یک‌شنبه 31 شهریور 1398

اثر تورم بر معیشت کارمندان و کارگران

احمد کرمی – لیسانس عمران

انسان با ارزشترین خلقت خالق یکتاست و پشتکار یکی از ارزشمندترین داراییهای انسان می باشد. که به وسیله آن می تواند به خواسته ها وآرزوهایش برسد واین درحا لی است که نیروی انسانی کمیاب ترین و گران ترین سرمایه کاری هر جامعه می باشد اما چگونه می توان از این دارایی با ارزش بهترین بهره را برد ؟ اصولاً آنچه در یک سیستم کارگاهی یا اداری که اجزاء آن عبارتند از کارکنان آن مجموعه باعث پیشرفت و راندمان بالای کاری می شود ایجاد انگیزش معنوی ومادی در کارکنان مجموعه می باشد . که در کشور اسلامی ما راههای ایجاد انگیزش معنوی پیروی از دستورات جامع و انسان ساز دین ومبین اسلام می باشد اما در زمینه انگیزش مادی باید توجه نمود که انگیزه های مادی در حقوق ودستمزد و مزایا وامکانات رفاهی نیروی انسانی متجلی است. و در شرایط موجود نظام حقوق و دستمزد عمدتا فارغ از جریان عمومی قیمتها و شاخص بهای کالاها وخدمات در بازار عرضه و تقاضا می باشد .واز این جهت قدرت خرید کارمندان و کارگران در بخش عمومی همواره در فراوانی پایین تر از سطح و جریان عمومی قیمتهاست . و همواره شکاف و فاصله عمیقی بین دو جریان درآمد وقدرت خرید وجود دارد . وهمین امر عدم تعادل میان درآمد و قیمت ها نیاز برای معیشت را تشدید نموده و آثار سوء آن در کاهش انگیزش کارمندان وکارگران و تنزل بهره وری مشهود است . ناکافی بودن درآمد کارکنان را مجبور می کند تا در صدد انجام کار دوم وحتی سوم برآیند واین مسئله علاوه بر حاکمیت بخشیدن به نوعی روابط نا سالم و بعضاً مشاغل کاذب و غیر تولیدی انرژی و توان نیروی کاری را کاهش داده وبر عملکرد مجموعه اثر منفی باقی می گذارد . با توجه به اینکه نیروی کاری هر اداره وسازمان انسان است و انسان موجودی چند بعدی است .ودارای ترکیبی از انگیزه های معنوی ومادی می باشد و نمی توان این دو گروه را از هم جدا نمود . وبه بیان ساده ترهمه ما شنیده ایم که " شکم گرسنه ایمان ندارد " حال اگر ایمان کاری را بخشی از اصطلاح کلی ایمان در نظر بگیریم . می توان این ضرب المثل را به نیروهای کاری نیز تسری داد. برای مثال نمی توان تصور کرد که کارمند وکارگر در اندیشه تولید یا عرضه خدمات بیشتر باشد در حالی که فشارهای ناشی از نیاز های اولیه ‘ تفکر سازنده را از او سلب می کند یا لااقل او را از اندیشه خلاق در جهت کار بهتر باز می دارد . تشدید تورم باعث کاهش قدرت خرید کارمندان وکارگران شده ودرآمد ها متناسب با آهنگ تورم اضافه نشده است. وفشار فقر عمومی بطور عمده روی کسانی است که نیروی کار چه ساده و چه پیچیده چه یدی وچه فکری به جامعه ارائه می کنند. وجز نیروی کار و فکر مالک چیزی نیستند و کاهش قدرت خرید بر اثر تورم موجب شده سلامت وحیات میلیون ها زن ومرد وکودک دچار خطر شود. ونه فقط فرهنگ و تربیت واخلاق متزلزل گردد بلکه حتی تغذیه ساده انسانها یی که برای رعایت آداب وسنن اجتماعی و حفظ ظواهر و آبرو با کار زیاد ودر بسیاری موارد کشنده وسخت فقر اقتصادی خود را پنهان می نمایند به صورت معضلی بزرگ در آید . لذا می طلبد جهت بهبود وضعیت معیشتی اقشار کم در آمد جامعه با اعمال سیاستهای مالی و پولی مناسب نسبت به توزیع عادلانه در آمدها اقدام گردد وخط فقر به عنوان مبنایی جهت تعیین حقوق و دستمزد کارمندان وکارگران قرار گیرد .و افزایش حقوق متناسب با افزایش تورم باشد. در غیر این صورت حتی اگر درآمدها صد برابر شود ولی تورم مهار نشود اثر مثبتی در معیشت اقشار کم درآمد نخواهد داشت.

احمد کرمی – لیسانس عمران