قبیله یا قابلیت (تحلیلی بر دلایل انتخاب قبیله محور) - ۲

کیومرث شاوردی

در قسمت قبلی به برخی از دلایل گزینش مدیران نالایق اما هم قبیله (همخون) اشاره شد . در این بخش به عوارض و عواقب این نوع گزینش مدیران می پردازیم. بصورت کلی عوارض آنرا می توان به دو بخش کلی داخلی و خارجی تقسیم کرد که در بخش داخلی در محورهایی چون سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... قابل تقسیم است .

۱- عوارض انتخاب مدیران نالایق در داخل کشور

الف: عوارض فرهنگی

 چندی پیش شاهد بزرگداشت حماسه ای بودیم که با همت و یکدلی جوانانی نجیب و از جان گذشته خلق شد که علیرغم تفاوت ایده ها و سلیقه ها همه زیر بیرق اسلام گرد آمدند تا برای همیشه نظام سلطنتی را در ایران براندازند و برای نخستین بار در تاریخ این کشور حکومتی براساس جمهوری و رای مردم و با ویژگی اسلامی طرح ریزی کنند .

بهمن ۵۷ رژیمی در ایران سرنگون شد که آشکارا بصورت خانوادگی اداره می شد و مناصب و پستهای کلیدی و بویژه ثروتهای اقتصادی در دست افرادی بود که همگی عضو ((خانواده هزار فامیل)) بودند. در انتخاب وکلا، رؤسا و مدیران مهمترین ویژگی، قرابت و نسبت خانوادگی بویژه با خاندان سلطنتی بود و رژیم توانسته بود با تکیه بر نوعی فاشیسم الیگارشی در کنار اریستوکراسی این ایده را در ذهن مردم به ملکه تبدیل کنید که خانواده سلطنتی نسبت به باقی مردم شایسته تراند و قرابت خونی را بر مابقی شایستگی ها ترجیح می داد.
علم و تخصص ، دانش و تجربه همگی مقیاسهایی برای انتخاب از میان فامیل بودند آنهم اگر لازم می بود.
از سرنگونی آن رژیم ۲۷ سال می گذرد این فاصله اتفاقات مهمی افتاده که مهمترین آن تحمل ۸ سال جنگ تحمیلی و فرسایشی بود که در کنار تحریمهای اقتصادی ملت را درتنگنا قرار می دادند. اکنون زمان حضور نسل سوم است که در دامان انقلاب شیر خورده اند، در مدرسه جنگ الفبای شجاعت و مقاومت آموخته اند از دانشگاه سازندگی فارغ التحصیل شده، در هوای آزادی دم زده اند و اکنون می‌خواهند در مسابقه ای با قاعده و قانون عدالت بازی کنند و توانایی خود را به رخ تمام جهانیان بکشند . هنر نمایی این جوانان در عرصه تکنولوژی هسته ای نیازی به توضیح ندارد.
 
ما وارث آن خونها و این دانشیم. اما در گرداب انتخابهای قبیله ای نه آن خونها بحساب می آیند و نه این دانش بکار. بزرگترین آسیب فرهنگی این سیستم سلاخی ارزشهایی چون : تعهد ، دانش، شهامت، شجاعت، مدیریت، عدالت در پای بت قبیله است. بیاد آوریم که علی (ع) علیرغم لیاقت و دانش فرزندان و آشنایان نه حسن (ع) و نه حسین (ع) را به فرمانداری مناصب دولتی منسوب ننموده و در خواست عقیل برادر نابینایش مبنی بر دریافت مساعده و یا مقداری از «خارج از شمول» را با آهن گداخته پاسخ می گوید. اما این انتصابات قبیله ای خصوصیت بنی امیه وبنی عباس بود که خلافتشان بنام خاندانشان در تاریخ ثبت شده است نه بنام طریقت یا اسلوب حکومتی شان.

ب: عوارض اجتماعی

در غیاب قانون، حکومت و دولت، قبیله بعنوان یک ساختار قدرتمند جامعه ای سنتی و مبتنی به انواع  ساده ای از اقتصاد را سر و سامان داده و ارزشهای متکی بر کدخدا منشی و نوعی نظام دیکتاتوری متکی به اشرافیت خانوادگی و برتری خونی (فاشیسم) می آفریند. قانون و حکومت در موضع گیریها و تصمیمات رئیس قبیله خلاصه می شود که نه براساس لیاقت (در جوامع شرقی) که بر اساس برتری نژادی و انتساب به خانواده رئیس (که اصالت خود را از ارزشهای ماورائی می گیرد) شکل می گیرد .

قبیله ساختاری مستحکم در مقابل تغییرات اجتماعی ایجاد نموده و هر گونه نوآوری، خلاقیت و حرکت های عمودی و افقی در سطح اجتماعی را با محدودیت مواجه می کند. چنین جامعه ای قابلیت مدرنیزه شدن را از دست داده و در مقابل تغییرات بیرونی و جهانی ساختاری درونگرا و مقاوم به تغییرات می آفریند و توسعه در فرآیند اجتماعی را به چالش می کشد.

ج: عوارض سیاسی

قبیله به تعبیری مجموعه افرادی است که رو به یک قبله مشترک دارند (البته در استان ایلام موضوع با نژاد نیز آمیخته است) سیاست نیز فن و تدبیر اداره امور (حکومت، زندگی، خانواده ...) است. اگر این دو تعریف را با هم در آمیزیم چیزی شبیه فن و تدبیر اداره امور قبیله را می شود از آن استخراج کرد. در عمل نیز چنین است. سیاست بعنوان ملعبه ای در دست قبایل در آمده که مطابق امیال خود آنرا به بازی بگیرند. سیاست و حکومت وسیله ای می شود برای پیشبرد اهداف و اعتلای قبیله. شهروندان به دو دسته تقسیم می شوند یا هم قبیله هستند یا نیستند . همیشه افراد هم قبیله بهتر و برتر از دیگران هستند حتی اگر ضعیف، بی سواد و ناسالم باشند. اهداف حکومت بایستی از فیلتر قبیله بگذرد تا اجرایی شود . قبیله رنگ حکومت به خود می گیرد و روابط وضوابط اداری وحکومتی براساس مناسبات داخلی قبیله و یا بر عکس تنظیم می شود. در انتخاب مدیران مسئولین استان حداکثر تلاش آن است که افراد هم قبیله مناصب سیاسی ، نظامی را اشغال کنند که با ایجاد شبکه ای از افراد هم قبیله بتوان زنجیره ای از مدیران ایجاد نمود که ضمن انجام برنامه های منسجم و هماهنگ، عرصه را بر دیگر مدیران غیر هم قبیله تنگ و آنها را از میدان به در کنند و از طرفی شبکه ای از مدیران هم قبیله و هم سفره را ایجاد که بتوانند همدیگر را حمایت کنند. در این مهمانی و برسر این سفره قابلیت، دانش، لیاقت، تعهد، تخصص، ایثار و تمام ارزشهای انسانی قربانی شده و با کمال میل تناول می شوند.

رای مردمی که خسته از فیگورهای برخی روشنفکر مآبان در پی عدالت گم شده اند در پای بت قبیله قربانی می شود و آنچه که بنام سیاستهای دولت معروف است به سیاستهای قبیله و مصلحت نظام به مصلحت قبیله تعبیر خواهد شد. قبیله ای رأی مردم را به بازی خواهند گرفت و عواقب آنرا کل اجتماع باید بپردازد . کمترین و فوری ترین اثر آن دلزدگی مردم و کاهش مشارکت آنان است .

د: عوارض اقتصادی

آنچه که از اقتصاد به ذهن ما متبادر می شود با آنچه که با شنیدن این کلمه در ذهن یک انسان غربی و یا تحصیلکرده علم اقتصاد نقش می بندد تفاوتی فاحش دارد. در ذهنیت ما (توده) اقتصاد همان کسب معاش روزمره خانواده است که بنا به اعتقاد عامه رزق را خدا می‌رساند و به اعتقاد برخی تلاش برای آن مذموم، دنیا طلبی و موجب غفلت از خداست. اما واقعیت آن است که اقتصاد در جهان نه معیشت که بعنوان سلاحی بسیار قدرتمند و مبتنی بر علم و روابط علمی در دست قدرتهای بزرگ است. شاید بتوان گفت مهمترین و قدرتمندترین سلاح غرب و بویژه آمریکا اقتصاد آن است که می توان آنرا اقتصاد مهاجم نامید.
 
بر اساس آموزه های علم اقتصاد برای انجام یک فعالیت اقتصادی حداقل سه فاکتور لازم است: زمین، کار و سرمایه اگر این سه فاکتور بصورت صحیح با هم تلفیق و بکار گرفته شوند تولید، پیشرفت و توسعه حاصل می شود. در غیر اینصورت هر سه هدر می روند . آنچه که در کشور، اتفاق می افتد همین است. هر سه فاکتور به وفور و بیش از اکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان در ایران یافت می شود اما اگر پیشرفت و توسعه ای حاصل نمی شود را می شود ضعف مشهود در مدیریت دانست . اما از یاد نبریم که نقش آفرین اصلی در اقتصاد ایران را دولت تشکیل می دهد و مدیریت اقتصاد ایران نیز کماکان درید قدرت سیستم اداری است. به همین سادگی می توان تاثیر مستقیم ضعف در مدیریت اداری را بر اقتصاد کشور مشاهده کرد. انتخاب مدیران ضعیف، مدیرانی که بدون کسب لیاقت و تجارب و با تکیه بر روابط فامیلی، حزبی، تشکیلاتی و ... به قدرت می‌رسند در واقع ضربات جبران ناپذیری است که اقتصاد نحیف کشور را از پای در می‌آورد. اگر تاکنون افزایش های پیش بینی نشده در قیمت نفت توانسته است برخی از بحران های اقتصادی را پوشش دهد اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این روند ادامه یابد. در مقیاس کوچکتر این فرآیند در استان نیز قابل درک است . این نکته که بعد از ۲۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز استان ایلام در ردیف آخرین استانها آنهم با فاصله بسیار فراوان از دیگر استانها قرار دارد کافی است که مدیران استانی بالمآل را قابل سرزنش دانست . تذکر رئیس جمهور مبنی بر اینکه بودجه از سوی دولت تخصیص یافته اما جذب و استفاده بهینه از آن وظیفه مسئولین و مردم است نیز ناظر بر همین مسئله است .

۲- عوارض خارجی  
 
خاورمیانه از دیرباز بدلیل وجود بیشترین منابع انرژی مورد توجه قدرتمندان و قدرت طلبان بوده است . چرا که محل تلاقی سه قاره مهم و حادثه خیز دنیا یعنی آسیا، اروپا و آفریقاست.

محل نزول اولین و آخرین وحی و خاستگاه ادیان بزرگ الهی است. همواره محل منازعه و شاهد لشکر کشی های فراوان بوده است . در دهه ۳۰ قرن بیستم یکی از متفکرین غربی بنام اسپایک لی در کتابی دنیا را به دو بخش ((هارتلند)) (قلب سرزمین ها) و (( مریلند )) (سرزمینهای حاشیه) تقسیم نمود . بر اساس نظریات وی تسلط بر هارتلند برای تسلط بر کل جهان کفایت می نمود . هارتلند در واقع همین خاورمیانه بود . از آن تاریخ به بعد قدرتهای بزرگ بیشتر تلاششان را مصروف سیطره برخاورمیانه نمودند و به رقابت جهت تسلط بر این منطقه و غارت منابع آن مشغول شدند.

در این میان کشور ایران بعنوان منطقه ای حساس و فوق العاده حائز اهمیت از لحاظ جغرافیای سیاسی و نظامی دارای اهمیت فراوان است . برای درک درست این موقعیت کافی است برخی از اظهارات یکی از فعالان سیاسی خارج از کشور بنام آقای امیر طاهری که در مقاله ای تحت عنوان«در حاشیه بحران بزرگ ایران»در روزنامه الشرق الاوسط مورخ ۲۷ آگوست ۲۰۰۳ منتشر نمود نظری بیفکنیم .

«(ایران)بین دریای خزر و خلیج فارس ، در منطقه ای قرار گرفته که دارای ۷۰ درصد ذخیره نفت جهان و ۶۰ درصد ذخیره گاز طبیعی است و از هر طرف یک کشور آنرا از قاره های اروپا ، آسیا و آفریقا جدا می کند بعلاوه از نظر تعداد و تراکم جمعیت کشور شانزدهم جهان است.
تقریباً نصف جنس بشر همسایه مستقیم یا غیر مستقیم ایران هستند و پنج کشور از همسایگانش دارای قدرت هسته ای هستند. در جوار بزرگترین تجمع نژادها و فرهنگهای جهان از مردمان هندوها و عرب و ترک و همچنین  غیر هم قرار گرفته و بصورت مستقیم یا غیر مستقیم شریک بیش از نیمی از بحرانهای بزرگ جهانی است که مرکز بررسی بحرانهای جهانی تعداد آنها را ۲۲ مورد بر شمرده است . دلایل مهم دیگری نیز برای ایران میشود ذکر کرد؛ در طی اعصار گذشته همراه با مصر و ترکیه نقشی بارز در فرماندهی دنیای اسلام ایفا نموده است . در سایه پیوستن ترکیه به اروپا و ناتوانی مصر در برقراری موازنه بین تمدن اسلامی و رویکرد های مدرنش ، ایران تنها کشور باقیمانده است که خواه ناخواه دچار دگرگونی میشود .
در خلال ربع قرن گذشته تجربه ایران تنها الگوی قابل پیروی برای بسیاری از مسلمانان و زنگ خطری قابل توجه برای دیگران بوده است. تا زمانی که ایران وارد تغییر و تحولات سیاسی نشود همچنان این موقعیت را دارد .»

اگر حضور گسترده و اشغالگر آمریکا در عراق و افغانستان، هم پیمانی آمریکا با ترکیه در ناتو، پیمانهای نظامی ترکیه با اسرائیل، حضور وسیع و پر تعداد ناوهای آمریکا در خلیج فارس، فرصت طلبی امارات و ادعای جزایر سه گانه ایران و حمایت کشورهای خلیج از آن، سیطره نسبی آمریکا بر دولتهای تازه استقلال یافته شمالی، تهدید روسیه به غارت منابع دریای خزر و مهمتر از همه هجمه تبلیغاتی رسانه ای غرب علیه ایران و در نهایت محاکمه ملت ایران به جرم ذکاوت جوانان برومند آن که محدوده و نظم نوین جهانی را به هم می ریزد در کنار هم قرار دهیم می توان موقعیت ویژه وحساس ایران را در جغرافیای سیاسی منطقه تصور نمود.
 
اکنون برای کسی که حداقل انصاف و شعور سیاسی را داشته باشد شکی باقی نمانده است که غرب مسیحی به رهبری آمریکا مسلمانان را دشمن شماره یک و متعصبین و مبلغین اسلام جهادی و سازش ناپذیر را کافر حربی می داند. نحوه برخورد با اسیران زندانی درگوانتانامو (که حتی آنها را بی نیاز از محاکمه می داند) دستگیری و بازداشت بیش از ۱۴ هزار عراقی بدون هیچ گونه اتهام یا محاکمه، فجایع زندان ابوغریب، وبرخورد سربازان انگلیسی با کودکان بصره، محاکمه شکاکین به هولوکاست و جلوگیری از تحقیق و پژوهش در این موضوع از سویی و حمایت گسترده اروپا از توهین روزنامه نگاران دانمارکی به پیامبر مسلمانان جهان، کشتار بیرحمانه مردم، زنان و فرزندان عراقی در فلوجه، ترور مسلمانان در یمن با هواپیماهای بی سرنشین ، حمایت از ترور رهبران اسلامی توسط اسرائیل، بمباران شبکه های خبرگزاری مستقل مانند الجزیره و زندانی نمودن خبرنگار آن در اسپانیا و عکاس این شبکه در گوانتانامو، حتی شنود تلفنی شهروندان خود، به رسمیت نشناختن رای مردم فلسطین در انتخاب حماس و هزاران موضوع از این قبیل حقوق بشر و دموکراسی از دیدگاه غرب را بصورت کاملاً شفاف تفسیر می نماید.
 
جهان اسلام در آستانه قرن بیست و یکم به خوبی به نیات پلید و شوم امپراطوری نوین آمریکایی پی برده است و در این دهکده هیچ کس منتظر آن کابوی کم حرف نیست که از راه برسد و همه دزدان و جنایتکاران را قلع و قمع کند و بدون چشمداشتی برود. تصویر آمریکا امروزه با کشتار، خونریزی، تجاوز، غارت و در یک کلمه شیطان همراه است.

در چنین شرایطی حتی اگر ما نیز سر در لاک خود فرو بریم این سیل در راه است. در این شرایط چشم جهانی از دو سوی نگران ماست از یک سو دوستان و مسلمانان و از سوی دیگر دشمنان این بوم و آئین. هر قدم که برداریم در جهان بازتاب دارد . هر سخنی که بگوئیم امواجی ایجاد می‌کند خوب یا بد.

در این میانه پرداختن به مسائلی مانند قبیله و قربانی نمودن تمام منافع ملی و فراملی به پای این بت گناهی است نابخشودنی و نشان از محدودیت دایره و افق دید این قوم می نماید و اگر چه چند صباحی می تواند دنیا را بکام اینان شیرین نماید، اما اگرعقلای قوم پای پیش نگذارند این روند ما را بکام دنیا شیرین می کند.
 
انتخاب مدیران نالایق از سویی باعث دلزدگی مردم از آرمانهای بلند اسلامی ، انتخاب آگاهانه و ایجاد شکاف میان مطالبات و دست آوردها می شود و از سویی با تضعیف اقتصاد و توانایی ها، حذف استعدادها مدیران لایق و هرز رفتن امکانات، نیروها و سرمایه ها موجبات رکود اقتصادی و ضعف سیاسی را فراهم می آورد.

فراموش نکنیم که تمام امید آمریکا به جدایی بین دولت و ملت است و تنها نیرویی که می تواند این شر را دفع کند همبستگی قلبی دولت و ملت و تفاهم بر سر آرمانی مشترک بنام اسلام و ایران است.
  
سخن آخر

داستا یوسکی جمله جالبی دارد تحت این مضمون ((هنگامی که جنایتی در جامعه اتفــــاق می افتد دست همه به آن آلوده است.))
معادل این جمله از ابوذر صحابی بزرگ پیامبر منقول است ((من در تعجبم از کسی که در خانه اش نانی برای خوردن نمی یابد و با شمشیر آخته بر مردم خروج نمی کند )). در هر دو جمله قدر مشترک این است که همه مردم در مقابل یک جنایت یا گرسنگی یک نفر مسئول اند. آنچه که زنگ خطر را برای هر انسان آگاه و دلسوزی به صدا درمی آورد بی تفاوتی و سکوت عمومی مردم درمقابل این عزل و نصب های بی قاعده و تمامیت خواهی های قبیله مدار است.

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 14سال