گفتگوی داریوش قنبری با طنین غرب : قربانی درشأن ریاست دانشگاه ایلام نیست

گفتگوي تفصيلي طنين غرب با دكتر داريوش قنبري پيرامو ن مسائل استان

 

در مورد كودكيتان برايمان صحبت كنيد؟

   در برابر اين سوال قرار گرفتن مقداري مشكل است با توجه به ضعف حافظه احتمالاً نتوانم چيز زيادي بگويم. من در خانواده اي طبقه متوسط جامعه متولد شدم به شكلي كه با مسائل اقتصادي درگير بوديم تاحدي كه بر روي اعضاي خانواده تاثير گذار بود با توجه به اين مسائل و مشقات، رشد علمي و آموزشي در چنين خانواده اي با دشواري صورت مي گيرد. افرادي كه در چنين خانواده هايي هستند خيلي كم دنبال مسائل علمي و آموزشي مي روند و دنبال شغل و كارهاي ديگري هستند خوشبختانه اين مسائل بر روحيات من چندان تاثير گذار نبود و مسائل و مشكلات را پشت سر گذرانديم و طوري تلاش مي كردم كه در مقابل دانش آموزان ديگر كم نمي آوردم بنحوي كه حتي از خيلي ها به لحاظ آموزشي برتر بودم به شكلي كه از همان دوران دبستان و مراحل و مقاطع بعدي نسبت به بقيه همكلاسي هايم موفقيت نسبي داشتم همواره شاگرد اول بودم تمام تحصيلاتم در ايوان بودم، در رشته اقتصاد ديپلم گرفتم در سال سوم دبيرستان رتبه اول مسابقات علمي استان و رتبه ي سوم مسابقات علمي در سطح كشور را كسب كردم و ديپلمم هم با معدل 18/56 از دبيرستان شريعتي گرفتم در سال 70 با رتبه 43 در كنكور سراسري پذيرفته شدم و وارد دانشگاه تهران شدم در رشته علوم سياسي، بهر حال طبق علاقه ام علوم سياسي را خواندم و سال 74 ليسانسم را از دانشگاه تهران گرفتم 74 تا 76 در دانشگاه تربيت مدرس فوق ليسانسم را گرفتم در سال 76تا 81 مقطع دكتري نيز در همين دانشگاه بگذارم.

با چه ذهنيتي وارد فضاي انتخاباتي شديد؟

    به عنوان يك تحصيلكرده سياسي تئوريها را مي خواندم كه فضاي آرماني در خلال مطالعه شكل مي گيرد آدم دوست دارد آن آرمانها را به شكلي عملياتي كند و  به همين خاطر بود وارد انتخابات شدم كه اين تئوريها را بگذاريم در عرصه عمل آزمايش كنم. حال كه سقراط مي گويد در نتيجه تضارب آراء و عقيده ها طفل حقيقت زاده مي شد و انسان يك تئوري يا چند نظريه را به عنوان تئوري حقيقي در نظر مي گيرد و اعتقادي به آنها پيدا مي كند و براي فرد به آرمان تبديل مي شوند و يك تحصيلكرده وقتي موفق است به خصوص در عرصه اجتماع و علوم انساني كه بتواند آن تئوريها را بكار گيرد و صرف مطالعه و خواندن آنها و از بر كردن و نشستن در گوشه كتابخانه و تحقيق مشكلي را حل نمي كند من خيلي به تحقيق علاقه داشتم و خودم را پژوهشگر مي دانم البته درستي اين نظر در موردخودم را نمي دانم، چهار پنج جلد كتاب تاليف كردم در همان مدتي كه مشغول تحصيل بودم دوست داشتم در وادي پژوهش باشم اما ديدم كه صرفاً وارد شدن به تحقيقات و مطالعات و عدم بكارگيري نتيجه مطالعات در عرصه عمل اجتماعي و سياسي يك مقدار كار را ابتر مي كند و باعث مي شود آن اندوخته هاي علمي نتيجه ملموس و عيني در سرنوشت سياسي و اجتماعي جامعه و آن هدف كه دنبال مي كند نداشته باشند و به اين دليل بود كه من وارد عرصه انتخابات شدم تا آن تئوري ها را تبديل به كنش كنم و به تعبير جامعه شناسان آن را به صورت كنش به كار گيرم و به عمل تبديل كنم انگيزه من در عرصه انتخابات ورود به سياست علمي  بود.

جناب آقاي قنبري در انتخاباتهاي مختلف كه در سطح استان برگزار مي شود همواره مردم سالاري از طايفه سالاري شكستهاي سنگيني مي خورد به نظر شما علت چيست؟

    تا حدودي اين بحث به بحث فرهنگي تبديل شده و به ماهيت فرهنگ سياسي در استان بر مي گردد و متاسفانه فرهنگ سياسي ما يك فرهنگ سياسي محدود نگر است. ما فرهنگ هاي سياسي را در علوم سياسي به چند دسته تقسيم مي كنيم. 1ـ فرهنگ سياسي پاروكيال كه فرهنگ محلي و محدودنگر است. 2ـ فرهنگ سياسي توسعه يافته و خاص جوامع پيشرفته كه از ويژگيهاي فرهنگ سياسي مشاركتي است كه در مقابل فرهنگ سياسي پاروكيال به كار مي برم. پاروكيال محدود و محلي انديش است و فرهنگ سياسي مشاركتي با ديد ملي و مشاركت آگاهانه غير احساسي است در مقابل اين ويژگيها در فرهنگ سياسي پاروكيال مردم بيشتر تحت تاثير احساسات هستند تا عقلانيت، بيشتر تحت تاثير احساسات اوليه و گروههاي اوليه هستند گروههايي كه مبتني بر همخوني باشند مثل قبيله و طايفه تا گروههاي ثانويه مثل انجمن و حزب و تشكل، در مجموع با توجه به اين فرهنگ سياسي كه در استان ما حكمفرماست ما شاهد نوعي قبيله گرايي و به تعبير شما قبيله سالاري در مقابل مردم سالاري هستيم كه در اين زمينه ما نيازمند به يك فرهنگ سياسي مشاركتي و گذار از اين فرهنگ سياسي پاروكيال به فرهنگ سياسي مشاركتي هستيم بايد اين تحول فرهنگي در استان اتفاق بيفتد و اين تحول فرهنگي زماني اتفاق مي افتد كه ما از طريق آگاهي ديدگاه سياسي مردم را در استان متحول بكنيم خيلي ها در استان هنوز به درك درستي از مفهوم نماينده و نمايندگي نرسيدند. در مناطق مختلف استان احساس مردم بر اين است كه» كسي كه نماينده مي شه مي ره غارت مي كنه براي ايل و طايفه اش، در واقع غنيمت مياره« اين طوري نيست و بايد اين ديد مردم به نماينده را عوض بكنيم البته ما مي بينيم بعضي از نمايندگان نيز تحت تاثير انتظارات مردم قرار مي گيرند تحت تاثير همين قبيله گرايي و فرهنگ سايسي پاروكيال قرار مي گيرد و تسليم انتظارات مي شوند و دنبال اين هستند كه پست هاي استان را  براي افراد هم قبيله ايشان غارت كنند و دنبال اين هستند منابع و ثروت استان را تخصيص بدهند به قبيله و منطقه خودشون، اما در مجموع خوشبختانه در نتيجه يك مقدار ساخت يافتگي كه در نظام ما ايجاد شده زمينه اين كارها دارد محدود مي شودزمينه اينكه كسي حالا از يك قبيله بخواهد پستهاي سياسي براي افراد قبيله اش نگه دارد و بخواهد امكانات و مواهب را براي قبيله اش به عنوان غنيمت ببرد اين زمينه دارد محدود مي شودكه اين امر به دليل نهادينه شدن بحث قانون در جامعه و در كل كشور است كه در مجموع نماينده ديگر اختيارات سابق را ندارد كه بخواهد به نفع قبيله اش اين غارتگريها را داشته باشد البته هنوز مقداري از آن زمينه وجود دارد. كه بايستي ما نمايندگان در اين زمينه اطلاع رساني كنيم و مانع شويم بهر حال اگر از دوستان و همكاران اين انگيزه را دارد ما خودمان را هم در مقابل چنين رويه اي قرار بگيريم و اين تبديل به يك فرهنگ در استان نشود و ما به دنبال اين هستيم كه شايستگان را به قدرت برسانيم كه شايسته گان بايد براي توسعه جامعه تصميم بگيرند اين يك امر بديهي است كه توسعه در نتيجه اقدامات نخبگان و اقدامات افراد توانمند و آگاه و متخصص اتفاق مي افتد نه اينكه در نتيجه تعصبات قبيله ايي و انتخابات طايفه ايي و اينكه ما بياييم فردي را به كاري بگماريم كه تواني ندارد و تخصص لازم را ندارد بايد اين نگاه قبيله گرايانه عوض شود و البته اين نكته را عرض كنم كه نگاه قبيله ايي فقط مربوط به مسائل انتخاباتي نيست بعضاً مي بينيم كه مقامات اجرايي نيز چنين ديدي را در رابطه با مناطقشان دارند و اگر مشاهده كرديد كه چنين ديدي ندارند از طرف مردم قبايل و طوايفشان تحت فشار قرار مي گيرند كه به اين سمت و سو بروند. بايستي از دو طريق اين كار را محدود كرد يكي از طريق ايجاد قوانين منسجم كه جلوي چنين كاري را بگيرند و ديگري بحث تحول فرهنگ كه اشاره كرديم. در زمينه تلاشهاي خوبي صورت داديم كه مانع از بعضي اتفاقات ناگواري كه در شرف روي دادن بود در بحث قبيله گرايي شديم و آن آهنگ قبيله گرايي كه از اواخر سال 84 و اوايل سال 85 شروع شده بود در استان تا حدودي مهار و تا حدودي كند شده و در مقابل اين روند ايستاديم و نتيجه بخش هم بود اما به نظر من هنوز كافي نيست البته از طرف نماينده و چند فرد نمي تواند مهار شود ما خودمان را بايستي مسئول بدانيم اقداماتمان را انجام بدهيم اما آن تحولاتي كه عرض كردم بايد اتفاق بيفتد ما از قبيله سالاري دور و مردم سالاري را در جامعه رايج كنيم و يك عاملي كه در قبيله سالاري دخيل است عدم وجود حزب به معني واقعي كلمه در كشور است كه زمينه را براي قبيله گرايي نه تنها در ايلام ما بلكه در خيلي از جاهاي ديگر كه بافت قبيله ايي و طايفه ايي دارند فراهم كرده است. متاسفانه انتخابات ما انتخابات درست و حسابي نيست انتخابات با منطق دموكراسي سازگار نيست انتخابات بايد به شكلي باشد كه يك تفكر يك ايدئولوژي حزبي و يك مرام حزبي را  به كار ببرد و حاكم كند

اما انتخابات ما اين چنين نيست متاسفانه انتخابات ما هنوز انتخابات حزبي نيست و انديشه هاي حزبي در آن جايي ندارند و حتي ما مي بينيم بعضاً خيلي از افراد كه گرايشهاي حزبي دارند در انتخابات به شكل مستقل شركت مي كنند چون مي ترسند انگ حزب به آنها بخوردو هنوز حزب در درون كشور جا نيفتاده و از طرفي قانون انتخابات ما نقص دارد و چون انتخابات را حزبي نكرده افراد به شكل انفرادي شركت مي كنند نه به عنوان حزب  به عنوان مثال در همين تركيه كه همسايه ي ماست مثل ما انتخابات را اجرا كنند با توجه به اينكه كه انتخابات ما و تركيه تاريخ يكسان دارد و در يك مقطع زماني ما وارد بحث دموكراسي و انتخابات و مردم سالاري شديم اما به نظر  مي رسد سيستم انتخاباتي آنها از ما پيشرفته تر است آنها نمي آيند مثل ما فرد را انتخاب كنند آنها به حزب راي مي دهند يعني فلان حزب رنگ سبز را دارد و آن را انتخاب مي كند و مرام فلان حزب در انتخابات است و رنگ سبز مشخص مي كند كه كسي كه مي آيد و اين رنگ را انتخاب مي كند و مي خواهد فلان حزب را به قدرت برساند چقدر بايد ماليات بدهد و چقدر سوبسيد مي گيرد و چه وضعيتي به لحاظ اقتصادي دارد و به لحاظ سياسي وضعيت آزادي و عدالت آن چه جوري همه اين ها از قبل قابل محاسبه است براي كسي كه مي خواهد در يك نظام حزبي راي بدهد اما كسي كه در نظام غيرحزبي مي خواهد راي بدهد مشخص نيست كه به چه چيز مي خواهد راي بدهد ما به فرد راي مي دهيم بعضا مي بينيم شناخت كافي از فرد نداريم و به خاطر اينكه هم قبيله ايم راي مي دهيم صرفاً به خاطر اينكه رفيقيم و سلامي داريم راي مي دهم و جامعه يك مقدار محدوده و ارتباطات چهره به چهره است به اين ارتباطات راي مي دهم يا جلسات خانگي در انتخابات استان خيلي تاثير گذار است طرف رفته آنجا در يك جلسه اي شركت كرده و يك سانديس مي خورد و خيلي از آراء به اين شكل تغيير مي كند و نمك گير مي شود كه راي به فلان كس بدهد يعني انتخابات ما داره از روال درست و حسابيش فاصله مي گيرد و آنچه تحت عنوان انتخابات حاكم است با توجه به مطالعاتي كه بنده به عنوان شاگرد علوم سياسي در عرصه ي سياسي و انتخابات داشتم اين شيوه و رويه ي انتخابات از يك انتخابات درست و حسابي فاصله بسيار زياد دارد مشكل ما اين است كه نگاه مردم را عوض كنيم به سمت انتخابات حزبي و به سمت تفكرات و انديشه هاي كه مردم بدانند چكار بكنند و يا چه چيزي در آينده نصيبشان مي شود متاسفانه مردم مادر انتخابات به شكلي ناآگاهانه ورود پيدا مي كنند و اين ضربه به كل سيستم قانون گذاري و حتي كل سيستم اجرايي كشور در ارتباط با انتخابات رياست جمهوري هم همين اتفاق مي افتد و فقط محدود به انتخابات مجلس نيست. ما بايد از انديشه ها و افكار و سليقه ها و برنامه هايي كه براي كشور داره به شكل كافي آگاهي كسب كنيم متاسفانه چنين فضايي در سياست كشور وجود ندارد و سياست  در چنين وضعي بي هويت است ، يعني هويت سياست مشخص نيست. وقتي سياست بي شناسنامه باشد متاسفانه نهادهاي تصميم گير شما دچار تعارضات خاص در تصميم گيري مي شوند مسائل و مشكلاتي كه در عرصه هاي مختلف براي اداره كشور پيش مي آيد اگر سيستم انتخاباتي به سمت انتخابات حزبي برود از يك طرف در سطوح خرد و در جامعه اي مثل ايلام كه طايفه ايي و قبيله ايي است اين امررا محدود مي شود به جاي قبيله سالاري مردم سالاري و دموكراسي حكمفرما مي شود از طرف ديگر سياست هويت پيدا مي كند و مني كه انتخاب مي كنم مي دانم به چه مرامي راي مي دهم و وضعيت من در دولت بعدي و در مجلس بعدي چطور خواهد بود از طرف ديگر هزينه هاي مديريتي كه در مجموع اين سيستم انتخاباتي بر كشور تحميل مي كند كاهش مي يابد.

آقاي دكتر در جريان انتخابات مجلس به علت ارتباط زياد پايان نامه ها ي شما با مجمع تشخيص مصلحت نظام خيلي ها مي گفتند نزديك به طيف هاشمي رفسنجاني هستيد حتي در جريان انتخابات ، كارگزاران مستقل از شما حمايت كرد كه نزديك به سايت بازتاب و آقاي محسن رضايي است ولي در سال اول حضور خود، عضو فراكسيون وفاق بوديد كه از همين طيفند و الان عضو فراكسيون اقليت هستيد در مورد اين تغيير رويه سياسي توضيح دهيد؟

    من تغيير رويه ندادم من الان هم عضو فراكسيون وفاق هستم ولي به خاطر ويژگي انتقادي كه دارم مرا به عنوان اقليت مي شناسند. البته من عرض كنم كه وفاق يك فراكسيون يكدست با تفكر خاصي نيست. فراكسيون وفاق فراكسيون مستقلين مجلس است و من چون مستقل وارد مجلس شدم وارد فراكسيون وفاق شدم.

حزبي نبودن را حُسن مي دانيد؟

    نه من حزبي نبودن را حُسن نمي دانم اما به خاطر اينكه در مجموع هنوز حزب به آن شكل صورت نگرفته است عضو حزب خاصي نيستم و نبودم اگر حزب به معني واقعي كلمه شكل بگيرد وارد خواهم شد. به اين شكل نيست كه من به حزب بي تفاوت باشم اتفاقاً خيلي هم  به ورود به تحزب و بحث حزبي علاقه دارم،  اما همانطور كه گفتم ديدگاه انتقادي نسبت به دولت دارم و عمدتاً بنده را به عنوان عضو فراكسيون اقليت مي شناسد. اما منكر ديدگاه اصلاح طلبانه نيستم و بهرحال با احزابي كه از اصلاحات حمايت كنند من هم حمايت مي كنم البته اصلاحاتي كه در چارچوب اصول باشد قبلاً هم گفتم اصلاحات را در چارچوب اصول قبول دارم با توجه به اينكه اكثر اصلاح طلبان از فراكسيون اقليت هستند و مواضع من هم شبيه به آنهاست به عنوان عضو فراكسيون اقليت از من نام برده مي شود ولي راجع به فراكسيون وفاق عرض كنم اين فراكسيون متعلق به مستقلين است و افرادي را پيدا مي كنيد كه ديدگاهشان در اقليت است مانند اصلاح طلبان ، اما افرادي هم كاملاً شبيه به اصولگرايان و افرادي هم در ميانه قرار مي گيرند و فراكسيون وفاق فراكسيوني است كه هر طيف فكري را در دل آن پيدا كنيد برخلاف دو فراكسيون ديگر اقليت و اكثريت كه معمولاً خطوط فكري مشخص و روشني دارند من طيف خودم هستم و ديدگاه خاص خود را دارم.

آقاي دكتر وقتي اسم استيضاح مي آيد معمولاً نام داريوش قنبري هم به ذهن متبادر مي شود ( استيضاحهاي ناكام) چرا استيضاح هاي كه در مجلس هفتم اتفاق مي افتد ناكام مي ماند؟

    اينكه شما مي گوييد اسم شما با استيضاح است شايد اسم بامسمايي است دو استيضاح كه در دولت نهم صورت گرفت من نفر اول آنها بودم.در مجموع من جايگاه مجلس را به شان نظارتي مجلس مي دانم استيضاح عاليترين ابزار نظارت مجلس است جاهايي كه شما فرموديد ناكام، ناكام ماندند و وزرايي كه استيضاح كرديم دوباره راي اعتماد گرفتند به هر حال اكثريت همسو با دولت و اصولگرا هستند اين استيضاح ها راي نياوردند اما من احساس مي كنم استيضاح هاي ما موفق بودند اگر ناكامي را به افتادن وزير بدانيم خوب بله، ما ناكام بوديم اما از اين جهت كه ما مسائل و مشكلات را به شكل خاص وساماندهي شده در ارتباط با وزراتخانه هاي خاص در صحن مجلس عنوان كرديم و اينها را تبديل كرديم به مشكلات عمومي، روزنامه ها و مطبوعات به اينها پرداختند و توجه دولت و كل سيستم را به اين مسائل جلب كرديم به نظر من از اين لحاظ ما موفق بوديم ضمن اينكه استيضاح هايي كه انجام شد بي تاثير نبودند استيضاح وزير جهاد كشاورزي گرچه ما معتقديم مسائل اساسي باقي ماندند اما واردات محصولات كشاورزي را كاهش دادند. بعضي از رويه ها را تغيير دادند يك سري تحولات صورت گرفت گرچه خيلي مطلوب نيست ولي بي تاثير نبوده است در ارتباط با وزير آموزش و پرورش باز هم آثار استيضاح را مي توانيد ببينيد. استيضاح عواقب اصلاحي خود را داشته شما اين را در نظر بگيريد تا قبل از استيضاح نگاه به معلم چه جور بود جوي در آموزش و پرورش ايجاد شده بود كه  به معلم به عنوان مجرم نگاه مي كردند، اشتباهات وزارتخانه را گوشزدكرديم و نوع نگاهشان را تغيير داديم و اين از آثار مثبت استيضاح است و در ارتباط با حقوق و مزاياي فرهنگيان و اجراي همان لايحه مديريت خدمات كشوري موسوم به نظام هماهنگ هم موفق بوديم چرا كه دولت به سمت اجراي اين لايحه پيش مي رود يا در ارتباط با مسائل و مشكلاتي كه نظام پلكاني افزايش حقوق ايجاد كرده و ناعداليتهايي كه اين سيستم بوجود آورد به فكر اصلاح آن هستند و به فكر اجراي لايحه ي نظام هماهنگ پرداخت كاركنان هستند جلساتي تشكيل مي شود بين مجلس و دولت، هماهنگي هايي دارد صورت مي گيرد كه از نتايج استيضاح است بهر حال به نظر من استيضاح  به آن شكل كه اعلام مي كنند موفق نبودند نيست و همين كه ما توجهات را به سمت مسائل اساسي اين دو وزارتخانه برديم كار خيلي مهمي بود گر چه به هدف نرسيديم.

آقاي دكتر انتخابات هشتم كه هستيد؟

    فعلاً تصميمي ندارم بايد ببينم كه باتوجه به معيارهاي نمايندگي تونسته ام نماينده ي موفقي باشم يا خير؟ اگر به خودم نمره ي قابل قبولي بدهم كه شركت خواهم كرد در غير اين صورت نه.

چه نمره اي به خودتان مي دهيد؟

    هنوز اين ارزيابي را نداشتم فعلاً بايستي بيشتر كار بكنم فكر كنم تا شهريور بتوانم كارنامه ايي از عملكردم داشته باشم.

بالاخره چه نمره اي به خودتان مي دهيد؟

    بايستي آن شاخصها را كنار هم بگذارم. شاخصهاي ذهن خودم را نمي خواهم در نظر بگيرم من شاخصهايي كه قانون به عنوان وظايف نماينده وضع كرده مي خواهم ارزيابي كنم و با عملكرد خود تطبيق بدهم.

نظر شما در رابطه با رفتارهاي پوپوليستي براي جلب نظر مردم چيست؟

    عرض كنم در رابطه با شگردهاي پوپوليستي كه اشاره كرديد تبديل به يك شگرد عام در انتخابات ما شده رفتن به فاتحه يك امر پسنديده است اما كساني كه به خاطر راي مي روند مسلماً امر نكوهيده است بهر حال مشخص است شما مي توانيد ارزيابيهاي خود را داشته باشيد تا كساني كه از اين راه وارد مي شوند مجموع توسل به اين رويه ها،براي كسب راي ، يك رويه ي مذمومه به شمار مي آيد از جمله شگردهاي پوپوليستي ديگر كه باز مي شود به آن اشاره كرد رفتن به منازل و سر زدن به اهالي منزل و سوء استفاده از روابط فاميلي و سوء استفاده از عقايد مذهبي و وعده و وعيدهايي كه در حيطه ي وظايف نماينده نيست. حال بعضي از رقبا البته در دوران كانديدايي خودم عرض مي كنم وعده هايي مي دادندكه رئيس جمهور هم نمي توانست آن كار، را  به مرحله عمل برساند بعنوان مثال ايجاد اشتغال كه اصلاً نماينده وظيفه و ابزاري نسبت به ايجاد شغل ندارد و اختيار هم ندارد البته وظيفه نظارت دارد و بايد  عدالت رعايت شود ابزار نظارت را به كار گيرد مي تواند موثر باشد اما اينكه نماينده بگويد كه من اين تعداد را شاغل مي كنم اين يك رويه ي پوپوليستي است و برخلاف وظايفي است كه نماينده دارد و مي خواهد سر مردم كلاه بگذارد و مي داند مشكل مردم اشتغال است، مي خواهد از اين رويه به نفع خود استفاده كند. مشكل عمده ي ديگري كه مثلاً فلان جاده يا روستا مشكل دارد و نماينده بگويد آن را درست مي كنم اين هم يك نوع ديگركلاه گذاشتن سر مردم  براي كسب راي است بعضي اين را به مردمداري و مردم گرايي تعبير مي كنند اين اصلاً مردم گرايي نيست و با مردمي بودن فرق دارد، و پوپوليست بودن اصولاً مخالف مردمي بودن است و اينكه از احساسات و عقايد توده ها استفاده كند براي رسيدن به قدرت و ضربه زدن به منافع مردم در واقع در راستاي منافع مردم  قدم برنمي دارند و فقط سر مردم كلاه مي گذارند اما مردمي بودن يك ارزش است اينكه يك نماينده درددل مردم را گوش كند و در راستاي دفاع از حقوق مردم گام بر دارد تفاوت دارد حال براي من به عنوان نماينده ابزار دفاع از حقوق مردم مشخص است. يكي اينكه قوانين را به تصويب برسانم كه حداكثر منافع را براي مردم داشته باشد و ديگر اينكه ابزارهاي نظارتي را طو ري در اختيار خود بگيرم كه در راستاي منفعت رساندن مردم باشد. به نظر من يك نماينده وقتش بايد چنان ارزشمند باشد كه به اين كارهاي بيهوده هدر ندهد اگر وقتم را به فاتحه و مراسمات خاص اختصاص دهم پس كي به وظايف نمايندگيم برسم، كي بروم مطالعه كنم قانون را خوب و به نفع مردم به تصويب رسانم كي از وضعيت وزارتخانه ها و ادارت باخبر بشم و بر  آنها نظارت كنم و نماينده كارش اين نيست كه به كار عوامانه مشغول شود بازبر مي گردد به فرهنگ مردم كه وظيفه اصلي نماينده را مطالبه نمي كنند و در چارچوب قانون در نظر نمي گيرند و به دور از قانون از آنها انتظار دارند و نماينده هم به كلاهبرداري و پوپوليستي و رفتارهاي اين چنيني و به تعبير عاميانه شامورتي بازي دست مي زند.

آقاي باهنر دريكي از اظهارنظرهايشان اعلام كردند اگر نمايندگان مجلس بخواهند براي انتخابات بعدي شركت كنند دو سوم آنها راي نمي آورند اگر ما بخواهيم مجلس هفتم را مجلس موفقي بدانيم چطور اين دو سوم راي نمي آورند به نظر شما آيا خودتون جزء اين دو سوم نيستيد؟

    من جزء اين دو سوم باشم يا نه آن را مردم تعيين مي كنند ولي اينكه دو سوم مجلس هفتم راي نياورند به نظر من شايد بيشتر از اين آمارباشند و علت دارد مردم انتظاراتي داشتند از اين مجلس و انتظار داشتند تصميمات معقول و كارشناسانه اي گرفته شود مردم انتظار دارند مجلس ابزار نظارتي خود را به طور كامل به كار بگيرد و از اين ابزار نظارتي براي بهبود وضعيت امور استفاده كند اما متاسفانه اين ابزار نظارتي در مجلس بي اثر ماند كدام استيضاح بود كه در اين مجلس مطرح شود و به نتيجه برسد درست است بعضي ها استيضاح را مطرح كردند اما چرا بعضي ها در برابر اين استيضاح ها ايستادند و نگذاشتند كه منافع مردم و منافع ملي از اين طريق برآورده شود چرا نگذاشتند كه طرح تحقيق و تفحص كه بحث مهمي بود از شهرداري تهران و  از هزينه هاي انتخابات رياست جمهوري عملي شود و اين ابزار نظارتي است كه حق مردم است و حق نماينده است كه آن را انجام دهد مي بينند كه اين مجلس در راستاي احقاق حقوق آنها بر عملكرد مسئولين اجرايي نظارت نمي كند و در راستاي حل مشكلات گام بر نمي دارد و قانون تصويب نمي كند شما ببينيد همين مصوبه سهميه بنزين چه غوغايي به پا كرد، از طرفي گفتند بنزين سهميه بندي شود و از طرفي  ديگر هم گفتند بنزين نرخ آزاد هم باشد آن نرخ آزادش هم معلوم نيست چطوري نرخ گذاري مي شود. چرا مردمي كه در يك كشور نفت خيز زندگي مي كنند از بنزين سهميه بندي استفاده كنند اما  در بيخ گوش ما مردم افغانستان كه هيچ ذخاير نفت و حتي امكانات ما را هم ندارند بنزين در آنجا آزاد باشد وقتي كه نمايندگان را به اين شكل مي بينند خوب حق مردم  است كه به اين نمايندگان راي ندهند. به نظر من باهنر از اين لحاظ اشتباه نكرده و درست گفته اند اما خيلي از مسائل و مشكلات بر مي گردد به همان طيفي كه آقاي باهنر ادر مجلس از آنها دفاع مي كند. خود همين آقاي باهنر مصالح دولت را با مصالح ملي اشتباه گرفتند و نگذاشتند اين ابزارهاي نظارتي به شكل كامل در همين مجلس مورد استفاده قرار بگيرد و گفتند اگر كسي به اين استيضاح راي بدهد بايد از دايره ي اصولگرايي خارج شود وخودش در مقابل مردم ايستاد ،يعني اگر نماينده به اين نتيجه رسيده كه وزير ناكارآمد است ديگر اصولگرا نيست. اين اصولگرايي است كه مردم مي خواهند به آن راي بدهند؟ مردم اين اصولگرايي را نمي خواهند اصولگرايي اين نيست. از اصولگرايي به نظر من تعريف خوبي ارايه نشده و بعضي ها مصادره به مطلوب كردند ، محافظه كاران قديم كه در دوران اصلاحات انگ محافظه كاري به آنها دادند آمدند در لباس اصولگرايي ظاهر شدند، و بعضي اصولگرايي را تبديل به يك تابلويي كردند تا منافع حزبي و جناحي خود را پيش ببرند  يكي از اصولي كه ما به آن اعتقاد داريم همين قانون اساسي است و استيضاح در همين قانون اساسي آمده همين قانون اساسي كه  نتيجه خون شهداست به هر حال همين كه استيضاح پيش كشيده شد به عنوان ابزارنظارتي چه اتفاقي افتاد كه يك نماينده وقتي مي خواهد استيضاح كند از دايره ي اصولگرايي بايد خارج شود؟ اين اصولگرايان همان محافظه كاران هستند كه در چارچوب اصولگرايي خودشان را تعريف كردند اصولگرايي يك اعتقاد است حتي اصلاح طلبان هم مي توانند در اعتقاد به اصولگرايي شريك باشند و اين را كسي نمي تواند مصادره به مطلوب كند اما نتيجه اقدامات كساني كه آمدند اصولگرايي را مصادره به مطلوب كردند مانند آقاي باهنر كه باعث شده بخش قابل توجهي از مردم از چنين اقداماتي زده شوند و مردم به بسياري از نمايندگان اين طيف راي نمي دهند و نخواهند داد.

آقاي دكتر استان ايلام هميشه جزء استان هاي محروم بوده است، يك پنجم استان ايلام تحت پوشش نهادهاي حمايتي هستند و ميزان درآمد سرانه ي مردم استان ايلام سي درصد كمتر از متوسط كشور است ، استاندار ايلام جديداً اعلام كرده اند 93 درصد مصوبات جلسه هيئت دولت در ايلام اجرا شده و آقاي احمدي نژاد هم  قرار بود  درسفر بعدي به ايلام كليد اصفهان را از آقاي آزاد تحويل بگيرند به عنوان نماينده مردم آيا تغيير محسوسي در وضعيت معيشت مردم و ميزان محروميت استان بعد از سفر مشاهده  مي كنيد؟

    من از قسمت اخير سوال شروع مي كنم، كه آقاي آزاد اين آمارها را دادند من تاكيد كردم كه اين آمارها را ندهند. اولاً اين آمارها باعث يك طرز تلقي منفي از استان مي شود اينكه بيايند ما را جزء استانهاي برخوردار قرار بدهند در صورتي كه برخوردار نيستيم و اين باعث مي شود كه سرنوشت اعتبارات عمراني استان در مجموع محدود بشود در مجموع بگويند كه وضعيت  استان خوب است پروژه هم خوب پيش رفته و ... از محروميت خارج شده ايد. البته اگر ما زماني از محروميت خارج بشويم و برسيم به آن استانداردهايي كه در استان اصفهان هست و برسيم به وضعيتي كه درآمد سرانه ي ما همسطح ساير مناطق كشور شود و آن سي درصد كه گفتيد كم نداشته باشيم  اگر ما اين شاخصها را ارتقا داديم درآمد سرانه كشور بهبود  پيدا كرد و اشتغال وضعيتش بهبود پيدا كرد من هم بدم نمي آيد اولين كسي باشم كه اعلام مي كنم استان ايلام از محروميت درآمده و وضعيتش به لحاظ پيشرفت خوب بوده و در پروژه ها پيشرفت داشتيم خودم اعلام مي كنم. اما به اين وضعيت نرسيده ايم و پروژه هاي سفري كه اعلام مي كنند بالاي 90% عملياتي شده اند عملياتي نشده اند. پروژه هاي سفر همچنان روي كاغذ مانده اند البته اگر همه پروژه هاي سفر هم عملياتي شوند تحول چندان مهمي در استان روي نمي دهدچون خيلي از اين پروژه ها، پروژه هايي هستند كه سرنوشت استان را به آن صورت دگرگون نمي كنند اينكه بيايند سلف سرويس دانشگاه ايلام را تعمير كنند و توسعه دهند و فلان فضاي سبز را ايجاد كنند اين خوب است اما تاثيري به لحاظ ارتقاي شاخصهاي استان به آن شكل ندارند حتي اگر همه عملياتي شود ما نمي توانيم ادعا كنيم وضعيت ما خوب است و پروژه هاي سفر ما را از آن وضعيت عقب ماندگي سابق بيرون آورده و ما جز استانهاي برخوردار هستيم و من اعلام كردم كه خيلي از مصوبات دولت در سطح مصوبه هيئت وزيران نبودند دوماً اينكه همين مصوبات كه به شكل تبليغاتي اعلام مي كنند 93% اجرا شدند عملياتي نشدند. آنهايي كه بار مالي زيادي داشتند  همچنان باقي ماندند و آن پروژه ها كه بيشتر جنبه تشريفات است و توافق نامه هاي بين ادارات و بين سازمانها بودند اجرا شدند اما وعده هاي كه داده شد اينها هنوز اجرا نشدند. من فقط دو نمونه را به شكل آماري اعلام مي كنم يكي از مصوبات اين بوده كه براي توسعه استان 70 ميليارد تومان اختصاص پيدا كند و 30 ميليارد قرار شد سال 84 بدهند و 40 ميليارد امسال يعني سال 85، 30 ميليارد  سال 84 به دو ميليارد و ششصد ميليون تومان كاهش يافت و 40 ميليارد سال 85  به اندكي بيش از 24 ميليارد تومان تنزل پيدا كرد، يعني 27 ميليارد تومان از اين 70 ميليارد تومان تحقق پيدا كرد در ضمن مصوبات ديگر باقي ماندند و اجرا نشدند به عنوان مثال همين بخشش سود و ديركرد وامهاي كشاورزي را در نظر بگيريد قرار شد دو سال تمديد شود و سود ديركردشان را هم دولت پرداخت كند الان آن دو سال ، در شرف تمام شدن است نه تنها پرداخت نكرد بلكه هر روز ماموران بانك دنبال آن هستند كه مطالبات را وصول كنند از يك طرف منابعشان وصول نشده و بانكها نمي توانند وام جديد بدهند از طرف ديگر مردم بدهكار هم بدهيهايشان انباشته شده و قادر به پرداخت آن بدهيها به شكل يكجا نيستند بنابراين يكي از اين مصوبات به جاي اينكه به مردم ما كمك كند صرف اعلامش هم مشكل ساز شده است .با توجه به اين وضعيت كسي نمي تواند ادعا كند 93% مصوبات اجرا شده،  ما يك دستگاه عريض و طويل بوروكراسي را ايجاد كرديم بدون اينكه كمترين كارآمدي را داشته باشد الان در يكي از نهادهاي حمايتي ما سالانه حدود 4/5 ميليارد تومان اعتبار به آن تزريق مي كنيم اين نهاد حمايتي 3/5 ميليارد تومان را به حقوق كارمندانش اختصاص مي دهم و يك ميليارد تومانش را به نيازمندان. اين يك كار ملانصرالديني است عوض اينكه يك ميليارد يا 500 ميليون تومان به كارمند دهد و بقيه را بين نيازمندان توزيع كند اما برعكس شده و همه اش صرف دستگاه ديوان سالاري و بوروكراسي و به دنبالش ناكارآمدي مي شود و خيلي ها از مصوبات سفر رياست جمهوري جنبه ي ساخت و ساز و ساختماني و جنبه توسعه بوروكراسي دارند و اينها هم به آن شكل عملي بشوند حتي اگر صددرصد اجرا شوند تاثير چنداني در توسعه استان ندارند شما مقايسه كنيد با سفر آقاي رفسنجاني به ايلام و سفر خاتمي به ايلام نتيجه سفر آقاي رفسنجاني در ايلام سد سازي را داريم پروژه هاي مثل توسعه دانشگاه را داريم كه سرنوشت فرهنگي و كشاورزي استان در نتيجه اين پروژه ها دگرگون شد در نتيجه سفر خاتمي پالايشگاه گاز و پتروشيمي را داريم اينها تاثير گذارند بر سرنوشت توسعه استان، اما پروژه هاي به اين شكل در سفر آقاي احمدي نژاد به استان نديديم پروژه هايي كه اين چنين در استان تحول ايجاد كنند و به اين خاطر است كه مصوبات آقاي احمدي نژاد تاثير جدي بر توسعه استان ندارد در سفر  رهبر معظم انقلاب در دوران رياست جمهوري ملاحظه كنيد ببينيد چه تحولاتي در استان شد ايجاد دانشگاه و فرودگاه و پروژه هايي كه قابل لمس هستند مصوبات سفر آقاي احمدي نژاد به لحاظ ارزش مالي و ريالي پروژه ها كمتر از 50% و اگر بخواهيم به لحاظ ارزش به آنها نگاه كنيم كمتر از 30% هم عملياتي نشده حتي اگر صد در صد اجرا شود هيچ تحولي ما به آن شكل در توسعه استان نمي بينيم.

مرد هميشه منتقد استان و مجلس يك نقد جدي بر عملكرد خود داشته باشيد؟

    نقد به خود زياد است ولي نقد جدي من اين است كه به خوبي از عملكرد خودم اطلاع رساني نمي كنم.

به نظر شما سيماي استان در انعكاس اخبار نمايندگان تبعيض آميز برخورد مي كند؟

    نه تنها صدا و سيما در استان بلكه صدا و سيما در كل كشور اين مشكل پرداختن يك سويه به اخبار نمايندگان و مسئولين را دارد اما در استان ايلام پررنگ است در گذشته بيشتر بود ولي با توجه به اعتراضاتي كه شد الان بهتر شده است حالا مي بينيد اخبار ما را وارونه مي كنند و طوري اخبار ما را پخش مي كنند كه 180 درجه با آن بحثي كه داشتيم تفاوت دارد و دستمان هم به جايي نمي رسد تريبوني از خودمون نداريم تنها مطبوعات آن هم به صورت محدود از جمله طنين كه بيشتر صحبتهاي ما را مي آورند و به شكل بي طرفانه واقعاً كل بحثها آورده مي شود معمولاً تو جاهاي ديگر سانسور مي شويم و از لحاظ اطلاع رساني مشكلاتي را داريم البته به اين خاطر من اخيراً در حال راه اندازي يك سايت هستم هفته آينده سايت آماده شود و اميدوارم من از اين طريق بتوانم تريبوني براي خود داشته باشم.

هر چند در جامعه ي ما هنوز روابط اوليه حاكم است و در روابط اوليه روابط چهره به چهره تاثير بيشتري دارد اما من ترجيح مي دهم بيشتر با نخبگان و تحصيلكردگان در ارتباط باشم اينها براي من اهميت بيشتري دارند دوست دارم ارتباط من بيشتر كيفي باشد تا كمي، خيلي كميت براي من اهميت ندارد و به لحاظ كيفي ارتباط خود را تنظيم  مي كنم.

يك انتقاد جدي، سبد خريد خانوار ايلامي متاسفانه خيلي تهي است و مثل اينكه سوراخه و شما نامه تشكر از وزير بازرگاني را امضا كرديد؟ نامه مجمع نمايندگان را؟

    من امضا نكردم اولاً آن را به من نشان دادند گفتن شما بيايند به خاطر تنظيم بازار بوسيله وزير بازرگاني اين نامه را امضاءكنيد. من  گفتم به خاطر گرانيها تشكر كنم يا به خاطر واردات بي رويه يا رانتهايي كه به بعضي از افراد داده شده و تعرفه واردات را براي بعضي هاصفركردندكه قيمت ها را به شكل تصنعي پايين بياورند من امضاء نكردم اگر جايي ديديد سندي را به من نشان دهيد من مي روم اعلام جرم مي كنم چون نقل كذب كرده اند گر چه مدير كل پارلماني وزارت بازرگاني و معاون وزير اصرار داشتند كه من امضا كنم امضا نكردم و انتقاد جدي دارم من از افرادي هستم كه هر ماه حداقل دو سه مورد تذكر در ارتباط با بحث گراني و بي نظمي در بازار و واردات بي رويه دارم در اين زمينه، همين هفته گذشته من تذكر دادم تذكر مشترك به وزراي جهاد كشاورزي و بازرگاني و اقتصاد در رابطه با همين واردات بي رويه ي محصولات كشاورزي كه آنهم به شكل گران به مردم مي دهند شما پرتقال پاكستاني را كيلويي هزار تومان مي خريد و من آمار دارم كه اينها كيلويي حدود صد تومان خريداري مي كنند اگر اين را براي تنظيم بازار مي آورند كيلويي دويست تومان بدهند اولاً تعرفه را صفر كردند كه يك عده به شكل رانتي درآمدهاي ميلياردي به جيب مي زنند و البته هر كسي نمي تواند از اين كارها بكند انحصارات خاصي شكل مي گيرد و خيلي ها يك شبه ميلياردر مي شوند. اگر تعرفه را صفر كردند حداقل يك سودي واقعي تعيين كنند كه سودش به مردم برسد چرا به اين شكل عمل كنند اين با عدالت و سلامت اقتصادي هيچ سنخيتي ندارد من امضاء نكردم و همچنان بر سراين عقيده خواهم بود تا زماني كه اين رويه تغيير نكند.

در مورد وضعيت دانشگاه ايلام با توجه به اينكه صحبتهايي در مورد حذف سه رشته جامعه شناسي و ادبيات عرب و تاريخ است براي بهبود وضعيت دانشگاه چه قولي به مردم استان ايلام مي دهيد؟

    عرض كنم با آوردن آقاي قرباني از همان روز اول من مخالف بودم نه تنها من بلكه نمايندگان استان هم مخالف بودند من حتي بيانيه هم در مخالفت با ايشان نوشتم سر همين بحث به وزير علوم تذكر دادم و وزير علوم را به كميسيون آوردم به مجلس آوردم ، در نتيجه اقداماتي كه ما سه نماينده انجام داديم تا به حال ايشان حكم رياست دانشگاه را ندارند و ايشان را به عنوان سرپرست نگه داشتند ما معتقديم ايشان در شان رئيس دانشگاه اينجا نيست اين دانشگاه در منطقه محروم است و نياز به فردي توانا، قوي و مدير دارد كه نگاه توسعه گرايانه به دانشگاه داشته باشد ، نگاه علمي داشته باشد متاسفانه اين فرد نه نگاه علمي دارد نه نگاه توسعه گرايانه، الان ما شاهديم رشته هايي مثل جامعه شناسي را حذف و از تاسيس رشته هاي جديد ممانعت مي كنند(ادبيات عرب و تاريخ) در ارتباط با رشته تاريخ اعلام كرده كه اين منطقه دامداري و كشاورزي است و نيازي به تاسيس رشته تاريخ ندارد و اين ايراد به رئيس دانشگاه وارد است كه هيچ جا نگفته اند كه تاسيس رشته براساس ويژگيهاي معيشتي و جغرافيايي منطقه بايد باشد دوماً اين آقا چون غيربومي است آگاهي و اطلاعات كافي در ارتباط با تاريخ ايلام ندارد. جايگاه ايلام به لحاظ تاريخي چيست كه اين چنين حرفهايي را مي زند. يقيناً بگويم كه تاريخ ايلام بيش از شش هزار سال تاريخ دارد تمدن ايلام زير بناي هويت ايراني است اگر آگاهي نسبت به تاريخ و تمدن ايلام داشت اولين رشته ايي كه براي دانشگاه ايلام پيگيري مي كرد، همين رشته ي تاريخ است. متاسفانه در نتيجه ضعف مديريت و آگاهي اين فرد ضربه ي بسيار سنگيني بر پيكر نحيف دانشگاه تازه تاسيس ايلام خورد  و روز به روز شاهد سير قهقرايي اين دانشگاه هستيم اين وضعيت را تحمل نمي كنيم طبق وظيفه ي نظارتي ما وظيفه ي خود را انجام مي دهيم و پيگير قضيه هستيم كه اين وضعيت به سامان شود وضعيت دانشگاه از اين چيزي كه هست نجات پيدا كند و من از آن نيروهاي داخل استان هم كه به خاطر منافع جناحي خود از اين فرد حمايت مي كنند درخواستم اين است به لحاظ منافع استان دست بكشند فرد توانايي جايگزين ايشان شود كه بتواند دانشگاه را بهتر از اين طوري كه هست اداره كند و شاهد اين همه افت آموزشي و افت توسعه دانشگاه نباشيم.

نظرات ارسال نظر

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال