یک‌شنبه 15 تیر 1399

گزیده نشریات / آزادرفت خوب یا بد (مانشت)

بالاخره پس از بروز شايعات فراوان مبني بر رفتن و يا ماندن استاندار ايلام ، هيات دولت در جلسه يکشنيه خود به همه حرف و حديث هاي موجود پايان داده و آقاي غراوي را به عنوان استاندار جديد ايلام معرفي نمود تا به اين ترتيب دوران زمامت آقاي آزاد به عنوان استاندار ايلام عملا پايان يافته تلقي گردد .

شايد بيشتر منتقدين مديريت آزاد در نگاه اول از اين رفتن و آمدن بسيار خرسند و مشعوف باشند و برخي نيز کلکله شادي سر دهند اما چه عواملي باعث شد تا وضعيت به شکل کنوني درآمده و چه بسا عده اي در استان براي رفتن اولين استاندار بومي ايلام اين چنين بي تابي کنند ؟

به نظر مي رسد در اين رابطه بايد خبرگان امر با بازکاوي شرايط آمدن و رفتن آقاي آزاد به مرور خيلي از مسايل پيرامون بپردازند و با ديدي کارشناسانه اين مسئله را باز کنند که البته نياز جدي استان نيز مي باشد. اما آنچه در اين مقال کوتاه بايد به آن پرداخت نگاهي اجمالي به برخي رفتارها ست که شايد در پيدايش اين وضعيت چندان بي تاثير نبود .

نگارنده بر اين باور است که تجربيات بسيار مفيد و ارزشمندي که آقاي آزاد در طول دوران خدمت خود کسب کرده بود مي توانست در ارتقاي مديريت ايشان و نيز تسريع در روند توسعه استان و برنامه هاي اعلام شده مثمر ثمر باشد چرا که ايشان به نوعي همه پله ها و مدارج مديريتي را يکي پس از ديگري پيموده و به خوبي مي توانست از فرصت پيش آمده هم به نفع خود و هم استان استفاده هاي لازم را ببرد به نحوي که اولين تجربه مديريت بومي در استان را به پلکان پيشرفت همه نيروهاي توانمند ايلام در مديريت هاي مختلف تبديل کند .

اما بايد پذيرفت  با توجه به شرايط موجود  و نظرات کارشناسان امر که بارها و بارها اعلام شده در دولت نهم حداقل به اندازه دولت هاي پيشين به کارهاي کارشناسي توجه نمي شود و اين خود شايد يکي از مهمترين دلايل و ناکامي علي آزاد در مديريت استان بود حتي به نظر مي رسد آزاد در اين مدت از اعمال نظرات و تجربيات خود نيز به گونه اي که بتواند تاثيرگذاري جامع داشته باشد ناتوان بوده و اين ناتواني نه از سر استيصال وي که به علت وجود فضاي پوپوليستي حاکم بر دولت نهم بوده است .

شايد نکته ديگر و مهمتر در اين ارتباط بالا رفتن بيش از حد انتظارات از مدير بومي با توجه به بافت سنتي در استان است مردمي که همواره مهمان نوازان خوبي بوده اند اين مهمان نوازي را حتي در حق مسئولاني که بايد پاسخگوي اعمال خود نيز باشند را تعميم داده و اين استان براي بيشتر افرادي که در آن مسئوليتي پذيرفته اند همواره مکاني امن و آرام و بي نياز از پاسخگويي بوده است اما اين روند را در مورد علي آزاد نمي توان مشاهده کرد چه از وي انتظارات فراوان بود و بسيار بالا ( هر چند دوليتان خود بالا بردن انتظارات عمومي را از نقاط مثبت و افتخارآميز خود اعلام مي کنند ) و خود نيز در سيستم کنوني به واسطه آنچه گفته شد عملا زمينگير و مسلوب الاختيار  .

نحوه رفتار و مناسبات احزاب و گروههاي سياسي در استان را با صراحت بيشتر مي توان از ديگر دلايل وضعيت پيش آمده براي آزاد برشمرد آناني که بيشترشان يک شبه به احزاب و گروههايي  به ظاهر قدرتمند تبديل شده بودند به ناگاه سقف انتظارات خود را آنچنان از استاندار بالا بردند که عملا باعث تقابلي ناخواسته در ميان فرزندان اين ديار شد تصفيه و برکناري مديراني که شايد به اندازه سن و سال حاميان جديد دولت فقط تجربه کاري و مديريتي داشتند به ناگاه دست مديريت ارشد استان را از توان تجربي و مديريتي آنان خالي کرد و اينگونه بود که مشکلات اجرايي وي بيش از پيش رخ نمود و اين زماني بود که وي بايد ناچار با اين وضعيت مي ساخت و چاره اي ديگر نداشت .

فشارهاي پيدا و پنهان بر علي محمد آزاد براي گزينش و حرکت در راههايي که شايد خود چندان تمايلي به آنها نداشت عاملي ديگر بود تا امروز وي حسرت فرصت هايي را بخورد که به راحتي از کف داده است و نه ديگراني که عامل اين وضعيت بوده اند که تنها و تنها خود آقاي آزاد است که بايد حسرت عدم نافرماني ديروز خود را بخورد آن هم به گمان من نه براي خود که براي استان و توسعه و پيشرفت آن .

به هر روي علي محمد آزاد رفت و کارنامه و سابقه اجرايي او نيز به برگي از تاريخ اين استان تبديل شده است برگي که مي توانست بسيار درخشانتر از وضع موجود مي بود به گونه اي که حتي منتقدان جدي او اعتقا د دارند اگر آزاد در دولتهاي پيشين به چنين مقامي مي رسيد يقينا اين ايلاميان بودند که بايد حسرت رفتن او را مي خوردند .....

(رضا رستمي)

نظرات ارسال نظر