یک‌شنبه 31 شهریور 1398

بررسی وضعیت صنعت و معدن استان (۳)

امضاء محفوظ

شاید برای خیلی از مدیران استان موضوع «مدیریت منابع انسانی» واژه ای غریب باشد ولی قطعا" استاندار جدید استان که دارای ۲ مدرک کارشناسی ارشد مدیریت می باشد با این موضوع آشناست و انشاء الله که در حوزه انتصاب و انتخاب مدیران به کار گیرد ولی ما در این مقال به این موضوع در سازمان صنایع و معادن استان ایلام اشاره ای داریم.

سازمان صنایع و معادن که از تلفیق دو اداره صنایع و معادن و فلزات بوجود آمده, به عنوان یک سازمان مهم و تأثیرگذار در عرصه اقتصادی هر استان مطرح است و در اکثر استانهای کوچک فقط در مرکز استان مستقر بوده و در شهرستانها شعبه, اداره یا نمایندگی ندارد.
همه طرح های صنعتی و معدنی استان که حدود ۷۰ درصد واحدهای تولیدی استان را شامل می شود از این سازمان جواز تأسیس گرفته و برای دریافت تسهیلات بانکی, نیازمند تأیید این سازمان می باشند و به این لحاظ شدیدا"  نیازمند رویه کارشناسی و تخصصی در سطح سازمان می باشد و به نوعی باید کارشناس محور باشد؛ همانطور که در اکثر سازمانها و نهادهای ناظر یا مجری سرمایه گذاری در سطح کشور و دنیا شاهد هستیم.
اما این موضوع در سازمان صنایع و معادن استان جایی ندارد و تنها چیزی که برای جذب, نگهداری و ارتقاء کارکنان مهم نیست, تناسب شغل با شاغل است.

در مدیریت علمی برای سپردن یک کار به یک فرد با در نظر گرفتن تحصیلات, سوابق, توانمندی ها و علایق فرد موردنظر اقدام می نمایند. و ابزارهای لازم جهت انجام وظایف محوله با رعایت هم ارزی مسئولیتها و اختیارات برای او فراهم می نمایند. سپس در ادامه کار و بنا به پیشرفت های کاری و رضایت شاغل در حوزه کاری مربوطه ارتقاء می یابد و کم کم از سمتهای کارشناسی و پایینتر به رده های سرپرستی, مدیریت میانی و عالی دست پیدا می کند.

اما در نگاهی به تغییر و تحولات داخلی سازمان صنایع و معادن در چند سال گذشته, می بینیم که با کارشناسان و مدیران سازمان مثل مهره های شطرنج برخورد شده و با توجه به موقعیتهای مختلف و جهت تأمین منفعت ریاست جابجا شده اند تا مانع از «کیش» و «مات» شدن «شاه» شوند!!

برای مثال مدیر پشتیبانی با مدیر خدمات صنعتی با تفاوت های فاحش در حوزه کاری جابجا می شوند ودر این میان آنچه که مهم نیست رضایت مدیران و انجام شدن یا نشدن صحیح کارهای حوزه مدیران است.
از ۳ کارشناس معدن سازمان هیچکدام مطابق با رشته تحصیلی خود کار نمی کنند؛ یکی مسئول آمار و اطلاعات (که به دلیل تخصص خارق العاده در حوزه it و کمبود کارشناس مربوطه در استان از یک واحد صنعتی قرض گرفته شده و فراموش شده است که پس داده شود!!), دیگری مسئول گزارش گیری از واحدهای صنعتی و آخری مسئول صادرات است.

از اینها که بگذریم برخورد تنبیهی و تبعیدی با کارشناسان به روشهای "خان" بازی دوران سابق است؛ کارشناسان به راحتی در پستهای غیر مرتبط جابجا می شوند و بیشتر این جابجایی ها وقتی صورت می گیرد که کارشناسی بخواهد در انجام کارهای حوزه کاری زیاده از حد سرک بکشد و کنجکاوی نماید!

در چند سال گذشته نه تنها شاهد پرورش و رشد مدیران میانی و عالی از درون سازمان نبوده ایم بلکه شاهد خروج کارشناسان دلسوز و با تجربه نیز بوده ایم.
سازمان صنایع و معادن باید با جذب و تربیت کارشناسان و متخصصین به سهم خود مدیران باتجربه و جاافتاده تحویل جامعه دهد تا در جایگاهای دیگر و در موقعیتهای بالاتر در استان و کشور نیز بتوانند عرض اندام کنند؛ مگر ما در استان چند دستگاه اجرایی بزرگ در بخش اقتصادی داریم؟

چرا برای انتخاب مدیران استانی همیشه به سراغ آموزش و پرورش و دیگر سازمانهای غیر مرتبط باید رفت؟
کارشناسان جوان و تحصیلکرده و دلسوز و «دست ودل پاک» چرا نباید اجازه ورود به دایره بسته انتخاب مدیران داشته باشند؟ چرا به کارشناسان سازمان اجازه بروز توانمندیها و قابلیتهای خود داده نمی شود؟

کارشناس, مدیر یا معاون فلان اداره که به لحاظ اهمیت ممکن است در رده های سوم و چهارم نسبت به سازمان صنایع معادن باشد به صورت مستقل می تواند خود را در عرصه رسانه ها و همایش ها و مراسمات مطرح کند و خود را به جامعه عرضه نماید. اما در سازمان صنایع و معادن یک جو کارشناس زدایی پیگیری شده است که نتیجه آن کاهش و حذف اعضای کارشناس از کمیسیون تسهیلات سازمان است.

و این است که هر چه جلوتر می رویم به جای اینکه دانش فنی, بانک اطلاعات, اتاق فکر و ارزیابی دقیق کارشناسی ارزش و اهمیت پیدا کند, مسایل دیگر در سازمان مورد حمایت قرار می گیرد.
در همه جای دنیا این واحد پشتیبانی است که باید به واحدهای کارشناسی ارایه خدمت نماید و موجبات افزایش رفاه و انگیزه کارشناسان را فراهم آورد ولی در سازمان موضوع برعکس است و این کارشناسان هستند که باید به واحد پشتیبانی نازک تر از گل نگویند!

زیاده گویی نکنیم, خلاصه اینکه آنچه در این سازمان که باید کارشناس محور و کارشناس پرور باشد, آنچه که قرب و منزلت ندارد «کارشناس» است.