صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com
خلیل کمربیگی

  • بعدی
  •  
       "زنده باد تهران"

    "زنده باد تهران"

    تهران، قلب تپنده و مدار و محور اتفاقات ایران، تهران مرکز صدور اخبار و اطلاعات و در نهایت تهران یعنی ...
    این روزها که پیچ رادیو را باز می کنی، برنامه ها و اخبار تلویزیون، که از تهران پخش می شوند را به تماشا می نشینیی، از گویندگان برنامه های صبحگاهی گرفته تا مجریان برنامه های کودک، از وقوع پدیده ای در کشور سخن می گویند که چند سالی است ما با آن زندگی کرده و بدان خو گرفته ایم. برخی از این گویندگان و مجریان، وقوع این پدیده را در کشور نادر و برخی دیگر آن را، واقعه ای گذرا دانسته و عنوان می نمایند شاید سال ها بگذرد و این پدیده دیگر تکرار نگردد.صحبت های این عزیزان، انسان را یاد پدیده های نجومی انداخته و به اعصار تاریخ می برد. ورود مقداری از گردوغباری که سال ها ما با آن زندگی کرده و کسی خبری از آن نمی گرفت، با غلظت بسی پایین تر، به تهران رسید. اغلب دستگاه های کشور اعم از اورژانس، هلال احمر، آتش نشانی، پلیس راه، محیط زیست، استانداری، فرمانداری ها و ده ها دستگاه عریض و طویل دیگر، به حالت آماده باش درآمدند و ستاد بحران شکل گرفت. ریاست محترم سازمان محیط زیست، سراسیمه خود را به عراق رساند و فوراً توافق نامه ای را با مقام عراقی در راه رفع این پدیده، به امضاء رساند و در مصاحبه با خبرنگاران، از در اختیار نهادن تکنولوژی مقابله با این پدیده، به کشور عراق سخن گفت. برنامه هایی در 17 ماده به صورت کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت برای مقابله با آن تدوین گشت و در جهت اجرا در کمترین زمان به دستگاه های ذیربط، ابلاغ گردید. وزارت جهادکشاورزی موظف گردید تا در مدت 6 ماه، تمام مناطقی که این گردوغبار از آنها برمی خیزد را " مالچ پاشی" نماید و وزارت نفت باید این  " مالچ" را به صورت رایگان در اختیار وزارت جهادکشاورزی قرار دهد. وزارت دفاع موظف می گردد با استفاده از نیروهای مسلح، در این مناطق بیابانی،درخت کاشته و فضای سبز ایجاد نماید.استانداری ها موظف می شوند با همکاری صداوسیما برنامه های آموزشی را در این راستا تدوین نمایند و شبکه ی محلی ایلام،فوراً کارش را در این زمینه آغاز می نماید. قرار است سمیناری کشوری در این باره، با حضور مسئولین جهانی مرتبط با این بحران، برگزار گردد و خلاصه...
    این روزها چیزهایی گفته می شود که قبلاً گفته نمی شد و حرف های مهمی زده می شود که قبلاً اهمیت چندانی نداشتند. همه از این پدیده ی نادر سخن می گویند. عنوان می نمایند که این ذرات برای دستگاه های تنفس، گوارش، قلب و عروق و غیره مضر و بسیار خطرناک بوده و حتی نباتات و گیاهان را نیز نابود می کند. ما با حیرت به جعبه ی جادو می نگریم و از تعجب در برابر آن،خشکمان می زند. به راستی باید ایمان بیاوریم که تهران مرکز آگاهی راستین است.
    اینک که این برنامه ها را می بینیم و این سخنان را می شنویم، آتشی در نظام فکریمان برپا گشته است. دیگر کمتر کسی را در تاکسی، اتوبوس، کوچه و بازار و شب نشینی ها می بینید که از این گردوغبار، تعبیر غضب الهی کنند. همین چند روز و با چند برنامه، لحن کلام مردمان و نظام تفسیری آنها تغییر یافت. برخی از مسئولینی که سال ها بود در پشت میز، آرام نشسته بودند و کسی آنها را پاسخگوی این پدیده  نمی دانست،به صفحه ی تلویزیون کشیده شدند و وادار به پاسخ دادن در این رابطه گشتند. از این پدیده گفتند و فاش ساختند که علت رخ دادن آن، نپاشیدن ماده ای به نام " مالچ" بر روی برخی مناطق در چند سال گذشته بوده است. عنوان کردند که مردمان شهرهایی چون دهلران و مهران بیش از یک سوم سال درگیر این پدیده بوده اند و در سال گذشته ی میلادی، استان ایلام بیشترین روزهای گردوغبار را با غلظت های مختلف، نسبت به سال های گذشته داشته است. لازم دیدند از غلظت بالا و خطرناک بودن آن بگویند و روزی که نسبت به سایر روزها از غلظت کمتری گردوغبار برخوردار بود را تعطیل اعلام کنند و این همه را، ما مدیون تهرانیم.
    تهران به ما آموخت که غلظت این آلاینده ها چه بسیار خطرناک بوده و کسی از آن سخن نگفته است. ما به " ماسکی اهدایی" قناعت کرده بودیم و بسی تشکر می کردیم، اما پی نبرده بودیم که همین ماسک چقدر می تواند خطرناک باشد و به راستی چه فاصله ای است میان آگاهی راستین و آگاهی کاذب.
    تهران آموخت که ما بیش از یک سوم از سال را در بحران بسر برده ایم و خود بدان واقف نبوده ایم. چه بحران های ریز و درشتی داشته و داریم اما از آنها تلقی بحران نکرده ایم و چه اندازه تعریفمان از بحران با تعریفی که در تهران از آن می شود، متفاوت است. این جا عنوان می نماییم که نرخ آسیب های اجتماعی در این استان پایین بوده و مشکلی محسوب نمی گردد، اما آمارهای صادره از تهران را که  می نگریم از کسب مقام اول در خودکشی، قتل و ... در کشور حکایت می کنند و هر کدام از آنها به تشکیل ستاد بحرانی نیازمندند اما بدان نپرداخته و حتی، مساله محسوب نمی شوند!!!
    چند سالی است که از وقوع این پدیده در استان ما می گذرد اما نمایندگانمان، حتی زحمت طرح یک سوال در این زمینه و در صحن علنی مجلس را به خود نداده و با تذکر یک نماینده در این راستا، چقدر خوشحال شده و چه اندازه هورا کشیدیم.
    ما سال هاست که در بحران بسر  برده ایم و باید بیمارستان ها و سایر مراکز درمانی بیماران ما را رایگان ویزیت و درمان می کردند و این را نمی دانستیم .باید از آن بزرگمرد اجتماعی " ابن خلدون" به نیکی یاد کنیم که صدها سال پیش عنوان نمود : کوهستان، مردمان قانع پرورش می دهد.
    به راستی مسئولین مرکزگزین مسندنشین، چه اندازه برای سلامتی خود و یا مردمان مرکز، اهمیت قائل بوده و ما بدان واقف نبوده ایم!!! چه بخواهیم و چه نخواهیم ما این همه را مدیون تهران و تهران نشینان هستیم. پس از صمیم قلب به تهران و تهرانیان درود می فرستیم و بانگ برمی آوریم: زنده باد تهران


       ۲۰ تير ۱۳۸۸   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [9]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    خلیل کمربیگی
    ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com

    دوستان ارجمند: مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی اينجانب خليل كمربيگي معلم ،علاقمند به پژوهش ، تحقیق و حرفه ی روزنامه نگاری می باشند.هدف از انتشار این مطالب روشنگری و کاستن از مسایل و مشکلات استان است. از آنجا که رشته ی تحصیلی ام  جامعه شناسی می باشد‌، مطالب وبلاگ نیز بیشتر در حوزه های اجتماعی نوشته شده و سعی می گردد از زبان تخصصی جامعه شناسی اجتناب شده و مسایل را با ادبیاتی ساده انتشار دهد.تقاضا می گردد با ارائه نظرات خود ما را در رسیدن به اهداف ترسیم شده یاری فرمایید.ضمنا استفاده  از مطالب  اين وبلاگ و يا انتشار آنها،با ذکر منبع،بلامانع می باشد.

     

    نشانی الکترونیکی: [email protected]
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (9)
    انتخابات (2)
    اجتماعی - سیاسی (28)
    پژوهش ها و تحقیقات (1)
    عمومی (10)
    طایفه گرایی (1)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    احیای سنت میانجیگری
    گسست یا مشارکت؟
    ظاهرت را درست کن، کاری به باطن ندارم!
    سواری مجانی
    وزوزهای چهل سالگی (3)
    ایلام گریزی
    ایلام و تانکر آب شهرداری
    ایلام، کدخدای زورگو می خواهد یا مسئول قانون گرا؟
    دوزیستان یا شناسنامه داران؟
    آسان ترین راه کاهش مشکلات اجتماعی ایلام
    اعتیاد، حلقه ای از کلاف سردرگم ایلام
    لابی گری و واسطه گری در ایلام
    دایی رجب، کوچه بن بست و کانال هایش
    گسل اجتماعی "کَس دار" و "بی کَس"
    سلطان وارد می شود!
    قفل فروشانِ کلیدنما
    "وزوزهای چهل سالگی"
    از خود كشي تا مرگ مشكوك
    "ویروسی به نام آگهی"
    جامعه شناس ِ جامعه­بشناس
    بازگشت گرزها
    ایلام و هیولای خودکشی
    نامهربانی با یار مهربان در ایلام
    تحلیلی بر شکافی اجتماعی در ایلام
    "زنده باد تهران"
    خدايا "هاوار"
    شادی،گمشده ی ایلامیان
    لقمه نان،‌ به قيمت جان
    بحران جوانان در ايلام
    سرهنگ درست می گوید، اما چگونه؟

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    خبرگزاری ایسنا- ایلام
    عالیه شکربیگی
    مجتبی مقصودی
    علی مرشدی زاد
    محمدرضا جوادی یگانه
    سعید معیدفر
    غلامعباس توسلی
    عباس کاظمی
    حسین کچوئیان
    شیرین احمدنیا
    علی عسکر احمدی
    محمد شکیبا
    رادیو زاگرس
    جلیل صفربیگی
    بهروز سپیدنامه
    حبیب الله بخشوده
    عصر ایلام
    مهرداد خدارحمی
    وبلاگ شخصی در بلاگفا
    ظاهر سارایی
    حمید حیدرپناه
    علی فیض الهی
    شهرام صفری
    ايلام ما
    ایلام امروز
    انجمن جامعه شناسی ایران
    انجمن جهانی جامعه شناسی
    انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران
    انجمن جمعیت شناسی ایران
    انجمن انسان شناسی ایران

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۲۳۲۱۸ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۶۳۰ مشاهده | امروز  ۶۸۰۹ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |