خوان هشتم - به بهانه استارت زود هنگام تبلیغات انتخاباتی

 زجر قصه كهنه و داغ نهاني و تكرار تاريخ در انتخابات استان آنقدر تكراري است كه هم ماي گوينده و هم شماي شنونده از ديدن اين سريال تكراري دلزده شده ايم اگر چه همگي به شركت در انتخابات و حضور در صحنه (خواه به ديدگاه حفظ نظام مقدس كه البته از اوجب واجبات است و خواه به بهانه پاسداشت مردم سالاري) اعتقاد داريم و در جهت گرم نگاه داشتن تنور انتخابات خالصانه تلاش خواهيم كرد ولي در هر صورت آرزو بر جوانان عيب نيست و به تناسب اينكه جمعيت كشور ما كه جوان است ما نيز آرزو داشتيم هيمه اين آتش افروخته در هر مرحله باورهاي غلط و كهنه اي باشد كه بافت آن بر قامت جامعه اي جوان و با فرهنگ و ارزشهاي متعالي نازيبنده است.

از جمله اين باورهاي غلط روبوسيهاي پياپي و بي مورد و حضور در فاتحه ها و خنده دار تر از آن گريه هاي سياسي يك راي خر (چيزي شبيه مالخرها) است كه از مثلاً شمال ايلام با عده اي مي رود در جنوب ايلام و هاي هاي بر مزار پيرزني مي گريد و جامه مي درد در حالي كه بازماندگان آن مرحومه هاج و واجند كه اين بابا چه نسبتي با متوفي ما دارد. متاسفانه امروزه باب شده كه همه آنان كه ظاهراً محك حضور و يا عدم حضور در انتخابات را دارند بعضاً به سمتي گرايش پيدا مي نمايند كه فاتحه اي از دست آنان در نرود.

 اين رفتارها كه در حقيقت نوع فاحشي از مردمفريبي و يا به عبارت شيك و پيكتر آن رفتاري پوپوليستي است به نوعي اين باور غلط را در نزد كانديداها القا مي نمايند كه فقط آنان مي فهمن و لاغير و حتي آنان را در تاييد اين خود باوري غلط تا آنجا پيش مي برد كه امر بر آنان مشتبه مي شود كه البته مردم همه آنچه را كه او مي گويد باور كرده اند حال غافل از اينكه همين مردمي كه صرفاً حفظ ظاهر كرده و به خاطر حفظ احترام چيزي به او نمي گويند آنقدر مي فهمند كه او را در خوش خيالي خودش رها كرده اند. * آسيب ايلياتي ايل خوب است آنقدر خوب كه اگر سياه چادري تنها در كوههاي ميمك بر پا بود با رمه اي بزرگ مورد تعريض دزدان قرار نمي گرفت چرا كه دزد آنقدر عقلش مي رسيد كه بداند آن فقط يك سياه چادر نيست بلكه ايلي را در پشت سرش دارد. اما حال كه نه از تاك نشان است و نه از تاكنشان آيا ايل همان كاركرد را مي تواند داشته باشد؟ پاسخ واضح است: خير. چرا؟ چون اگر اين حقير كانديدا شدم و قول دادم مشكل اشتغال جوانان فاميل را رفع خواهم كرد دروغي بزرگ گفته ام. مي گوييد: نه! قطعاً اين را نخواهيد گفت چرا كه شما نيز بهتر از اين كمينه مي دانيد اگر در سال 250 روزكاري داشته باشيم و اين حقير به عنوان نماينده منتخب ايل خودم تمام شرايط ريالي و قانوني و كاري برايم فراهم باشد و همه نيز قولم را ادا نمايند و تمامي مديراني كه جزو قوه مقننه نيستند و بالتبع نمي توانند و حتي نمي خواهند تابع اين امر حقير سراپا تقصير باشند نيز مطيع اوامر باشند و شق القمر نيز بنمايم و روزي يك نفر را استخدام نمايم در طول 4 سال نمايندگي مي شود 1000 نفر و اگر اين ميزان را فرض برخانواده نماييم مي شود به عبارتي 1000 خانواده.

يعني اگر ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در خدمت بنده نماينده باشند فقط قول سركار بردن براي 1000 خانواده را مي توانم جبران نمايم كه اگر اين هزار خانواده 10 راي داده باشند مي شوند 10000 راي يعني حداكثر اداي دين به 10000 راي!! در حالي كه بايد بيش از 40000 راي براي ورود به مجلس داشت پس مابقي 30000نفر اين بنده بي تقصير را نماينده اي دروغگو مي دانند در حالي كه ممكن است چنين نبوده و اين قول را اينجانب به ايل داده و نتوانسته ام براي ايلم حداقل همين يك بار به ظاهر ساده را بكنم قبل از ورود به مجلس اگر دروغگوي بزرگي نبوده ام حداقل نمي دانسته ام كه كار نماينده مجلس قانونگذاري است و نه ايجاد اشتغال فردي!!! * رويكردهاي فردي در انتخابات بدون شك تجارب انتخاباتي در ايلام نشان از آن دارد كه در مراحل مختلف افرادي خود را براي كانديدا شدن در معرض افكار عمومي قرار مي دهند و پس از چندي خود عليرغم اينكه در ابتدا و در مراجعات خانه به خانه فقط خويشتن را در مجلس مي بينند و لاغير لاجرم به دموكراسي و يا هم قدرت نرم محترمانه گردن گزارده و نه خود را در بوته نقد و تخريب كه الا ماشاا... رسمي اگر جلوي آن گرفته نشود مي شود گفت هميشگي و جزء لاينفك انتخابات در ايلام شده قرار مي دهند و نه مجبور مي شوند چون به رانتهاي قدرتي كه از پس پرده غيب عالم نمايندگي (البته برابر تعريف خيالي خود از آن) دست نيازيده اند خانه خود را فروخته و حتي گليم زير پاي بچه هايشان را تا ديگر توبه كنند و در بازيي كه مربوط به از وي بهتران است شركت نكنند و بدانند در قرن 21 ديگر خبري از باز شاهي و تكرار داستان شير و ننه اش مگر در سريالهاي تلويزيوني امكان پذير نمي باشد و بايد در هر عرصه اي به واقعيات جامعه تن در داد. و البته ممكن است باشند بند بازاني كه هماره از آب گل آلود ماهي گرفته اند و آنقدر حساب شده وارد عرصه شده اند كه اگر به تشك خوشخواب نرسيده اند حداقل تكه اي از لحاف ملا را صاحب شده اند.

و صد البته هستند كساني كه چراغ روشن و مطمئن و يا چراغ خاموش و بي و سر و صدا كاري زيرزميني و تشكيلاتي را انجام داده اند براي تصاحب كرسيهاي سبز و سرخ. * و اما ايلام آنچه در افواه عمومي گفته مي شود برآيند خاص آن اين است كه عده اي به اصرار خود و يا دوستان (خواه جناحي، محفلي، ايلياتي و ...) ممكن است وارد گود شوند. اين دوره داراي خصيصه جداگانه اي از دوره هاي پيشين است: ـ جوانگرايي هستند جواناني جوياي نام با افقهاي ديد متفاوت كه در اين عرصه دنبال نام و نشان مي گردند كه البته با توجه به جمعيت جوان استان و انگيزه بالاي جوانان كه اتفاقاً همواره كمتر به حساب آمده اند (حداقل از ديدگاه آرمانگراي خودشان) بعيد نيست براي يكبار هم كه شده جواني از اين راهگذر توشه اي براي خود و يا هم سن و سالانش بردارد و از شنا كردن در خلاف آب نتيجه اي ببرد. _عطش مدرک داران گر چه براساس تعاليم حضرت حافظ نمي شود هر كه (سر تراشد) را از زمره (قلندران) دانست ولي از اين حيث كه جداي از نيت دروني كسي با مدرك دانشگاهي عزم خود را براي كانديدا شدن جزم مي نمايد حداقل مي داند كه سر تراشيدن گام اول و يا حداقل حفظ ظاهر در عالم قلندي و فهميدن حرفهايي كه حداقل مشخصات كارشناسي را دارد گام اول و بديهي و غير قابل حذف است براي كسي كه دين 4 قانونگذاري چند و يا چند صد ساله اين كهن بوم و بر را بر عهده دارد جاي شكرش باقي است و بيشتر اينكه مردم هم به فراست و پس از سالها سعي و خطا تجربه كرده اند كه دانشگاهيان بهتر از سايرين عمل مي نمايند گو اينكه ميان فارغ التحصيلان رشته ها و دانشگاه هاي مختلف اختلاف آنقدر هست كه ميان ماه من و ماه گردون اگر چه حتي ممكن است اين حقير به عقل ناقص خود آنچنان مجنون عشق شده باشم كه ليلي سياه سوخته خود را مجنون وار به قول امروزيها ماماني تر از ماه گردون ببينم و متاسفانه اينكه مادر بزرگ علي الرحمه ام مي گفت: روله عاشق كور است و جوان جاهل و نادان! حال كه 40 ـ50 سالي را پشت سر گذاشته و به قول شيخ اجل با عبرت گرفتنهاي بيشمار 50 رفت و از خواب بيدار شديم و حسرت مي كشم كه درايت 5 روزه باقي مانده نيز ممكن است در نيابم. مي پرسيد:چرا؟ چون درست است كه آردمان را بيخته و الكمان را آويخته ايم و در جامعه بر ما خرده مي گيرند كه در اين سن و سال عاشق و كور مهرويي شويم ولي ممكن است اين گرفتار كوري از نوع ديگرش شويم درست مثل مادر بزرگ بيچاره ام كه كور و ذليل و زمينگير مرد! حتي خيلي ساده تر از اين هم! و او هم درست مثل پدر بزرگش كه اندر اخم جنگلي خميازه كوهي و پير و كور و (شون ايل و مه ن) تنها و بي كس مرد! و شايد مثل پدرم كه به خيلي ها راي داد و براي آنها تبليغ كرد تا نماينده شوند و در تهران منزل گيرند و فرزندانشان پس از نمايندگي عارشان بيايد كه به ايلام بيايند و لاجرم با مال و منال فراوان در همان پايتخت گذران زندگي كنند و اينجانب به كارمندي و خانه اي كرايه اي در زمين شهري و يا درگ سيه كه پدرم و پدر پسرهمان نماينده در آنجا كشت و در و البته براي ملاكين كرده اند تا قوت لايموتي براي ما كه هم دبستاني بوديم و نه يار دبستاني كسب كنند بسنده كرده ام. صحنه دوم كوري را اينجوري تعبير كنيد كه نسل قبل از پدران ما براي اين پسردار مي شدند كه در اوان پيري و كوري به قول خودشان (ده سكيش) و يا به قول فارسها عصاي دستشان شود. جالب اينكه آنها جوانان را كور مي پنداشتند چون بر خلاف فكر به دوران پيري و انتخاب زن براساس معيار پيري عاشق و به قول خودشان كور مي شود و بدا به حال ما كه آن موقع فكر مي كرديم كه آنها درست مي گويند و اين گونه اين تحقير را مي پذيرفتيم و بدتر اينكه حال با نسلي بعد از خود مواجه شده ايم كه آن معيارها را قبول ندارد و به شدت دنبال ساختار شكني است و قبول ندارد كه خود كور است و بالعكس ما را كور مي پندارد كه هم پيري از عوامل پيرچشمي و كوري زود رس است و هم اينكه او معتقد است كه من و پدر و تعصبات ايلي و محلي و جو انتخابات ما را كور كرده و فريب شعار يكي را تحت لواي فاميلي و ... خورده ايم و او هيچ قانوني به نفع ما ننوشته و در پيچ و خم ترافيك تهران گم شده و حال صاحب خانه اي مجلل و اگر توان بيشتري داشته مال و منالي براي فرزندانش است و من راي دهنده هيچ جز دفترچه قسطي براي فرزندانم به ارث نگذاشته ام!!! حال متوجه دو نوع كوري از نوع جواني و ميانسالي كه نسل ما را گرفتارش بوده ايم شديد.

 * بافت مطرح شدگان: افراد ذيل ذكر مطرح شده در نزد افكار عمومي هستند: شاخصين انتخاباتي (به دليل داشتن سابقه كانديداتوري و يا پستهاي كليدي كه باعث شناخته شدن آنان مي شود): علي آزاد ( استاندار دوران آقاي احمدي نژاد و معاون عمراني دوران آقاي هاشمي و رئيس دانشگاه پيام نور زمان آقاي خاتمي و بخشدار و فرماندار و داراي پست در دوران ساير روساي دولتهاي گوناگون) و بالاخره كانديداي چهارم دور قبل. وي شاخص ترين و ماندگارترين چهره است اگر چه عده اي مي گويند او حتي دور قبل نيز با افق استاندار شدن كانديدا شد و به اين تعريف هم رسيد اگر چه كه آقاي هاشمي رئيس جمهوري مي شد احتمالاً راحتتر به اين مهم مي رسيد. او شايد داراي كارنامه اي شفافتر از سايرين باشد. پس از او آقايان دكتر ساغري داراي راي سوم دور قبل ـ مسلم رحيمي داراي راي دوم دور قبل و عضو شوراي اول كه قائم مقام صدا و سيماي خوزستان نيز مي باشد ـ علي امجد جمشيدزاده يكپاي ثابت انتخابات اخير ـ آقاي همتي نماينده دور فعلي و كانديداي ايل اركوازي كه البته گفته مي شود وي اين بار راي خود را در خارج از ايل جستجو مي كند و داستان جالب است كه هر كس از ايل اركوازي بوي كانديداتوري مي دهد في الفور در استاني ديگر پستي براي وي گرفته مي شود ـ مهندس چاغروندي كه گفته مي شود حضور وي در شورا و شهرداري با افق ديد نماينده شدن صورت گرفته ـ حاج بسطامي مدير كل كميته امداد حضرت امام (ره) كه به دليل شغل درگير چند انتخابات بوده است ـ نصرت حيدري معاون دانشگاه آزاد كه به دليل حضور در موتلفه و ستاد آقاي هاشمي و نگارش مقالات چهره اي سياسي و شناخته شده است ـ‌بخشدار قاسمي كه در دولتهاي مختلف و مكانهاي مختلف بخشدار بوده ـ و اما ناصري شوهان به عنوان مسئول اعتماد ملي استان يكي از چهره هاي اطلاح طلب است كه البته در دايره چپ سنتي بيشتر از همه مي گنجد ـ آقاي علي عسگر احمدي مدير كل آموزش و پرورش دوران خاتمي و سخنگوي ائتلاف اطلاح طلبان از ديگر چهره هاي شناخته شده‌ي اصلاح طلب اين دوره مي باشد ـ حجه الاسلام رستمي كه سابقه رياست پزشكي قانوني قم را دارد همچنين عادل نوروزي رياست دانشگاه آزاد اسلامي، جزو مطرحين اين دوره نيز می باشد.

نظرات ارسال نظر

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال