شنبه 30 شهریور 1398

استغاثه یا مطالبه

کیومرث شاوردی

این روزها درآستانه سفر ریاست جمهوری و هیئت دولت به استان هستیم. برای مدیران پیگیر استان که می دانند برای ملاقات با یک وزیر چقدر باید از نزدیکان و مقامات وزارتی خواهش و تمنا کنند و نهایتا ً (اگربتوانند) پس از ملاقات،آوردن وزیر به استان چه معجزه ای می خواهد، این فرصت بسیار مغتنم و استثنایی است که بتوان رییس جمهور و هیئت دولت را در استان میزبان بود. و بالتبع استفاده استثنایی از آن نیز نیازمند تدوین رهیافت و راهکارهای ویژه است.


با تدابیری که اتخاذ شده است از مدتها پیش ستادی برای ساماندهی این سفر تشکیل شده است که به امر جمع آوری مطالبات مردم از ریاست جمهور و هیئت دولت می پردازد.ضمن آرزوی توفیق برای این عزیزان ذکر نکاتی جهت استفاده ایشان و سایر مراجع ذیمدخل در این باب را وظیفه خود دانستم. انشاءالله که مفید واقع گردد.

۱. آنچه در تدوین و توجیه طرح ها از همه مهمتر است موقعیت ژئوپلتیکی استان ایلام در تحولات و فرآیندهای ملی و فرا منطقه ای است. استان ایلام باداشتن بیش از ۴۶۰ کیلومتر مرز مشترک با عراق اشغال شده در مجاورت استانهای شیعه نشین و بویژه پایتخت سیاسی عراق است. مضافا ًاینکه زبان و فرهنگ کردی باعث ایجاد رابطه ای دو سویه با کردستان عراق شده است که به نوبه خود دارای وزن سیاسی مستقل در آن کشور است. ثبات در کشور عراق و قدرت و استقرار دوستان استرتژیک ایران در آن منطقه به ثبات کشور ما نیز کمک خواهد کرد. و می توان با ارائه الگوهای موفق رفاه و توسعه در کشور بویژه استانهای همجوار در تعیین مناسبات درونی آن اجتماع مؤثر بود. با اندکی دقت بیشتر در می یابیم که در واقع نه با عراق که هم مرز با آمریکا، انگلیس، اروپا و در نهایت جامعه جهانی هستیم. باز هم سیر تحول جریانات تاریخی، استان ایلام را به خط مقدم جبهه استکبار جهانی تبدیل نموده است. اما این بار نه در پوستین صدام و لوله تفنگ سرباز عراقی که با پوست و گوشت و استخوان سرباز یانکی در سنگر مقابل است. هم از نظر نظامی، هم سیاسی، هم تبلیغات روانی استان ایلام خاکریز اول است و تحت هیچ شرایطی نبایست بشکند. حفظ آن از اوجب واجبات است.

۲. بنای محرومیت استان ایلام از زمان تدوین برنامه های عمرانی توسط کارشناسان خارجی (آمریکایی)درزمان رژیم طاغوت پایه ریزی شده است. درآن برنامه ها کشور به چند قطب اقتصادی تقسیم شده و اعتبارات عمرانی وسایربودجه ها براساس آن تقسیم می شده است.استان ایلام درآن تقسیم بندی جزو هیچ کدام از اقطاب اقتصادی لحاظ نشده بود.


بعدازانقلاب با شروع جنگ تحمیلی فعالیت های اقتصادی در استان (اگر بتوان آنها را اقتصادی نامید،چرا که اکثراً معیشتی بوده است) کاملاً راکدشده و در اثربمباران هر روزه و بیابان نشینی در زیرچادرها علاوه بر عدم گسترش فضا و زیرساختهای شهری همان اندک موجود نیز تخریب و نابود شد.اندک اعتبارات تخصیصی به استان صرف هزینه های جنگ شده و اگر چیزی باقی می ماند صرف تأمین مایحتاج آوارگان کوه و بیابان می شد.اگرهم تا این مرحله چیزی باقی می ماند،صرف بازسازی موقت منازل ویران شده می شد. به موازات این شرایط  صعب ،استانهایی که ازجنگ اخبار آن را می شنیدند،مشغول استفاده بهینه از اعتبارات عمرانی و اقتصادی (اگرنگوئیم سهم ما را هم هزینه می کردند) و تأمین زیرساختهای اقتصادی،گسترش فضای شهری، توسعه انسانی ،تربیت متخصصین و مدیران و...... بودند.همان زیرساختهایی که امروز هرگونه سرمایه گذاری در آنجا را از نظر دولت،بخش خصوصی و سرمایه گذار خارجی موجه ساخته و باعث سرازیر شدن اعتبارات کلان به آنجا می شود.


پس ازپایان جنگ با آن اعتبارات اندک بازسازی که واقعاً و صرفاً مصروف تعمیر و بازسازی خانه های ویران شده می شد،هنوز بسیاری از مناطق شهری ویرانه مانده بود که (نمی دانم چرا) پایان بازسازی از سوی مسئولین استان اعلام شد. مسئولینی که بازسازی را صرفاً در ساختن چند ساختمان ویرانه می دیدند و بازسازی روح و روان مردمی که در طولانی ترین و فرسایشی ترین جنگ قرن زیر انواع بمباران وموشک باران خانه هایشان ویران شد، عزیزانشان از دست رفت اما حاضر به مهاجرت نشدند، برایشان مفهومی نداشت. مسئولینی که افزایش آمار مستمری بگیران نهادهای حمایتی دولت دراستان را موفقیت خود تلقی می کردند.


پس از آن نیز استان ایلام بدلیل نداشتن امکانات و زیرساختهای اقتصادی قوی و مرزی بودن و نداشتن امنیت سرمایه گذاری توان و فرصت استفاده از برخی ظرفیت های برنامه های توسعه ای دولتین آقایان رفسنجانی و خاتمی را نیافت و به یک مصرف کننده و سربار اقتصاد دولتی مبدل شد.


و اکنون ما هستیم و این ویرانه که حتی بعد از گذشت ۲۷ سال ازانقلاب اسلامی و با پشت سرنهادن سه برنامه توسعه ای علیرغم آنهمه پایمردی و رشادت،علیرغم آنهمه مصیبت و سختی،علیرغم این همه حضور پرشور و حماسی در هر زمینه ای که نظام خواسته است چه پای صندوق های رأی و چه راهپیمایی و شهادت علیرغم این همه نجابت و عزت که درسکوتمان نهفته است، هنوز دغدغه آب شرب داریم. هنوز زن و مردمان بایستی دربرابر سوز و سرما در صف های طویل نفت و گاز بلرزند. زنانمان در آتش فقر بسوزند، مردمانمان از شرم زن و فرزندانشان خود را حلق آویز کنند، فرزندانمان از بیکاری منحرف شوند. آنچنانکه بنا به آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی با اختلافی فاحش با استان بیست وششم درمیان ۲۸ استان در رده استان بیست و هفتم باشیم (آمار سال ۸۲). چه بگویم که استان کردستان با آنهمه فاصله از منابع گازی دارای گاز لوله کشی است ولی... .


اما هدف از این مقال یادآوری تلخی هایی که می کشیم نیست.همه می دانیم تاکنون بارها نالیده ایم و زمزمه کرده ایم که "این استان محروم است،وضعیت اجتماعی اقتصادی و .....آن نابهنجار است" بوی کباب گوشت تن زن و مرد ایلامی شامه دنیا را آزرده است.صدای جیغ و فریاد زنان و دخترانی که در این آتش که هیمه آن فقر است و ظلم و نابرابری طبقاتی و...گوش دنیا را کر کرده است. چقدر منتظر ماندیم تا رییس جمهور و یا وزیری به ایلام بیاید و در آن فرصت اندک موقعیت بغرنج فرهنگی و اقتصادی استان را برایش واگویه کردیم و با هزاران نامه و استغاثه بدرقه اش کردیم.


اما چرا از همه اینها نتیجه نگرفتیم وبادیدگانی پر از اشک و حسرت پیشرفت و رفاه همه گونه سایر استانها را می نگریم؟ همانها که تحمل شش ماه بمباران و موشک باران را نداشتند آنچنان که نظام را وادار به پذیرش صلح تحمیلی نمودند. ما که آنهمه خون دادیم، خانه هایمان ویران، پدرانمان شهید، برادرانمان مفقود،خواهرانمان جانباز وجنازه مثله شده مادران و فرزندانمان را از زیر آوار خانه هایی که با هزار رنج و درد ساخته بودیم، بیرون کشیدیم، درمیان برف و بوران زمستان و گرمای سوزان تابستان همانند انسانهای عصر حجر بدون هیچ گونه امکانات رفاهی زیر یک چادر ۱۲ متری نه یک روز و دو روز و یک ماه و دو ماه بلکه ۸ سال با خطرات سیل و سرما و حیوانات درنده گرفته تا موشک و راکت و گرسنگی و تشنگی و بیماری و بیکاری دست و پنجه نرم کردیم و  وقتی از سر ناچاری برای فعلگی یا معالجه آواره همان استانها می شدیم بعنوان دهاتی به تمسخرمان می گرفتند، ما که اینهمه کشیدیم و به خاطر ایران و اسلام جیکمان در نیامد چرا اکنون این گونه ایم؟ همه اینها را بارها و بارها و بارها گفته ایم و نشنیده اند. آنچنانکه خودمان هم از شنیدن آنها حالمان به هم می خورد.


می خواستم بگویم گفتن اینها به رئیس جمهور و هیئت دولت فایده ای ندارد.چرا که اگر داشت باید وضعمان بهتر از اینها می بود. مسئولین دولتی هیچ گاه بر اساس این استغاثه ها تصمیم  نمی گیرند. نکته اصلی مبحث اینجاست.


منطق حاکم بر دیالوگ امروزی با دولت منطق علم است و اقتصاد.گرفتن اعتبار و سرمایه نیازمند طرح موجه اقتصادی است نه استغاثه بینوایی. متأسفانه آنچه که امروز می بینیم باز هم تهیه لیست بلند بالایی از پتانسیل های اقتصادی استان به همراه اعتباراتی بر پایه حدس و گمان که می توان در آن زمینه ها سرمایه گذاری کرد جهت ارائه به هیئت دولت در دستور کار است. تهیه این لیست ها هر چند لازم است اما کافی نیست. ارائه آنها به تنهایی هیچ گونه سرمایه گذاری را موجه نخواهد ساخت. در نهایت این لیست ها برای بررسی به کارشناسان وزارتی سپرده شده و پس از پیگیریهای فراوان بدلیل نداشتن (استانداردمطالعه وتوجیهات لازم) توجیه فنی، اقتصادی و مالی مردود خواهند شد.


البته در پاسخ به کسانی که سرمایه گذاری های دولتی وکلان را در مناطق مرزی و محروم فاقدتوجیه اقتصادی می دانند باید یادآور شوم؛ مگر۸ سال زیرچادر زندگی کردن بدون امکانات اولیه و لب برنیاوردن توجیه اقتصادی داشت؟ مگر زیربمباران خوابیدن توجیه اقتصادی داشت؟ مگرجگر گوشه دلبند و پدرعزیز و نان آور خانواده را به مهلکه جنگ فرستادن، مگرمقاومت عشایر با اسلحه شکاری با توپ و تانک آمریکایی و روسی قابل توجیه اقتصادی بود؟ اما ما همه اینها را موجه کردیم و از دولت مطالبه توجیه اقتصادی نکردیم. چگونه است که اکنون دولت برای تخصیص درآمد ملی که مال همه مردم است به همین محرومین صرفاً به توجیه اقتصادی تکیه می کند؟ مگر دولت سرمایه دار است که فقط توجیه اقتصادی قانعش کند؟


اما واقعاً و نه در گفتار و شعار که در عمل اینگونه است. بایستی هر طرح هزینه بر از لحاظ اقتصادی موجه باشد. تهیه لیست پتانسیل ها گام اولین مرحله تهیه برنامه جامع توسعه هر استان است. گامی که متأسفانه در استان ایلام شاید بدلیل نداشتن دانش فنی در سازمانهای متولی برداشته نشده و حتی مورد توجه قرار نگرفته است. اگر اندک اعتبارات پژوهشی تخصیص یافته به استان صرف تهیه یک برنامه جامع توسعه استان می شد اکنون تهیه چند لیست کلی و ارائه آن در دستور کار قرار نمی گرفت. به هر صورت این موضوع فراموش شده و در مقطع فعلی نمی شود کاری برای آن کرد.انشاءالله شاهد تهیه چنین برنامه مهمی باشیم.


علیهذا به دوستانی که می خواهند گامی برای این مردم نجیب بردارند توصیه می کنم بجای کلی گویی به تهیه طرح هایی بپردازند که واضح و شفاف جریان سرمایه گذاری را شرح داده و درآمدزا بودن و یا توجیه اقتصادی،سیاسی،فرهنگی،اجتماعی و ...آنرا تضمین نماید و گرنه صرف اعلام محرومیت استان توجیهی برای سرمایه گذاری دولت فراهم نخواهد نمود. ازهیئت محترم دولت وشخص رییس جمهور محترم نیز انتظار می رود در تخصیص اعتبار و بررسی طرح های توسعه ای این استان صرف توجیه اقتصادی را کنار نهاده و به موقعیت استثنایی و استراتژیک استان و جمیع ملاحظات در خصوص این مردم توجه ویژه مبذول دارند.


پیشنهاد آخر این است که رایج شده است که تنها انتظارات مدیران و کارشناسان از دولت درچارچوب طرح های اقتصادی باشد. اما وجوه تعیین کننده ای چون مسائل فرهنگی ،سیاسی، بهداشتی و آموزشی که شاخص های مهم و شاید بتوان گفت اصلی توسعه هستند در کانون توجه قرار ندارند. عموماً در ذهنیت اکثریت کارشناسان و مسئولین، توسعه معادل رشد اقتصادی است. حال آنکه توسعه یک مفهوم کلی و همه جانبه است و اتفاقاً در کشورهایی مانند ایران می توان ابعاد فرهنگی، آموزشی و سیاسی را دارای ارجحیت بیشتری نسبت به مباحث اقتصادی دانست. انشاءالله در این جلسات مطالبات سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، آموزشی و رفاهی مردم استان ایلام حداقل به پاس سالها مقاومت و پایمردی و حضور همیشه حماسی در برهه های حساس مطرح و مورد توجه قرار گیرد.


انشاءالله خداوند به همه خدمتگذاران به این ملت بویژه مردم رنجور و نجیب استان ایلام توفیق خیر عنایت فرماید.