صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com
خلیل کمربیگی

  • بعدی
  •  
       ایلام و هیولای خودکشی

    “ ایلام و هیولای خودکشی"

    ایلام چه خاک زخم خیزی شده است
    ایلام چه غربت غلیظی شده است
    ایلام – سیاه ماهی کوچک ما-
    قربانی گربه ی عزیزی شده است.

    حدیث غم بار خودکشی و خودسوزی در این دیار، قصه پرغُصه ای است که اگر هر روز از نای نی برون آید، اشک همگان به غیر از سیاست پیشگان را درخواهد آورد. شرح این درد عروس زاگرس، که خوانده می شود گویا از روز ازل با ما بوده و با آن زاده گشته ایم و به گفته ی آن شاعر زیبا سخن:

    مهریه کمی آب و تمام آتش
    افتاد عروس ما به کام آتش
    انگار بریده اند از روز ازل
    ناف زن کُرد را به نام آتش

    هر کسی که دستی بر قلم دارد یا دوربینی بر دوش، بر آن است تا غزل این غم را بسراید؛ تا شاید از بار جانکاه آن بکاهد. خودکشی و خودسوزی، سال های زیادی است که در این نقطه ی جغرافیایی خیمه زده، زبانه های آتش به همه جا سر می کشد و طول طناب ها تا دور گردن همگان کشیده می شود. هر روز ضجه های زیادی از گوشه گوشه ی این استان به هوا بر می خیزد و تکایا و مساجد محل فاتحه ی پدران، مادران، پسران و دخترانی است که بدین شیوه به مهمترین پرسش زندگی از دیدگاه "آلبر کامو" (مهم ترین فلسفه ی زندگی، فلسفه ی خودکشی است)، پاسخ داده، و بدین گونه مرگ را بهتر از زندگی به این شیوه، برگزیده اند. سن و سال نمی شناسد و از کودک 10 ساله گرفته تا پیرمرد 105 ساله را به کام خویش می برد. نه زنان از دست آن در امانند و نه مردان، نه با بهار و آغاز سال نو از این دیار کوچ می کند و نه در سرمای زمستان یخ می بندد. هیولای مرگ گویا در این سرزمین تغییر شکل داده و همه را گرفتار خویش ساخته است.

    سال های بی شماری ما را پشتکوه خواندند و کسی از ما خبری نگرفت. والیان بسیاری داشته ایم اما خود حروف والی بوده ایم، با آغاز جنگ هشت ساله ، موشک و تانک و گلوله بخشی از هویت ما را شکل می داد و تا ناقوس جنگ به خاموشی گرایید، این بلای خودکشی و خودسوزی بود که نماد معرفی ما به جهانیان گشت و بدین گونه این آسیب  اجتماعی ما را به صدر جدول خود کشاند. اگر جنگ به فرمان مردی بزرگ خاتمه یافت، اما اینک کسی پیدا نمی شود تا ختم این آسیب را اعلام نماید یا حداقل ما را از آن صدر به ذیل بکشاند و جام این مقام را به دریا افکنده و یا به ته دره ای پرتاب نماید تا از دست این گونه اول شدن ها رهایی یابیم. چند صباحی افرادی بر می خیزند و عوامل رسیدن ما به این صدر را جستجو می نمایند و در پی آنند تا جایمان را در صدر تغییر دهند ، اما حاصل مطالعات و تحقیقات آنان چنان به دست باد سپرده می گردد، به گونه ای که اثری از آنها در این دیار یافت نمی شود، گویا دستی نامریی با قدرت خویش همه را نابود ساخته و یا بی اثر می سازد. نهادهای فرهنگی و اجتماعی آن کار دیگر می کنند و حتی آمارهای مربوط به آن را مُهر محرمانه می زنند، و به جای آنان، نهادی نظامی بر می خیزد و به دنبال راه چاره ی مساله ای به نام خودکشی می گردد، اما حیف و صد حیف که باز  آن دست نامریی در قالبی دیگر رخ می نمایاند و نه کسی از آن همه مقاله ای که خوانده شد سراغی می گیرد و نه از آن همه محققی که دور هم جمع شدند و به ارائه ی راه حل پرداختند.

    روزگاری "دکتر محسنی تبریزی" به این دیار فراخوانده شد تا پیرامون هیولای خودکشی و خودسوزی به کاوش و جستجو بپردازد ، چند پیشنهاد از راه کارهای او را که اجرا نمودند، انتظار داشتند، مساله ای که طی زمان های طولانی شکل گرفته بود، یک باره از این سرزمین رخت خود را بربندد و یا به طور مثال، نرخ از آن 400 نفر در سال، به 40 نفر کاهش یابد. چند روز که گذشت و دیدند نه هیولا کوچ کرده و نه آن 400 به 40 تبدیل گشته، با وسوسه ی همان دست نامریی، همه  دست از کار کشیدند، عطایش را به لقایش بخشیدند و آنچه را که ساخته بودند، رها نمودند.

    "داریوش مهرجویی" نیز دوربین به دوش، به این سرزمین وارد شد و از زاویه ای دیگر به هیولا نگریست، اما این بار و به گونه ای دیگر، همان دست نامریی، او را به باد انتقاد گرفت و چنان عرصه را بر او تنگ کرد که دیگر کسی بیرون از این دیار، سودای سرودن غزل این غم را ننماید. پیرو کار او، برخی هنرمندان بومی نیز ، نگاهی بومی به هیولا داشتند اما عدم تداوم این گونه کارها از یک سو و عدم تشویق آنان از سوی دیگر، باعث تنها ماندن ما و آن ها، با هیولا گشت و  محرمانه نمودن آمارها نیز به غیر برانگیخته نشدن بُعد ذهنی این آسیب اجتماعی در نزد مسولین کشوری، دردی را دوا ننمود؛ تا اینک هیولا کاملاً بر ما عیان گشته و بر صورت هر کس و هر چیزی چنگ می اندازد و در هرجا و مکانی بی اجازه وارد می شود و دارد همه را در کام خویش فرو می بلعد.

    بهانه ی نگارش این نوشتار، انتشار مجموعه شعری است به نام "سونات بلوط" از شاعر توانمند کشور و استان (جلیل صفربیگی)، که مدت کوتاهی است به چاپ رسیده و اغلب رباعی های این مجموعه، اختصاص به مساله ی خودکشی و خودسوزی مردمان این دیار، به خصوص زنان دارد. شاعر با طبع ظریف و روح لطیف خود، به مرگی می نگرد که با خشن ترین شیوه ها انجام می گیرد و همین امر دریچه ای دیگر از نگریستن به این هیولا را بر ما می گشاید . ضمن سپاس و ستایش از اقدام تحسین برانگیز "جلیل صفربیگی"، چند رباعی از این مجموعه را انتخاب کرده، بدان امید که سایر هنرمندان این دیار، با نگاه و دستان هنرمندانه ی خویش ، بُعد ذهنی این مساله ی اجتماعی را برانگیخته و توجه مسئولین این مرز و بوم را در راه کاهش این آسیب اجتماعی جلب نموده تا شاید از عدد صف کشیدگان صف خودکشی و خودسوزی در این دیار کاسته گردد.

    ***
    کبریت کشید دل پر از جذر و مد است
    انگار که زندانی حبس ابد است
    زن شعله آتش است یا آتش زن؟
    آتش چه قشنگ رقص کردی بلد است.
    ***
    با آنکه برای شعله های حد نیست
    از حال بلوط اگر بپرسی بد نیست
    می سوزد و می سوزد و ... نه! می رقصد
    این سوختگی هنوز صددرصد نیست
    ***
    ای مرگ چگونه با تو باید سر کرد
    مرگی تو نمی شود تو را باور کرد
    عمری تر و خشک کرد با عشق تو را
    ایلام زنی که جای خون شوهر کرد
    ***
    بر خاک نشست و غربت اندوزی کرد
    بر دامن خویش زخم گُل دوزی کرد
    ایلام ، زن بلوطی قصه ی ما
    یک روز به تنگ آمد و خودسوزی کرد


       ۱۶ خرداد ۱۳۸۹   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [7]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    خلیل کمربیگی
    ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com

    دوستان ارجمند: مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی اينجانب خليل كمربيگي معلم ،علاقمند به پژوهش ، تحقیق و حرفه ی روزنامه نگاری می باشند.هدف از انتشار این مطالب روشنگری و کاستن از مسایل و مشکلات استان است. از آنجا که رشته ی تحصیلی ام  جامعه شناسی می باشد‌، مطالب وبلاگ نیز بیشتر در حوزه های اجتماعی نوشته شده و سعی می گردد از زبان تخصصی جامعه شناسی اجتناب شده و مسایل را با ادبیاتی ساده انتشار دهد.تقاضا می گردد با ارائه نظرات خود ما را در رسیدن به اهداف ترسیم شده یاری فرمایید.ضمنا استفاده  از مطالب  اين وبلاگ و يا انتشار آنها،با ذکر منبع،بلامانع می باشد.

     

    نشانی الکترونیکی: [email protected]
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (9)
    انتخابات (2)
    اجتماعی - سیاسی (28)
    پژوهش ها و تحقیقات (1)
    عمومی (10)
    طایفه گرایی (1)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    احیای سنت میانجیگری
    گسست یا مشارکت؟
    ظاهرت را درست کن، کاری به باطن ندارم!
    سواری مجانی
    وزوزهای چهل سالگی (3)
    ایلام گریزی
    ایلام و تانکر آب شهرداری
    ایلام، کدخدای زورگو می خواهد یا مسئول قانون گرا؟
    دوزیستان یا شناسنامه داران؟
    آسان ترین راه کاهش مشکلات اجتماعی ایلام
    اعتیاد، حلقه ای از کلاف سردرگم ایلام
    لابی گری و واسطه گری در ایلام
    دایی رجب، کوچه بن بست و کانال هایش
    گسل اجتماعی "کَس دار" و "بی کَس"
    سلطان وارد می شود!
    قفل فروشانِ کلیدنما
    "وزوزهای چهل سالگی"
    از خود كشي تا مرگ مشكوك
    "ویروسی به نام آگهی"
    جامعه شناس ِ جامعه­بشناس
    بازگشت گرزها
    ایلام و هیولای خودکشی
    نامهربانی با یار مهربان در ایلام
    تحلیلی بر شکافی اجتماعی در ایلام
    "زنده باد تهران"
    خدايا "هاوار"
    شادی،گمشده ی ایلامیان
    لقمه نان،‌ به قيمت جان
    بحران جوانان در ايلام
    سرهنگ درست می گوید، اما چگونه؟

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    خبرگزاری ایسنا- ایلام
    عالیه شکربیگی
    مجتبی مقصودی
    علی مرشدی زاد
    محمدرضا جوادی یگانه
    سعید معیدفر
    غلامعباس توسلی
    عباس کاظمی
    حسین کچوئیان
    شیرین احمدنیا
    علی عسکر احمدی
    محمد شکیبا
    رادیو زاگرس
    جلیل صفربیگی
    بهروز سپیدنامه
    حبیب الله بخشوده
    عصر ایلام
    مهرداد خدارحمی
    وبلاگ شخصی در بلاگفا
    ظاهر سارایی
    حمید حیدرپناه
    علی فیض الهی
    شهرام صفری
    ايلام ما
    ایلام امروز
    انجمن جامعه شناسی ایران
    انجمن جهانی جامعه شناسی
    انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران
    انجمن جمعیت شناسی ایران
    انجمن انسان شناسی ایران

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۲۳۴۱۴ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۷۶۰ مشاهده | امروز  ۷۰۰۵ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |