چهار‌شنبه 20 آذر 1398

ایران(جغا گلان شهرستان مهران)، قدیم ترین خاستگاه کشاورزی جهان

حفاري هاي باستان شناسي در ايلام(شهرستان مهران) واقعيت هاي تازه اي را بر دانشمندان آشكار كرده است. استخراج مجموعه اي غني از اشياء ساخته انسان و بازمانده هاي گياهي از دل خاك هاي جنوب غربي ايران نشان مي دهد كه گذار انسان از مرحله شكار و جمع آوري غذا به دوران كشاورزي در هلال حاصلخيز، به دوراني بسا ديرين تر از روزگاري كه دانشمندان تصور مي كرده اند، باز مي گردد.
براساس پژوهش هايي كه نتيجه آن روز پنجشنبه در مجله «ساينس» منتشر شده است، اين حفاري ها واقعيت ديگري را نيز بر دانشمندان آشكار مي كند: اين كه تحول  مهمي كه سبب شد تا اين بخش از خاورميانه «مهد تمدن جهان» ناميده شود، بر خلاف تصور آنان، نه در طي چند نسل و چند قرن، بلكه به تدريج و در طي هزاران  سال انجام گرفته است.
به نوشته «ساينس» نقش ايران به عنوان مركز پيدايش دانه هاي كشاورزي براي مدت هاي طولاني مورد بحث و ترديد بود. اما لايه نگاري و گاه نگاري هاي دقيق از چينه ها و بازمانده هاي باستان شناختي غني در چغا گلان واقع در دشت مهران در استان كنوني ايلام نشان دهنده آن است كه كشت گياهان وحشي و پيدايش تيره هاي اهلي شده گياهي در مدتي  بيش ازدو هزار و ۲۰۰ سال صورت گرفته است.
تپه چغاگلان كه قدمت آن به دوران نوسنگي بدون سفال مي رسد، اولين بار توسط محمد خليليان باستان شناس ايلام در فهراست اثار ملي به ثبت رسيد و عرصه و حدود آن مشخص شد.
سيمون ريهل، ديرين شناس گياهان در دانشگاه توبينگن آلمان و نويسنده اين پژوهش مي گويد از  ۱۱ هزار و ۷۰۰ تا ۹هزار و نهصد سال پيش، طول كشيد تا اسكان يافتگان  چغاگلان، در كوه‌پايه هاي زاگرس در ايران، از كشت اسلاف وحشي غلات امروزي به روياندن و پرورش نوعي گندم اهلي كه امر يا گندم دو دانه اي ناميده مي شود، دست يافتند. تاكنون بيشتر شواهد مربوط به خاستگاه كشاورزي ازمحوطه اي بين  ۷۰۰ تا ۱۵۰۰ كيلومتر در غرب چغا گولان به دست آمده است.
به نوشته اين پژوهش برخلاف روستاهاي كشاورزي اوليه كه باستان شناسان از تركيه، اسرائيل، سوريه و عراق حفاري و استخراج كرده اند، چغا گلان روند توالي دوره هاي استقراري ساكنان آن را نشان مي دهد و از چگونگي توسعه كشاورزي در طي قرون پرده بر مي دارد.
ريهل مي گويد:« كل اين روند از كشت تيره هاي وحشي تا روياندن گياهان پرورش يافته بين هزار تا دو هزار سال در چغا گلان به طول انجاميده است».
كشف بازمانده هاي گياهي در چغا گلان گواهي مستند است بر اين كه چگونه ساكنان اين منطقه، جوي وحشي و ديگر تيره هاي محصولات كشاورزي امروزين مانند عدس و نخود وحشي را زير كشت برده اند. تيره هاي گندم وحشي در كمتر از ۱۰ درصد كل تيره هاي گياهي كه تاكنون از اين محل كشف شده وجود داشته است.  اما در ۳۰۰ سال آخر اين دوران به ۲۰ درصد افزايش يافته است. حدود ۹۸۰۰ سال پيش گندم دودانه اي يا گندم ريشك دار به صورت پرورش يافته آن ديده شده استبازمانده هاي ديرين- گياه شناختي چغا گلان نشان مي دهد كه ايران قديم ترين محل كشت و مديريت گياهان در جهان است
به گفته كارشناسان، اين يافته هاي حفاري هاي كوه پايه هاي زاگرس اكنون قالب فكري دانشمندان درمورد منشاء و پيدايش كشاورزي، دهات، شهرها و تمدن ها را دستخوش تغييري بنيادين كرده است.
در طي دهه هاي بسيار باستان شناسان بر آن بودند كه آغاز كشاورزي در بخشي از منطقه هلال حاصلخيز يا لوانت  بوجود آمده است. بخشي كه اسرائيل، لبنان و اردن و بخش هايي از سوريه و عراق و عربستان سعودي امروز و چند كشور ديگر را در بر مي گيرد. تصور مي رفت كه كشاورزي از اين منطقه به سوي شرق و به ايران امروز رفته است.
ملينا زدر، دانشمند ارشد در برنامه باستان شناسي و محيط زيست انساني در موزه اسميتسونين واشنگتن كه در اين پژوهش شركت نداشته به لس انجلس تايمز گفته است: «بخش شرقي هلال حاصلخيز همواره به عنوان منطقه اي پرت شناخته مي شد». او روشن شدن اين واقعيت را كه قدمت كشت و آسياب كردن دانه هاي غلات توسط ساكنان زاگرس به قدمت  ديگر مردمان ساكن سرزمين هاي لوانت بوده است، «نشانه نوعي دمكراتيزه بودن اوضاع در منطقه» مي داند كه به گفته او «نشان مي دهد كه همه در اين امر سهيم بوده اند».
با اين حال سيمون ريهل معتقد است كه ساكنان دست كم چند منطقه  از جمله غرب ايران- كشاورزي را خودشان آموخته اند. «هيچ مكان مركزي وجود ندارد كه همه چيز از آنجا شروع شده باشد. برعكس مناطقي هستند كه پرورش تيره هاي گياهي به صورت مستقل در آن ها آغاز شده است».
 
تا پيش از اين كشف، حفاري هاي بخش غربي هلال حاصلخيز، از پيدايش كشاورزي و دام داري در ۱۱ هزار و پانصد سال پيش خبر داده بودند اما پيشينه اين امر را در بخش شرقي هلال  به ۹هزار و پانصد سال پيش مي رساندند.
پس از انقلاب  ايران در سال  ۱۳۵۷،  باستان شناسان ديگر نتوانستند با شيوه ها و تكنيك هاي مدرن مورد استفاده در منطقه غربي هلال، به كاوش هاي خود در بخش شرقي ادامه دهند.
در پي بهبود روابط ايران و غرب، باستان شناسان دانشگاه توبينگن آلمان در سال هاي ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ موفق شدند  از منطقه ۱۲ هزار ساله چغا گلان بازديد كنند و همراه با تيم همكاران ايراني شان در مركز تحقيقات باستان شناسي ايران به حفاري بپردازند. علت اشتياق آنان براي اين امر آن بود كه آخرين پژوهش هاي ژنتيكي كه بر جو و دام هاي امروزي مانند گوسفند و خوك و بز انجام شده، نشان داده است كه سابقه اهلي شدن آنها به يش از ۹هزار و پانصد سال پيش مي رسد.
اشيايي كه از اين محوطه هشت كيلومتري به دست آمده همه به طرز چشمگيري سالم بوده اند. باستان شناسان با استقرار بر دهانه حفره اي كه پيشتر توسط قاچاق چيان آثار باستاني كنده شده بود، توانستند با سطل هاي ده ليتري بازمانده هاي مواد گياهي و ابزار هاي سنگي را از آنجا بيرون بكشند.
پس از شستن مواد رسوبي از اين اشيا بود كه با مجسمه هاي انساني و حيواني، استخوان هاي ماهيان و آب زيان،  تكه هاي زغالي شده جو، عدس، نخود، گندم دو دانه اي و ديگر اجداد غلات امروزي مواجه شدند. نيكلاس كنارد، باستان شناس در دانشگاه توبينگن و نويسنده همكار اين پژوهش مي گويد:« هرگز در زندگي ام با محوطه باستاني اي به اين غنا و پرباري روبرو نشده بودم».
باستان شناسان همچنين به مقاديري كاه و سبوس غلات  دست يافته اند كه نشان مي دهد مردمان غلات را خرمن كوبي مي كرده اند. در اين كاوش ها ابزارهايي چون هاون و آسياب سنگي كشف شده كه نشانه تبديل غلات به آرد و بلغور است و به برنج شباهت دارد.
يافته هاي چغا گلان همچنين نشان مي دهد كه گذار از دوران نوسنگي بدون سفال به كشاورزي روندي طولاني و تدريجي را طي كرده است.
در حيني كه  مردمان باستاني گياهان وحشي را به صورتي كه مي خواستند پرورش مي دادند،  رفته رفته و حدود ۱۱ هزار و پانصد سال پيش برخي انواع  علف ها بر گرد آنها جذب شد و به رويش پرداخت. اما بايد يك هزار سال مي گذشت تا گياهان وحشي به شكل اهلي و پرورش يافته آشناي امروزي درآيند.
اين پژوهش با آن كه نشانه اي بر آن است كه كشاورزي در بسياري از بخش هاي هلال حاصلخيز تقريبا به صورت هم زمان ظهور يافته اما نشان نمي دهد كه چرا اين منطقه براي توسعه كشاورزي چنين مناسب بوده است.
خانم زدر معتقد است كه به خاطر وجود منابع فراوان در اين منطقه مردم مجبور نبودند كه براي يافتن غذا سفر كنند و مي توانستند در محل ساكن شوند.  اين امر سبب شد كه راه هايي  براي حراست از  اين منابع و افزايش نعمت ها بيابند.
نويسندگان اين پژوهش مي نويسند كه با اين حال، اين كه كشاورزي چگونه در اين منطقه گسترش يافت  از راه ارتباط فكري، مهاجرت مردمان، يا توزيع و پخش  محصولات كشاورزي- هنوز رازي ناگشوده است.
نيكلاس كنارد و همكارانش هنوز صدها نمونه دارند كه مورد تحليل و مطالعه قرار نداده اند. به نوشته سيمون ريهل، نويسنده اصلي اين تحقيق و ديرين شناس گياهان در دانشگاه توبينگن، گروه در نظر دارد به حفاري در چغا گلان ادامه دهد تا بتواند به آگاهي هاي بيشتري درباره ساكنان منطقه و بويژه  ساختار اجتماعي آن دست يابد.
نظرات ارسال نظر