حمل ۲ ساک پر از رساله امام با ماشین ساواک توسط استاندار ایلام

در سال ۵۱ بنا بر درخواست مرحوم پدرم ۲ ساک پر از رساله امام خمینی(ره) را از تهران تا ایلام با ماشین ساواک حمل کردم.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ایلام، محمد تقى مروارید در سال 1300شمسى در مشهد مقدس به دنیا آمد، پدرش شیخ على فرزند حاج شیخ على اکبر مروارید و مادرش حلیمه فرزند ملاعلى قدرتى بود.
محمدرضا مروارید در گفت وگوی اختصاصی با خبرنگار تسنیم در ایلام، اظهار کرد: پدرم در میان خانواده‏اى کاملاً مذهبى و در نهایت فقر رشد کرد و خاطرات تلخى از آن دوران سختِ زندگى داشت که جاى ذکرش نیست.
وی افزود: قرآن خواندن و سواد نوشتن را نزد مادرش و مکتب‏خانه‏ هاى معمول آن زمان فراگرفت و آن‏گاه به شغل انگشتر سازى برنز و نقره روى آورد و تا زمانى که ایران در اشغال متّفقین و حکومت رضا خان بود، به این کار مشغول بود.
استاندار ایلام تصریح کرد: پس از سقوط دولت رضاخان براى علما و روحانیانى که گوشه و کنار باقى مانده بودند فرصتى پیش آمد که مدارس علوم دینى را که به کلّى در زمان رضا خان تعطیل شده بود بار دیگر احیا و فعّال کنند آیت اللّه حاج میرزا حسنعلى مروارید ، از عموزادگان ،پدرم ایشان را با مرحوم آیت اللّه میرزا مهدى غروى اصفهانى آشنا کرد، آن بزرگوار پدر مرحومم را به تحصیل علوم دینى تشویق کرد.
وی گفت: پدرم نخستین بار در سال 1342شمسى همراه دو تن از دوستانش دستگیر شد چون آن‏ وقت ساواک در ایلام اداره نداشت، شهربانى وی به کرمانشاه اعزام کرد.
مروارید عنوان کرد: علاوه بر پدر مرحومم ،برادرم دکتر محمدجعفر مروارید نیز یک بار دستگیر شد و نزدیک به یک سال در زندان به سر برد.
وی افزود: آن زمان من دانشجو بودم و در همدان مشغول به تحصیل بودم و همراه با بچه های مسجد و هم کلاسی های خود مرتب در راهپیمایی ها و مراسم ها شرکت می کردیم.
استاندار ایلام تصریح کرد: در سال 57 خاطره ای بسیار جالب از ایلام در یاد دارم که در روز عید فطر سال 57 ، راهپیمایی های آرامی در سطح کشور جریان داشت ولی در ایلام در روز عید فطر راهپیمایی همراه با شلیک گلوله از طرف ساواک همراه شد و سه نفر از مردم ایلام شهید شدند و چند نفر مجروح شدند.
وی گفت: در سال های 56 و 57 به صورت مخفیانه کتاب های مرحوم مطهری و بازرگان را بین دانشجویان توزیع می کردیم.
مروارید عنوان کرد: آن موقع تیمسار مرادى رئیس ساواک بود چون بار اول بود که بازداشت می شد زود آزادش کردند، زمانى که دستگیر شد مردم ایلام بسیار متأثر شدند از این رو، استقبال با عظمتى از وی به عمل آوردند.
وی افزود: دومین بارى که ساواک مرحوم پدرم را بازداشت کرد وقتى بود که در حسینیه مرحوم حائرى منبر می ‏رفت، پس از پایان منبر شبانه دستگیر شد.
استاندار ایلام تصریح کرد: پدرم بار دیگر در سال 1357 دستگیر شد و این بار وی را از ایلام به تهران فرستادند و به زندان کمیته شهربانى تحویل دادند و بعد از دستگیرى بنده عده ه‏ایى از جوان ‏ها در مسجد جامع ایلام متحصن شدند، هر چه استاندار تلاش کرد متفرق نشدند، سرانجام مأموران حمله کردند.
وی گفت: پدر مرحومم مدتى در این زندان به سر برد و با کسانى چون شهید حاج شیخ مهدى شاه ‏آبادى آشنا شد و بعد از مدتى به زندان اوین منتقل شد و حدود بیست روز در سلول انفرادى به سر برد.
مروارید عنوان کرد: ماه مبارک رمضان بود که جریان هفدهم شهریور و میدان شهدا(ژاله سابق) اتفاق افتاد و سپس به بند چهار زندان عمومى فرستاده شد در همان موقع آقایان هاشمى رفسنجانى، منتظرى و طالقانى در بند سه زندان بودند که آن‏جا با آقایان محمد آل اسحاق، موسوى، آقاى ابراهیمى، سید جلال طاهرى شد پس از آزادى از زندان به ایلام منتقل شد و در آن زمان بود که مبارزات شدت گرفته بود.
وی افزود: سال 51 بود و خفقان شدیدی در ایران حاکم بود، با پدر مرحومم تلفنی صحبت می کردم که ایشان در قم بود و از من که در تهران بود خواست به قم بروم و ایشان را ببینم.
استاندار ایلام تصریح کرد: پدرم دو ساک پر از رساله های امام خمینی(ره) را به من داد و گفت این ساک ها را به ایلام ببر.
وی گفت: با ساک های پر از رساله امام خمینی(ره) با اتوبوس راهی کرمانشاه شدم،آن زمان ایلام اتوبوس مستقیم نداشت و برای رسیدن به ایلام باید چند مسیر را عوض می کردیم.
مروارید عنوان کرد: بعد از کرمانشاه باز هم با اتوبوس به اسلام آباد آمدم و در بین راه منتظر ماشینی برای رفتن به ایلام بودم، که ناگهان ماشین ساواک برایم متوقف شد و مرا سوار کرد.
وی افزود: بعد از پرس و جو متوجه شدیم که این ساواکی ها همسایه ما در ایلام هستند و بدون اینکه ساک ها را بگردند، مرا به منزلمان رساندند.
استاندار ایلام تصریح کرد: اکنون سی و پنج از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد ولی مردم ما با تمام وجود در کنار مقام معظم رهبری و دفاع از ارزش های اسلامی مستحکم ایستاده اند.
وی گفت: این بار نیز مردم ایران و ایلام با بصیرت و آگاهی کامل در راهپیمایی 22 بهمن شرکت می کنند و بار دیگر به دشمنان نشان می دهند که هرگز ولایت و ارزش های اسلامی را رها نمی کنند و تو دهنی محکمی به دشمنان می زنند.
نظرات ارسال نظر
  • نصرت الهدر تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۲

    با تشکر خاطرات جالبی بود ایکاش استاندار محترم از شجاعت و جسارت مردم هفت چشمه در مخفی کردن وفراری دادن مرحوم ابویشان در روستای هفت چشمه ایلام در محرم سال 57 یادی میکرد زمانی که آقای خزایی رئیس شهربانی ایلام مسجد ولیعصر هفت چشمه را به گلوله بست و جا ی گلوله ها تا باز سازی مسجد ماندگار بود (بنده در آن موقع به اتفاق خانواده در مسجد حضور داشتم و کلاس دوم دبستان بودم)

    پاسخ به این نظر
  • مهرداددر تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۲

    جالب بود! ولی بد نبود که ایشان از حمایت مردم غیور روستای هفت چشمه از پدرشان در دوران خفقان یاد می کردند که چگونه و با چه شیوه از خودگذشتگی پدرشان را از دست ساواک نجات دادند. چرا که پدرشان همیشه اهالی این روستا را تحسین می کرد.

    پاسخ به این نظر
  • در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۲

    انسان خوبی است پاک وبی ادعا

    پاسخ به این نظر

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال