پنج‌شنبه 14 آذر 1398

رأی ملّت، اصالت یا زینت - سرمقاله طنین غرب شماره ۴۹

 توجه و اعتنا به رأي مردم در دنياي معاصر به آنچنان ضرورتي مبدل گشته که بسته ترين نظام هاي حکومتي خود را از آن بي نياز نمي دانند.نظام هاي مردم سالار پايه هاي خود را بر ستون مراجعه به خواست و نظر مردم در قالب انتخابات بنا نهاده اند. سخن گفتن از مردمسالاري بدون تمکين در برابر رأي و اراده ي مردم در فرهنگ ما مشابهتي قرين به حکايت چوپان دروغگو دارد. نظام جمهوري اسلامي که مبتني بر خواست دين مدارانه ي مردم ايران است همواره خود را با خواست و اراده ي ملت تعريف و باز تعريف نموده است. به نظرم اين تعريف درستي از نظام جمهوري اسلامي نيست که آن را به دو جزء جمهوريت و اسلاميت تفکيک نمايند، آنگونه که نميتوان اصطلاح »خانه ي بزرگ« را در عالم واقع تجزيه نمود و »خانه« را بنا نهاد و آنگاه وصف »بزرگ« را از جايي ديگر وام گرفت و بدان منضم کرد. نظام جمهوري اسلامي به عياري تعريف مي گردد که بنيان گذار فقيدش آن را به عنوان يک معيار خدشه ناپذير به وديعت نهاده است و آن عبارتست از »ميزان رأي ملت است«، »رأي ملت« واحدي است که »وزن«، »هيأت«، »چارچوب«، »قالب« و »باطن« نظام با آن سنجيده مي شود. به اين قرائت هر موضوعي و به هر انگيزه اي و از ناحيه ي هر کسي موجب مخدوش شدن اين ميزان و معيار گردد در تقابل صريح با روح و باطن نظام جمهوري اسلامي و استحاله ي آن به شکل ديگري از حکومت داري است. از اين نگاه انتخابات محکمترين و مستندترين سندي است که با آن ميتوان در خصوص تداوم نظام جمهوري اسلامي در مسيري که حضرت امام خميني ترسيم نموده و ملت اراده کرده است داوري نمود. انتخابات مظهر اراده ي ملت است، هر اندازه امکان و گستره ي تنوع و تعداد »منتخَبين« (انتخاب شوندگان) براي »منتخِبين« (انتخاب کنندگان) بيشتر باشد موجب تضمين سلامت نظام خواهد بود. بديهي است به اندازه اي که بر اراده ي ملت در چگونگي تداوم نظام و اداره ي کشور قيد زده شود و ملت از اعمال خواست خود محروم شود به همان اندازه زمينه هاي آسيب تدارک ديده شده است، در واقع بايد کوشيد که اين موضوع به عنوان خط قرمز پررنگ نظام ترسيم گردد. نظامي که به خواست و اراده ي آحاد ملت، مجاهدت ها و رشادت هاي فرزندان اين ملت و حضور هميشگي آنان در عرصه شکل گرفته و تداوم يافته است، نبايد به خواست و سليقه ي کساني که فهم خاصي از »جمهوري اسلامي« دارند پشتوانه ي مردمي آن ولو به اندازه ي رأي يک نفر تضعيف گردد. بسيار شايسته و نيکوست آنانکه ولو از سردلسوزي به منازعات سياسي ورودي جانبدارانه پيدا کرده و بيرق يک جناح را علي رغم ممانعت هاي قانوني ـ به دليل جايگاه و مسئوليت فرا حزبي و فراجناحي که در آن واقع گشته اندـ بر دوش مي کشند و بجاي کنترل سلامت بازي، نقش پاسور اسبک زن هاي يک تيم را بر عهده گرفته اند به وظايف ذاتي خود برگردند، و از نگاه هوادارانه ي آبي ـ قرمز بپرهيزند. مي دانيم به اندازه ي قيودي که بر تاثير اراده ي انتخاب کنندگان زده مي شود مولود انتخابات ناقص الخلقه خواهد بود. در نظام جمهوري اسلامي دو طيف هرگز نگاه خود را به آثار مترتب بر رأي مردم در خصوص نحوه ي اداره ي جامعه مکتوم و مخفي نداشته اند؛ نخست گروهي که اصالتي براي رأي مردم قائل نبوده و به تأثيري تبعي و نه ذاتي براي آن معتقدند، در نگاه اينان حوزه ي تأثير رأي مردم از تأييد رفتار حکومت گران فراتر نرفته، خاصيتي تزئيني براي آن در نظر گرفته اند. در منظر اينان رأي دادن يک تکليف صرف است و اين جماعت به مردم نگاه تکليف گزار داشته و در امور جاري جامعه بر باور »راعي ـ رعيت« يا »چوپان ـ گله« اند. دوم جماعتي که در ديدگاهشان به جد بر اصالت رأي و نظر مردم پاي فشرده، به انتخابات از منظر حقي نگاه مي کنند که مي بايست توسط مردم از حاکمان مطالبه شود، اگر چه پرواضح است هيچ حقي در ارتباط با مخلوق نيست مگر آنکه در کنارش تکليفي باشد. در اين نگاه شيوه هاي قيموميتي و پدرسالارانه به شدت مطرود است. مجموعه ي رفتار و گفتار حضرت امام خميني (ره) به عنوان سيره ي نوراني آن حضرت، مؤسس و مروّج اين نگاه و ديدگاه است. تأييد تمامي نامزدهاي اولين دوره ي رياست جمهوري ـ از تمامي علايق و سلايق فکري و سياسي ـ که بررسي صلاحيت آنها به موجب قانون برعهده ي رهبري انقلاب گذاشته شده بود و پذيرش و تنفيذ نتايج برآمده از آن توسط امام، مجموعه ي سخنراني هاي امام امت پيرامون انتخابات و ميدان دادن به تمامي سلايق در انتخابات مختلف و مقاومت حضرت امام در برابر اراده ي کساني که درصدد ابطال نتايج انتخابات برخي حوزه هاي انتخابيه بودند، همگي حاکي از عمق باور امام (ره) به اصالت رأي مردم در اداره ي حکومت است. با عنايت به آ?نچه گفته شد و با توجه به تجربياتي که ملت در انبان تجارب و حافظه ي تاريخي خود دارد براي معتقدان و مروجان ديدگاه تزئيني (ديدگاه نخست)، مطلوب ترين حالت حضور حداقلي، تکليفي و تأييدي مردم در عرصه ي انتخابات است، چرا که آنان از اين رهگذر هم به مراد خود مي رسند و هم صورت و ظاهر قضيه را پاس داشته اند. تفاوت نمي کند اين حضور (2) درصد واجدين شرايط رأي دادن باشديا کمتر. عدم حضور واجدين شرايط رأي دادن در عرصه ي انتخابات شوراها و خبرگان رهبري و قهر مردم با صندوق هاي رأي ممکن است با دلايلي مقبول و يا مردود همراه باشد، ممکن است در ميان نامزدهاي انتخابات کس يا کساني گزينه هاي صد در صد مطلوب خود را نيابند، محتمل است که ?آزردگي ها و دلخوري هاي موجه فراواني وجود داشته باشد که ما را نسبت به حضور در عرصه ي انتخابات بي ميل کنند، اما در غيبت خواست و اراده ي مردم هيچ واقعيتي تغيير نخواهد کرد. يقين بايد داشت که حضور مؤثر و چشمگير مردم در عرصه ي سرنوشت ساز انتخابات و انتخاب گزينه هايي که با مراد و مطلوب آنها قرابت بيشتري داشته و تفاوتي و لو اندک با حاميان ديدگاه »راعي ـ رعيت« يا »چوپان ـ گله« دارند و تسليم بلاقيد خواسته هاي آنان نباشند در اصلاح بسياري امور و عقب نشيني تماميت خواهان تاثير غير قابل انکاري خواهد داشت. مردم بايد بدانند غيبت آنان در ميدان انتخابات تقديم و تسليم نتيجه به کساني است که سالها کوشيده اند مردم را به اين باور برسانند که در گوششان جايي براي شنيدن خواست و فرياد مردم نيست و اراده ي مردم تأثيري در تصميم آنان ندارد. نتيجه ي برآمده از عدم حضور و يا حضور کم رنگ در انتخابات قطعاً متضمن خرسندي آنانکه خواهان تعالي اين جامعه اند نخواهد بود و فرداي پس از اخذ رأي، اولين روز ندامت و ملامت کساني خواهد بود که چک سفيد امضاي پيروزي تقديم معتقدان ديدگاه قيموميت و پدرسالاري نموده اند. اين حکم خرد است که بايد در انتخابات حضوري فعال داشت و »زينتيان« را به تسليم در برابر اراده ي مردم وا داشت.

نظرات ارسال نظر