پیشکسوتان چوار 65( متشکل از خانواده معظم شهداء، پیشکسوتان استان ایلام، ایثارگران و بازماندگان واقعه بمباران 23 بهمن سال 1365) و تیم سازمان صدا و سیما،به میزبانی اداره تربیت بدنی سازمان صدا و سیما، برگزار گردید.

    در این مسابقه فوتبال که با حضور تعداد زیادی از خانواده معظم شهدا و ایثارگران برگزار گردید، ضمن تجلیل از  تعدادی از خانواده شهدا، قبل از شروع مسابقه فوتبال، عادل فردوسی پور و داوود عابدی نیز مورد تقدیر خانواده شهدا قرار گرفتند.

    خانواده شهدای زمین فوتبال چوار ایلام، به دلیل پیگیری و پخش گزارش های اثرگذار در مورد واقعه بمباران مسابقه فوتبال چوار، از این دو گزارشگر سازمان صداوسیما تجلیل به عمل آوردند و به صورت وِیژه از آنها تشکر کردند.

    همچنین، در دیدار فوق، داور در دقیقه 55 بازی را متوقف کرد و بازیکنان و تماشاچیان با ذکر صلوات و  قرائت فاتحه یاد شهدای زمین فوتبال چوار را گرامی داشتند.

    لازم به ذکر است؛ باشگاه فرهنگی ورزشی « چوار 65» ایلام، با همکاری تعدادی از خانواده معظم شهداء، ایثارگران، پیشکسوتان و جوانان استان ایلام تشکیل گردیده و بنا دارد برای زنده نگهداشتن یاد شهدای زمین فوتبال چوار و کلیه شهدای جامعه فوتبال، مسابقاتی را در سطح ملی و بین المللی و بصورت نمادین برگزار نماید.

    همچنین، طبق تفاهم نامه ای که با اداره تربیت بدنی سازمان صداوسیما امضاء گردید، از سال آینده نیز مسابقات چهارجانبه با حضور تیم های پرسپولیس، استقلال، سازمان صداوسیما  و چوار65، در محل زمین فوتبال سازمان صداوسیمای کشور برگزار خواهد شد.

       ۲۲ خرداد ۱۳۹۰   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [3]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    حجت الله هاشم بيگي
    توسعه گستر دالاهو
    معرفی مدیر وبلاگ *حجت الله هاشم بیگی هستم.متولد6 آذرماه 1358 و در استان ایلام و منطقه چوار به دنیا آمده ام.دارای لیسانس ریاضیات کاربردی از دانشگاه اصفهان و مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه بوعلی سینا همدان می باشم.هم اکنون دانشجوی دوره دکترای اقتصاد بوده و مدرس دانشگاه هستم. به عنوان کارشناس ارشد اقتصادی در مراکز پژوهشی تهران نیز فعالیت می نمایم.عقیده ما بر این است که برای کمک به توسعه کشور و به ویژه استان عزیز ایلام، چندین پارامتر مهم هستند که عبارتند از:دانش-اراده-لیاقت-انضباط اجتماعی-همدلی-وجدان کاری و اگر حروف ابتدای این کلمات را در کنار هم قرار دهیم عبارت(دالاهو) بدست می آید. زندگی پرفراز و نشیبی داشته ام .در خانواده ای هشت نفره زندگی می کنم که مثل بسیاری از خانواده های ایران جمعی صمیمی و مهربان داریم.فرزند اول خانواده بوده و دارای سه برادر و دو خواهر هستم.هدف اصلی من از ایجاد وبلاگ توسعه گستر دالاهو کمک به توسعه کشور(ولو بسیارناچیز) و به ویژه استان قهرمان پرور ایلام با همفکری هموطنان می باشد.البته یکی دیگر از زمینه های مورد علاقه من انجام امور فرهنگی،  ورزشی و هنری و کمک به ایجاد شور ونشاط در بین جوانان می باشد...فرهنگ ایثار و شهادت را زیربنای فرهنگ جامعه می دانم و نوشتن مطلب در مورد دفاع مقدس و شهدا را بسیار دوست دارم. به اعتقادمن، همه ایلامیان خارج از استان باید در جهت معرفی این دیار تلاش کنند.  برای تمام مردم ایران زمین، در هرکجای دنیا،آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم.امید است با کمک همدیگر بتوانیم قدمی هرچند کوچک در راستای کمک به توسعه استان ایلام برداریم.
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (16)
    اخبار (3)
    اقتصادی و اجتماعی (22)
    هنری و فرهنگی (9)
    صنعتی (0)
    ورزشی (18)
    ایثار و مقاومت (22)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    از معلمان خود یاد کنید....
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    خداحافظ سردار شجاع و مظلوم
    حضور آرام مدیران قبلی و حکایت مارادونا و غضنفر
    تبریک به علی هاشمی و نگاهی به استعدادهای ناب چوار
    بلوط های سوخته، مدیران استوار و مدیریت انجیری
    آتش بی تدبیری در جنگل های ایلام
    مهران مهربان قهرمان ایران فراموش نشود!!!
    فراموشي مهران قهرمان در هياهوي جام جهاني فوتبال!؟
    آقای دوستی؛ خسته نباشید...
    این روز ها ستون های قلاقیران می لرزد!!؟؟
    نگذارید«مروارید»، «آزاد» شود.
    بی توجهی نمایندگان ایلام به روز ملی ایلام
    از معلمان خود یاد کنید...
    شکست سنگین پیشکسوتان استقلال تهران مقابل چوار65
    زیباترین خداحافظی فوتبال در چوار ایلام
    داستان غم انگیز سقوط یک خلبان ایلامی!!!
    حکایتهای پرغصه حراست پالایشگاه گاز ایلام
    سیمای ج.ا.ا نقش عشایر ایلام در میمک را نادیده گرفت
    جناب نماینده؛ دیواری کوتاه تر از ایلام پیدا نکردی؟
    دیدار فوتبال پیشکسوتان استقلال و چوار65 ایلام
    وي‍ژه نامه «چوار؛سرزمين لاله هاي فوتبال» منتشر شد
    یادواره شهدای چوار و چند نکته
    واقعه چوار و شرط ازدواج با حجت الله هاشم بیگی
    مجموعه فرهنگی ورزشی شهدای چَوار ایلام احداث می شود
    شاخه­ گلی تقدیم به اداره ورزش و جوانان استان
    هفته دولت و یادی از وعده های استاندار در مزار شهدا
    دانش محوری؛ حلقه گمشده مدیریت استان
    غمی سنگین تر از عروج شهیدرضایی نژاد

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    انجمن دانشجويان و فارغ التحصيلان چوار
    سایت دولت
    سایتهای مختلف هنری،اقتصادی،اجتماعی،اشخاص و...
    وبلاگ شخصی حجت الله هاشم بیگی

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۳۷۸۰۳ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۵۶۲ مشاهده | امروز  ۴۸۲۵ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |