صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com
خلیل کمربیگی

  • بعدی
  •  
       "ویروسی به نام آگهی"

                                         "ویروسی به نام آگهي"

    "بررسي نقش تخريبي آگهي در عملكرد برخی از مطبوعات محلي" 

    مدت­هاست ويروسي به نام "آگهي" به جان برخي از مطبوعات محلي افتاده است. قدرت اين ويروس چنان است كه نه سياست و وابستگي به يك جريان سياسي خاص جلودارش بوده و نه فرهنگ با آن كارويژه­هاي بي­شمارش قدرت مقابله با آن را دارد. ويروس "آگهي" که به جان برخی از ديده­بانان جامعه مي­افتد، چنان آن­ها را آلوده مي­سازد كه زشتي­ها، پنهان گشته و واقعيت به ظاهر، مقلوب آن مي­گردد. كاركردهاي اصلي مطبوعات را از كار انداخته و آگاهي كاذب را جايگزين آگاهي راستين در این دست مطبوعات مي­نمايد. نمي­دانم از كي و چگونه اين ويروس به جان برخي از مطبوعات افتاده تا آن­ها را از صاحبان اصلي­اش كه مردمند، دور سازند. ويروس در قالب اشكال مختلف خبري ظاهر شده و در هر زماني خود را به گونه­اي مي­آرايد. گاه در قالب خبر و مصاحبه و به وقتی دیگر با ارائه عملکرد و رپرتاژآگهی. با عکس و بدون آن،در تیتر اول یا میانی، هویدا گشته تا تیزي رسانه را گرفته و آن را ناكارا سازد.

    ويروس "آگهي" در برخی از اوقات، چنان بلايي بر سر صفحات برخی از نشريات مي­آورد كه تشخيص كپي از اصل، راست از دروغ و آمار واقعي از غیرواقعي دشوارمي­شود. اگر مطبوعات را، "نور افكنان" جامعه ناميده­اند، ويروس، نور اين نورافكنان را كم­سو ساخته و زماني كه مطبوعات بايد نقش نظارتي خويش را ايفا كنند و بازوي سازمان­هاي نظارتي در اعمال قانون گردند، چنان برخی مطبوعات را از رسالت اصلي دور مي­سازند كه در پاره­اي از اوقات به بستن دست­وپاي دستگاه­هاي ناظر در برخورد با متهم مي­گردند و بدين­گونه "آگهي"، رسالت آگاهي­بخشي برخی مطبوعات را مختل و باعث بي­اثري نقاديِ نقادان مي­شود. چرا كه با نگاشتن چند سطر نقد، اين سيل "آگهي"هاست كه در قالب­هاي گوناگون خبري، خود را بر صفحات نشريات ظاهر مي­سازند و آن چند سطر نقد را نيز در زير دست و پاي خود له مي­كنند.

    ويروس "آگهيظاهري زيبا و باطني فريبنده دارد. آگهي" رافع نيازي است كه در سلسله مراتب نيازها، در صدر قرار دارد، اما گاهی بسان سهمي خطرناك محتواي برخی مطبوعات را چنان مسموم مي­سازد كه خواندن آن­ها براي صاحبان اصلي، تهوع­آور مي­شود. چون مخدر به بدن برخی مطبوعات که تزريق مي­گردد، نئشه اي كوتاه­مدت، به وجود آورده، سپس مطبوعه رام آن گشته و آن­گاه، مسخ فروشنده­ی آگهی مي­گردد، مطبوعه دچار از خودبيگانگي می­شود و به بحران هويت مبتلا مي­گردد. آن چه را كه مي­نويسد به او متعلق نبوده، اين ديگري است كه خوراكش را به بدن مطبوعه تزريق مي­نمايد. اگر تا ديروز پرچمدار مرام و مسلك خاصي بوده امروز اين ويروس، چنان او را از خود بيگانه كرده كه خواننده دچار سرگيجه مي­گردد، به اسم مطبوعه كه مي­نگري، هموست، اما او نيست! محتواي شماره­ي 66، تناقضي آشكار با 67 داشته كه به گونه­اي كه گمان مي­بريد، مطبوعه به غير واگذار شده است. در شماره‌ي 66 سازماني به باد انتقاد گرفته مي­شود اما ناگهان و فقط به فاصله­ي چندروز، گويي سور در اسرافيل دميده و "جهنم پيشين" به "بهشتي نوين" تبديل مي­گردد.وقتی علت این تغییر را سوال می­کنید، گویند: "آگهی" به او خورانده شده، بدنش را مسموم نموده و ماهیتش بدین شکل درآمده است. مطبوعه به جاي انعكاس خواسته­ها و نيازهاي مردم، منعكس كننده­ي خواسته­ها و نيازهاي تزريق­كننده گشته و انعكاس و بازتاب اخبار و نوشته­هاي آن، نه در بين مردم، بلكه در ميان تزريق­كنندگان است. برخي از مطبوعات محلي را كه مي­نگري، گوئي بولتن داخلي سازماني خاص بوده، به گونه­اي كه اگر تحليلي بر محتواي اين دست از مطبوعات محلي داشته باشيد خواهيد ديد كه رابطه‌ي مستقيمي بين چاپ اخبار آن سازمان و جذب "آگهي و رپرتاژ " آن وجود دارد. طُرفه­تر آن­كه، تيتر اول برخي "سفارشي" و "رپرتاژ آگهی" است. عملاً "هفته­نامه" به "آگهي­نامه" تبديل شده و تشخيص صفحه‌ي "اصلي" از  "نيازمندي‌ها"ی نشریه دشوار مي­گردد.

    "آگهي" هويت را از برخي از خبرنگاران محلي نير ستانده و منزلت آنان را در قالب يك "ويزيتور" يا "بازارياب" تنزل داده است و در همين زمينه، هنگامي كه از "خبرنگار خوب" در برخي از مطبوعات محلي، سخن به ميان مي آيد، "بازارياب خوب" جلوه­گر مي­شود و هويت خبرنگار، اين­گونه تغيير مي­يابد.

    گفته­اند و شنيده­ايم كه مطبوعات چشمان بيدار جامعه بوده و انعكاس دهنده‌ي واقعيت­هاي آنند، چشم و گوش مردمند و شفافيت را به بدن جامعه تزريق مي­نمايند. فكر را توليد كرده و جايگزين معلمان هستند و به فرموده‌ي آن مرد بزرگ (حضرت امام خميني (ره)) : "مدارس سياري هستند كه مردم را از همه‌ي مسائل روز آگاه ساخته و از انحرافات جلوگيري مي­نمايند." و در سويي ديگر مطبوعات محلي، علاوه بر كارويژه­هاي فوق، تقويت فرهنگ منطقه و ارتقاء سطح كارايي مديران آن را در دستور كار خود دارند. منبع تغذيه‌ي نشريات سراسري بوده و بُعد جغرافيايي خبر را گسترش مي­دهند. اما امروزه، "آگهي" و "رپرتاژ " آن ، چشمان بيدار برخي از مطبوعات محلي را به خواب برده، توليد فكر را در آ­ن­ها مختل ساخته و واقعيت­هاي جامعه را مخدوش مي­سازد و بسان پنبه در "گوش­هاي تيز"  جامعه فرو مي­روند.

    "نگارنده" بر اين باور است كه هر چند تبليغات منبع درآمدي براي مطبوعات محلي محسوب مي­گردد، اما نبايد این امر، منجر به بسته شدن باب نقد و نقادي گردد. انعكاس مطلوب اخبار و فعاليت­هاي سازمان­هاي دولتي، نه تنها امر بدي نيست بلكه مفيد مي باشد، اما نبايد هويت را از نشريه بگيرد و مخاطب را از او بستاند و به ابزاري در دست عده­اي تبديل شود تا محتواي مطبوعه را از رسالت واقعي خود تهي سازند.

    به نظر مي­رسد، ريشه‌ي اصلي اين انحراف، در "عدم امنيت شغلي و مالي"، اصحاب مطبوعات استان است. عدم ثبات شغلي و درآمد پايين كه گاهی اوقاتً، مانع انتشار منظم و يا واگذاري برخی از نشریات نیز مي­گردد، باعث شده كه برخي از مطبوعات به اين سوكشيده شوند كه پيامد آن گسترش فرهنگ تملق و چاپلوسي، حاكميت برخي مديران و افراد بر مطبوعات، غلبه‌ي روابط بر ضوابط، تحريم مطبوعات منتقد و در پي آن، برچيده شدن فرهنگ نقد و نقادي و يا حاكميت ترس،خودسانسوري وهمسويي اجباري در برخي از مطبوعات،با پاره‌اي از دوائر دولتي وغيردولتي باشد.

    دوستان و اهالي مطبوعات استان نيك مي دانند كه بين سطح پيشرفت‌ منطقه، كارآمدي يا ناكارآمدي مديران، موفقيت و عدم موفقيت برنامه هاي اجرايي و ... با سطح عملكرد مطبوعات محلي رابطه­ي مستقيمي وجود دارد.اگر در يك منطقه، رشد اقتصادي بسيار پايين و نرخ بيكاري بسيار بالا بوده و مطبوعه­ای واکنشی نشان ندهد، اگر در يك شهر كوچك، اختلاسي بزرگ رخ  دهد که پیشتر هشدارهای لازم از سوی مطبوعات آن سامان داده نشده باشد،  اگر نرخ آسيب­هاي اجتماعي و رواني در یک شهر رو به فزوني داشته اما برخی از مطبوعات آن، در این زمینه سکوت کرده و همچنان گفته­ها و آمارهای غیرواقعی در آن مورد را منتشر سازند؛ اگر شهر، بي شهربازي بوده اما پیگیری و درخواستی در این زمینه از سوی مطبوعات دیده نشود؛ اگر بودجه­ای کلان به برنامه­ای داده ­شود که به نام فرهنگ اجرا ­گردد اما تناسب بسیار کمی با مفهوم فرهنگ داشته و برخی از مطبوعات در عین حال که بدانند چه می­گذرد اما از نقد آن طفره رفته و همچنان به تبلیغ آن بپردازند، اگر، اگر و اگر ... ، پس بدین صورت، این دسته از مطبوعات محلي را نيز باید شريك وضعيت فوق دانست. بايد مراقب ظاهر فریبنده­ی "آگهی" بود. نقد مهم­ترین رسالت مطبوعه و زیباترین هدیه­ی خداست و نبايد به خاطر چند مشت دلار، به خاك سپرده شود. به خاك سپردن نقد، يعني به خاك سپردن زیباترین موهبت الهی و مهمترین عامل پیشرفت و توسعه­ی جامعه. نقد را گرامي بداريم و عزيز بشماريم. قداستش را نشکنیم و آن­را بر صدر بنشانیم. مديران محترم دستگاه­هاي اجرايي، مطبوعات محلي را مشاوران واقعي خود پنداشته، زمینه­ی نقد عملکرد خود را از سوی آنان، فراهم سازند. موهبت "نقد"را فدای عطای  "آگهی" نکنند و "نقدها" را چون "آگهي" براي خويش مفيد پنداشته و تشويق نمايند. اصحاب مطبوعات، خانه‌ي مطبوعات و اداره‌ي ارشاد بنشينند و فكري به حال اين ويروس شناخته شده بنمايند و تا ویروس همه­ی مطبوعات محلی را آلوده نساخته، اشكال، زمينه­ها و علل ورود آن را به بدن این دست از مطبوعات محلي بيابند و برايش پادزهري دست و پا كنند و الا فردا ...


       ۲۷ دی ۱۳۸۹   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [5]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    خلیل کمربیگی
    ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com

    دوستان ارجمند: مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی اينجانب خليل كمربيگي معلم ،علاقمند به پژوهش ، تحقیق و حرفه ی روزنامه نگاری می باشند.هدف از انتشار این مطالب روشنگری و کاستن از مسایل و مشکلات استان است. از آنجا که رشته ی تحصیلی ام  جامعه شناسی می باشد‌، مطالب وبلاگ نیز بیشتر در حوزه های اجتماعی نوشته شده و سعی می گردد از زبان تخصصی جامعه شناسی اجتناب شده و مسایل را با ادبیاتی ساده انتشار دهد.تقاضا می گردد با ارائه نظرات خود ما را در رسیدن به اهداف ترسیم شده یاری فرمایید.ضمنا استفاده  از مطالب  اين وبلاگ و يا انتشار آنها،با ذکر منبع،بلامانع می باشد.

     

    نشانی الکترونیکی: [email protected]
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (9)
    انتخابات (2)
    اجتماعی - سیاسی (28)
    پژوهش ها و تحقیقات (1)
    عمومی (10)
    طایفه گرایی (1)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    احیای سنت میانجیگری
    گسست یا مشارکت؟
    ظاهرت را درست کن، کاری به باطن ندارم!
    سواری مجانی
    وزوزهای چهل سالگی (3)
    ایلام گریزی
    ایلام و تانکر آب شهرداری
    ایلام، کدخدای زورگو می خواهد یا مسئول قانون گرا؟
    دوزیستان یا شناسنامه داران؟
    آسان ترین راه کاهش مشکلات اجتماعی ایلام
    اعتیاد، حلقه ای از کلاف سردرگم ایلام
    لابی گری و واسطه گری در ایلام
    دایی رجب، کوچه بن بست و کانال هایش
    گسل اجتماعی "کَس دار" و "بی کَس"
    سلطان وارد می شود!
    قفل فروشانِ کلیدنما
    "وزوزهای چهل سالگی"
    از خود كشي تا مرگ مشكوك
    "ویروسی به نام آگهی"
    جامعه شناس ِ جامعه­بشناس
    بازگشت گرزها
    ایلام و هیولای خودکشی
    نامهربانی با یار مهربان در ایلام
    تحلیلی بر شکافی اجتماعی در ایلام
    "زنده باد تهران"
    خدايا "هاوار"
    شادی،گمشده ی ایلامیان
    لقمه نان،‌ به قيمت جان
    بحران جوانان در ايلام
    سرهنگ درست می گوید، اما چگونه؟

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    خبرگزاری ایسنا- ایلام
    عالیه شکربیگی
    مجتبی مقصودی
    علی مرشدی زاد
    محمدرضا جوادی یگانه
    سعید معیدفر
    غلامعباس توسلی
    عباس کاظمی
    حسین کچوئیان
    شیرین احمدنیا
    علی عسکر احمدی
    محمد شکیبا
    رادیو زاگرس
    جلیل صفربیگی
    بهروز سپیدنامه
    حبیب الله بخشوده
    عصر ایلام
    مهرداد خدارحمی
    وبلاگ شخصی در بلاگفا
    ظاهر سارایی
    حمید حیدرپناه
    علی فیض الهی
    شهرام صفری
    ايلام ما
    ایلام امروز
    انجمن جامعه شناسی ایران
    انجمن جهانی جامعه شناسی
    انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران
    انجمن جمعیت شناسی ایران
    انجمن انسان شناسی ایران

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۲۳۷۶۳ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۹۷۱ مشاهده | امروز  ۷۳۵۴ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |