قبیله یا قابلیت (تحلیلی بر دلایل انتخاب قبیله محور) - ۱

کیومرث شاوردی

شیپور آماده باش و تغییرات مدیران از مدتها گوشها را می نوازد. ظاهراً تغییر فله ای مدیران به تبع تغییر ریاست جمهوری و نمایندگان بعنوان اصلی غیر قابل تغییر خود را بر عرصه مدیریتی کشور و بویژه استان تحمیل نموده است. هر چند که تغییر فی نفسه امری است محتوم اما کیفیت، کمیت و شرایط وقوع آن همیشه محل جدال است .

۱- یکبار دیگر همچون خرداد ۷۶ شعور جمعی ملت ایران علیرغم تمامی جوسازی ها کلید طلایی قدرت خویش را به دست مردی سپرد که هر چند همانند سلف پیشین از نعمت گمنامی برخوردار بود اما این بار نه آزادی که عدالت را شعار اصلی خویش معرفی نمود و عدالت طلبی و پرهیز از ژست های تبلیغاتی را بر میتینگ و سمینار ترجیح داد و بجای بیانیه و حقوق بشر ، بیان حقوق خود را ضروری‌تر دید . این نکته از دید تحلیگران غافل ماند که باز هم همانند آنچه که دوم خرداد ۷۶ اتفاق افتد ملت آگاه ایران دست رد به سینه همه تفکرات مدیریتی حاکم و مطرح و همه سیستمهای مدیریتی کشور زد و یک انتخاب غافلگیرانه را به همه جریانات سیاسی تحمیل نمود که ثابت کند این رأی مردم است که جریانات سیاسی را سیلان می دهد . احزاب سیاسی ریزه خواران و موج سواران رأی مردم اند . اصلاح طلبان حاصل رأی منفی مردم به جریان غالب و حاکم بودند که سعی داشت خود را بر مردم تحمیل نماید اگر جو حاصل از شوک خرداد ۷۶ این شانس را به مردم داد که برخی روشنفکران و دانشگاهیان مطالباتشان را در فضایی آزاد تحت عنوان جامعه مدنی و اصلاحات تئوریزه نمایند اما این بار در غیاب روزنامه های مستقل، اضمحلال درونی جبهه اصلاحات و سرخوردگی دانشجویان امکان تشریح و تبیین خواستهایی که پشت رای ۱۷ میلیونی به شخصی گمنام اما حامل بیرق عدالت انباشته شده بود فراهم نشد . 

۲- در فضای غیر شفاف و در اجتماعی که همه با نقابهای فراوان بر چهره که بی شباهت با مراسم رقص بالماسکه همیشه نیست همیشه این حقیقت است که قربانی می شود . هر کسی می تواند دوست یا دشمن باشد.آنکه از پشت نقاب با شما سخن می گوید هیچگاه نیت واقعی خود را بیان نمی کند . اگر اغراق نباشد اکنون چنین فضایی بر عرصه مدیریت و سیاست کشور حاکم است . در این شرایط در غیاب احزاب سیاسی و NGO ها مکانیزم های تغییر در ساختارهای اجتماعی و بالاخص مدیریتی به نهادهای دیگر واگذار می شود .

در جوامعی که علیرغم اینکه پوسته مدرنیته بر آنها پوشانیده شده اما مغز و هسته ای سنتی دارند قویترین پشتوانه و اساس تغییرات را همین ساختارهای سنتی تعریف می کنند. در استان ایلام بدلیل فرهنگ قبیله گرائی (که بیشتر ملهم از فرهنگ عربی است تا کردی) قبیله بعنوان ساختاری قدرتمند بر تفکرات و تصمیم گیریهای افراد تاثیر می گذارد . آنگونه که افراد را وادار به اتخاذ تصمیماتی می کند که گاه با مبانی فکری و شخصی شان دارای تضاد و تباین ذاتی است. بسیاری از انتخاب‌ها و موضع گیری برخی از مقامات سیاسی استان که در چهارچوب تفکرات ایشان نمی گنجد را می توان از این منظر توجیه نمود .

۳- سیستم اداری کشور ریشه در دیوان سالاری دربار پادشاهان دارد و اساس این سیستم بر اساس دستورات مافوق طراحی شده و بنا به قوانین موجود مدیر می تواند کلیه تصمیمات کارشناسی مجموعه را وتو نماید . اراده مدیر مافوق قانون طراحی شده است.در این شرایط امکان رشد نیروهای متخصص و کارشناس به حداقل می رسد و بنابراین انتخاب و انتصاب مدیران تابعی از شرایط بیرونی است تا درونی . در این موقعیت مدیر با استانداردهای خارج از حوزه وظایف سازمان انتخاب می شود . لذا خود را مقید به پاسخگویی به وظایف سازمانی واحد تحت مدیریت نمی بیند و در مقابل کارکنان نیز پاسخگو نخواهد بود . در نتیجه موفقیت یا عدم موفقیت در انجام وظایف سازمانی نیز ملاکی برای ارزیابی مدیر از دیدگاه تصمیم گیران محسوب نشده و تاثیری در انتخاب مجدد ایشان به ستمهای بعدی نخواهد داشت . این نوع مدیران نمی توانند متکی به نفس و علم و توان خویش باشند لذا همواره موقعیت و جایگاه خود را متزلزل می بیند و هر گونه فعالیت مثبت زیر مجموعه و انعکاس آنرا می توانند خطری بالقوه در جهت تضعیف موقعیت خود تلقی نمایند و برای جلوگیری از آن می توانند روشهای مختلفی در پیش گیرند . از جمله این اقدامات تخریب نیروهای قوی در مجموعه و حذف یا منزوی نمودن کارکنان و بویژه کارشناسان و صاحب نظران مستقل و با تجربه است . تحکیم روابط با منابع قدرت و ارائه چهره‌ای مطابق ارزشهای مورد پسند می تواند راه دیگر باشد. تلاش در جهت اشغال کرسی های مدیریتی توسط دوستان و یا همفکران از معروفترین روشهای مدیران کم توان است که بوسیله ایجاد شبکه ای از مراکز تصمیم گیری مدیریتی و قدرت بتوانند خود را بیمه کنند. مهمترین پیوندی که می تواند باعث آرامش خاطر این مدیر شود پیوند خونی یا قبیله ای است که شرایط اجتماعی و ساختار سنتی حاکم بر استان این واقعیت را خاطر نشان می سازد که یک هم قبیله بیشتر از یک همفکر یا هم حزب می تواند حافظ منافع انسان باشد .

در اندک زمانی این تغییرات زنجیروار باعث حاکمیت مدیرانی نالایق می شود که باعث شکستن زنجیره انتقال علوم و بکارگیری آن در ادارات می شوند. هنگامی که تعداد این مدیران فراوان می شود و مانند غده سرطانی اختاپوس وار بر پیکره مدیریتی چنبره می زنند . علم از مجامع مدیریتی و تصمیم گیری رخت می بندد و انتظار تصمیمات منطقی استوار وعلمی را نباید داشت.  آنگاه متوجه می شویم که با داشتن : الف- سرمایه. ب-  نیروی انسانی متخصص. ج - زمین و منابع فراوان چرا هنوز محروم و توسعه نیافته تلقی می شویم؟ آنچه که باعث تلفیق و بکارگیری صحیح و هدفمند این فاکتورها می شود همانا مدیریت است که این امکانات را در مسیر توسعه و رشد قرار می دهد و پاشنه آشیل توسعه کشور و بالاخص استان همین است «مدیریت»

کیومرث شاوردی

http://poshtkoh.blogfa.com

ایلام امروز؛ آرشیو دیجیتال ایلامیان

عمر سایت: 13سال و 11ماه