یک جامعه شناس: میانگین سن ازدواج در ایلام یک سال از میانگین کشوری بالاتر است

يك جامعه شناس گفت: ميانگين سن ازدواج در پسران و دختران ايلامي به ترتيب 27.5 و 23 سال است که نسبت به ميانگين کشوري يك سال بالاتر است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، بهروز سپيدنامه در "نشست علمي ازدواج " در مرکز آموزش علمي کاربردي جهاد دانشگاهي ايلام اظهار کرد: ازدواج به عنوان يک مسئله اجتماعي يک فرايند دو طرفه است که بر اساس آن بين دو فرد قراردادي بسته مي‌شود که حاصل آن تشکيل نهادي به نام خانواده است.

وي تصريح کرد: بر اساس آمار دو سال گذشته ميانگين سن ازدواج آقايان در کشور 26.5 سال است، در حالي که در ايلام اين ميانگين سني 27.5 است که همين ميانگين براي خانم‌ها در ايران و ايلام به ترتيب 22 و 23 سال است که بيانگر به تاخير افتادن ازدواج است.

وي با بيان اينکه جامعه‌اي که افراد جوان در آن به تجرد قطعي مي‌رسند، يعني بايد ازدواج کنند، اما موفق نمي‌شوند، جامعه مطلوبي نيست و بايد موانع اين پديده را شناسايي و براي حل آنها تلاش کرد.

وي خاطر نشان کرد: در کنار بلوغ جنسي بايد بلوغ اجتماعي واقتصادي نيز مورد توجه قرار گيرد. بلوغ اقتصادي به معناي استقلال مالي براي ايستادن بر روي پاي خود بوده و بلوغ اجتماعي شناخت ارزش‌هاي جامعه و تصميم‌گيري درست است.

اين مدرس دانشگاه گفت: اگر بلوغ اجتماعي بالا رود، طبيعتا بايد آمار طلاق پايين بيايد که عملا اين گونه نيست و اگر سن ازدواج بالا رود، ممکن است پيامدهايي از قبيل بلاتکليفي اجتماعي را به دنبال داشته باشد و افسردگي که سرطان بيماري‌هاي روحي است از نتايج به تاخير افتادن ازدواج است، دختراني که به موقع ازدواج مي‌کنند، وسواس کمتري دارند و خانم‌هايي که ديرتر ازدواج مي‌کنند، بيش از آقايان در معرض خطرهاي روحي قرار دارند و مجبور مي‌شوند به ازدواج‌هايي تن دهند که اصلا مطلوب نيست.

سپيدنامه، گفت: مناسب‌ترين سن ازدواج در صورتي است كه مرد 5 سال از زن بزرگترباشد و اگر زن بزرگتر باشد تنها 3 دليل مي‌تواند عامل ازدواج شود، اجبار، انگيزه‌هاي اقتصادي يا بر اساس عشق و اگر زن بزرگتر باشد براي همسر خود نقش مادري يا خواهري ايفا مي‌کند که براي مرد حس خوبي نيست.

وي، يکي از مشکلات زندگي مشترک را پايين بودن سواد جنسي دانست و تصريح کرد: نداشتن بسياري از آگاهي‌ها در کانون خانواده موجب عدم استغناي جنسي در جامعه مي‌شود که طلاق رواني را به دنبال دارد، به اين مفهوم که زن و مرد زير يک سقف زندگي مي‌کنند، اما رابطه عاطفي ندارند.

سپيدنامه در مورد نقش روابط عاشقانه صرف در ازدواج گفت: گاهي مکانيسم عشق تنفر ايجاد مي کند و گاهي به يک بازي تبديل مي‌شود، در ازدواج عاشقانه نقش‌ها حالت تعارفي به خود مي‌گيرند، چرا که نمي‌خواهند همديگر را از دست بدهند، اما بعد از ازدواج نقش‌ها مشخص شده و هر کس واقعيت وجود خويش را نشان مي‌دهد که امکان وجود مشکلات بيشتر مي‌شود و آمارهاي اجتماعي به خوبي آن را تبيين مي‌کند.

وي با بيان اينکه زندگي قصه و داستان نيست، بلکه واقعيت است و بايد با انتخاب عاقلانه همراه زندگي به آن استحکام بخشيد، گفت: مقبول‌ترين شيوه آشنايي بين دختر و پسر، خانواده است. اگر زمينه آشنايي از طرف خانواده ايجاد شود دختر و پسر بهتر مي‌توانند واقعيت‌ها را تشخيص دهند و به سوي زندگي عاقلانه که پايداري بيشتري خواهد داشت، پيش روند.

نظرات ارسال نظر

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال