پنج‌شنبه 14 آذر 1398

بررسی قبرستانهای عصر آهن حوزه رودخانه کنگیر شهرستان ایوان

عبدالمالک شنبه زاده

مقدمه :
تعیین جنبه های غیر مادی فرهنگهای بیش از تاریخ ایران به دلیل نبود رهیافت های تئوریک و روش شناختی مناسب یکی از پیچیده ترین شاخه های پژوهشی باستانشناسی می باشد. برخلاف جنبه های مادی ،نشانه های ملموس ، جنبه های معنوی فرهنگها به صورت محدود از حفارهای باستان شناس کشف می شود . در عین حال بودن تبین جنبه های غیر مادی فرهنگهای بیش از تاریخ هرگونه تحلیلی از این فرهنگها یک سویه خواهد بود . چون در هرحال فرهنگها چه در گذشته و چه درحال دارای دو بعد عادی و معنوی می باشد و لزوم آگاهی بدانها از هر نظر ضروری است .
یکی از مهمترین داده ها منسجم باستان شناسی که بیشترین اطلاعات رادربارهی جنبه های معنوی و فرهنگهای پیش از باستان رادر اختیار باستان شناسی قرار می دهد قبور و سنت های تدفینی جوامع پیش از تاریخ می باشد . همچنان که امروزه نیز بدان گونه است .
از سوی دیگر قبور و اشیای داخل آن و شیوه تدفین ، اطلاعات زیادی را در زمینه گاهنگاری، قوم نگاری، روابط اجتماعی ، اقتصادی و طبقات اجتماعی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد .
تاکنون پژوهش مستقل و جامع درباره سنت های تدفین دوره های پیش از تاریخ ایران انجام نشده است. اما بر اساس شواهد موجود شیوه ها و سنت ها تدفین مردگام در فلات ایران آغاز کشاورزی و استقرار دائم روستاها (۸۰۰۰سال ) تحت تأثیر باورهای دینی جوامع آن روزگار بوده است در این دوران مردگان را درزیر کف محل های سکونت دفن می کرده اند . اعتقاد به ارواح ، زندگی پس از مرگ ،قرار دادن هدایا در داخل قبور ،حالت های جمع شده اسکلت ، اندود کردن جسد با گِل اُخرا از شاخص های عمده شیوه و سنت های تدفین در این دوران می باشد .
سنت ها و شاخص های اشاره شده در اغلب مناطق ایران بدون تغییرات محسوس تا هزاره ی سوم یعنی عصر مفرغ توام داشته است در این دوره همزمان با آغاز شهرنشینی در بعضی از مناطق ایران سنت دیرپای دفن مردگان در زیر کف خنه ها ی مسکونی متروک گردید و شیوه جدیدی که به صورت قبرستان که عموماً خارج از محل های زیست، و فعالیت های تولیدی قرار داشتند معمول شده است.
دفن مردگان در قبرستان عمومی تا اوایل هزاره ی اول پیش از میلاد به گونه ای در حاشیه و درارتباط محل های مسکونی و بدون ارتباط محل های مسکونی و استقرار تداوم داشته است . عصر آهن از نقطه نظر پژوهش های باستان شناسی ، بررسی تحولات فرهنگی فلات ایران وتبین خاستگاه اقوام ایران و آنچه که به عنوان فرهنگ منحصر به فرد ایران شناخته می شود از اهمیت زیادی برخوردار می باشد .
بر اساس شواهد موجود در این دوران ساختارهای فرهنگی ،دینی، معیشتی وقومی مردمان ساکن در ایران دگرگون گردید و به مرور سده های بعد با ظهور اولین حکومت های منطقه ای که سرتاسر (مانا و ماد) درنیمه غربی فلات ایران در رواج اعتقاد به یکتا پرستی در گستره وسیع جغرافیا فلات ایران فراهم گردید .
در آغاز این دوران حدود (۱۴۵۰ق م ) مردمان ساکن ایران در شمال غرب ایران با کشف شیوه ذوب و عمل فلز آهن و بهره گیره از آن در اوایل هزاره ی اول پ.م تحولات اقتصادی چشمگیری را به وجود آوردند. این دیگر دگرگونی ها حکایت از پیشرفت فرهنگها و تمدن در جامعه آن روزگار داده که در نهایت باعث تغییرات در روابط تاریخی ،سیاسی،اجتماعی اقوام ساکن در منطقه آسیای غربی بوده و بارزترین تغییرات در انتقال مرکز قدرت اقتصاد و ، فرهنگی اصلاً ازبین النهربن (سرزمین جلگه ) ایران (کردستان ) در اولین هزاره اوایل قبل از میلاد به ظهور است .


* تاریخچه اطلاعات باستان شناسی دشت ایوان :
شهرستان ایوان در شمال استان ایلام و اقع گردیده است که نظرمطالعات باستان شناسان ، عصر برنز ، عصر آهن ۱و۲و۳ دارای اهمیت زیادی می باشد که سایت های مربوط به این دوره بیشتر به صورت قبرستان می باشد .
اکثراین قبرستان هادر حاشیه ی رودخانه ی کنیگر واقع شده اند که لویی واندربرگ سرپرست هیئت بلژیکی بامی Bami در سال ۱۹۷۰م. برای اولین بار موفق شد ۱۰ قبر در داراوند B مورد حفاری قرار دهد و نتایج مهمی در مورد شیوه ی تدفین عصر آهن در منطقه ی پشتکوه بدست آورد .
هیئت دانمارکی گورستان داراوند Aرا مورد کاوش قرار دادند و وسایل تدفیتی زیادی را کشف نمودند که شامل قوری های سفالی ،فنجان،سرنیزه،... قبر ها معمولاً چار چینه ای دارای پوشش سنگی می باشد اسکلت ها به دلیل اسیدی بودن خاک از بین رفته اند.
قبرستان های دیگری در منطقه ی پشتکوه مورد کاوش قرار گرفته اند که گزارش کامل آن ها توسط لویی واندربرگ باستان شناس فقید منتشر شده است علاوه بر حفاری ، هیئت بلژکی را های باستانی و کوچ نشینی این منطقه را مورد مطالعه قرار داده و دلایل شکل گیری این قبرستان ها را بیان کردند مطالعات علمی این هیئت نشان داد که اکثر این قبرستان ها احتمالاً مطلق به کوچ نشینانی می باشد که در هزاره ی اول پ.م وارد متطقه گردیده اند .
فصل سوم بررسی و شناسایی شهرستان ایوان به جهت بررسی قبرستان های حاشیه ی رود خانه های کنگیر که عمدتاً متعلق به عصر آن می باشد و همچنین خاطر تکمیل نقشه ی باستان شناسی و تکامل بررسی های گذشته و ثبت این آثار در فهرست ملی به صورت پیمایشی به انجام رسید که به بررسی برخی از این قبرستان ها می پردازیم در بررسی انجام شده در حوضه رود خانه کنیگر حدود ۵۰ قبرستان بررسی و شناسایی گردید که اکثر این قبرستان ها در حاشیه رود خانه بر روی بلندی ها و در جاهای سرسبز ساخته شده اند .
در قبرستان چواره ۱ قبرهای چهار چینه ای با دیواره ی ساخته شده از لاشیه سنگ ورقه ای به صورت چیت و به صورت مستطیل و راست گوشه ساخته شده روی آن را با تخته سنگ پوشیده این قبرستان نیز به صورت شرقی و غربی شمال جنوبی ساخته شده وجهت خاص در آن رعایت نشده است موادفرهنگی بدست آمده شامل خمرهایی بانقش طنابی و سفال های لبه تخت به دست آمده است ان قبرستان از نظر معماری قبور قابل مقایسه با قبرستان های بردبل، جوب گوهر ، چمژیه ،داراوندB که توسط هیئت بلژکی حفاری شده اند می باشد .
در قبرستان چواره ۲ نیز معماری مانند چواره۱ می باشد در این قبرستان سفالهای خاکستری باتمپرکاه بدست آمده است منطق به عصر آهن ۱ می باشد .
در قبرستان "هوها" نیز قبور به صورت شرقی ،غربی یاخته شده به صورت چار چینیه ای و مستطیل می باشد که برای ساخت آن از سنگهای کف رود خانه رودخانه کنگیر استفاده کرده اند که قابل مقایسه بابردبل چنار باشی ، پشت کبود چوار و کتل گل گل می باشد .
در قبرستان چوار ۳ نیز معماری قبور شبیه به سایر قبرستان هاذکر می باشد در این قبرستان مواد فرهنگی شامل سفال لبه کمی برگشته به بیرون با نقش افزوده طنابی مانند قبرستان چنار باشی بدست آمده است.
در قبرستان "قلاوازک" معماری قبور به صورت چار چینه ای می باشد با این تفاوت که در آن ساخت از سنگهای بزرگ و خشن استفاده کرده اند بطوریکه به نظر می رسد این قبور از نوع مگالیتیک کلان سنگی می باشد و به صورت بیضی ساخته شده اند در دیواره قبور از سنگ های نتراشیده استفاده شده بود با توجه به تعداد اندک سفال در کنار قبور تخریب شده احتمالاً از نظر دادهای سفال فقیر هستند .
بر خلاف محوطه چواره ۱و۲داراوند B که توسط هیئت بلژکی حفاری گردیده و قبر ها آن بسیار دقیق و راستگوشه هستند و از سنگ ها و ورقه ای تراش خورده استفاده شده است در قبرستان قلاوزک از سنگ های بزرگ و خشن استفاده شده و در معماری قبور دقت زیادی نشده است و جهت خاصی در ساختن آن مد نظر نبوده است. که از این نظر قابل مقایسه با قبور عصر آهن در شمال غرب ایران نظیردینخواه در آذربایجان می باشد .
با توجه به مواد فرهنگی شامل سفال نخودی باتنپرشن و ماسه می توان عنوان کرد این قبرستان متعلق به عصر آهن ۲و۳ می باشد
در قبرستان روان سفال هایی باپوشش قرمز وتمپرِکاه بدست آمد که احتمال متعلق به دوره کلکوتیک یا دوران جدیتری باشند که دراین مواد کنار قبور بیضی شکل بدست آمده و قابل مقایسه با دِمگّرپِرچینه می باشد قبور آن چهار چینه ای و بیضی شکل بوده ودر ساخت آن جهت خاصی مد نظر نبوده است از این نظر نیز قابل مقایسه با جوب گهر ، چنار باشی، کتل گل گل و کان گنبد می باشد . قبر های ذکر شده اندازه قبور متفاوت است ولی به طور عمده (۵۰×۲۳۰) و عمق ۱ متر می باشد. دیوارهای این قبورمعمولاً ازپنچ رج سنگ چین استفاده شده است .
در قبرستان ها میان سفالها لبه برگشته به بیرون با خطوط مواج کنده یاتزئینات دایره و یک نقطه در وسط بدست آمده است در این قبرستان ها ۲ نوع قبر شناسایی شد. ۱ قبر چهار چینه ای که بعضی آنها دارای ۵ متر طول و ۱متر عرض می باشند دیواره قبور از چهار ردیف لاشه سنگ ساخته شده است قبر ها به صورت شمال جنوبی و برخی شرقی غربی هستند در ورودی در قسمت غرب قرار گرفته که احتمالاً این قبور خانوادگی هستند به این صورت که از این نظر شبیه قبرستان کان گنبد می باشد این قبور متعلق به عصر آهن ۱و۲ می باشند .
نوع دیگر قبور قبر های چهار چینه ای با ابعادcm ۵۰×۵۰/۲ می باشند که مانند سایر قبور ساخته شده است . هیچ قبر بزرگ و خانوادگی شبیه به این قبر ها ی میان ۱و میان۲ در قبرستان هایی که هیئت بلژکی شناسایی و حفاری کرده اند گزارش نشده است .
در قبرستان های چشم میرو ۱و۲و۳ نیز قبور شناسایی شده به دو دسته تقسیم می شود
۱- قبر های چهار چینه ای: که دیواره آن سنگ چینی است با استفاده از لاشه منظم که روی آن را با تخته سنگ های بزرگ پوشانده اند در دیواره این استفاده شده است این قبور راست گوشه و بیشتر شرقی ـ غربی قبور چهار رگه سنگ چین میباشند سازندگان ان جهت خاصی را مد نظر نداشته اند از این نظر این گونه قبرها قابل مقایسه با شورابه چرداول کتل گل گل می باشد این نوع قبور متعلق به عصر اهن ۲ می باشند.
۲- قبرهای بزرگ خانوادگی:
- این قبور دیواره انها از لاشه سنگ نتراشیده ومستطیل شکل ودیواره آن دارای ۸رج سنگ چین می باشد که بالای آن توسط تخته سنگ بزرگ پوشیده شده است. اندازه این قبور ۵ تا ۶ متر طول و۲متر عرض می باشد جهت ورود این گورها در غرب میباشد احتمالاً این قبرها جهت تدفین دسته جمعی بوده است. این نوع قبرها در میان ۱و۲ نیز دیده شده است ولی عمق آنها بسیار کم است در حالی که در چشمه میرو ۱ گورها ۲۵۰ سانتی متر عمق دارند سازندگان قبور برای برطرف کردن فاصله دو دیواره طولی وبرای قرار دادن تخته سنگها بر روی این دیوارها به خاطر مسقف نمودن قبرها ، هرچه رگه های دیوار به طرف بالا اضافه می شد این دیواره به طرف داخل قوس پیدا می کردبه طوری که دیواره ها در بالا به هم نزدیک می شدند. مشکل گذاشتن تخته سنگها نیز حل می شده است ،وسقف قبور تقریبا به صورت گهواره ای درآمده است ،این نوع قبور در قبرستانهای طالش در گیلان نیز گزارش شده است.
در قبرستان پل حمی دو نوع قبر چار چینه ای و کلان سنگی شناسایی شد،قبور کلان سنگی مستطیل شکل دیواره انها از لاشه سنگهای بزرگ ساخته شده و قابل مقایسه با قبرهای کلان سنگی مامی وگ ۲و۱ می باشند.
در قبرستان بان کبود۳ قبور به صورت مستطیل و نیم دایره تهیه شده ،دیواره انها از لاشه سنگ ساخته شده است –قبور نیم دایره در هیچ قبرستانی مشاهده نشد،علاوه بر این در بان کبود۳ قبور مربع با ابعاد ۱۵۰×۱۵۰ سانتی متر شناسایی شد ،قسمت شمال این قبرها نیم دایره و قسمت جنوب آن مستطیل یا مربع می باشد در ساخت ان از سنگهای رودخانه ای استفاده شده ،جهت این قبور شرقی غربی و تعداد کمی شمالی ،جنوبی می باشند.


نتیجه گیری
اظهار نظر دقیق در مورد سنت های تدفین عصر آهن و ارتباط با اعتقادات و باورهای دینی کاری عجولانه است اما با توجه به داده های مختلف می توان نمای اجمالی از سنتهای تدفین این دوران ترسیم کرد.
همگانی شدن دفن مردگان در قبرستان ها ارتباط چندانی با گسترش و تمرکز اجتماعات نداشته است چون شمار زیادی از قبرستانهای این دوره بدون ارتباط با محل استقرار و سکونت دایم می باشند اگر این قبرستانها را متعلق به افراد کوچنده بدانیم در این صورت موضوع وضوح و شفافیت بیشتری خواهد داشت. احترام به قبرستانها به عنوان احترام به ارواح نیاکان و در گذشتگان و نیز آسایش مردگان مورد توجه بوده است به طوری که در هیچکدام از آنها علامت و نشانه ای از تخریب عمدی دیده نشده است هر چند که طی سالیان گذشته توسط سوداگران فرهنگ تخریب و نابود شده اند-علاوه بر آن بیشتر قبرستانها در محل های سر سبز کنار رودخانه و بالای تپه و بلندی ها واقع شده اند.
این نوع قبرستانها در مناطق مختلف پشتکوه(ایلام و لرستان)توسط هیئت واندنبرگ حفاری گردیده اند که به الگوهای مشترک تدفینی در این دوره اشاره دارند.در این راستا به نظر میرسد الگوهای مشترک تدفینی ناشی از الگوهای مشترک مذهبی بوده است.
در سنتهای تدفینی عصر آهن ایران در بیشتر موارد صورت مرده به طرف مشرق می باشد اما با توجه به تخریب گورستانها توسط سوداگران فرهنگ نمی توان نظر قطعی ارائه داد ولی با توجه به اینکه اکثراً به صورت شرقی غربی ساخته شده اند و مقدار کمی نیز به صورت شمالی جنوبی و جهات فرعی دیده می شود،این وضعیت تابعی از اعتقادات مذهبی و نشان می دهد.
با توجه به اینکه قبور جهات مختلفی را نشان می دهد اما زندگان آن جهت خاصی را مد نظر داشته اند و هنگام دفن مرده به خورشید و جهت تابش آن اهمیت می دادند به همین دلیل اکثر قبرها در جهت شرقی غربی یا جهات فرعی چون در طول سال جهت خورشید اندکی نوسان دارد ساخته شده اند و مرده هارا اکثراً از پهلو چپ یا راست دفن کرده اند.
اشیاء بدست آمده در قبور نیز بیشتر بستگی به طبقه اجتماعی فرد، فقیر یا غنی بودن-جنسیت، شغل فرد دارد به طوری که قبرهای حفاری شده توسط هیئت بلژیکی در گور افراد فقیر بیشتر ظروف ساده بدست آمده در گور زنان نیز زیور آلات تزئینی بدست آمده است.
با توجه به کمبود داده های سفالی در کنار قبور می توان نتیجه گرفت اشیاء توسط سوداگران غارت شده یا اینکه فاقد اشیاء سفالی و تدفینی بوده است، که نشان می دهد این قبرستانها متعلق به افراد کم بضاعت و کوچ نشینانی دانست که فقیر بوده و همراه مردگان خود فقط سفالهای ساده دفن می کرده اند.
در قبرستان میان ۱ و میرو۳ تکه های ظروف لوله دار بدست آمد و همچنین یک قطعه سفال منقوش از قبرستان بان باریک ۱ و روان ۱ بدست آمده است این موضوع می تواند در ارتباط با افزایش استفاده از فلزات در این دوران باشد.
با توجه معماری قبور دارای دو نوع قبر چهار چینه ای و قبور دسته جمعی می باشند می توان قبور چهار چینه ای را به چند دسته تقسیم کرد ولی قبور چار چینه ای به صورت مستطیلی شکل و بیضی شکل و حد فاصل بین آنها که از لاشه سنگ نتراشیده در دیواره آنها استفاده کرده اند و روی آن را تخته سنگ های بزرگی پوشانده اند دیواره آنها با دیواره قبور شناسایی شده توسط هیئت بلژکی که اکثراً از ورقه های سنگی ساخته شده اند تفاوت دارند و در ساخت دیواره قبور از هیچ نوع ملاطی استفاده نکرده اند دیواره قبور بصورت سنگ چین می باشند.
۲- قبور دسته جمعی که ابعاد آنها بسیار بزرگ و به نظر می رسد با توجه به ابعاد بزرگ آنها نسبت به قبور چار جنبه ای ما در اینجا آنها را با نام کلان سنگی یا همان "مگالتیک" خوانده ایم که این قبور جهت تدفین اعضای یک فامیل یا جمعی استفاده می شده اند دیواره قسمت ورودی آنها را با یک تخته سنگ بزرگ ساخته اند و هنگام دفن مرده درب ورودی را باز کرده و مرده را در کنار مردگان قبلی همراه با اشیاء تدفینی دفن می کرده اند.
این نوع قبور دسته جمعی در عصر برنز نیز یافت شده است که دارای ابعاد بزرگی می باشند همراه قبور نیز شایاء تدفینی یافت شده است.
دیواره این قبور را با لاشه سنگ ساخته اند مانند میان ۱ و ۲ میرو ۱و۳و۴ و در بعضی دیگر دیواره را با سنگهای بزرگ کف رودخانه ای ساخته اند مانند بان باریک۱و۲و۳ و "دن کرم" و در بعضی دیگر مانند بان کبود ۱و۲و۳ و "ورازان۲ "از تخته و لاشه سنگ بزرگ جهت ساخت دیواره قبرها استفاده کرده اند روی آنها را با تخته سنگ های بزرگ پوشانده اند
در قبرستان بان کبود ۳ سه نوع قبر شناسایی شدند که بسیار جالب توجه هستند که شامل قبور نیم دایره ای،مربع شکل،مستطیل می باشند دیواره انها یا لاشه سنگ ساخته شده یود وو قبر نیم دایره ای با ابعاد ۲×۲ فقط در بان کبود ۳ یافت شد و در جای دیگر یافت نشد در حالی که قبور مربع شکل در قبرستان بان کبود ۱ نیز شناسایی شده است
نکته جالب در مورد معماری این قبور این است که در جاهای که زمین سفت و آهکی بوده تدفین در زمین انجام گرفته و در لبه گودال از ۱ یا ۵ رج سنگ چینی استفاده کرده اند
در این دوره نیز ابتدا برای ساختن قبرستان محوطه را آماده و تسطیح کرده اند و اطراف آن را به صورت سنگ چین ایجاد کردند تا حدودی قبرستان مشخص شود و بعد مردگان را در قبرهای ساخته شده دفن می کردند این نوع تراس فقط در بان باریک ۱ دیده می شود در هیچ کدام از قبرستانها بررسی شده دیده نشد.
در لابلای قبور تخریب شده قبور چار چینه ای کوچکی دیده می شود که احتمالاً جهت تدفین بچه ها ساخته شده اند که نشان می دهد بچه ها را در همان قبرستانی که بزرگسالان را دفن می کردند دفن کرده اند.
نکته آخر با توجه با اینکه قبرستانها مقدار زیادی توسط عومال محیطی و طبیعی و انسانی تخریب گردیده اند از بیشتر اطلاعات در طول بررسی از معماری قبرستانها جمع آوری گردیده استو در قبرستانهایی که سفال و مواد فرهنگی بدست آمدجهت تاریخ گذاری استفاده شده است.
هنگام بررسی منطقه اعضای هیئت در هر نقطه با سنگرهای ارتش که در طول جنگ تحمیلی جهت دفاع از خاک میهن عزیزمان ساخته بودند مواجه می شدند که در بعضی موارد مواد این سنگرها در نزدیک قبرستانها ساخته شده بودند و همچنین در سطح زمین مین های ضد نفر که باز مانده از هجوم ارتش بعث به این منطقه بوده در طول بررسی به کرات مشاهد می شد.


فهرست منابع:
افشار-ایرج-ایلام و تمدن دیرینه آن،انتشارات فرهنگ و ارشاد تهران
کامبخش-سیف الله-سفال و سفالگری ایران از ابتدای نوسنگی تا معاصر-انتشارات ققنوس
طلایی-حسن-پیشینه ظروف سفالین لوله دار-باستانشناسی و تاریخ
طلایی-حسن-پویایی فرهنگی دوره ساسانی ایران-یاد نامه گردهمایی باستانشناسی شوش
طلایی-حسن-باستانشاسی و هنر ایران هزاره اول-انتشارات سمت
بیان-پیرانی-گزارش اولین فصل بررسی و شناسایی شهرستان ایوان
بیان-پیرانی- گزارش دومین فصل بررسی و شناسایی شهرستان ایوان
نورالهی-علی-پایان نامه کارشناسی ارشد-بررسی پیش از تاریخ دشت آسمان آباد

عبدالمالک شنبه زاده
کارشناس باستانشناسی
سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان ایلام