صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com
خلیل کمربیگی

  • بعدی
  •  
       وزوزهای چهل سالگی (3)

    انتخابات شوراهای شهر و روستا، ضرورت یا عدم ضرورت؟

    مسرور از شرکت در یک پیاده روی با جمعی از دوستان صاحب نظر، به منزل برگشتم. به محض ورود به منزل، گوشه ای از ذهنم جا خوش کرده بود. نگاهی به او انداختم؛ لبخندی زد و گفت: برای طرح مساله ای آمده ام. گفتم: اجازه بفرمایید بنشینم، بعد هر آنچه را دوست دارید، طرح فرمایی.
    هنوز یک ساعت نگذشته بود، که این چهل ساله دوباره ظاهر شد و گفت: نیامده ام ذهنت را به هم بریزم؛ بلکه آمده ام تا موضوعی را برای تفکر و تحقیق بگویم و بروم. از فلاسک آماده، برایش چای ریختم و از نان برنجی های سوغاتی دوستم، تعارفش کردم. همزمان که نان برنجی را با چای می خورد، شروع به صحبت کرد. فوراً، وسط حرفش پریدم و گفتم: صحبت کردن به همراه خوردن نان برنجی، یعنی دیدار هر دوی ما به قیامت. از این شیرینی معمولاً  برای اعتراف گیری استفاده می کنند.کمتر کسی جرات دارد همزمان،هم نان برنجی بخورد و هم حرف بزند.
    صحبت ها که آغاز شد، گفت: فلانی، شما که روزانه به این و آن، موضوع پژوهش می دهی، چرا یک بار هم آسیب شناسی انتخابات را به فرد یا ارگانی پیشنهاد نمی کنی؟ گفتم: کدام انتخابات؟ گفت: مثلاً انتخاباب شوراهای شهر و روستا؛ این انتخابات چهار دوره است که برگزار می شود اما در شهر ایلام هنوز یک آسیب شناسی جامع از آن به عمل نیامده است.
    گفتم: حالا چی شده که به این موضوع رسیده ای؟ پاسخ داد: آخه هرچه فکر می کنم، نتایج برگزاری این انتخابات را مثبت نمی بینم. احساسم این است که اگر این گونه فعالیت های سیاسی را در شهری همانند ایلام، برگزار نکنند، بهتر است.
    گفتم: شوخی می کنید؟ گفت: نه، جدی می گویم. پاسخش دادم: تو که نماد دانش و تجربه ای، بهتر از من می-دانی که انتخابات مظهر دموکراسی است و دموکراسی نیز روش زیستن و زندگی در جامعه ی جدید است. بدون انتخابات که اصل مشارکت سیاسی شهروندان زیر سوال است. سالیان بی شماری است که بشر به این اندیشه رسیده که به شکل مستقیم و غیرمستقیم تمامی نقش های تصمیم ساز را، از طریق انتخابات واگذار کند. همین طور که داشتم در مدح و ستایش انتخابات سخن می گفتم، وارد بحث شد و گفت: من اصلاً مخالفتی با این حرف ها ندارم. سخن من به طور شفاف این است که چهار دوره است انتخابات شوراها در ایلام برگزار می شود اما کسی به جهات مثبت و منفی آن توجهی ندارد. اغلب، دوست دارند که انتخابات برگزار شود اما به نتیجه و دستاورد اساسی آن کاری ندارند. کسی نیامده که به صورت جامع و کامل آن را بررسی کند.
    سپس شروع به پرسش نمود و گفت: از نظر شما انتخابات در جامعه ی ایلام، به گسترش عدالت کمک کرده یا به تبعیض و بی عدالتی ؟ گرایش طایفه گرایی و انشقاق در پیوندهای جدید را بیشتر نموده یا کمتر؟ به قبیله سالاری دامن زده یا خیر؟ برای برگزیدگان، منافع فردی در اولویت قرار گرفته یا منافع شهروندان؟ منتخبین تجربه و دانش این کار را دارند یا نه؟ انتخاب شوندگان در امور مربوط به شهر و شهرداری، دخالت های بی جا به عمل می آورند تا کار آنها بر اساس قواعد و قوانین است؟تصمیمات آن ها کارشناسی است یا غیرکارشناسی؟ سود حاصله از برگزاری این انتخابات با این همه پرسنل و هزینه برای شهروندان ایلامی چیست؟
    همین طور که سوالاتش را ادامه می داد، وسط حرفش دویدم و گفتم: اولاً من که تاکنون پژوهشی در این زمینه انجام نداده ام تا بتوانم بر اساس آن، پاسخ شما را بدهم؛ اما به نظرم در برخی از دوره ها بوده که شایسته هایی نیز برگزیده شده و تصمیمات خوبی گرفته شده است. علاوه بر آن ما داریم در حال تجربه ی مردم سالاری هستیم؛ باید تاوان آن را نیز پس دهیم.
    این چهل ساله که تازه به قول معروف، گرم کرده بود، تکانی به خود داد و گفت: اختلاف من و شما در همین نقطه است. وقتی به ماهواره می رسیم، شب و روز از مصایبش می گوییم، تمامی تربیون ها نگران سلامت شهروندان هستند. کارشناسان سیاسی، اجتماعی، دینی و غیره، به مردمان این شهر، توصیه های گوناگون می-کنند. در دانشگاه ها، مدارس و مساجد و ... همایش، میزگرد و گردهمایی و نمایشگاه برگزار می شود؛ اما وقتی به انجام فعالیتی وارداتی چون انتخابات در جامعه ای ایلی و طایفه ای می رسیم کمتر کسی سخن می گوید و همه نگران میزان مشارکت سیاسی شهروندان می شوند و کمتر کسی به کیفیت انتخاب ها و اثرات سوء انتخاب های بد، توجه دارد. کسی نمی پرسد فایده ای که بابت این همه هزینه برای برگزاری یک انتخابات، به مردم می رسد، چیست؟
    سرم را بالا گرفتم نگاهی به چشمانش کردم و گفتم: فرمایش شما درست. ورود هر برنامه و فعالیتی به هر جامعه ای، بایستی متناسب با سطح افکار و توسعه ی فرهنگی در آن جامعه باشد و اگر این اتفاق رخ ندهد، جامعه دچار تأخر فرهنگی می شود. ادامه دادم؛ همان طور که گفتی، انتخابات نیز چون ماهواره، پدیده ای وارداتی است و آسیب های خود را دارد و آسیب شناسی آن لازم و ضروری است اما آگاهی بخشی و کسب تجربه ی مردمان، زمان می طلبد و نباید در این زمینه عجله کرد.
    با حالتی طلبکارانه نگاهی انداخت و گفت: برای این آسیب شناسی و آگاهی بخشی، چند سال باید صبر کرد؟ گفتم حدود یکصد سال. گفت یعنی باید به انتظار نشست و یکصد سال عوارض منفی آن را تحمل کرد؟ گفتم: مگر راه دیگری هم وجود دارد؟ نزدیک به سه هزار سال است که از انتصاب نتیجه نگرفته ایم، برای انتخاب هم یکصد سال صبر کنیم.
     گفت: یکصدسال در عصر حاضر برابر با چندین هزارسال، در هزارهای پیشین است. گفتم: شما اگر راه جایگزینی دارید، پیشنهاد کنید شاید زودتر به نتیجه برسیم.
    مثل اینکه منتظر همین پیشنهاد بود. بی صبرانه شروع به صحبت کرد و با حرارت سخن می گفت. خلاصه کلامش این بود که به جای واگذاری انتخاباتی همانند شوراهای شهر و روستا به شکل مستقیم به مردم، مساله ی انتخاب را به نمایندگان شوراها، اصناف، انجمن ها و نهادهای مدنی واگذار کنیم؛ از این راه هم می توانیم هزینه ی کمتری پرداخت کنیم و هم شاید بتوانیم، نتیجه بهتری بگیریم.
    وقتی پیشنهادش را داد، مکثی کردم و گفتم: واقعیت آن است که تاکنون به این مساله فکر نکرده ام. پذیرش یا عدم پذیرش این نظر، هرچند دست من نیست اما نیازمند تامل و تفکر بیشتر است. گفت: فلانی، می دانم در این زمینه کاری از دست تو ساخته نیست، اما حداقل می توانی به ثمره ی انتخاب های خود، بیشتر بیندیشی و بعد تکلیف خود را روشن کنید.
    گفتگوی من و این چهل ساله به نقطه ی پایانی رسید. قرار شد به حاصل و دستاوردهای انتخابات شوراهای شهر و روستا در ایلام، بیشتر بیندیشم، ضرورت یا عدم ضرورت آن را ارزیابی کرده و ثمره و نتیجه ی تقریباً پانزده ساله ی آن را در شهری چون ایلام، مرور نمایم و سپس به پیشنهادش مبنی بر واگذاری این گونه انتخاب ها به نمایندگان نهادهای مدنی فکر کنم، آنگاه پاسخ پرسش هایش را دهم.
    داشتم برای خواب آماده می شدم، به صورتش که نگاه کردم گفتم: آی چهل ساله، گفتی ذهنت را به هم نمی-ریزم، اما این بار هم به قولت وفا نکردی. هر وقت سراغم می آیی و توی گوش هایم وزوز می کنی، ترسم بیشتر می شود؛ خصوصاً زمانی که در باره ی مسائلی حرف می زنید که کاری از دست من ساخته نیست و ممکن است به قدرت و صاحبان آن برگردد و من در این اوقات، چقدر می ترسم. داشت که خداحافظی می کرد، گفت: منتظر پاسخ هایت می مانم. شب خوش.


     

       ۱۳ مرداد ۱۳۹۴   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [2]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    خلیل کمربیگی
    ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com

    دوستان ارجمند: مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی اينجانب خليل كمربيگي معلم ،علاقمند به پژوهش ، تحقیق و حرفه ی روزنامه نگاری می باشند.هدف از انتشار این مطالب روشنگری و کاستن از مسایل و مشکلات استان است. از آنجا که رشته ی تحصیلی ام  جامعه شناسی می باشد‌، مطالب وبلاگ نیز بیشتر در حوزه های اجتماعی نوشته شده و سعی می گردد از زبان تخصصی جامعه شناسی اجتناب شده و مسایل را با ادبیاتی ساده انتشار دهد.تقاضا می گردد با ارائه نظرات خود ما را در رسیدن به اهداف ترسیم شده یاری فرمایید.ضمنا استفاده  از مطالب  اين وبلاگ و يا انتشار آنها،با ذکر منبع،بلامانع می باشد.

     

    نشانی الکترونیکی: [email protected]
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (9)
    انتخابات (2)
    اجتماعی - سیاسی (28)
    پژوهش ها و تحقیقات (1)
    عمومی (10)
    طایفه گرایی (1)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    احیای سنت میانجیگری
    گسست یا مشارکت؟
    ظاهرت را درست کن، کاری به باطن ندارم!
    سواری مجانی
    وزوزهای چهل سالگی (3)
    ایلام گریزی
    ایلام و تانکر آب شهرداری
    ایلام، کدخدای زورگو می خواهد یا مسئول قانون گرا؟
    دوزیستان یا شناسنامه داران؟
    آسان ترین راه کاهش مشکلات اجتماعی ایلام
    اعتیاد، حلقه ای از کلاف سردرگم ایلام
    لابی گری و واسطه گری در ایلام
    دایی رجب، کوچه بن بست و کانال هایش
    گسل اجتماعی "کَس دار" و "بی کَس"
    سلطان وارد می شود!
    قفل فروشانِ کلیدنما
    "وزوزهای چهل سالگی"
    از خود كشي تا مرگ مشكوك
    "ویروسی به نام آگهی"
    جامعه شناس ِ جامعه­بشناس
    بازگشت گرزها
    ایلام و هیولای خودکشی
    نامهربانی با یار مهربان در ایلام
    تحلیلی بر شکافی اجتماعی در ایلام
    "زنده باد تهران"
    خدايا "هاوار"
    شادی،گمشده ی ایلامیان
    لقمه نان،‌ به قيمت جان
    بحران جوانان در ايلام
    سرهنگ درست می گوید، اما چگونه؟

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    خبرگزاری ایسنا- ایلام
    عالیه شکربیگی
    مجتبی مقصودی
    علی مرشدی زاد
    محمدرضا جوادی یگانه
    سعید معیدفر
    غلامعباس توسلی
    عباس کاظمی
    حسین کچوئیان
    شیرین احمدنیا
    علی عسکر احمدی
    محمد شکیبا
    رادیو زاگرس
    جلیل صفربیگی
    بهروز سپیدنامه
    حبیب الله بخشوده
    عصر ایلام
    مهرداد خدارحمی
    وبلاگ شخصی در بلاگفا
    ظاهر سارایی
    حمید حیدرپناه
    علی فیض الهی
    شهرام صفری
    ايلام ما
    ایلام امروز
    انجمن جامعه شناسی ایران
    انجمن جهانی جامعه شناسی
    انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران
    انجمن جمعیت شناسی ایران
    انجمن انسان شناسی ایران

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۲۳۷۷۹ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  مشاهده | امروز  ۷۳۷۰ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |