مروری بر انتصاب‌های استاندار ایلام/ عمران ایلام؛ شایستگانی را باید

اشاره: موضوع اين نوشتار بررسي كشورهاي جهان اول و چندم نيست؛ مقايسه‌ي مديريت و مديران آنجا و اينجا نيست؛ بلكه موضوع ما، برخي از مسئوليني-منظور ما در اينجا برخي از مسئولين دولتي در استان ايلام مي‌باشد- است كه در حساس‌ترين مناطق،‌ مهم‌ترين پست‌ها را بر عهده گرفته‌اند، كه شايسته‌ي آنها نيستند.

گاها مي‌بينيم و يا مي‌شنويم مسئولي در فلان كشور از اينكه در حق مردم كوتاهي كرده و يا اشتباهي مرتكب شده است، قبل از اينكه اخراج شود، پشت تريبون رسانه‌ي ملي، شجاعانه از مردم عذر‌خواهي مي‌كند. برخي نيز از سمت خود استعفا كرده و زمام امور را در اختيار افراد شايسته‌تر قرار مي‌دهند و ما هم به عنوان بيننده تلويزيون اين حركت را تحسين مي‌كنيم.

نيازي به تعجب نيست، چون اين فرهنگ در كشورهاي پيشرفته تقريبا نهادينه شده است. -برعكس در منطقه‌ي ما كه برخي از مسئولان گاف‌هايي تاريخي از آنها سر مي‌زند اما بجاي بركناري، صاحب جايگاهي به مراتب بلندمرتبه‌تر مي‌شوند. اما اين، تنها تفاوت كشور‌هاي جهان اول و جهان‌چندمي‌ها نيست. در كشورهاي توسعه‌نيافته، اغلب مشاغل بر حسب رابطه‌ي خويشي، فاميلي و قبيله‌اي به افراد سپرده مي‌شود. افرادي كه از اين طريق بكارگيري مي‌شوند، دغدغه‌اي براي اخراج و از دست دادن كار ندارند، چون مطمئن هستند نظارتي بر فعاليت‌هاي آنان صورت نخواهد گرفت. بنابراين كيفيت كار آنها بسيار پايين است و در اين رابطه به هيچ‌كس پاسخگو نيستند و احيانا اگر كسي از آنها پاسخ بخواهد با كلكسيوني از ترفندها روبرو خواهد شد.

با درنگی در اندیشه‌های سیاسی اجتماعی اسلام و با واکاوی آموزه‌های تعالی‌بخش دینی به خوبی می‌توان جایگاه شایسته‌سالاری را استخراج کرد. عدالت به عنوان اساسی‌ترین اصل دینی، همان شایسته‌سالاری است. چراکه با تحقق عدالت اسلامی اصل استقرار هر چیزی در جای متعلق به خودش برآورده می‌شود. با رجوع به آیه 105سوره انبیاء خداوند تاکید کرده است که حکومت و سروری بر زمین برای بندگان صالح و شایسته است. بدره،‌جاده‌ي ايلام حميل- كرمانشاه؛ جاده سرتنگ به هلسم؛ سدهايي كه چند سالي است از بي‌آبي خشكيده‌اند، نه اينكه ساخته شده و آبگيري نشده‌اند بلكه هنوز عمليات ساخت آنها به كندي پيش مي‌رود؛ شهرك‌هاي صنعتي خوابيده در هياهوي شهر‌ها؛ هنوز يادمان نرفته است كه ديگران با 8 طرح بزرگ صنعتي ايلام رفتند و براي خودشان كسي شدند اما صداي آن كارخانه‌ها حتي سكوت شب‌ها را هم نشكستند؛ شركت‌هاي بزرگي كه تابلوهايشان قُصه‌ي مردم شهر شد و ده‌ها طرح و پروژه‌ي ديگر كه فداي كم‌توجهي و يا بي‌توجهي مسئولين شد. اينها فقط مشت نمونه خروار بودند و مجالي نيست تا همه طرح‌هايي كه مي‌توانستند استان را نجات دهند ذكر كنيم.

حال كه مسئولي شايسته يا ناشايسته،‌باسواد يا بي‌سواد، بومي يا غير بومي، باتجربه يا بي‌تجربه انتخاب شده است، چرا نبايد در برابر مردم پاسخگو باشد؟ چرا وقتي زمان پاسخگويي مسئولي فرا مي‌رسد، مسئول ما هيچ وقت، فرصت نمي‌كند؟ اگر مسئولين ما اين همه كار مي‌كنند و براي پاسخگويي وقتي ندارند، چرا هميشه درجا ميزنيم و رشدي در استان مشاهده نمي‌شود؟ و صدها چراي ديگر.

موقعيت استان‌هاي مرزي حكم مي‌كند در انتخاب مديران ارشد (استاندار، معاونت عمراني،‌برنامه‌ريزي، منابع انساني و ...) دقت و حساسيت خاصي به خرج داده شود. چراكه اين افراد تاثير بسزايي در حركت استان‌ها به سمت توسعه دارند. اما وقتي كه كشتي ايلام بيش از 6 ماه غرق در امواج پرتلاتم درياي سرگشتگي بود، مسئولين ارشد كشوري به اهميت موضوع هيچ توجهي نكردند و اين استان را محملي براي آزمون و امتحان پس دادن تصور كردند و فردي را براي هدايت ايلام فرستادند كه با وجود تمام حسنات اخلاقي و كاري‌اش، هيچ‌گونه سابقه‌اي حتي در يكي از معاونت‌هاي استانداري‌هاي كشور در كارنامه‌اش ثبت نشده است و اگر اينگونه بود و در كنار ده‌ها اخلاق حسنه؛‌تجربه و توان كافي داشت، در انتخاب افراد براي مشاور، معاونت، مدير دستگاه‌هاي اداري مرتكب اين همه اشتباه نمي‌شد كه مرتب مجبور شود آنها را بركنار كند. برعكس مي‌توانست با استفاده از افراد كاركشته حتي غير بومي استان را اندكي به جلو ببرد. ذكر اين نكته در اينجا ضروري است كه استفاده از افراد ناكارآمد خود عامل مهمي در عقب‌ماندگي ما محسوب مي‌شود.

با وجود اينكه تاكنون از شخص اول استان نقدهاي فراواني شده،‌ اين نوشتار در مقام نقد ايشان برنيامده و اين وظيفه را به شماره‌هاي بعدي موكول مي‌كند. در اين نوشتار تنها عملكرد معاونت عمراني نقد شده است، باشد كه مورد توجه قرار گيرد. (در همين جا از تمام زحماتي كه اين معاونت متحمل شده است، قدرداني مي‌شود) هدف از انتشار اين مطلب شناخت ضعف‌هاي موجود و استفاده از افراد توانا‌تر است، به اميد آنكه هرچه زودتر نسيم رحمتي بوزد و شبهاي ايلام آفتابي شود.

اگر استاندار ضعيف است؛ معاون ضعيف و مدير ضعيف باعث مي‌شود كه عملكرد او زير سئوال برود. چرا كه آنان به عنوان مديران عملياتي اطلاعاتي دقيق‌و كارشناسانه‌اي را به مدير مي‌دهند تا بر اساس آنها تصميم گرفته شود و چون خود نيز از عدم اطلاع كافي در زمينه كاري رنج مي‌برند، همه چيز را خوب جلوه مي‌دهند و در نهايت خروجي همان مي‌شود كه هنوز محروم مانده‌ايم.

يكي از مديراني كه مي‌تواند هم به عنوان مشاور استاندار و مدير عملياتي تلقي شود، معاون عمراني است. اين معاونت، وظيفه‌اي مهم و خطير را بر دوش مي‌كشد. پس لازم است فردي كه در اين مسند قرار مي‌گيرد و مشغول به فعاليت مي‌شود، استان را بشناسد، از پتانسيل‌ها، توانايي‌ها و استعداد‌هاي استان آگاهي داشته باشد، موانع توسعه استان را شناسايي كرده باشد و در يك كلام تمام توانش عمران و توسعه استان باشد كه لازمه آن نيز تخصص، تجربه و توانايي در مديريت كردن افراد و خلاقيت است.

معاون عمراني سابق؛‌ همان كسي كه هنوز سايه‌اش بر سرمان سنگيني مي‌كند،‌ گلشني بود كه دسته گل‌هايش مردم ايلام را به آب داد. همان كسي كه همزبان ما بود. كرد بود، كردي حرف زدنش عار. به زحمت توانستيم راهيش كنيم كه برود تا جاي ديگري را آباد كند اما مشاورمان شد كه شهر صالحه‌اي برايمان بسازد. فعلا از اين قِصه‌ي پر از قُصه مي‌گذريم. پس از او باز هم داستان بومي و غير بومي بودن مدير شروع شد و اين بار هم اصل شايسته‌سالاري و توانايي در مديريت افراد زير خواسته‌ها و رابطه‌ها ماند.

