مرا به خیر تو امیدی نیست!

عبدالجبار کاکایی

حس ناخوشایند دیدن برخی از فیلمهای مهرجویی را قبلاً در خواندن برخی قصه های جمالزاده تجربه کرده ام. شاید به همین دلیل بود که از نقد پرخاشگرانه «جلال آل احمد» بر آثار جمالزاده لذت بردم و علت ناخوشایندی از دیدن برخی از فیلمهای مهرجویی شاید دستمایه قرار دادن زندگی طبقات ضعیف و قشر غیرشهری جامعه به منظور طنز و مضحکه و خنداندن طبقات مرفه و شهرنشین باشد.
عرفان فانتزی فیلمهای «هامون» و «پری» که تفاوتهایی با سلوک سنتی در تفکر اسلامی و ایرانی دارد دلیل دیگری بر بورژوامسلکی مهرجویی و برخی نظریه پردازان عارف مسلک روزگار ماست. «داریوش شایگان» که نقطه اوج نگاه مهرجویی در هامون است در "افسون زندگی" از نظریات فانتزی کتاب "آسیا در برابر غرب" پا پس می کشد و مهرجویی هنوز نفهمیده است که سلوک عرفانی برای یک شهروند بورژوا چیزی در حد یک خیال پردازی کودکانه است. آدمی با این اوهام وقتی به جامعه نگاه می کند از تجربه اجتماعی خود بهره های ناقص می گیرد و هنرش عاملی می شود برای رنجش طبقات جامعه که به معنای واقعی در حال سیر و سلوک اند. دو نگاه از سر سیری مهرجویی به مردم ایلام در دو فیلم «بمانی» و «مهمان مامان» که به نوعی در اجاره نشین ها هم تکرار شد اسباب رنجش مردم شهرم را فراهم آورده است که مایه تاسف است. من فقط به این دوست روشنفکر که سیاحتی سرگیجه وار در اندیشه های فانتزی دینی دارد همان نکته معروف را یادآوری می کنم که: «مرا به خیر تو امیدی نیست، شر مرسان»
 

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال