یک‌شنبه 31 شهریور 1398

ایلامی ها چگونه آب را تصفیه می کردند ؟

خبرگزاری میراث فرهنگی

 محاسبات دقیقی که در تاسیسات آبرسانی چغازنبیل به کار رفته بود، آن چنان هوشمندانه است که مهندسان امروز را به حیرت انداخته است. این تاسیسات و شیوه تصفیه آب نشان می‌دهد مهندسان عمران چند هزار سال پیش بسیار هوشمندتر و دقیق‌تر از مهندسان امروز بوده‌اند. به طور کلی، همه انواع شیوه‌های آبرسانی مختلفی که در ایران به کار می‌رفت، از دانش ریاضی بالایی برخوردار بوده‌اند اما اسنادی از محاسبات آنان در دست نیست. در کارگاه آموزشی «تاسیسات آبرسانی و تصفیه فیزیکی آب چغازنبیل» که صبح سه شنبه ۲۴ خرداد در مرکز مطالعات هخامنشی موزه ملی برگزار شد، «آیدا سجادی»، کارشناس ارشد باستان‌شناسی، به بررسی تاسیسات آبرسانی پرداخت که نخستین بار «رمان گیرشمن»، باستان‌شناس فرانسوی، آن را در نزدیکی زیگورات چغازنبیل کشف کرده بود. زیگورات چغازنبیل مهم‌ترین معبد شناخته شده ایلامیان است که آن را «اونتاش گال» به خدای خود «اینشوشیناک» تقدیم کرده بود. در اطراف این معبد سه حصار وجود داشته است. میان حصار اول و دوم در اطراف معبد اصلی، تعداد معابد زیرزمینی یا سفلی یافت شده که نشان می‌دهد این منطقه، منطقه‌ای دینی مذهبی بوده، میان حصار دوم و سوم زندگی مردم عادی جریان داشته است. تاسیسات آبرسانی بیرون حصار سوم است. بنابر توضیحات آیدا سجادی، گیرشمن چسبیده به حصار خارجی شهر تاسیساتی متشکل از یک مخزن کنده شده در خارج دیوار، کانال‌هایی در زیر دیوار و حوضچه‌ای در داخل پیدا کرده بود. تاسیسات هیدرولیکی آب را از کانالی وارد ۹ کانال کوچک می‌کرد و سپس آب در حوضچه‌ای می‌ریخت. این کانال‌ها از زیر حصار شهر رد می‌شد. مخزن بزرگ بیرون شهر قرار داشته و حوضچه داخل شهر. آن چه در این تاسیسات بیش از همه باعث شگفتی است و در این کارگاه آموزشی بسیار مورد بحث قرار گرفت، این که اصولا چرا شهری چون چغازنبیل با معبدی چنان شکوهمند در منطقه‌ای بی‌آب بنا شده بوده تا مردم این شهر ناچار شوند برای تامین آب مصرفی خود کانالی به درازای ۵۰ کیلومتر حفر کنند و آب رودخانه کرخه را به این شهر برسانند؟ برخی از شرکت‌کنندگان در این کارگاه آموزشی احتمال می‌دادند که _ این منطقه ابتدا آب داشته و بعد آب آن خشک شده و ناچار شدند از ۵۰ کیلومتری آب بیاورند. گرچه این احتمال هم هست اما به عقیده شاهرخ رزمجو، بیشتر احتمال دارند در این منطقه اتفاقی افتاده باشد که برای‌شان جنبه مقدس یافته است. چون دور زیگورات هم انواع و اقسام معابد وجود داشته‌اند و چون منطقه مقدس بوده و آب هم نداشته، پس آب را از جایی دیگر آورده‌اند. اما وقتی آب را به این منطقه منتقل کردند، زمانی بوده که طرح جامع شهر را هم انجام داده بودند. چون به عقیده یکی از شرکت‌کنندگان اگر شهر کاملا شکل گرفته بود، ساختن این تاسیسات زیر حصار عظیم شهر بسیار دشوار می‌گشته است. به هر حال، به درستی نمی‌دانیم چرا برای انتقال آب این همه هزینه کرده بودند و هنوز این مساله نیازمند بررسی‌ است. به خصوص که به جز تاسیسات فوق، این منطقه چندان مورد کاوش و بررسی قرار نگرفته است. به خصوص کانال پنجاه کیلومتری اصلا کاوش نشده است. این کانال که از رود کرخه کشیده شده بود، روباز بود و آب را وارد مخزن بزرگی بیرون حصار با ظرفیتی حدود ۳۵۰ مترمکعب می‌کرد. این مخزن ۷۰/۱۰ متر طول، ۲۵/۷ متر عرض، ۳۵/۴ متر عمق داشته است. کف مخزن با آجرهای درسته فرش شده بود و با گچی که استحکام ویژه‌ای داشت، آجرها به هم مربوط می‌شد. گیرشمن حدود ۴۰ سال پیش از این آجرها عکس‌برداری کرده بود، اما امروزه دیگر اثری از این آجرها دیده نمی‌شود. دو دیوار جانبی مخزن از آجر پخته و گچ ساخته شده بود و بر کف مخزن تکیه داشت. دیواری که طرف شهر قرار داشت از آجر کاملا پخته و آهک ساخته شده بود و در قسمت پایین ۹ درز یا کانال کوچک آب داشت، هر یک به ارتفاع ۸۰ سانت و عرض ۱۵ سانت که آب را به داخل شهر هدایت می‌کرد. بنا بر توضیحات آیدا سجادی، این ۹ کانال احتمالا بر اساس میزان ورودی آب محاسبه و تعبیه شده بودند. آبی که با فشار به مخزن وارد می‌شد، با فشار از طریق این کانال‌ها وارد حوضچه می‌شد و مردم آب مصرفی خود را از حوضچه برمی‌داشتند. اما مراحل تصفیه آب که تنها تصفیه فیزیکی و جدا کردن گل و لای از آب بوده، به این ترتیب بود که آب در ۵۰ کیلومتر مسافت در کانالی سنگفرش شده مقداری از گل و لای خود را از دست می‌داد. سپس در فاصله مخزن تا حوضچه، شن‌هایی ریخته شده بود و اب به سمت بالا هدایت می‌شد و به این ترتیب، گل و لای خود را از دست می‌داد و سپس آبی که داخل حوض می‌شد، آب قابل شربی بود. حوض ۵/۴ متر مکعب ظرفیت داشت. دیوار سه طرف حوض حجمی داشت که از آجرهای شکسته با ملات گچ ساخته شده بود و حوض را قاب می‌گرفت و به مثابه سکوی اطراف حوض بود. طبق قانون ظروف مرتبطه سطح آب مخزن و حوضچه یکسان بود. در مراحل انتقال آب، پلان‌هایی تعبیه شده بود تا گل و لای بالا نرود و ته‌نشین شود و آب مرحله به مرحله تصفیه فیزیکی می‌شده است. به پلان‌ها شیب‌های مختلف داده بودند، یعنی در اصطلاح مهندسی، دوی رودخانه را توانسته بودند حساب کنند، همین طور حجم‌ آجرهای مخزن و تعداد کانال‌ها. نکته بحث‌انگیز در این شیوه آب‌رسانی این است که انتظار می‌رود آب با آن فشاری که وارد می‌شده، از حوضچه سرزیر کند. اما طبق شواهد موجود و نیز مقایسه با مورد مشابه در معبد آناهیتا در بیشاپور، این تاسیسات طوری تنظیم شده بود که آب سرریز نداشته باشد و در یک سطح بماند یا از زیر آن به جایی برود. میان این حصار بیرونی و حصار دوم، گیرشمن تعدادی حمام هم پیدا کرده بود. اما نمی‌دانیم شیوه آب‌رسانی به حمام‌ها چگونه بوده است. شاید نوعی سیستم لوله‌کشی وجود داشته اما ثابت نشده است. مساله دیگر ساخته شدن کانال‌ها درست زیر دیوار باروی شهر یا ساخته شدن دیوار روی کانال‌هاست. چرا درست زیر حصار در حالی که آن همه فضا داشتند؟ رزمجو معتقد است این امر شاید ناشی از مسایل امنیتی بوده است تا اگر دشمنی شهر را محاصره و کانال را خشک می‌کرد، نتواند از راه کانال‌ها وارد شهر شود. چون کانال‌ها بسیار باریک و با ارتفاعی تا حد کمر یک آدم متوسط القامه ساخته شده بود. کورش بزرگ به همین گونه از راه کانال خشک شده موفق شد شهر بابل را تسخیر کند. به هر حال، کانال‌ها آخرین مرحله تصفیه آب بوده است. به عقیده یکی از حاضران، شاید در این کانال‌ها شبکه مشبکی از چوب یا پارچه به صورت فیلترهایی برای تصفیه وجود داشته است که به مرور زمان از بین رفته بود. شاید هم ماسه‌های تمیزی زیر حوضچه‌ قرار داشته که حکم فیلتر را داشته و آب از زیر ماسه بیرون می‌آمده است و تصفیه فیزیکی می‌شده است. از طرفی، چنین تاسیساتی نیازمند ملات خاصی بوده تا به مرور زمان آب آن را از بین نبرد. ملات مورد استفاده آجر یک تکه و گچ سفت برای اتصال آجرها بوده است، اما نهایتا از قیر برای عایق‌بندی استفاده می‌کردند. امروز هم اثر قیر را می‌توانیم روی آجرها ببینیم. با توجه به این که منطقه نفت‌خیز بوده، این امر نشان می‌دهد نفت و قیر را در آن دوره می‌شناخته‌اند. روی مهرهای چغازنبیل که ظاهرا از آن دوره بی‌آب بوده است و امروزه خشک و برهوت است، تصاویر گیاه‌هایی به چشم می‌خورد. احتمال دارد این منطقه دچار تغییر آب و هوایی شده باشد. به عقیده رزمجو، شاید اونتاش گال، خود باعث چنین تغییرات آب و هوایی شده باشد. طبق شواهد به دست آمده، این منطقه پر از گیاه بوده است. اما ساختن چنین معبدی با این حجم آجر پخته نیاز به سوخت زیادی داشته که احتمالا به قطع حجم زیادی درخت منجر شده است. یکی از حاضران در این کارگاه آموزشی ضمن تایید این احتمال مساله دیگری را از نظر زمین‌شناسی مطرح کرد. به گفته وی فلات ایران روی پوسته‌ای قرار گرفته که هر سال نیم سانت بالا می‌آید. به این ترتیب، در این چند هزار سال چند متر بالا آمده و از آب‌های سطحی فاصله گرفته است. طوری که دیگر نمی‌توان در این منطقه درخت کاشت. شاید این امر هم در تغییر شرایط آب و هوایی منطقه موثر بوده است.