توجه به اين نكته كه توسعه همه‌ي جانبه در يك منطقه نياز به انسان‌هاي توسعه يافته دارد كه با فرهنگ توسعه آشنايي داشته و توانايي ايجاد قابليت‌هاي لازم براي توسعه را داشته باشند. اما در مقابل، تفكر محروميت استان ايلام را كه هم از لحاظ مادي (ذخاير نفت و گاز) و هم به لحاظ منابع انساني از جايگاه خوبي برخوردار است محروم‌تر نشان مي‌دهد. براي اثبات اين مدعا مي‌توان به افرادي اشاره كرد كه اكنون در پست‌هاي كليدي در پايتخت و كلان شهرهاي كشور مشغول خدمتگذاري هستند. (دكتر عادل آذر، دكتر كريمي‌دوستان، مهندس چاغروندي و ... ). شايد يكي از دلايلي كه اين افراد در زادگاه خود نمانده تا قبل از هرجايي،‌ آنجا را آباد كنند، سيستم غيركارشناسانه‌اي باشد كه در آن شايستگان محكوم به نظاره كردن افرادي باشند كه ناعادلانه جايشان را اشغال كرده‌اند.

چرا وقتي يكي از ادارت به چند نفر كارمند جزء نياز دارد، آزمون گرفته مي‌شود و داوطلبان از هفت‌خوان رستم براي استخدام نهايي گذر مي‌كنند. اما وقتي يك پست اداري مهم و يا يك معاونت در استانداري به ‌هر دليلي خالي مي‌شود براي جذب افراد از هيچگونه فيلتر و يا گزينش علمي و تخصصي استفاده نمي‌شود؟ آيا اين باعث بي‌انگيزگي در جامعه مخصوصا در قشر تحصيل‌كرده و شايسته‌ي ما نمي‌شود؟ آيا باز هم محروم نمي‌مانيم؟

شايد براي مخاطب اين سئوال پيش بيايد كه چرا با وجود مديران ضعيف، آنها بركنار نمي‌شوند و از افراد شايسته استفاده نمي‌شود؟ اما همان طوري كه در بالا ذكر شد در كشورهاي در حال توسعه انتخاب‌ها براساس شايسته‌سالاري و لياقت صورت نمي‌گيرد كه در بركناي آنها از گزينه‌هاي شايسته‌تر استفاده شود. البته اين را هم منكر نيستيم كه در مديريت، خلاقيت و توانايي خود فرد تاثير بسزايي در رشد سازمان دارد اما اين در صورتي صحيح است كه همان فرد نيز از طريق سيستم انتخاب شده باشد. سيستمي كه داده و پردازشي منطقي داشته باشد تا در نهايت منجر به ستانده‌اي متناسب با شرايط شود.

همه از وضعيت پروژه‌هاي عمراني شهر و استانمان باخبريم؛ از راه‌هاي ارتباطي‌مان به استان‌هاي ديگر اطلاع داريم؛ راه آهن را ديگر نمي‌گويم؛ جاده قاضي‌خان

افرادي كه اكنون در پست‌هاي خود عملكرد قابل توجهي ندارند، ممكن است در جايي ديگر عملكردي به مراتب قوي‌تر داشته باشند. پيشنهاد مي‌شود در بكارگيري افراد استعداديابي شود و با تدابيري خاص توانايي آنان سنجيده شود تا شايد افراد شايسته به حق خود رسيده و ما هم اميدوار به آينده باشيم.

نتيجه:

توسعه همه‌ي جانبه در يك منطقه نياز به انسان‌هاي توسعه يافته دارد كه با فرهنگ توسعه آشنايي داشته و توانايي ايجاد قابليت‌هاي لازم براي توسعه را داشته باشند. علاوه بر اين، توسعه نيازمند بستر لازم براي ايجاد زيرساخت اقتصادي و ساير ملزومات توسعه است. مناطقي كه منابع مادي و انساني لازم را دارند، سريع‌تر فرآيند توسعه را طي مي‌كنند و برعكس در نقاط كه از اين لحاظ محروم باشند اين فرآيند به كندي صورت مي‌گيرد.

نظرات ارسال نظر

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال