گاومیشان؛ حیرت انگیز ترین پل تاریخی غرب کشور

: پل تاریخی گاومیشان واقع در شهرستان دره شهر در استان ایلام به دلیل قرار گرفتن بر روی رودخانه سیمره و استحکام، یکی از حیرت انگیزه ترین پلهای تاریخی غرب کشور است.

به گزارش خبرنگار مهر، مورخان در مطالعه تاریخ کهن شهرستان دره شهر، این شهرستان را اولین شهر دوران ساسانیان نامیده اند و این شهرستان با آثار تاریخی متعدد مانند ماداکتو، آتشکده های تاریخی متعدد، پل گاومیشان و آثار تاریخی دیگر یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی کشور محسوب می شود.

یکی از آثار تاریخی این شهرستان که همیشه در این شهرستان و کشور بیشتر مورد توجه بوده است و دارای ویژگیهای خاص پل سازی در دوران تاریخی کشور است "پل تاریخی گاومیشان" است که در این شهرستان است و بخشی از تاریخ و قدمت این شهرستان بر روی این پل نمایان شده است.

پل تاریخی و زیبای گاومیشان که بقای آن متعلق به دوران ساسانی است بر روی رودخانه "سیمره" پس از تلاقی با رودخانه کشکان ساخته شده است و بر اساس نظریات مختلف وجه تسمیه نام این پل بر گرفته از "گومیشه" یعنی محل پرورش گاو است.

اما بعضی از مورخان تاریخ مانند "سراورل استین" نام این پل را "گاماسا" می دانند ("گاماسا" از دو کلمه"گا" یعنی گاو و "ماس" به معنی ماهی تشکیل شده است.)

قوس های جناقی آجری و سایر تعمیرات سنگی و نمای فعلی پل بیانگر مرمت این پل در دوران بعد به خصوص دوران اتابک لر کوچک است.

پل تاریخی گاومیشان از پنج چشمه بزرگ تشکیل شده است که در حال حاضر فقط یکی از این چشمه ها سالم است و ارتباط چشمه ها با مسیر حرکت آب و طغیان آن محرز است.

این پل بسیار فنی و پیچیده ساخته شده است به طوری که رقیبی جدی برای پلهای مهم بشمار می رود.

پایه ها و تکیه گاههای اصلی پل مدور و قطور است و مصالح آن از سنگهای مکعبی بزرگ و تراشیده در ابعاد مساوی است که به صورت  "رگ چین" به روی هم چیده شده اند و پایه اصلی پل را به وجود آورده است.

داخل پایه ها نیز از قلوه سنگ و ملاط گچ پر شده و مصالح پل سنگ و ملاط گچ و در سقف تاقها از آجر است که همگی در پیچیدگی این پل نقش دارند.

تاقهای جناغی، دالانها و راهروها همگی از آجرهایی به ابعاد 20 در 25 سانتی متر ساخته شده است و نمای این پل تاقچه های مسدود و باز و موج شکن هایی دارد که به وسیله راهروها با چند پل به هم متصل می شوند که این نیز حتی در دوران کنونی بسیار مهندسی شده به نظر می رسد.

وجود پله ها در میان دالان ستون میانی، بیانگر این امر است که این پل فقط یک پل ارتباطی نبوده بلکه راهروهای داخل و پلکان نشان از این دارد که کاروانها از این پل به عنوان سرپناه به هنگام عبور استفاده می کردند و چه بسا شبها که در دل این دالانها کاروانیان به صبح رسانده اند.

یکی از مورخان تاریخ بنام سرهنری راولینسون در سفرنامه خود درباره این پل می نویسد: "پلی که هم اکنون بر روی سیمره  (دره شهر فعلی) قرار دارد یکی از بهترین پلهای ایران است که حسین خان بزرگ (والی بزرگ و معروف ایلام و لرستان) به سال 1008 هجری قمری این پل را تعمیر کرده است".

به اعتقاد مورخان این پل در سال 1334 هجری قمری بر اثر زلزله از بین رفته است.

مدیر کل میراث فرهنگی استان ایلام در این ارتباط به خبرنگار مهر گفت: پل تاریخی گاومیشان در سال 1377 به شماره 2222 توسط سازمان میراث فرهنگی کشور در آثار ملی کشور ثبت شده است.

عبدالمالک شنبه زاده اظهار داشت: مرمت و بازسازی این پل تاریخی و تعیین حریم و عرصه پل انجام شده است.

این مسئول با اشاره به اینکه در راستای معرفی این اثر تاریخی برای مسافران و گردشگران محوطه اثر به طور کامل پاکسازی شده است، تصریح کرد: همه ساله در ایام تعطیل مسافران و گردشگران زیادی به دیدن این اثر تاریخی رهسپار می شوند.

شنبه زاده یادآور شد: این اثر تاریخی در حال حاضر به طور کامل مرمت و باسازی شده است آماده استقبال از گردشگران است.

این مسئول اضافه کرد: استان ایلام با داشتن 760 اثر تاریخی ثبت شده در آثار ملی کشور یکی از قطبهای گردشگری در کشور محسوب می شود.

نظرات ارسال نظر
  • آیت کرددر تاریخ ۱ فروردين ۱۳۹۳

    گاو میشان(پل ): اسم پل معروف گاوميشان( گئو ميشان) مربوط به دوره ساساني بر روي رودخانه سيمره نشات گرفته از اين اعتقادات مزدیسنی و سرچشمه آن آناهيتا است ، چون آناهیتا الهه آب و زندگانی بوده و آنچه این باور را بیشتر می کند اینکه آناهیتا دارای هزاران رود و رودخانه می باشد که در همه سرزمین ایران و بخصوص ایران غربی جاری بوده اند ، چون « گئو به معني بلوك ( شهرستان) يا محل طايفه است و ياجايي كه از به هم پيوستن چند قبيله به وجود مي آيد ، و ميش(ميشا) همان ميترا(ميثر) در زبان پارسي است » و چون ميش نمي تواند همان گوسفند باشد ، زيرا « ميس مادر ماني بوده است كه همان ميش يا ميشا يا ميترا است » ، پس اين تركيب (گاوميشان) به معني بلوك ميترا يا سرزمين خورشيد است ، كه با توجه به اينكه « بابليان ، ايلام را سرزمين محل طلوع خورشيد(آلامتو) مي ناميدند » پس بلوك ميترا صحيح و ترجمه پارسي واژه هاي بابلي است. «گئو به معني گاو نر نيز آمده است » ، و گاو هم مظهر حيواني آناهيتا است كه قرباني كردن گاو نر(ورزاو= ) به خاطر برآمدن و فرو شدن خورشيد بوده است و يادگاري از دوران هاي ايلامي و هخامنشي مي باشد كه انجام دادن اين مراسم قرباني معروف به جشن( توگ = توگا ، توگاو) بوده و در آن گاو نري را قرباني مي كرده اند و اين جشن خاص خداي شيموت ( سيموت ) بوده است که در « روز بیست و پنجم آدار که تقریباً برابر با بیست و پنجم اردیبهشت می باشد » برگزار می شد. به نظر می رسد کشتن ( به معنی قربانی کردن ) ورزآو در اصل برای خدای ایلامی ناهونته بود که بعضی از شاهان ایلامی دارای این لقب بودند و به معنی « خالق روز » بود پس می توان گفت ؛ این قربانی ها بیشتر برای از بین بردن سیاهی و تباهی و یا زمانی بود که یکی از افراد خانواده دچار بیماری می شد و بدین صورت لازم شمرده می شد برای از بین بردن بیماری که ساخته و زاییده اهریمنی بود قربانی کنند و آن قربانی گاو نر و یا ورزآو بود. ورزآو( گاو نر ) هم بر گرفته از ورز دادن زمين است كه به معني شخم زدن مي باشد و مهم اين است كه در گذشته زمين هاي زراعي را بيشتر با ورزآو و يا همان گاو نر شخم مي زده اند و مهم تر اینکه : « ورزآو از کلمه باستانی ورزنه گرفته شده است و به گروه اجتماعی مربوط است که بویژه با گاو سر و کار دارد و مربوط به یک اتحادیه دینی است » و با توجه به اینکه از نظر جامعه کشاورزی ایران باستان و به خصوص مردم ساکن در زاگرس و کنار سیمره همه کارها را گاو انجام می دهد ، این موضوع می تواند به گاو تقدس ببخشد یعنی جنبه دینی گاو و یا گئو به این صورت مشخص می شود. كشتن و يا قرباني كردن گاو نر از رسوم ايلام باستان بود كه بعدها در ميان تمام ملل تابعه هخامنشي كه در گرد مركزيت شوش جمع شده بودند رواج داشته است بطوريكه فرماندهان كوروش كوچك هخامنشي براي انحاد با هم سوگند خوردند و براي استحكام اين عهد و پيمان گاو نري و...قوچي را بر سپري كشتند . از اينجا معلوم مي شود كشتن و يا قرباني كردن گاو نر ، تضميني براي وفا كردن به عهد بوده است و خدايان نيز با اين عمل موافق و براي وفا كردن به عهد ، قرباني كننده او را ياري كرده اند. .«گئومه علاوه بر آنکه ذکر شده به معني گاو نر به معني شير حيوانات نيز آمده است » ، گئو در زبان محلي مردم کنار سیمره بخصوص مهرگان کده ، لرستان و ایلام ، به معني پستان مي باشد ، آنچه وادار مي كند واژه گئو ، به معني پستان بيشتر از همه مورد قبول واقع شود ، اين است كه در مجسمه هاي باز مانده از دوران پارتي و سلوكي ، آناهيتا به صورت زني نيمه عريان از سينه مي باشد كه نعمت خود( شير) را به ديگران عرضه ميكند ، و آنچه بر این نکته تاکید دارد و آن را تایید می کند ، قسم خوردن به شیر مادر در میان قبایل ساکن در کنار سیمره است. از طرف ديگر ، همه معابدي كه براي آناهيتا ساخته شده اند همه در يك مسير مشخص هستند مانند همدان ، نهاوند (لائوديسه) ، كنگاور ، شوش ،... همه موازي با رودخانه بزرگ زاگرس يعني سيمره ( گاماساب ، سيمره ، كرخه ) هستند و ارتباط اين ايزد بانو را با آبها و رودخانه مشخص ميكند و بي جهت نيست كه آرتور كريستين سن در كتاب ايران در زمان ساسانيان نسبت به عقيده نيبرگ مبني بر تطبيق آناهيتا با رود سيحون ( سير دريا) شك و ترديد دارد ، چون آناهیتا الهه آّب و رودخانه ها بوده است و نمی توان آن را منتسب به یک رودخانه خاص از جمله گاو میشان ( گئو میشان ) دانست ، ارتباط آناهيتا به عنوان الهه رودخانه مشخص مي كند ، در يك عهد كه مربوط به دوران پارتي است ، همه اقوام زاگرس ، متشكل از عناصر غربي و سامي و ايراني كه به طور كامل در هم مخلوط شده اند كه اوج اين اختلاط مربوط به(200 ق.م) يعني دوره برادران پارتي فرهاد اول فيلادلفوس(دوستدار برادر171-181)ق.م و مهرداد اول(139-171)ق.م ميباشد، همگي به ستايش و پرستش آناهيتا الهه آبها و حاصل خيزي پرداخته اند ومهم اينجاست كه اين وحدت ديني زاگرس بر خلاف زمان اردشير(ارت خشثر) دوم هخامنشي يا ، با حافظه( 359-405)ق.م ، زماني اتفاق مي افتد كه شاهان سلوكي و پارتي در اوج جنگ هايي هستند كه منجر به وحدت ارضي ايران در زمان پارتيان ميشود و سيمره نقش اساسي در پيوند ديني اين مردمان در معابد همدان ، كنگاور و شوش داشته است و مانند هوم كه مومنين را در جذبه مذهبي گرد هم مي آورد ، عمل كرده است. پيوستگي ديني كه نتيجه پرستش آناهيتا بوده است و در نتيجه فزونی زائريني كه نذورات خود را به اين معابد تقديم ميكردند ازاينجا معلوم ميشود كه : مهرداد اول و آنتيوخوس چهارم(164-175)ق.م نتوانستند چشم طمع از اين معابد بردارند و آنها را مانند آنتيوخوس سوم(كبير) سلوكي(187-223)ق.م غارت كردند. رونق اين معابد ازيك طرف ديگر ،نتيجه رونق اقتصادي زماني است كه اوج كشمكش سلوكيان و پارتيان بر سر بين النهرين و ايران غربي است وتجارت و بازرگاني بدون توجه به نبردهاي خونين آنها ، در مسير همان جاده شاهي كه هم اكنون نيز برقرار است ، بين شوش ، كنگاور و همدان در جريان بوده است . پس بي دليل نيست كه با آنكه «آتش در دين زرتشتي مهم ترين عنصر است اما احترام آب را بيشتر در نظر دارند » ، چون كه آب يا به زبان اوستايي (آو= ) كه هنوز هم با گذشت بيش از 3000 سال در گويش مردم سيمره هنوز همان «آو» است ، مهم ترين عنصر در آباداني و كشاورزي است و كشاورزي از نظر آيين زرتشتي بهترين راه زندگي است و با تاثير عقايد ايلامي در عقايد زرتشتي دورانهاي هخامنشي و پارتي و ساساني ، از بين خداوندگاران ايران زمين ، آناهيتا بهترين گزينه براي پرستش ساكنين زاگرس بوده است ، بطوريكه هنوز هم آب به عنوان سمبل و يا نماد و نشانه و مظهر روشنايي است. به نظر مي رسد گاو ميشان که نام ديگر سيمره بوده است ، مي تواند همان رود ( اردوي) مقدس باشد كه در اوستا آورده شده است . « اردوي از ريشه (ارد) نام رودي مقدس است و به معني برآمدن و بلند شدن و فزوني يافتن است ، سور ، صفت است و به معني توانا و نيرومند يا به صورت ساده تر اينكه معني موج نيرومند مي دهد ، (ان) از ادات منفي است و آهيته به معني آلوده و ناپاك مي باشد و تركيب آناهيته به معني نيالوده و پاك و بي آلايش است » ، كه اردوي سورا آناهيتا به معني موج بلند بي آلايش مي باشد كه ميتواند همان سيمره باشد

    پاسخ به این نظر

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال