شنبه 30 شهریور 1398

طنز: بررسی انتخابات نهم و پیامدهای آن بر استان با حضور شاعران و ادیبان برجسته ایران زمین

حشمت الله نیکخواه

 ضمن تشکر از اساتید بزرگوار و مفاخر ایران زمین بخاطر اینکه وقت خودتان را در اختیار ما گذاشتید، اجازه بفرمایید بعلت کمی وقت، شروع بحث را با این سئوال آغاز کنیم که: چرا در ایران رسم است پس از هر انتخاباتی فورا در سطوح مختلف مدیریتها جابجایی رخ می دهد و آیا اصلا این کار صحیح است یا خیر ؟

 سعدی: به نظرم قسمتی از تغییرات لازم است صورت گیرد چون در گذشته انتخاب مدیران همگی بر اساس شایسته سالاری نبوده و خیلی از افراد در جایی قرار گرفته اند که از نظر مدیریتی در حد این کار نیستند.

                             بوریا باف اگر چه بافنده است             نبرندش به کارگاه حریر

 نظامی گنجوی: ضمن تایید بیانات جناب استاد سعدی معتقدم که این یک امر طبیعی است.

                              در این آسیا دانه بینی بسی           به نوبت در آس، افکند هر کسی

 خیام: آری بنده هم همین نظر را دارم و اصولا باید بچرخد تا نوآوری ظهور کند.

                         این کهنه جهان به کس نماند باقی       رفتند و رویم دگر آیند و روند

 حال که ظاهرا به این نتیجه رسیدیم که تغییر مدیریتی لازم است فکر می کنید این روند در استان ما به چه صورت باید باشد؟ دو نظر در این زمینه وجود دارد برخی معتقدند که نباید عجله کرد و دقت را فدای سرعت نمود و برخی دیگر اعتقاد دارند که با توجه به فضای یاس و بی روحی که در استان حاکم است باید هرچه سریعتر با انتخاب مدیریت از این فضا خارج شد و شادابی و امید را در آن حاکم کرد.

 حافظ: آره، ببینید همانطوری که در امثال و حکم آمده: «فی التاخیر آفات» بدین معنی که انجام ندادن به موقع و مناسب آفت و ضرر است.

                     به فتراک ار همی بندی خدا را، زود صیدم کن        که آفت هاست در تاخیر و طالب را زیان دارد

 ولابد به همین خاطر است که الان آشفته بازاری در ایلام پیدا شده، به گونه ای که هر کس ساز خودش را می زند، حتی کار به جایی رسیده که افرادی که قبلا با احمدی نژاد مخالف بوده اند ولی الان داعیه دار شده اند.

 طبسی حائری: فکر می کنم نباید اجازه داد به گونه‌ای شود که «تو کندی جوی و آبش دیگری برد».

                        صد جفا بلبل کشید و برگ و گل را باد برد      بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

 به نظر شما چه ویژگی های باید در مدیریت آینده استان باشد تا خواسته احمدی نژاد را آنطور که هست برآورده کند؟

 طالب آملی: به نظر من باید همتش بلند باشد.

                           همت بلند دار که مردان روزگار     از همت بلند بجایی رسیده اند

 جامی: به نظرم صداقت بهترین رویه است.

                         راست جو، راست نگر، راست گزین        راست شو، راست شنو، راست نشین

 اجازه بدهید سئوال را به گونه ای دیگر مطرح کنیم و آن اینکه به نظر شما با توجه به پاسخ سئوال قبلی آیا مدیریت استان بومی باشد بهتر است یا یر بومی؟ این سئوال را به این خاطر کردم، افرادی که قبلا ذکر آنها رفت و در انتخابات مخالف سرسخت احمدی نژاد بودند الان به شدت در تلاش برای تثبیت استاندار فعلی هستند.

 سعدی: فکر می کنم اولا: در شرایط برابر طبیعی که بومی ارجحیت دارد.

                        به غم خوارگی چون سرانگشت من       نخوارد کس اندر جهان پشت من

 ویس رامین: مدیریت فعلی که قبلا جواب نداده و از این نظر فکر می کنم آزموده را آزمودن خطاست.

                                  روان را رنج بیهوده نمایی       که چندین آزموده آزمایی

 حافظ: اجازه بدهید بنده به گونه ای دیگر مطلب را جواب دهم، فردی که مرام احمدی نژاد را قبول نداشته و الان تصمیم گیرنده باشد و یا برای استان تعیین تکلیف کند، این دیگر برای ما و استان از چاله به چاه افتادن است.

                        در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ        آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد

 سعدی: با این احتساب اجازه بفرمایید بنده عرض کنم که لازم است هرچه سریعتر جلو این انحراف را گرفت و گرنه:

                                  سرچشمه شاید گرفتن به بیل       چو پر شد نشاید گذشتن به پیل

 دولت احمدی نژاد ظاهرا همچنان در حال شگفتی سازی است و در استان ما یکی از این شگفتیها دفاع و سینه چاک کردن همین افرادی است که دیروز وی را قبول نداشتند ولی امروز در دفاع از وی حسابی سنگ تمام گذاشتند، فکر می کنید چرا باید چنین باشد؟ و آیا به نظر شما اصلا می شود به اینها اعتماد کرد؟

 مولوی: به نظرم یکی از دلایل این می تواند باشد که سلام روستایی بی دلیل نیست.

                               بی طمع نشنیده ام از خاص و عام       من سلامی ای برادر! والسلام

 سعدی: در جواب قسمت دوم سئوال شما باید عرض کنم که نه اینها قابل اعتنا کردن نیستند.

                          طبیبی که خود باشد زرد روی        از او داروی سرخ روی مجوی

 حال که چنین است، فکر می کنید چرا وضع استان به اینجا رسیده، نمایندگانش روی فرد بومی به توافق نمی رسند، صاحب نظران و کسانی که حرف آنها خریداری دارد همچنین ...

 فردوسی: فکر می کنم یکی از دلایلش این باشد، آشپز که دوتا شد آش یا شور می شود یا بی نمک.

                             خردمند گوید که در یک سرای        چو فرمان دو گردد نماند به جای

 دهخدا: از قدیم گفته‌اند:«القاص لایحب القاص» یعنی داستان سرایان و هنگامه گیران یکدیگر را دوست ندارند.

                           به نزد خدای جهان روشن است          که همکار، همکار را دشمن است

 در این آشفته بازار که عرض شد فضای بدی ایجاد شده، برخی برای رسیدن به نوایی، حتی حاضرند مدیرانی را که قبلا در توانایی خود امتحان پس داده اند را تخریب کنند در حالی که راحت می توانستند خودشان را مطرح کنند و به دیگران کاری نداشته باشند. فکر می کنید با این افراد چگونه باید برخورد کرد؟ چون برخی معتقدند که جواب «های»، «هوی» است.

 پروین اعتصامی: به نظرم بد نباشد که اگر تذکری به اینان داده شود که پایشان را از گلیم خودشان بیرون نبرند.

                   حساب خود نه کم گیر و نه افزون        منه پای از گلیم خویش بیرون

 بابا افضل: فکر می کنم کار آنها زیاد مهم نیست و نباید به آن توجهی نمود ذات اینها از این که هست بیشتر نمی شود.

                       گر دایره کوزه ز گوهر سازند        از کوزه همان تراود که در اوست

 سعدی: بنده هم با تایید فرمایشات جناب بابا افضل معتقدم، آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

                تو پاک باش و مدار از کس، ای برادر! باک         زنند جامه ناپاک گازران بر سنگ

           ولی با احترام به نظر سرکار خانم پروین اعتصامی با نظر ایشان موافق نیستم چون:

                   مدعی گر به سرت تیغ زند هیچ مگوی        برش کم محلی تیزتر از شمشیر است

 از دیگر آسیبهای استان می توان به این اشاره کرد که گاهی برخی افراد برای اینکه خود را مهم جلوه دهند ادعاهایی می کنند که هم خارج از حیطه کاریشان است و هم قبلا مسئولیت داشته اند و از اجرای ادعاهای خود عاجز مانده اند.

 حافظ: بله دقیقا یادم است که قبلا به یکی از اینها عرض کردم که:

               وعده دادی که شوم مست و دو بوست بدهم          وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک

 فردوسی: و به همین خاطر است که می فرمایند:

                         بزرگی سراسر به گفتار نیست           دوصد گفته چون نیم کردار نیست.

 کم کم به پایان گفتگو نزدیک می شویم و هنوز مانده ایم که چرا ایلام باید اینچنین باشد، مدیر توانا هست ولی خودمان را باور نداریم، اینقدر از بدی همدیگر در ذهن مرکز نشینان خوانده ایم که آنها نیز باورشان شده برای پیشبرد امور باید به دیگری روی آورد، فرصت طلبان با استفاده از این فضای غبار آلود با قیافه ای حق به جانب برای ما تصمیم می گیرند و ... و ... و ...

 امیر خسرو:

                              در زلف بتان مپیچ ای دل          کاین رشته سر داراز دارد

 بابا طاهر: آری با این حساب،

                   خوشا آنان که «هر» از «بر» ندانند          نه حرفی در نویسند و نه خوانند

 با تشکر از اساتید گرانقدر و مهمانان عزیز، از این که دعوت ما را پذیرفتید و در این میزگرد با صبر و حوصله وقت گرانبهای خودتان را در اختیار ما گذاشتید، ما را راهنمایی فرمودید کمال تشکر و قدردانی را دارم در پایان برای حسن ختام برنامه! اگر هر کدام از عزیزان فکر می کنند مطلبی جامانده و ما بدان نپرداخته ایم بفرمایند که ما با گوش جان آماده شنیده آن هستیم.


 یغما: البته آنچه لازم بود گفته شد هر چند ممکن است برخی از این سخنان پند گیرند و برای برخی ملال آور باشد. ولی امیدوارم به گونه ای نباشد که :

                              گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله تو         آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

 و یک نصیحت هم به فرصت طلبان دارم در جایی خواندم که :

                     در زندگانی گر که خواهی با همه یک رنگ باش         قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاد است

 با تشکر مجدد از همه شما . (جارچی – خبرنگار "ایلام امروز")