سايت خبري | مقالات | درد دل‌ها | گالري تصاوير | موسیقی | ويديو  |خدمات‌شهری | كاغذ ديواري‌ | دانش‌نامه آزاد | تبليغات

 

 

 
سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷
۱۱ دسامبر ۲۰۱۸   
 

 
 

وبلاگ‌‌ها | تصاوير ارسالي كاربران| ارسال تصویر | ارسال خبر| ارسال مطلب| درباه ما | ارتباط با ما

 
 
 

نمايش تصوير ديگر

logo-samandehi
    ارسال به پست الكترونيك نسخه آماده چاپ
 عنوان مقاله:  سقوط از گلدن گيت يا خود سوزي كداميك جذاب تر است ؟

سقوط از" گلدن گيت" يا "خودسوزي "، كداميك جذاب تر است ؟ نگاهي به پديده خود سوزي در استان ايلام مجتبي عبدا لي كارشناس مشاور دبيرستان شهيد بهشتي مهران خود كشي با هر انگيزه اي كه رخ دهد عملي غيرمعقول است. سالانه در سراسر جهان افراد زيادي اقدام به سلب حق حيات از خود مي كنند. بررسي علمي اين پديده ي عجيب از اوايل قرن نوزدهم شكل گرفت. ازاين جهت مي گوييم پديده ي عجيب چون نوع بشر به شدت در انديشه ي صيانت نفس مي باشد و حال اگر كسي حق حيات را از خود سلب كند حقيقتا جاي شگفتي دارد. هر چند خود كشي را مرگ انزوا جويانه گفته اند اما نمي توان از نقش اجتماع در سوق دادن فرد به سوي انزوا يي كه منجر به انتحار مي شود ، صرف نظركرد . آن چنان كه اميل دور كيم بر عوامل اجتماعي در زمينه ساز شدن خود كشي تاكيد مي كند. به راستي چه عواملي زمينه ساز مي گردند تا انديشه ي يك انسان به سوي خود كشي سوق داده شود ؟ در آتن عهد باستان خود كشي امري مطرود و ناپسند بود واجساد افرادي كه خودكشي مي كردند مورد مجازات قرار مي گرفت مثلا دست راست آن ها را قطع ودر جاي ديگر دفن مي كردند . در انگلستان به دو دليل مادي ومعنوي عمل خود كشي تقبيح مي شد. استدلال آن ها اين بود كه فرد با اين انتحار در كار خداوند كه مرگ و زندگي در دست اوست دخالت كرده است (دليل معنوي ) و از طرفي چون پادشاه حافظ جان مردم است در كار او نيز دخالت شده است (دليل مادي ). لذا بازماندگان آن ها مجازات مي شدند و آن ها را جريمه مي كردند . تا سال 1961 خودكشي عملي مجرمانه محسوب مي شد و در صورتي كه فرد زنده مي ماند او را به دار مي آويختند . در هندوستان نيز نفوذ انديشه ي برهمن ها در جامعه سبب شده تا گروهي در جستجوي نيروانا، در جشن هاي مذهبي اقدام به خود كشي كنند. اما در ژاپن" هاراكيري" نوعي خود كشي است كه مرگي آبرومندانه و كفاره ي گناهاني است كه فرد مرتكب شده است. در دو دهه ي اخير مساله خود كشي در استان ايلام از يك بعد برجسته و حيرت انگيز شد. اين برجستگي ناشي از نوع خود كشي افراد در اين استان مي باشد . معمولا با به ميان آمدن اصطلاح خود كشي ذهن شنونده به طرف خوردن سم ، حلق آويز شدن ، سقوط از ارتفاع بلند ، خوردن قرص ، غرق شدن درآب و يا استفاده از اسلحه گرم هدايت مي شود اما احتمال خيلي كمي وجود دارد كه به خود سوزي اشاره شود . اين در حالي است كه دراستان ايلام با شنيدن اصطلاح خود كشي ، اولين گزينه ممكن كه به ذهن فرد خطور مي كند ، خود سوزي است! در مورد پل معروف گلدن گيت واقع در خليج سان فرانسيسكو گفته شده است كه جاذبه ي نيرومند اين پل سبب مي شود تا افراد ي كه قصد خودكشي دارند آن مكان را به عنوان آخرين ايستگاه زندگي انتخاب كنند . آيا مي توانيم استدلال كنيم كه جذابيت خودسوزي فرد را به سوي آن مي كشاند؟! فراموش نكنيم در اين استان تا قبل از سال 1356 خود كشي عملي ننگين بود كه فرد به خاطرعواقب آن (بي آبرويي خود و خانواده ) ، انديشه ي آن را به ذهن خود راه نمي داد. خودسوزي بدون ترديد دردناك ترين نوع خود كشي است . افرادي كه اقدام به خودسوزي مي كنندمعمولا دچار 80 درصد سوختگي مي شوند و بعد از 24 ساعت بر اثر عفونت هاي شديد از بين مي روند . در مواردي كه خودسوزي نا فرجام مي ماند و يا فرد را نجات مي دهند زندگي پر رنج و مشقت باري در پيش خواهد داشت چرا كه زخم ها و عفونت هاي حاصل از سوختگي بسيار دير التيام مي يابند و آثار آن گاه غيرقابل درمان است . انتخاب خود سوزي به عنوان وسيله اي براي از بين بردن خود تعجب برانگيز است . ريشه ها وعلل : م.د (يك دختر جوان) ، در وصيت نامه اش علت اقدام خود را ازدواج تحميلي با يكي از افراد فاميل طبق سنت هاي قديمي بدون در نظر گرفتن خواست و اراده ي او ذكر مي كند . فرد مذكور مرگ را بهتر از پذيرفتن اين ازدواج مي داند و مي خواهد با مرگ خود عبرتي براي ديگران گردد. ر.د (يك دختر جوان) ، در وصيت نامه اش به اين موارد اشاره مي كند : - تحقيربه وسيله خانواده به خصوص مادر - احساس بيهودگي و پوچي بر اثر تحقيرهاي خانواده - سرزنش و مقايسه با ديگران - در گيري و نزاع خانوادگي - تنها راه خلاص شدن از تحقيرها وسرزنش ها مرگ است . ص.م (يك زن متاهل) ، ازدواج مجدد همسرش و تحقير و سرزنش در برابر همسرجواني كه از او زيبا تر است . محتواي وصيت نامه ها و آخرين گفته هاي قربانيان كم و بيش مشابه است و موارد ذيل در اكثر آ ن ها مشاهده مي گردد :

 1. آشفتگي ها و ناهنجاري هاي مستمر در خانواده

 2. ناراحتي ها و ناسازگاري هاي رواني 3. وضعيت نابسامان اقتصادي خانواده و فرد

 4. احساس بي آبرويي ( معلول مسائل اخلاقي و يا اهانت هايي كه سبب بي آبروي فرد در اجتماع مي شود).

 5. احساس كمبود ( كهتري ) اما هيچ يك از افرادي كه اقدام به خود سوزي كرده اند اشاره اي به اين كه چرا خود سوزي را به عنوان پايان زندگي، انتخاب كرده اند ، نداشته اند.

 تنها يك الگو برداري جاهلانه از ديگران ، بي سوادي و عدم آگاهي فرد از عواقب عمل خود ، باعث مي شود تا فرد اين چنين در مورد خودش دست به قساوت بزند . ارتباط با كساني كه خودسوزي آن ها نا فرجام مانده است نتوانسته گره گشا شود، اما مي توان ردپايي از الگوبرداري جاهلانه را مشاهده كرد. به اين ترتيب نبايد در جستجوي جاذبه و كشش خودسوزي باشيم . 62 در صد افرادي كه اقدام كرده اند بي سواد بوده اند يا سواد خواندن و نوشتن داشته اند . 28 در صد نيزسواد آن ها در حد ابتدايي و راهنمايي بوده است . اگر چه آمارخودكشي در بين زنان سه برابر مردان است اما در اكثر موارد زنان قصد كنترل ، جلب توجه و تاثير بر اجتماع را داشته اند و خود كشي آن ها ظاهري بوده است لذا تعداد موارد خودكشي هاي نا فرجام در زنان بيشتر است در حالي كه در بين مردان خود كشي واقعي و نه ظاهري بيشتر از زنان است . به نظر مي رسد زنان ايلامي خود سوزي يا به طور كلي خود كشي را راهي براي رسيدن به حقوق خود و خارج شدن از بعضي تنگنا هاي آداب و رسوم سنتي مي دانند وبه اين طريق مي خواهند اعتراض خود را به اجتماع اعلام كنند اما دريغ كه روش آن ها تنها به نابودي آنان منجر مي گردد .در بين زناني كه اقدام به خود سوزي كرده اند تعداد تحصيلكردگان در حد صفر است يا قابل توجه نيست .

 بر خلاف آن چه كه در دو فيلم سينمايي بماني (داريوش مهر جويي ) و عروس آتش (خسرو سينايي) به تصوير كشيده شده است. در اين دو فيلم دختراني تحصيلكرده در برابرازدواج تحميلي و عشيره اي ، اقدام به خود سوزي مي كنند . بررسي طيف افرادي كه دست به انتحار زده اند، در يك جامعه ي آماري 150 نفري ، نشان مي دهد كه 56 درصد آن ها خانه دار و 28 درصد بيكار بوده اند. دربين اين جامعه ي آماري محصل ، كشاورز ، راننده ، معلم ، سر باز و كاسب نيز به چشم مي خورد . زنان و مردان مجرد 62 درصد و متاهلين 38 درصد اين جامعه ي آماري را تشكيل مي دهند . اختلافات خانوادگي ( 50 درصد ) و ناراحتي هاي اعصاب و روان ( 26 درصد ) به عنوان مهمترين دلايل اين افراد براي اقدام خود بوده است . فقر مالي ، ناراحتي هاي جسمي غير قابل علاج ، ازدواج تحميلي ، كهولت سن و شكست تحصيلي از جمله دلايل و انگيزه هاي آنان بوده است . ضمن اين كه نزديك به 40 درصد آن ها از نظر اقتصادي در طبقه ي ضعيف جامعه قرار مي گيرند .

آن چه مسلم است انتحار و خود زني هيچگاه امري مطلوب و پسنديده نبوده است و در جوامع مختلف با برخوردهاي سخت گيرانه تقبيح شده است . هر چند افرادي كه به سوي اين پرتگاه مي روند دلايل بسياري ارايه مي دهند اما با اين حال ، راه حل آن ها نشانه اي از عدم بلوغ فكري و ضعف آن ها در مصاف پر خطر زندگي است . خود سوزي كه در اين مجال كوتاه به آن پرداخته شد حاصل يك الگو برداري جاهلانه است . افرادي كه به اين سمت وسو كشيده مي شوند تحصيلات بالايي ندارند و غالبا از اقشار ضعيف و بيكار جامعه مي باشند. پژوهش هاي انجام گرفته در صورتي كه به جزوه ها و كلاس هاي آموزشي مفيد منجر گردد مي تواند به افزايش آگاهي و تقبيح و بازدارندگي از گرايش افراد به طرف خود كشي گردد.

 منابع :

1. آزاد ، حسين ، آسيب شناسي رواني ج 1 ،. انتشارات انشگاه تهران ، 1379

2. اكبري ، منظر ، بررسي پديده ي خود سوزي در استان ايلام ، دانشگاه پيام نور، 1373

 


نگارنده: مجتبي عبدالي مقاله از گروه : اجتماعي
تاريخ انتشار:  9/10/1386 دفعات مشاهده : 4524
 رتبه مقاله:      تعداد راي: 24           امتياز کلی مقاله: 90  

 

گفته اند:

دموكراسي در رأي شماري معلوم مي شود نه در راي گيري!
استاپارد

 

نمايش تبليغ ديگر

 
نام كاربري:
 
كلمه عبور:                 
 
 

 

 ۴۰۴۲۳۸۷۲ مشاهده از 28 فروردين 1384 | صفحه جاری  ۲۰۴۸ مشاهده | امروز  ۷۴۶۳ مشاهده

نقش آوران ایلام امروز

    تمامي حقوق اين سايت براي شركت نقش آوران ايلام امروز محفوظ است. مسئوليت مطالب نگاشته شده به عهده نويسندگان آنها مي باشد.

Managed With Chavir CMS

آخرين به روز رساني:  سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۷ | زمان بارگزاري صفحه:  0/0313 ثانيه