صفحه نخست وبلاگها | وبلاگ بعدی | وبلاگ قبلی | درخواست ایجاد وبلاگ | قوانين بخش وبلاگ

ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com
خلیل کمربیگی

  • بعدی
  •  
       گسست یا مشارکت؟

    وفاق انتخاباتی زیر چتر ایل

    گسست یا مشارکت؟

    پيرامون مفهوم وفاق اجتماعي در فرهنگ هاي علوم انساني و اجتماعي، معاني مختلفي بيان شده است. هرچند مي توان خميرمايه اصلي تعاريف مختلف اين مفهوم را، توافق بر سر ارزش ها و هنجارهاي اساسي يک جامعه دانست. در جامعه شناسي منظور از وفاق اجتماعي، اجماع شهروندان بر سر ارزش ها و اعتقادات مشترک است. يکي از تعاريف رايج در زمينه وفاق اجتماعي، تعريفي است که «نيک گهر»، از اين اصطلاح ارائه مي دهد. او وفاق را ملات يگانگي اجتماعي مي داند که از کنش هاي افراد نتيجه مي شود (نيک گهر، ١٣٧٣: ٣٦٩). «عبداللهي» نيز وفاق را، اجماع بر سر ارزش ها، اعتقادات و مجموعه اي از اصول مورد توافق مي داند که نتيجه تعاملات اجتماعي است (عبداللهي، ١٣٧٨: 7).
    ازجمله مباحثي که در زمينه وفاق اجتماعي مطرح شده، آن است که هر جامعه اي با هر سطحي از پيشرفت و توسعه، با گونه هايي از وفاق اجتماعي روبه روست. جامعه اي پيدا نمي شود که سطح يا گونه خاصي از وفاق اجتماعي را نداشته باشد. به اين سبب در جوامع مختلف اعم از صنعتي يا غيرصنعتي، شهري، روستايي و عشايري، توسعه يافته و درحال توسعه، با گونه هاي مختلفي از وفاق مواجه هستيم. مي توان از وفاق کامل تا وفاق کاذب سخن گفت. وفاق کامل در يک گروه، زماني محقق مي شود که اکثريت، وجود يک توافق را با همديگر درک کنند. اگر اکثريت با وجود پذيرش اختلاف، با هم وفاق داشته باشند، در اين حالت، وفاقي کثرت گرايانه، شکل مي گيرد و اگر اکثريت به توافق نرسند، اما فکر کنند که به توافق رسيده اند، وفاق کاذب به وجود خواهد آمد (scheff،١٩٦٧).
    «چلبي»، از نخستين کساني است که در ايران در زمينه وفاق اجتماعي، به گونه اي سازمان يافته بحث کرده است. او وفاق را بر دو گونه تقسيم مي کند. وفاق منفعل و غيرقراردادي و وفاق فعال و قراردادي. او معتقد است که در جوامع امروزين نمي توان از همان مفهومي استفاده کرد که در گذشته مطرح بوده است. از نگاه وي، جامعه ما در گذشته، به تعبير ساده اش، جامعه اي قطعه اي بوده و نوع وفاق حاکم در آن نيز، از نوع انفعالي و غيرقراردادي بوده است. به عقيده او، جامعه امروزي، جامعه اي انجمني است که وفاق خاص خود را مي طلبد. چلبي اين نوع وفاق را، فعال يا قراردادي مي نامد. او معتقد است در زمان حاضر، ما به نوعي وفاق نسبي، فعال و فراگير نيازمنديم که همه به صورت داوطلبانه در زير چتر آن قرار گيرند. به اين گونه چلبي ويژگي هاي اين نوع وفاق را، يکي فراگيربودن آن مي داند که تمام جمعيت با خرده فرهنگ ها را زير چتر خود قرار دهد و دوم اينکه، در زير اين چتر افراد بتوانند داوطلبانه وارد يا خارج شوند، يعني مشارکتي باشد. (چلبي، ١٣٧٩) چلبي اين نوع از وفاق را، وفاق اجتماعي عام و تعميم يافته مي نامد که شکل گيري آن را در هر جامعه اي باعث فراهم شدن ثبات سياسي، مشارکت و همکاري اجتماعي، حل کردن دو مشکل بنياني(پيش بيني پذيري رفتارهاي اجتماعي و تعاون اجتماعي)، برخورد فعالانه با فرهنگ هاي بيگانه و کاستن از شکاف بين اخلاق نظري و اخلاق عملي مي داند. به تعبير ديگر، او دستاورد اين نوع وفاق را، کاستن از امکان بروز فساد اخلاقي، سياسي و اداري مانند رياکاري، پارتي بازي، قوم وخويش بازي، کم کاري، رشوه خواري و اختلاس عنوان مي کند (چلبي، ١٣٨٥: ٥-١٥٤).
    به طورکلي مي توان گفت: در وفاق تعميم يافته، افراد آگاهانه و براساس منافع جمعي، با تکيه بر عنصر عقل و خرد زير چتري گردهم مي آيند که فارغ از رنگ، نژاد، مذهب، نوع جنس، وابستگي به قوم و گروه، حزب يا ايل خاصي در کنار هم قرار گرفته، منافع خود را در برآوردن تمامي جمع ديده و انتخاب هاي آنها نيز عقلاني و براساس شاخصه شايسته سالاري صورت مي گيرد. وابستگي هاي خويشاوندي و قومي دخالت غالب در آن ندارد و مشارکت اجتماعي و سياسي به معناي واقعي آن، انجام مي شود. اين نوع از وفاق، منجر به افزايش مردم سالاري در جامعه شده و راه را براي اصلاحات اجتماعي هموار کرده و از احتمال مخاصمات نيز مي کاهد. اما در وفاق خاص گرايانه، وابستگي هاي قومي، نژادي، خويشاوندي، رنگ و ساير ويژگي هاي انتسابي نقش بارزي ايفا مي کنند. چتري کوچک در مقياسي محدود گسترانده شده که فقط عده معدودي در زير آن جاي مي گيرند. انتخاب هايي که در اين نوع از وفاق نيز صورت مي گيرد، برگرفته از احساسات قومي، نژادي، خويشاوندي و طايفه اي و ناشي از هيستري اجتماعي است؛ بيشتر صبغه اي سياسي داشته و هدف اصلي مروجان آن، دست يافتن آنها به نقش هاي سياسي و مزاياي اقتصادي است.
    با اين مقدمه، به سراغ پرسش اصلي اين نوشتار مي رويم که وفاقي که در زمان انتخابات در برخي از شهرستان ها و مناطق داراي ساختار قبيله اي و طايفه اي، پيش مي آيد، از چه نوع وفاقي است؟ وفاق خاص گرايانه است يا نوعي از وفاق عام گرايانه شکل مي گيرد؟ کدام نوع از اين دو گونه وفاق، مي تواند منشا ثبات، امنيت و آرامش شود و کدام يک، به عنوان تهديدي در راه ثبات سياسي و عاملي براي گسترش فساد اداري و سياسي و بروز پارتي بازي، خويشاوندسالاري و طايفه گرايي عمل مي کند؟ تجربه انتخاب هاي پيشين در برخي از مناطق داراي ساختار ايلي و قبيله اي، بيانگر آن است وفاقي که در زمان انتخابات براي ساکنان اين مناطق پديد مي آيد، منبعث از هويت قبيله اي، ايلي و طايفه اي است. اين هويت جمعي، هيچ تعريف ثابت و معيني ندارد و متاثر از ويژگي هاي قبايل، ايلات و طوايف، حالتي سيال به خود مي گيرد. اين نوع از وفاق، با ويژگي هايي چون: احساس تعلق به قبيله، ايل و طايفه، تعلق به يک نقطه جغرافيايي مشترک، احساسات خويشاوندي، غيرقابل پيش بيني بودن رفتارها، درنظرگرفتن منافع آني، فردي يا مزاياي اقتصادي، سياسي و فرهنگي براي اقليتي شنا خته شده، که در قبايل، ايلات و طوايف گوناگون در مناطق مختلف، با شدت و ضعف بسيار ديده مي شود. غلبه اين نوع از وفاق که جلوه بارز آن در زمان انتخابات به چشم مي خورد، وفاق اجتماعي عام را به خطر انداخته و اين مناطق را در بلندمدت با چالش امنيتي روبه رو مي کند. وفاقي که در زمان انتخابات در سطوح قبيله، ايل و طايفه در اين مناطق پديد مي آيد، نوعي از گسست اجتماعي بوده که به گونه اي تصنعي، مشارکت اجتماعي لقب مي گيرد.
    وقتي چتر ايران، جاي خود را به چتر قبيله، ايل و طايفه مي دهد، فرهنگ حذف وابستگان به قبايل، ايلات و طوايف ديگر نيز رخ مي نماياند، نقش هاي کليدي عموما به افراد بي کفايت واگذار مي شود؛ به جاي بهره مندي تمامي ساکنان آن مناطق از مزاياي اجتماعي، اقليتي محدود، جايگزين اکثريت شده و عنصر خويشاوندي تعيين کننده مناسبات سياسي و اقتصادي مي شود. توافقي محدود بوده که موجب گسترش بي سازماني اجتماعي شده و سر از خودرايي قبيله اي درخواهد آورد. نظمي موقتي را ايجاد مي کند که بي نظمي مداومي را به دنبال دارد. شخصيت هايي را پرورش مي دهد که به جاي انديشيدن به منافع کشور، منافع فردي و حداکثر جمع محدودي در سپهر يک قبيله، ايل يا طايفه را در نظر مي گيرند. به عنوان يکي از عوامل خشونت و نزاع هاي جمعي عمل مي کند و در نهايت فرايند توسعه اين مناطق را با خطر جدي مواجه مي کند. مي توان گفت تجربه ٩ دوره انتخابات مجالس شوراي اسلامي و چهار دوره از انتخابات شوراهاي شهر و روستا در اين مناطق نشان داده است وفاقي که در زمان انتخابات در اين مناطق شکل مي گيرد از نوع وفاق انفعالي، غيرقراردادي و خاص گرايانه است.

    آنچه ايران در هزاره سوم ميلادي به آن نياز دارد، وفاق فعال، قراردادي، فراگير و از نوع عام گرايانه آن است؛ اين نوع از وفاق، در پرتو مشارکت همه افراد، گروه ها، اقوام، ايلات و طوايف در عرصه تصميم گيري، اجرائي و نظارتي محقق مي شود و چتري را مي گستراند به اندازه تمامي ساکنان اين سرزمين و راهي را براي توسعه ايران باز خواهد کرد.


     

       ۱ اسفند ۱۳۹۴   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [0]

    نسخه آماده چاپ


     
       وزوزهای چهل سالگی (3)

    انتخابات شوراهای شهر و روستا، ضرورت یا عدم ضرورت؟

    مسرور از شرکت در یک پیاده روی با جمعی از دوستان صاحب نظر، به منزل برگشتم. به محض ورود به منزل، گوشه ای از ذهنم جا خوش کرده بود. نگاهی به او انداختم؛ لبخندی زد و گفت: برای طرح مساله ای آمده ام. گفتم: اجازه بفرمایید بنشینم، بعد هر آنچه را دوست دارید، طرح فرمایی.
    هنوز یک ساعت نگذشته بود، که این چهل ساله دوباره ظاهر شد و گفت: نیامده ام ذهنت را به هم بریزم؛ بلکه آمده ام تا موضوعی را برای تفکر و تحقیق بگویم و بروم. از فلاسک آماده، برایش چای ریختم و از نان برنجی های سوغاتی دوستم، تعارفش کردم. همزمان که نان برنجی را با چای می خورد، شروع به صحبت کرد. فوراً، وسط حرفش پریدم و گفتم: صحبت کردن به همراه خوردن نان برنجی، یعنی دیدار هر دوی ما به قیامت. از این شیرینی معمولاً  برای اعتراف گیری استفاده می کنند.کمتر کسی جرات دارد همزمان،هم نان برنجی بخورد و هم حرف بزند.
    صحبت ها که آغاز شد، گفت: فلانی، شما که روزانه به این و آن، موضوع پژوهش می دهی، چرا یک بار هم آسیب شناسی انتخابات را به فرد یا ارگانی پیشنهاد نمی کنی؟ گفتم: کدام انتخابات؟ گفت: مثلاً انتخاباب شوراهای شهر و روستا؛ این انتخابات چهار دوره است که برگزار می شود اما در شهر ایلام هنوز یک آسیب شناسی جامع از آن به عمل نیامده است.
    گفتم: حالا چی شده که به این موضوع رسیده ای؟ پاسخ داد: آخه هرچه فکر می کنم، نتایج برگزاری این انتخابات را مثبت نمی بینم. احساسم این است که اگر این گونه فعالیت های سیاسی را در شهری همانند ایلام، برگزار نکنند، بهتر است.
    گفتم: شوخی می کنید؟ گفت: نه، جدی می گویم. پاسخش دادم: تو که نماد دانش و تجربه ای، بهتر از من می-دانی که انتخابات مظهر دموکراسی است و دموکراسی نیز روش زیستن و زندگی در جامعه ی جدید است. بدون انتخابات که اصل مشارکت سیاسی شهروندان زیر سوال است. سالیان بی شماری است که بشر به این اندیشه رسیده که به شکل مستقیم و غیرمستقیم تمامی نقش های تصمیم ساز را، از طریق انتخابات واگذار کند. همین طور که داشتم در مدح و ستایش انتخابات سخن می گفتم، وارد بحث شد و گفت: من اصلاً مخالفتی با این حرف ها ندارم. سخن من به طور شفاف این است که چهار دوره است انتخابات شوراها در ایلام برگزار می شود اما کسی به جهات مثبت و منفی آن توجهی ندارد. اغلب، دوست دارند که انتخابات برگزار شود اما به نتیجه و دستاورد اساسی آن کاری ندارند. کسی نیامده که به صورت جامع و کامل آن را بررسی کند.
    سپس شروع به پرسش نمود و گفت: از نظر شما انتخابات در جامعه ی ایلام، به گسترش عدالت کمک کرده یا به تبعیض و بی عدالتی ؟ گرایش طایفه گرایی و انشقاق در پیوندهای جدید را بیشتر نموده یا کمتر؟ به قبیله سالاری دامن زده یا خیر؟ برای برگزیدگان، منافع فردی در اولویت قرار گرفته یا منافع شهروندان؟ منتخبین تجربه و دانش این کار را دارند یا نه؟ انتخاب شوندگان در امور مربوط به شهر و شهرداری، دخالت های بی جا به عمل می آورند تا کار آنها بر اساس قواعد و قوانین است؟تصمیمات آن ها کارشناسی است یا غیرکارشناسی؟ سود حاصله از برگزاری این انتخابات با این همه پرسنل و هزینه برای شهروندان ایلامی چیست؟
    همین طور که سوالاتش را ادامه می داد، وسط حرفش دویدم و گفتم: اولاً من که تاکنون پژوهشی در این زمینه انجام نداده ام تا بتوانم بر اساس آن، پاسخ شما را بدهم؛ اما به نظرم در برخی از دوره ها بوده که شایسته هایی نیز برگزیده شده و تصمیمات خوبی گرفته شده است. علاوه بر آن ما داریم در حال تجربه ی مردم سالاری هستیم؛ باید تاوان آن را نیز پس دهیم.
    این چهل ساله که تازه به قول معروف، گرم کرده بود، تکانی به خود داد و گفت: اختلاف من و شما در همین نقطه است. وقتی به ماهواره می رسیم، شب و روز از مصایبش می گوییم، تمامی تربیون ها نگران سلامت شهروندان هستند. کارشناسان سیاسی، اجتماعی، دینی و غیره، به مردمان این شهر، توصیه های گوناگون می-کنند. در دانشگاه ها، مدارس و مساجد و ... همایش، میزگرد و گردهمایی و نمایشگاه برگزار می شود؛ اما وقتی به انجام فعالیتی وارداتی چون انتخابات در جامعه ای ایلی و طایفه ای می رسیم کمتر کسی سخن می گوید و همه نگران میزان مشارکت سیاسی شهروندان می شوند و کمتر کسی به کیفیت انتخاب ها و اثرات سوء انتخاب های بد، توجه دارد. کسی نمی پرسد فایده ای که بابت این همه هزینه برای برگزاری یک انتخابات، به مردم می رسد، چیست؟
    سرم را بالا گرفتم نگاهی به چشمانش کردم و گفتم: فرمایش شما درست. ورود هر برنامه و فعالیتی به هر جامعه ای، بایستی متناسب با سطح افکار و توسعه ی فرهنگی در آن جامعه باشد و اگر این اتفاق رخ ندهد، جامعه دچار تأخر فرهنگی می شود. ادامه دادم؛ همان طور که گفتی، انتخابات نیز چون ماهواره، پدیده ای وارداتی است و آسیب های خود را دارد و آسیب شناسی آن لازم و ضروری است اما آگاهی بخشی و کسب تجربه ی مردمان، زمان می طلبد و نباید در این زمینه عجله کرد.
    با حالتی طلبکارانه نگاهی انداخت و گفت: برای این آسیب شناسی و آگاهی بخشی، چند سال باید صبر کرد؟ گفتم حدود یکصد سال. گفت یعنی باید به انتظار نشست و یکصد سال عوارض منفی آن را تحمل کرد؟ گفتم: مگر راه دیگری هم وجود دارد؟ نزدیک به سه هزار سال است که از انتصاب نتیجه نگرفته ایم، برای انتخاب هم یکصد سال صبر کنیم.
     گفت: یکصدسال در عصر حاضر برابر با چندین هزارسال، در هزارهای پیشین است. گفتم: شما اگر راه جایگزینی دارید، پیشنهاد کنید شاید زودتر به نتیجه برسیم.
    مثل اینکه منتظر همین پیشنهاد بود. بی صبرانه شروع به صحبت کرد و با حرارت سخن می گفت. خلاصه کلامش این بود که به جای واگذاری انتخاباتی همانند شوراهای شهر و روستا به شکل مستقیم به مردم، مساله ی انتخاب را به نمایندگان شوراها، اصناف، انجمن ها و نهادهای مدنی واگذار کنیم؛ از این راه هم می توانیم هزینه ی کمتری پرداخت کنیم و هم شاید بتوانیم، نتیجه بهتری بگیریم.
    وقتی پیشنهادش را داد، مکثی کردم و گفتم: واقعیت آن است که تاکنون به این مساله فکر نکرده ام. پذیرش یا عدم پذیرش این نظر، هرچند دست من نیست اما نیازمند تامل و تفکر بیشتر است. گفت: فلانی، می دانم در این زمینه کاری از دست تو ساخته نیست، اما حداقل می توانی به ثمره ی انتخاب های خود، بیشتر بیندیشی و بعد تکلیف خود را روشن کنید.
    گفتگوی من و این چهل ساله به نقطه ی پایانی رسید. قرار شد به حاصل و دستاوردهای انتخابات شوراهای شهر و روستا در ایلام، بیشتر بیندیشم، ضرورت یا عدم ضرورت آن را ارزیابی کرده و ثمره و نتیجه ی تقریباً پانزده ساله ی آن را در شهری چون ایلام، مرور نمایم و سپس به پیشنهادش مبنی بر واگذاری این گونه انتخاب ها به نمایندگان نهادهای مدنی فکر کنم، آنگاه پاسخ پرسش هایش را دهم.
    داشتم برای خواب آماده می شدم، به صورتش که نگاه کردم گفتم: آی چهل ساله، گفتی ذهنت را به هم نمی-ریزم، اما این بار هم به قولت وفا نکردی. هر وقت سراغم می آیی و توی گوش هایم وزوز می کنی، ترسم بیشتر می شود؛ خصوصاً زمانی که در باره ی مسائلی حرف می زنید که کاری از دست من ساخته نیست و ممکن است به قدرت و صاحبان آن برگردد و من در این اوقات، چقدر می ترسم. داشت که خداحافظی می کرد، گفت: منتظر پاسخ هایت می مانم. شب خوش.


     

       ۱۳ مرداد ۱۳۹۴   ::  لینک دائمی :: ارسال به ای‌‌‌میل :: نظر شما [2]

    نسخه آماده چاپ


    درباره

    خلیل کمربیگی
    ایلام-اجتماع-زندگی ilamkh.com

    دوستان ارجمند: مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی اينجانب خليل كمربيگي معلم ،علاقمند به پژوهش ، تحقیق و حرفه ی روزنامه نگاری می باشند.هدف از انتشار این مطالب روشنگری و کاستن از مسایل و مشکلات استان است. از آنجا که رشته ی تحصیلی ام  جامعه شناسی می باشد‌، مطالب وبلاگ نیز بیشتر در حوزه های اجتماعی نوشته شده و سعی می گردد از زبان تخصصی جامعه شناسی اجتناب شده و مسایل را با ادبیاتی ساده انتشار دهد.تقاضا می گردد با ارائه نظرات خود ما را در رسیدن به اهداف ترسیم شده یاری فرمایید.ضمنا استفاده  از مطالب  اين وبلاگ و يا انتشار آنها،با ذکر منبع،بلامانع می باشد.

     

    نشانی الکترونیکی: [email protected]
     
     

    جستجو

     
     

    دسته ها

    ایلام امروز (9)
    انتخابات (2)
    اجتماعی - سیاسی (28)
    پژوهش ها و تحقیقات (1)
    عمومی (10)
    طایفه گرایی (1)

     
     

    آرشيو ماهانه

     
     

    آخرين مطالب

    احیای سنت میانجیگری
    گسست یا مشارکت؟
    ظاهرت را درست کن، کاری به باطن ندارم!
    سواری مجانی
    وزوزهای چهل سالگی (3)
    ایلام گریزی
    ایلام و تانکر آب شهرداری
    ایلام، کدخدای زورگو می خواهد یا مسئول قانون گرا؟
    دوزیستان یا شناسنامه داران؟
    آسان ترین راه کاهش مشکلات اجتماعی ایلام
    اعتیاد، حلقه ای از کلاف سردرگم ایلام
    لابی گری و واسطه گری در ایلام
    دایی رجب، کوچه بن بست و کانال هایش
    گسل اجتماعی "کَس دار" و "بی کَس"
    سلطان وارد می شود!
    قفل فروشانِ کلیدنما
    "وزوزهای چهل سالگی"
    از خود كشي تا مرگ مشكوك
    "ویروسی به نام آگهی"
    جامعه شناس ِ جامعه­بشناس
    بازگشت گرزها
    ایلام و هیولای خودکشی
    نامهربانی با یار مهربان در ایلام
    تحلیلی بر شکافی اجتماعی در ایلام
    "زنده باد تهران"
    خدايا "هاوار"
    شادی،گمشده ی ایلامیان
    لقمه نان،‌ به قيمت جان
    بحران جوانان در ايلام
    سرهنگ درست می گوید، اما چگونه؟

    خروجي RSS

     
     

    لینکهای روزانه

    خبرگزاری ایسنا- ایلام
    عالیه شکربیگی
    مجتبی مقصودی
    علی مرشدی زاد
    محمدرضا جوادی یگانه
    سعید معیدفر
    غلامعباس توسلی
    عباس کاظمی
    حسین کچوئیان
    شیرین احمدنیا
    علی عسکر احمدی
    محمد شکیبا
    رادیو زاگرس
    جلیل صفربیگی
    بهروز سپیدنامه
    حبیب الله بخشوده
    عصر ایلام
    مهرداد خدارحمی
    وبلاگ شخصی در بلاگفا
    ظاهر سارایی
    حمید حیدرپناه
    علی فیض الهی
    شهرام صفری
    ايلام ما
    ایلام امروز
    انجمن جامعه شناسی ایران
    انجمن جهانی جامعه شناسی
    انجمن جامعه شناسی آموزش و پرورش ایران
    انجمن جمعیت شناسی ایران
    انجمن انسان شناسی ایران

    خروجي RSS
     

     
     

     

     ۴۰۴۲۳۹۰۱ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۴۰۱ مشاهده | امروز  ۷۴۹۲ مشاهده

    نقش آوران ایلام امروز

        تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

    Managed With Chavir CMS

    آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ |