صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com
خلیل کمربیگی

  • بعدی
  •  
       از خود كشي تا مرگ مشكوك

    از خود كشي تا مرگ مشكوك
    مدتي پيش فردي و مردي مرا به دفتر خويش فرا خواند تا در زمينه ي هيولايي به نام خودكشي در ايلام به گفت و گو بنشينيم. من نيز كه مي خواستم به آن سوگند (( دوركيمي )) جامعه شناسانه، مبني بر اين كه " جامعه شناسي علم واقعيت اجتماعي است " وفادار بمانم، به او گفتم: جاجي، ‌من در همين سال جاري با روزنامه ی شرق، مصاحبه اي در اين زمينه داشته، كه اگر مي خواهيد بدانيد چه مي خواهم بگويم، ‌از اين اينترنت پُرسرعتي كه در اختيار داريد، سرچ ساده اي نمايي، ‌آن را بيرون كشي و ملاحظه بفرمايید تا ديگر نيازي به وراجي هاي من نباشد.
    امر كردند: مي خواهم اين جا و از زبان خودت بشنوم. من نیز ابتدا از زمينه هاي شكل گيري مساله گفتم و سپس به ارايه ی راه كارها رسيدم و عنوان نمودم: اولين كاري كه بايد انجام گيرد انجام امور زيربنايي اقتصادي، رفع موانع توليد و اشتغال،‌كاهش نرخ بيكاري و فقرزدايي از جامعه است. بحث دوم نيز، تقويت سرمايه ی اجتماعي در استان، ‌اعم از ارتقاء سطح مشاركت و روابط اجتماعي، ‌اعتماد اجتماعي، ‌تقويت شبكه هاي محلي و محله اي است. آموزش مهارت های زندگي به تك تك شهروندان بايد به گونه اي اساسي و علمي در دستور كار قرار گيرد و سطح سلامت رواني و جسماني شهروندان را باید ارتقاء داد. فضاي نا اميدي و افسردگي حاكم بر استان، نيازمند تقويت فرهنگ شادي و نشاط اجتماعي است. بحث پُر كردن اوقات بسيار زياد فراغتِ مردم و بخصوص جوانان را بايد جدي گرفت. صحبت هاي من ادامه داشت كه وسط حرفم آمد و گفت: فلاني من از شما خواستم كه از (( شد )) سخن بگويي نه از (( نشد)). راه كارهاي فوري و عملي بده كه بتوان آن را اجرايي كرد. گفتم: حاجي جان! آدم اگر سرما هم بخورد اولاً چند روزي دوران كمون آن را مي گذراند، ‌سپس علائم ظاهر مي شود و پس از پايان دوران درمان، چند روزي نيز دوران نقاهت آن، طول مي كشد،‌ حال آسيب اجتماعي ای، با اين حجم از تاثيرگذاري كه طي ساليان زياد شكل گرفته، چگونه مي شود در عرض چند روز يا ماه از بين برود و يا كاهش محسوس نمايد؟ آن جلسه ی خودماني با گفتن حرف هاي ديگري بين ما ادامه و با خوردن چاي و شكلات و نارنگي پايان يافت.
    البته قرار شد تا چند روزي بينديشيم و راه كارهاي كوتاه مدت و چند روزه اي را براي دفع هيولا پيدا كرده و خدمت ايشان به عرض برسانم. اينك چند روزي از آن ملاقات گذشته و من راه كارهاي زير را براي كاهش نرخ دولتي خودكشي در ايلام به عرض ايشان و ساير همشهريان عزير مي رسانم، ‌باشد كه قبول افتد و ختم اين بيماري نیز هرچه زودتر به وسيله دولتيان اعلام گردد.
    به نظرم اگر كسي مي خواهد در عرض شش ماه ،يك سال يا دو سال اين بيماري را معالجه كند، اولين كاري كه بايد انجام دهد آن است كه بر روی تمامي آمارهاي مربوط به خودكشي، مُهر محرمانه بزند و اعلام نمايد كه به علت سوءاستفاده ی خائنان از اين آمارها، ‌هيچ دستگاهي حق ندارد آمار مربوط به خودكشي را در اختيار افراد، پژوهشگران ، دانشجویان، روزنامه نگاران و ... قرار دهد.درز نكردن آمارها به بيرون، مي تواند چند فايده داشته باشد. اول اينكه هيچ كسي از آمار واقعي مربوط به خودكشي خبر ندارد و اگر كسي خواست در اين زمينه ادعايي كند و مثلاً بگويد كه خودکشی هر ساله نسبت به سال قبل 20 درصد افزايش دارد، ‌از او بخواهيد كه آمارهايش را از كجا آورده؟ و او كه نمي تواند منبع خود را لو دهد، لذا در نزد دولتيان محكوم گشته و می توانید به جرم تشویش اذهان عمومی و ارائه ی آمارهای دروغ، او را به محکمه بکشانید. دوم اين كه مي توانيد هر بلايي كه  بخواهید بر سر آمارها در بياوري. مثلاً بگويي كه نرخ خودكشي 20 درصد كاهش يافت. يا موفق شديم شيوه ی خودكشي را تغيير دهيم يا مثلاً در نيمه ی هر ماه كه يارانه ها توزيع مي گردد،  نرخ خودكشي نيز كاهش مي يابد و الي آخر.
    البته در اين راستا، پژوهشگري ممكن است با تلاش فراوان  و از راه هاي مختلف، ‌به برخي از این آمارهای دست كاري شده، ‌دست يابد و آن ها را طي يك مقاله ی علمي ارايه داده، و یا به اطلاع برخی بیکاران اجتماعی برساند. كه ارايه ی اين آمارها نيز، می تواند براي شما مشكل آفرين گردد؛ چرا كه با همين آمارهاي غير واقعي نيز،‌ در صدر كشور قرار مي گيرد. اگر این اتفاق افتاد حضرتعالی باید به سراغ راه کار دوم بروید. به نظرم راه دوم اين است كه شما بخشي از آمارهاي مربوط به افراد خودكشي كننده را، از ستون مربوط به آسيب خودکشی، جدا كرده و به ستون ديگري مثلاً (( مرگ مشكوك )) انتقال دهید. شما با اين حربه مي توانيد بسياري از خودكشي هايي كه مثلاً با گاز، قرص،‌سم، ‌و ... صورت گرفته را به عنوان (( مرگ مشكوك )) اعلام نماييد. و پيرامون علت مرگ بنويسيد كه: "گاز گرفتگي منجر به مرگ" ،‌ "خودسوزي منجر به مرگ"، "مسمومیت منجر به مرگ"، " مرگ به دلايل نامعلوم" و ... .با اجراي اين راه كار مي توان مثلاً 400 مورد خودكشي منجر به مرگ را در سال، به 200 مورد برسانيد، اين كار مي تواند برای حضرت عالی چندين فايده داشته باشد:
    اول اين كه خیالت راحت شده و ديگر كسي نمي گويد كه 400 مورد زياد بوده و نرخ خودکشی در دوره ی شما افزايش يافته است چراكه 200 مورد هم كمي قابل تحمل و هم نسبت به سابق كاهش داشته است.
    دوم اين كه وقتي اين آمار را مي نگري،‌ جنس كاملاً جور شده و شما ديگر وظیفه ای نداری که دنبال كشف علت مرگ بگردی. اگر فرد بیکاری در این زمینه سوال کرد؟ مي گوييد: چون صاحب عزا اعلام نموده كه خودكشي نبوده، شما نيز پذيرفته اید. در این حالت هم صاحب عزا احساس راحتي مي كند و هم شما موفق شده ايد نرخ خودكشي را به ميزان قابل توجهي كاهش داده  و آن را واقعي جلوه نماييد.
    و اما فايده ی سوم اين راه كار، كه شايد پُر فايده تر نیز باشد، آن است كه مي توان با ارايه ی اين آمار به مسئول بالاتر از خود، ‌اعلام كنيد كه برنامه هاي من موفق درآمده و مسئول بالاتر نيز در رسانه ها با خوشحالي زايد الوصفي اعلام نمايد كه به لطف خداوند متعال و با تلاش های صورت گرفته توسط خدمتگزاران مردم، نرخ خودکشی در دوران ما کاهش یافته و ما توانسته ایم برای اولین بار مثلاً از مقام اول کشوری به مقام پنجم برسیم.
    البته در این میان ممکن است فرد بیکاری پیدا شود و سوال کند که شما در دوران مدیریت تان کار خاصی انجام نداده اید و در زمینه ی انجام امور زیربنایی اقتصادی، رفع موانع تولید و اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و فقرزدایی از ایلام کار عمده ای انجام نداده اید؟ و حتی چندین سال است قادر نبوده اید وسایل تنها شهربازی شهر را تعمیر و یا تعویض نمایید، چگونه نرخ خودکشی کاهش یافته است؟ ضمن بر ملا کردن هویت شخص سوال کننده و وابستگی او به کانال های خاص و معاند؛ ‌می توانید اظهار بفرمایید که: ما سهام عدالت در اختیار مردم گذاشته ایم، یارانه ی نقدی پرداخت نموده ایم، مسکن مهر درست کرده ایم، لوله کشی گاز انجام داده ایم، صندوق مهر رضا افتتاح کرده ایم، برای زنان در بانک کشاورزی حساب ایران بانو باز کرده ایم و ... . باز هم اگر همان فرد فضول سوال کرد که کی تکلیف این مرگ های مشکوک روشن می شود و از ابهام خارج می گردد؟ می توانید پاسخ دهید که: دادیم بررسی کنند و در دست بررسی است، ان شاءالهی  اعلام می شود.
    البته راه کارهایی از این دست زیاد است و در صورت تمایل می توانم بقیه را حضوری خدمت شما به عرض برسانم تا بتوان با کمک همدیگر، نرخ دولتی خودکشی را کاهش داده و ختم این معضل اجتماعی را نیز اعلام گردد.
    اما در پایان این نوشتار ذکر چند نکته را ضروری می دانم:
    1-برادر عزیز مطبوعاتی که تیتر می زنید: "نرخ خودکشی در ایلام کاهش یافت"؛‌ می توانید بفرمایید که شما کجا زندگی می کنید؟ آیا نمی بینید که مردمان این دیار صبح خود را با شرکت در فاتحه ی عزیزی آغاز می کنند که دلایل مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دست خود را از این دنیا کوتاه نموده است؟ آیا اطلاعیه های فاتحه خوانی نصب شده بر در و دیوار شهر را نمی نگری؟ آیا توانسته ای به خود زحمت داده و همان آمارهای نیمه واقعی مربوط به خودکشی را نگاه کنید؟ پیشنهاد دوستانه و خاضعانه ی من این است که اول شهر را بنگر و سپس تیتر بزن.
    2-برادر عزیز بومی مسئول، که در سمتِ کارشناس،کارشناس مسئول، معاون، رییس و ... نقش ایفا می کنید، به خاطر خسته و افسرده ی همشهریانت، مرحمتی بفرما، نمی خواهد در مراسم فاتحه خوانی هر روزه ی خودکشی کنندگان در این استان شرکت کنید، بلکه به جای آن، نگذارید حداقل از کانال حضرتعالی، آمار غیرواقعی به مسئولین بالاتر ارجاع داده شود تا شاید روزی، فردی، فکری برای آن کند.
    به آن خدایی که من و شما به آن باور داریم، اولین سوءاستفاده کنندگان از این آمارها، بیگانگان نیستند، بلکه مسئولین ناکارآمدی هستند که می خواهند با ارائه ی آمارهای غیر واقعی، چند روزی بیشتر بر صندلی قدرت تکیه زنند. یک لحظه با صاحبان عزا همدلی بفرما و خود را جای آن ها بگذار و ببین آیا اگر چنین واقعه ای نیز برای شما اتفاق می افتاد، باز دوست داشتید آمارها را زیر و رو کنند؟
    سابقاً عنوان می شد که مسئولین بالاتر ازآمارهای واقعی مطلع می گردند و ما فقط به خاطر سوءاستفاده ی دیگران، آنها را اعلام نمی کنیم؛ اما جای گرفتن استان ایلام در ردیف استان های برخوردار و قرار گرفتن این استان در ردیف 19 توسعه کشوری، این گفته را ابطال نموده و ثابت شد که مسئولین بالاتر نیز، بر پایه ی همین آمارهای غیر واقعی تصمیم گیری می کنند.
    3-و اما همشهری عزیزم که عزیزی را جهت خودکشی از دست داده ای، از عنوان نمودن دلیل واقعی مرگ عزیزت، هیچ واهمه ای به دل راه مده، آن مرحوم به دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... جسم خویش را از این دنیای خاکی رها نموده است.شما علت واقعی مرگ عزیزت را جار بزن، تا شاید بُعد ذهنی این آسیب اجتماعی برانگیخته گردد و هیولای همه ی ساکنین این سامان را نبلعد.
    این نوشتار، با ذکر بخشی از (( سفرنامه ی حاج سیاح )) به پایان می رسد و در کمال اعتماد و اطمینان عنوان می گردد که هیولا زنده است و همچنان، بسانِ سال های گذشته و شاید بسی بیشتر، دارد از ما می بلعد. غفلت بیشتر از آن یا خود را به خواب زدن، سبب می گردد، وارد منازل تک تک ساکنان این دیار گشته و آثار مصیبت بارتر از این، بر جای بگذارد.
    حاج سیاح محلاتی در حدود اوایل بهار سال 1260 هجری شمسی به حسین آباد ( ایلام کنونی) سفر می کند. او در سفرنامه اش شرحی می نویسد که سندی معتبر بر تاریخ آن زمان ایلام است:
    (( ...... راه آبادی ندیدم. تا رسیدم به رود عریضی که چندان عمقی نداشت، شاهزاده از آنجا برگشت و گفت: از آن طرف رود، متعلق است به حسین قلی خان والی ! ؟ رسیدم به آبادی ای که، عمارت ساخته شده ای نداشت ... هر بیت(منزل) جز چند ظرف گلین، چیز بیشتری نداشتند، در زیر سیاه چادری از موی بز، که چوبی به میانش زده تا بر پا بماند .... حیرت کردم از این مردمان پریشان !... چگونه قتل نفس نمی کنند ؟ )).

       ۲۰ آذر ۱۳۹۰   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [6]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    خلیل کمربیگی
    ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com

    دوستان ارجمند: مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی اينجانب خليل كمربيگي معلم ،علاقمند به پژوهش ، تحقیق و حرفه ی روزنامه نگاری می باشند.هدف از انتشار این مطالب روشنگری و کاستن از مسایل و مشکلات استان است. از آنجا که رشته ی تحصیلی ام  جامعه شناسی می باشد‌، مطالب وبلاگ نیز بیشتر در حوزه های اجتماعی نوشته شده و سعی می گردد از زبان تخصصی جامعه شناسی اجتناب شده و مسایل را با ادبیاتی ساده انتشار دهد.تقاضا می گردد با ارائه نظرات خود ما را در رسیدن به اهداف ترسیم شده یاری فرمایید.ضمنا استفاده  از مطالب  اين وبلاگ و يا انتشار آنها،با ذکر منبع،بلامانع می باشد.

     

    نشانی الکترونیکی: [email protected]
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (9)
    انتخابات (2)
    اجتماعی - سیاسی (28)
    پژوهش ها و تحقیقات (1)
    عمومی (10)
    طایفه گرایی (1)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    احیای سنت میانجیگری
    گسست یا مشارکت؟
    ظاهرت را درست کن، کاری به باطن ندارم!
    سواری مجانی
    وزوزهای چهل سالگی (3)
    ایلام گریزی
    ایلام و تانکر آب شهرداری
    ایلام، کدخدای زورگو می خواهد یا مسئول قانون گرا؟
    دوزیستان یا شناسنامه داران؟
    آسان ترین راه کاهش مشکلات اجتماعی ایلام
    اعتیاد، حلقه ای از کلاف سردرگم ایلام
    لابی گری و واسطه گری در ایلام
    دایی رجب، کوچه بن بست و کانال هایش
    گسل اجتماعی "کَس دار" و "بی کَس"
    سلطان وارد می شود!
    قفل فروشانِ کلیدنما
    "وزوزهای چهل سالگی"
    از خود كشي تا مرگ مشكوك
    "ویروسی به نام آگهی"
    جامعه شناس ِ جامعه­بشناس
    بازگشت گرزها
    ایلام و هیولای خودکشی
    نامهربانی با یار مهربان در ایلام
    تحلیلی بر شکافی اجتماعی در ایلام
    "زنده باد تهران"
    خدايا "هاوار"
    شادی،گمشده ی ایلامیان
    لقمه نان،‌ به قيمت جان
    بحران جوانان در ايلام
    سرهنگ درست می گوید، اما چگونه؟

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    خبرگزاری ایسنا- ایلام
    عالیه شکربیگی
    مجتبی مقصودی
    علی مرشدی زاد
    محمدرضا جوادی یگانه
    سعید معیدفر
    غلامعباس توسلی
    عباس کاظمی
    حسین کچوئیان
    شیرین احمدنیا
    علی عسکر احمدی
    محمد شکیبا
    رادیو زاگرس
    جلیل صفربیگی
    بهروز سپیدنامه
    حبیب الله بخشوده
    عصر ایلام
    مهرداد خدارحمی
    وبلاگ شخصی در بلاگفا
    ظاهر سارایی
    حمید حیدرپناه
    علی فیض الهی
    شهرام صفری
    ايلام ما
    ایلام امروز
    انجمن جامعه شناسی ایران
    انجمن جهانی جامعه شناسی
    انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران
    انجمن جمعیت شناسی ایران
    انجمن انسان شناسی ایران

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۲۳۳۸۷ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۹۷۸ مشاهده | امروز  ۶۹۷۸ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |