بسمه تعالی
سقوط غم انگیز فوتبال ایلام در 6 سکانس
چه تلخ است شنیدن نعره مهیب جنگنده های متجاوز دشمن بعثی بر فراز میدان فوتبال، آنجایی که با شور و شوق چند جوان شایسته می خواهند گرد و غبار غم حاصل از تجاوز دشمن را برای دقایقی از چهره شهر و مردم عزیزشان بزدایند.
آری، فوتبال در استان ایلام حکایتی بسیار طولانی دارد. استان ایلام سرزمین فوتبال و شهادت است. تنها زمینی که با خون شهیدان آغشته شده است(زمین فوتبال چوار)، در استان ایلام وجود دارد.
در 23 بهمن سال 65، برگ زرین دیگری در دفتر افتخارات استان ایلام ثبت شد و فوتبال پلی به سوی شهادت و ایثارگری شد...بازیکن، داور و تماشاگر ایلامی در کنار هم به شهادت رسیدند و زمین فوتبال چوار به جای چمن سبز، با خون شهیدان به رنگ قرمز تبدیل شد...
در فروردین ماه 89، اتفاقات ریز و درشت بسیاری در استان ایلام به وقوع پیوست که برخی از این اتفاقات حتی در سطح ملی بازتاب وسیعی داشت.
اما، شاید یکی از مهمترین وقایع فروردین ماه 89، سقوط تیم فوتبال پالایش گاز ایلام به دسته سوم کشور بود. اتفاقی که کمتر مورد توجه قرار گرفت تا همچنان مدیران ورزشی؟؟ این تیم، خود را در حاشیه امنیت کامل ببینند و در قبال هیچکس پاسخگو نباشند.
بدون شک،تأسیس تیم فوتبال پالایش گاز ایلام نقطه عطفی نه تنها در ورزش استان بلکه در سایر ابعاد زندگی مردمان سرزمین طلوع خورشید بود. سالهاست که استان عزیز ایلام از هیجان پرطرفدارترین ورزش دنیا به دور است و در حالیکه در بسیاری از استانهای کشور تب فوتبال جریان دارد و شادی های دسته جمعی در بین مردم این استانها جریان دارد، نوجوانان و جوانان ایلامی از این هیجان و شادابی دور هستند.
اکنون زمان آن رسیده بود که؛ دوباره صدای هلهله و شادی مردم ایلام در زمین های فوتبال شنیده شود و همهی مردم استان به بهانه فوتبال باهم بگریند و باهم بخندند.
حضور موفق تیم پالایش گاز ایلام(ولو در دسته دو کشور) می توانست باعث نشاط، شادابی و امیدواری در بین مردم و به ویژه نوجوانان و جوانان فوتبال دوست بشود.
از سوی دیگر، با توجه به محرومیت استان ایلام و مشکلات ریز و درشت مردم این سرزمین، شاید صحبت کردن از فوتبال به مذاق برخی ها خوش نیاید و البته حق هم دارند.
اما در دنیای کنونی، فوتبال تبدیل به یک صنعت شده و زبان گویای جوامع و ملتها گشته است. بسیاری از مناطق دنیا، به وسیله فوتبال خود را به جهانیان می شناسانند و با استفاده از این ورزش جذاب، شادابی،پویایی و نشاط را به مردمشان تزریق می کنند.
لذا، تأسیس تیم فوتبال پالایش گازایلام، بهانه ای برای پویایی و شادابی مردم همیشه رنج دیده استان ایلام بود. اما فوتبال ایلام قربانی بی تدبیری عده ای شد که می خواستند با استفاده از جذابیت و محبوبیت فوتبال به شهرت و البته مدیریت برسند...
اکنون، مجموعه ماجراهای تیم پالایش گاز ایلام از تشکیل تا سقوط در چند سکانس را مرور می کنیم:
سکانس اول: تشکیل تیم وخیانت محمد یاوری به فوتبال ایلام
سال 1387 برای اولین بار تیمی از ایلام در رقابتهای دسته دوم کشور فعالیت خود را آغاز کرد. مهندس حسن نجفی سمنانی، مدیرعامل پالایشگاه گاز ایلام حمایت مالی خود را از این تیم اعلام نمود و محمد یاوری برادر کوچکتر محمود یاوری به عنوان سرمربی انتخاب گردید.
محمد یاوری همزمان سرمربی تیم ملی فوتبال نونهالان کشور بود و کمتر برای تیم ایلام وقت خود را صرف می کرد. هیچگاه با دلسوزی به پیشرفت فوتبال ایلام فکر نمی کرد و حتی دستیار اول خود را از تهران انتخاب نمود. دستیاری که با بی تجربگی خود نه تنها در غیبت محمد یاوری نمی توانست بدرستی تیم را هدایت کند، بلکه مشکلات تیم را با عدم مدیریت صحیح خویش دو چندان کرده بود.
تیم مربیگری محمد یاوری شاهکار بزرگی انجام داد و در 14 بازی تنها هفت امتیاز کسب نمود و با متحمل شدن انواع و اقسام باخت ها(در یکی از بازیهای خانگی 7 گل دریافت کردند) باعث تحقیر جوانان ایلامی شدند و فوتبال ایلام را که گمان می کردیم زنده شده است، به سمت دره سقوط و مرگ فرستادند.
سکانس دوم: پیگیری موضوع زمین فوتبال چوار با همراهی رضا رجبی
رضا رجبی سابقه 16 سال بازی در رده های مختلف تیم ملی فوتبال را دارد. وی همبازی امثال ناصر حجازی بوده و 11 سال در تیم فوتبال استقلال تهران بوده است. بعد از کنارهگیری از فوتبال، در دام اعتیاد گرفتار شد و هیچ مدیری از او در کادر فنی تیمش استفاده نکرد.
بهتاش فریبا، همبازی و دوست صمیمی رضا رجبی به کمک او شتافت تا اعتیاد را کنار بگذارد. رجبی، با انگیزه و پشتکار فراوان و سالها تحمل سختی و رنج، موفق به ترک اعتیاد شد و به آغوش جامعه فوتبال بازگشت.
در سال 87، امیر قلعه نویی او را به عنوان آنالیزور تیم فوتبال استقلال تهران انتخاب نمود. در یکی از روزها، از طریق یکی از دوستان مشترک(محمدرضا عیوضی) با ایشان آشنا شدیم. موضوع زمین فوتبال چوار را با او مطرح کردیم و گفتیم بعد از 23 سال، هیچ کاری برای شهدای فوتبال ایلام نشده است.
راه و چاه را به ما نشان داد و گفت که چگونه باید موضوع را پیگیری کنیم تا به نتیجه برسد. خودش نیز گام به گام با بچه های ایلام همراه شد و بدون دریافت حتی یک ریال هزینه، وقت خودش را در اختیار ما قرار داد.
در هر محفل فوتبالی در مورد واقعه زمین فوتبال چوار صحبت می کرد تا شهدای زمین فوتبال را به جامعه بشناساند.
دریکی از روزهای بهمن ماه گفت که دوست دارد در تعطیلات عیدنوروز به ایلام بیاید و از نزدیک زمین فوتبال چوار را ببیند.
اما دست تقدیر، سرنوشت را طور دیگری رقم زده بود و او اوایل اسفندماه 87 به ایلام آمد...
سکانس سوم: ورود رضا رجبی به ایلام و کسب نتایج شگفت انگیز
تیم فوتبال پالایش گاز ایلام برای برگزاری مسابقه با تیم نفت تهران به پایتخت آمده بود. به اتفاق تعدادی از بچه های ایلام برای روحیه دادن به همشهریانمان به ورزشگاه دانشگاه تهران رفتیم. درحالی که برف می بارید، شکست تیم فوتبال ایلام سردی هوا را برای ما دو چندان کرده بود.
تیم ایلام 3 بر صفر باخت و محمد یاوری بدون اینکه خم به ابرو بیاورد، سوار خودروی خود شد و ورزشگاه را ترک کرد.
به رختکن تیم فوتبال ایلام رفتیم تا برای انجام مسابقات بعدی به آنها روحیه بدهیم. زیرا اگر همین روند را ادامه می دادند، تیم حتماً سقوط می کرد.
تعدادی از بچه های تیم به اتفاق آقای خانی سرپرست تیم و نصیری مربی تیم، بسیار ناراحت بودند و به ما گفتند: باید کاری کرد و گرنه سقوط تیم قطعی است. آنها گفتند: فوتبال ایلام با محمد یاوری به جایی نمی رسد.
تیم به ایلام رفت. اما روز بعداز آن باخت بد، به اتفاق تعدادی از بچه های ایلامی مقیم تهران دور هم جمع شدیم تا بلکه بتوانیم کاری انجام دهیم. به این نتیجه رسیدیم که با مسئولان تیم فوتبال پالایش گاز صحبت کنیم و رضا رجبی را برای جانشینی محمد یاوری معرفی کنیم.
شماره موبایل مهندس نجفی مدیرعامل پالایشگاه گاز را از طریق یکی از دوستان پیدا کردیم و با او تماس گرفتیم. گفتیم ما تعدادی از جوانان ایلامی مقیم مرکز هستیم و می خواهیم کمک کنیم تا تیم فوتبال سقوط نکند.
مهندس نجفی دوشنبه هفته بعد را به عنوان وقت ملاقات تعیین کرد. ساعت 18 روز دوشنبه به مهمانسرای شرکت پالایشگاه گاز ایلام واقع در خیابان کربلای ایلام رفتیم. اعضای هیئت مدیره پالایشگاه گاز ایلام همگی آمده بودند. در ابتدا از انتقادات ما ناراحت شدند. اما کم کم اوضاع آرام شد و ما پیشنهاد برکناری محمد یاوری را دادیم. دو ساعت بعد رضا رجبی را به عنوان جانشین به آنها معرفی کردیم. تیم ایلام روز چهارشنبه بازی داشت. به رضا رجبی گفتیم به خاطر ما به ایلام بیا و تیم فوتبال را نجات بده. گفت: به خاطر شهدای زمین فوتبال چوار می آیم.
به ایلام آمد. بازی ایلام را از نزدیک دید. ایلام 3 بر1 باخت تا در 14 بازی 7 امتیاز گرفته باشند.
چند روز بعد به اتفاق رضا رجبی به دفتر مهندس نجفی رفتیم. مهندس نجفی دست یا امام رضا(ع) داد و گفت: اگر در این شرایط سخت بتوانی تیم را نجات دهی، حق و حقوقت را می دهیم وسال آینده سرمربی تیم خواهی بود. هیچ قرارداد مالی بین دو نفر منعقد نشد. رجبی کار خود را شروع کرد. باید دوبازی باقیمانده را می برد تا امید به بقا وجود داشته باشد. حتی کسب یک مساوی هم ایلام را به دسته سوم می فرستاد....
البته اگر دو بازی را می بردند، تازه به رقابتهای پلی آف می رسیدند و در صورت کسب نتیجه در پلی آف، می توانستند در دسته دوم بمانند.
در حالی که همگان سقوط تیم ایلام به دسته سوم را قطعی می دانستند، رضا رجبی با کمک همان بازیکنان از 2 بازی شش امتیاز کسب نمود و تیم را به پلی آف رساند.
در پلی آف، با انجام دو بازی تاریخی توانست سهمیه استان را در لیگ دسته دوم حفظ کند. یعنی از 4 بازی تیم ایلام 12 امتیاز گرفت و به صورت معجزه آسایی سهمیه استان در لیگ دسته دوم حفظ گردید.
لازم به ذکر است که تیم ایلام در بازی های پلی آف 3 بر یک تربیت بندرعباس و 2 بر یک شهرداری کرمان را در ورزشگاه قدس تهران شکست داد. این در حالی است که بازیکنان تیم ایلام، در دو بازی پلی آف و بدور از مبالغه، بیش از 10 بار توپ را به دیرک دروازه حریفان کوبیدند.
حال فکر کنید رضا رجبی به جای 4 بازی در 14 بازی سرمربی تیم ایلام می بود، آیا ایلام صعود می کرد یا سقوط؟
سکانس چهارم: برکناری رجبی به بهانه استفاده از نیروهای بومی
کسب این پیروزی ها، شایستگی جوانان ایلامی را به آقای محمد یاوری و دیگران آشکار کرد. چرا که در جواب ناکامی ها، همواره بازیکنان را مقصر می دانستند و یکی از علل ناکامی را نداشتن بازیکن غیربومی معرفی می کردند.
اما، جوانان برومند ایلامی نشان دادند اگر انسانهای کاربلدی، رهبری آنان را به دست گیرند، توانایی انجام بزرگترین کارها را دارند.
در حالی که تیم فوتبال پالایش گاز شور و شوق عجیبی را در بین فوتبال دوستان ایلامی بوجود آورده بود و بسیاری از ایلامیان مقیم مرکز را دور هم جمع نموده بود، شایعات عجیب و غریبی مبنی بر برکناری رضا رجبی به گوش می رسید. شایعه ای که باورش در چنان شرایطی، کاملاً غیرمنطقی بود.
جلسه تقدیر از اعضای تیم فوتبال پالایش گاز ایلام با حضور استاندار و اعضای هیئت مدیره پالایشگاه گاز ایلام برگزار شد. مسئولان چنان صحبت می کردند که گویی تیم ایلام به دسته یک صعود کرده بود. فراموش کرده بودند که تیم ایلام تنها از سقوط نجات پیدا کرده است و لا غیر.
به راستی، اگر پیشنهاد برخی از ایلامیان مقیم مرکز نبود و رضا رجبی نمی آمد، آیا آن جشن برگزار می شد؟
به هرحال، با پیامک و نه دعوت نامه رسمی، ما را هم به آن جلسه دعوت کردند. به اتفاق دوستان به آنجا رفتیم تا تلخ ترین دعوت خود را شاهد باشیم و با کوهی از غصه جلسه را به اتمام برسانیم.
اینکه، هیچیک از مسئولین از جوانان دلسوز ایلامی تشکر نکرد، اصلاً اهمیتی ندارد. اما با چشمان خود شاهد کفر نعمت و بی احترامی به یکی از پیشکسوتان فوتبال مملکت بودیم. چون به پیشنهاد ما آمده بود، از خجالت نمی دانستیم چه به او بگوییم.
اعصابمان خراب شده بود. چرا با کسی که از 4 بازی 12 امتیاز گرفته بود اینگونه برخورد می شود؟ چرا با کسی که باعث غرور و همدلی ما شده بود، اینگونه برخورد می شود؟ می گفتند دلیل ما مالی نیست، پس چه دلیلی وجود داشت؟
رجبی نیز پشت تریبون رفت و حرف های دلش را بیرون ریخت. اما گفت که من با این جوانان ایلامی می توانم بزرگترین موفقیت ها را برای استان شما رقم بزنم. او با اطمینان گفت: تیم شما را به دسته یک می برم. درست مثل روزهایی که بازی تیم ایلام را دید و گفت: من این تیم را در لیگ دو حفظ می کنم... اما، درست مانند همان روزها که کسی حرفش را باور نداشت، امروز هم حرفش را باور نداشتند.
هرچقدر توانستیم به مدیران پالایش گاز التماس کردیم که رجبی را حفظ کنند. اما گفتند: می خواهیم از نیروهای بومی استفاده کنیم. به آنها گفتیم: ما موافق استفاده از نیروهای بومی هستیم، بگذارید تعدادی از نیروهای بومی به عنوان دستیار با آقای رجبی همکاری کنند تا در کنار ایشان تجربه کسب کنند. ولی، چون فوتبال ایلام تا کنون در لیگ های بزرگ حضور نداشته است، نیروهای باتجربه بومی برای رشد فوتبال ایلام وجود ندارد. اینجوری تیم سقوط می کند.
به آنها گفتیم: یکبار به حرف ما گوش دادید و ضرر نکردید. این بار هم گوش بدهید...اما گویی در پس پرده اتفاقاتی افتاده بود که کسی خریدار حرف های ما نباشد.
آقای مهدوی خبرنگار خبرگزاری فارس و آقای محمد مرادی سرپرست روزنامه قدس ایلام ما را آرام کردند. یکی از دوستان گفت: اینقدر اصرار نکن، اینها فکر می کنند ما به خاطر خودمان می گوییم. یکی دیگر گفت: بیا برویم دنبال زند گی مان، الان فکر می کنند از قبال رجبی چیزی گیر ما می آید...
یادم می آید یکی از دوستانم همان موقع به من گفت: « من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق»(هرکس از خلق خدا تشکر نکند، از خداوندهم تشکر نمی کند.)
از آنجایی که دنیا دار مکافات است، معنی این جمله را در 30 فروردین ماه 89 متوجه شدم...
سکانس پنجم: سقوط غم انگیز فوتبال ایلام
آری، در حالی که به این موضوع فکر می کردیم که چه تعداد از مدیران پالایشگاه گاز و پتروشیمی ایلام بومی هستند، دنبال زندگی خود رفتیم. با خود گفتیم: شاید بومی گزینی را از فوتبال شروع کردهاند و انشااله در آینده ای نزدیک شاهد انتصاب تعداد زیادی از افراد بومی به عنوان مدیرعامل و معاون پالایشگاه گاز و پتروشیمی خواهیم بود....
اما درست در جایی بومی گزینی را شروع کردند که نباید می کردند.
در حالی که خاطرات بسیار شیرین ورزشگاه قدس تهران را با هم مرور می کردیم، از اینکه کسی به ورزش استان و آینده جوانان فوتبال دوست توجه نمی کند، غصه می خوردیم.
مدیران پالایشگاه گاز ایلام، تغییرات زیادی را انجام دادند. شورای سرپرستی باشگاه پالایش گاز ایلام را تشکیل دادند. رئیس سازمان فوتبال پالایش گاز ایلام هم انتخاب شد.
برای اینکه عجایب تکمیل شود، مهندس نجفی، صادق کامران را به عنوان سرمربی تیم فوتبال ایلام برگزید. جالب اینجاست که قبلاً که اسم صادق کامران را نزد مهندس نجفی می آوردیم، عصبانی می شد و می گفت اسمش را نیاورید...
مجید جلالی سرمربی تیم فوتبال فولاد خوزستان را به عنوان مشاور تیم انتخاب کردند و چندین ماه قبل از شروع رقابتهای لیگ دسته دوم، تمرینات را آغاز نمودند.
مدیران و اعضای کادر فنی هدف خود را صعود به لیگ دسته یک معرفی کردند و چنان می گفتند که گویی هیچکس تردیدی در صعود تیم ندارد.
در یکی از روزها، به دعوت تعدادی از بازیکنان تیم، از تهران به ایلام آمدیم تا ضمن تماشای بازی تیم ایلام برابر سپیدرود رشت، تجدید دیداری هم بشود. تیم ایلام سپیدرود را شکست داد و ماهم برای عرض تبریک به سمت اعضای کادرفنی و بازیکنان رفتیم.
اینکه برخی از مربیان با غرور با ما صحبت می کردند، بماند. اما یکی از مدیران تیم فوتبال پالایش گاز رو به من گفت: همین که توانستیم 10 امتیاز بگیریم و از 7 امتیاز یاوری عبور کنیم، کافی است و با خوشحالی با ما خداحافظی کرد. یاد جملهای افتادم:« انسانهای بزرگ با اندیشه های بزرگ، سازمان های بزرگ را می سازند و انسانهای کوچک برعکس این کار را انجام می دهند».
نمی دانم چرا نتایج را با نتایج رضا رجبی مقایسه نکرد که از 4 بازی تمام امتیازات ممکن را گرفته بود تا حداقل با افکار بزرگ خویش، تیم را به سمت بزرگی سوق دهد.
آری، روند نزولی تیم ایلام بعد از این بازی شروع شد و تساوی ها و شکست های پی درپی، تیم پالایش گاز ایلام را به سمت پایین جدول سوق می داد.
صادق کامران ( به اعتقاد نگارنده اگر در جای خود استفاده می شد، می توانست یکی از موثرترین اعضای تیم فوتبال پالایش گاز باشد) را از کار برکنار کردند و عباس جمشیدیان که انصافاً یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایلام است را جایگزین او نمودند.
نگارنده بارها با مدیران پالایش گاز ایلام و شخص مهندس کمالی تماس گرفتم و گفتم تو را به خدا فکری بکنید. اینطوری تیم سقوط می کند. حداقل در بازی های آینده از یک مربی کاربلد و سطح یک کشور استفاده کنید تا سهمیه ایلام حفظ شود.
مهندس کمالی هم از اوضاع اظهار تأسف می کرد و می گفت به مدیران تیم گفته ام با شما تماس بگیرند. شما هم اگر می توانید کمک کنید.
از آنجایی که غرور بی خودی و تنگ نظری در وجود برخی از ما ریشه دوانده است، به دلایل نامعلوم هیچکس با ما تماس نگرفت.
تیم ایلام با عباس جمشیدیان نیز کم کم به دره سقوط نزدیک می شد و مسئولان هیچ فکری نمی کردند. گویی نمی دانستند که تیم پالایش گاز ایلام، امید صدها جوان فوتبالیست را برای بازی حرفه ای زنده کرده است.گویی، سربلندی ایلام در دایره لغات آنان تعریف نشده بود.
تیم ایلام در گروه خود از بین 9 تیم، رتبه هشتم را به دست آورد و به رقابتهای پلی آف راه یافت. در 23 فروردین 89 و در بازی رفت، 5 بر یک از نوژن مازندران شکست خوردند و در 30 فروردین 89، در ورزشگاه تختی ایلام با حساب یک بر یک به تساوی رسیدند تا ضمن شش تایی شدن، با لیگ دسته دوم خداحافظی کنند.
برخی از اطرافیان تیم که برنامه نود را زیاد می بینند به این فکر افتادند که حتماً دروازه بان ایلام تبانی کرده است. البته در صحت و سقم این ماجرا اظهارنظر نمی کنیم. اما همین دروازه بان، در سال گذشته و در آن4 بازی رویایی، بهترین بازیها را به نمایش گذاشت.
آری، در 30 فروردین ماه 88 تیم ایلام با رضا رجبی بر شهرداری کرمان غلبه کرد و به اعتقاد نگارنده، شادترین و زیبا ترین روز فوتبالی ایلام رقم خورد. اما دنیا دار مکافات است و هرکس از خلق خدا تشکر نکند، از خداوند تشکر نمی کند و تشکر نکردن از خداوند، عواقب سختی دارد.
آنان که فکر می کردند به لیگ یک صعود می کنند و بیشتر از رجبی بلدند، گرفتار چرخ گردون شدند و تا 30 فروردین غلت خوردند تا به همه آنها ثابت شود در 30 فروردین 88، تدبیر، اراده، توانایی، مردانگی، غیرت و... وجود داشت و در 30 فروردین 89... ؟؟؟
سکانس ششم: درخواست از مسئولین
آری، باید توانایی و غیرت جوانان ایلامی را باور کنیم...باور کنیم که توانایی آنان از جوانان بوشهری که به لیگ برتر رسیدند، کمتر نیست. توانایی جوانان سرزمین میمک، قلاویزان، سومار، دهلران، مهران و... از توانایی جوانان تبریزی، کرمانی،اصفهانی،شیرازی و حتی تهرانی کمتر نیست.
باور کنیم اگر آنان را حمایت کنیم، همانطور که در دوران دفاع مقدس در صدر جدول بودیم، می توان در آینده ای نزدیک فوتبال ایلام را در لیگ برتر دید.
می توان اسم ایلام را بر سرزبانها انداخت وجوانان ایلامی را در هیاهوی جذاب و دلنشین فوتبال، شریک کرد.
دستیابی این تیم به اهداف بزرگ، نیازمند همدلی،همیاری و حمایت همه جانبه مردم و مسئولان استان می باشد.
بیایید فوتبال را تبدیل به وسیله ای برای اتحاد و همدلی ایلامیان بکنیم.قبول کنیم که هیچ واقعه ای مانند فوتبال نمی تواند مردم استان را دور هم جمع کند و بدون توجه به ایل و طایفه آنان را یکصدا کند که تنها اسم ایلام را فریاد بزنند.
سال گذشته، پیروزی های پی درپی تیم فوتبال پالایش گاز ایلام، دهها ایلامی مقیم تهران را در ورزشگاه قدس تهران دورهم جمع کرد و این در حالی است که جمع کردن آنان به بهانه های دیگری به جز فوتبال کاری بسیار سخت و در بسیاری مواقع غیرممکن می باشد.
از مسئولین محترم استان و به ویژه شخص استاندار محترم، انتظار می رود موضوع سقوط تیم فوتبال و دلایل ناکامی را به دقت بررسی نمایند تا هرکسی جرأت نکند با آینده جوانان استان بازی کند و خود را هم در حاشیه امنیت کامل ببیند.
برخی ها نباید به راحتی با آینده جوانانی امثال؛ نرگسی ها، حدادی ها، ولی زاده ها، شمس الهی ها، یعقوب بیگی ها و... بازی کنند.
پیشنهاد مهم: خرید سهمیه لیگ دو را به جوانان ایلامی بسپارید.
- سال گذشته، یکی از اعضای تیم پالایش گاز به جای اینکه نتایج کسب شده توسط رضا رجبی را تحسین کند، می گفت: اگر هم رجبی تیم را نجات نمی داد، مشکلی نبود. با 30 میلیون تومان سهمیه دسته دوم می خریدیم. اولاً؛ جذابیت فوتبال و ورزش به تلاش ها و رنج هایی است که برای کسب موفقیت حاصل می شود. از طرفی، غرور و افتخار را تنها با کسب موفقیت و پیروزی می توان به بدنه جامعه تزریق کرد و گرنه خرید سهمیه لیگ دوم را هر بچه دبستانی هم انجام می دهد. ثانیاً؛ آیا جبران بی کفایتی با پول، خیانت به بیت المال نیست؟ ثالثاً؛ احتمالاً همین آقا امسال بگویند مشکلی نیست که سقوط کرده ایم، دوباره سهمیه می خریم. لذا، پیشنهادی دارم: حال که اینگونه است، چند نفر از جوانان بیکار ایلام را به عنوان هیئت مدیره تیم انتخاب کنید. با این کار اولاً؛ به ایجاد اشتغال در استان کمک می شود و ثانیاً؛ بزرگترین اتفاق بدی که ممکن است بیافتد، سقوط تیم به دسته پایین است. خب، 30 میلیون می دهند و سهمیه می خرند. حیف نیست جمعی از بزرگان ورزش و مدیریت استان، ذهن خود را مشغول فوتبال کنند. بهتر است کارهای مهمتری برای استان انجام دهند و سقوط و خرید سهمیه را به جوانان ایلامی بسپارند.
ناگفته ها:
- در رقابتهای فصل جاری، تیم ایلام با تیم های ماشین سازی تبریز، ذوب آهن اردبیل، هپکو اراک، راهسازان قم، مقاومت تهران، رباط کریم تهران، سپیدرود رشت و فولاد یزد دریک گروه قرار داشت.
- رضا رجبی بارها در روزنامه ها به سابقه اعتیاد خود اشاره کرده بود و گفته بود که جوانان باور کنند که ترک اعتیاد ممکن است. برخی ها این سابقه او را بهانه قرار داده بودند.
- در همان روزهایی که رجبی با تیم ایلام نتایج درخشان می گرفت، بعضی ها چنان از او ایراد می گرفتند که گویی خودشان در بارسلونا و منچستر یونایتد بازی کرده بودند و رجبی در تیم استقلال تهران.هرچند، مطمئنم اگر سر آلکس فرگوسن و پپ گواردیولا برای مربیگری تیم پالایش گاز ایلام اعلام آمادگی می کردند، به بهانه بومی گزینی آنان را کنار می گذاشتند.
- یاد جلساتی می افتیم که با حضور مدیران پالایش گاز ایلام برگزار می شد. برخی از آنها وا قعاً سخنرانان ماهری هستند و آیات و احادیث زیادی را حفظ هستند؟؟
- در بازیهای پلی آف سال گذشته، دهها ایلامی مقیم مرکز که تعداد زیادی از آنان از اساتید دانشگاه و مدیران ایلامی بودند، برای تشویق تیم به ورزشگاه قدس تهران آمده بودند.
- لیدرهای اصلی تیم فوتبال استقلال تهران، در ورزشگاه قدس تهران حضور یافتند و به احترام رضا رجبی، با طبل و بوق فضای وحشتناکی را برای حریفان ایجاد می کردند.
- برخی از مسئولان فوتبالی و غیر فوتبالی ایلام که در زمان عدم نتیجه گیری تیم، هیچ کس آنها را ندیده بود، به ورزشگاه قدس تهران آمده بودند؟؟
- قبل از انجام بازی های پلی آف، تیم ایلام به مدت 15 روز، اردوی آمادگی خود را در تهران گذراند.
- در بازی شهرداری کرمان- پالایش گاز ایلام، یکی از لیدرهای تیم فوتبال استقلال تهران توسط یکی از تما شا گران کرمانی،با ضربه چاقو به شدت مجروح گردید.
- در بازی شهرداری کرمان- پالایش گاز ایلام، گل پیروزی تیم ایلام در وقت اضافه به ثمر رسید.
- در سال گذشته، بعداز پایان بازی شهرداری کرمان- پالایش گاز ایلام، اعضای تیم به همراه تماشاگران ایلامی نماز شکر خواندند.