شنبه 30 شهریور 1398

چالشهای استان- طایفه ما

قاسم جانی

یکی از مهمترین و اساسی ترین مسائل بعد از مدیران سیاسی که باعث محرومیت  استان ایلام شده است دید طایفه ای و قبیله‌ای به یک مسئله سیاسی،فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی  است که متاسفانه هنوز هم بعضی از مردم و بخصوص بعضی از رجال سرشناس استان از این ابزار برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می کنند.
در استان ایلام طایفه ای بودن به عنوان پشتوانه و اهرم قوی محسوب می شود ولی باید دانست استفاده از این ابزار و استفاده از طایفه و قبیله گری هیچ گونه نتایج مثبتی در راه تعالی استان نداشته و نخواهد داشت.
اگر به بعضی جریانات در استان در سالهای گذشته نگاه کنیم می بینیم که قبیله‌گری نقش خود را به عنوان یک ابزار و منطق غلط توانسته کارایی خود را نشان دهد.
حالا باید دید چرا و به‌چه دلیل استفاده از این ابزار  در همه حال توانسته نقش خود را به خوبی ایفا کند
ما در جامعه ای زندگی می کنیم  که لقب شهر را به خود یدک می کشد و شهر نشینی برای خیلی از مردم مایه افتخار محسوب می شود.
ایلام از لحاظ جمعیت و وسعت و بعضی از امکانات به عنوان جامعه شهری محسوب می شود.
آیا ما توانسته ایم از این امکانات و ابزارهای که در اختیار داریم برای تعالی شهر استفاده کنیم؟
یکی از این ابزارها طرز فکر و نگرشی است که ما نسبت به شهر داریم و تا وقتی که فکر ما نگرش ما هنوز قبیله ای می باشد نمی توانیم موفق باشیم.
در یک شهر، اهم مدیران هستند که در مورد آن شهر تصمیم گیری می کنند.ولی وقتی که چند نفر بودند دیدند که اگر فلان طرح اجرا بشود  و ما در آن نقشی نداشته باشیم قبیله ما زیر سئوال می رود!!!!
یا اگر در انتخابات شورای شهر  نماینده در شورای شهر نداشته باشیم این طایفه ماست که شکست خورده نه شخصی که کاندید شده!!!!
اگر ما نتوانیم یک نماینده را از ایل و طایفه خود راهی مجلس کنیم، ایل و طایفه ماست که شکست خورده و نه شخص!
اینها نگرش های غلطی است که هنوز هم در جامعه شهری استان ایلام به آن پرداخته می شود و بعضی ها برای اینکه به مقاصد خود برسند به این مسئله دامن زده و نگرش قبیله ای و طایفه گری را در جامعه نشر و ارائه می دهند.
این در حالی است که در همین استان ایلام اشخاصی وجود دارند که از لحاظ تخصص و تجربه قابلیت بالایی دارند ولی چون یک قبیله خاص از آن حمایت نمی کند از آنها و تجربه آنها استفاده نمی شود.و در آن طرف قضیه شخصی با مدرکی نه چندان  در رأس امور  شهری می نشیند.
حال باید از خود پرسید واقعاً مسئله(قبیله گری) برای استانی مثل ایلام که دایه شهری داری چالش محسوب می شود.
ایل بازی و طایفه گری در شهر ایلام باعث شده که امکانات رفاهی به طور عادلانه ای در سطح شهر ارائه نگردد.و خیلی ها از این امکانات محروم باشند .
به عنوان مثال برخی خیابانهای شهر هر چند ماه یک بار آسفالت می شود چرا چون در راس امورات شهری اشخاص با نفوذی در آن مناطق ساکن هستند ولی خیابانهای بانبرز،پیچ آشور و هزار نقطه از این استان هنوز هم رنگ آسفالت را به چشم ندیده اند.
در مدیریتهای کلان هم دیده ایم که اشخاصی با پشتوانه قبیله خود به دراجات بالای مدیریتی رسیده اند و قاعدتاً این مدیران برای جبران محبت قبیله خود باید مدیرانی در راس قرار دهند که طایفه و عشیره او باشد  تا مافات جبران شود که نتیجه آن هم مشخص است!!!
امید است بخصوص جوانان و تحصیل کرده های این استان بتوانند برای از بین بردن این پدیده نه چندان خوش که توانسته است  سایه های منفی در جامعه چه در سطح  کشور و استان ما به نمایش بگذارد قدمهای مثبتی بردارند.البته نباید از طرحها و مکانیزم‌هایی که از طریق رسانه های گروهی بخصوص صدا و سیما برای از بین بردن این مسئله چشم پوشی کرد.