سه‌شنبه 26 شهریور 1398

درد دلهای کاربران

نمایش همه موارد

یادداشت

رضا رستمی
شورا، شهرداری و این همه سوال؛ بازی با حاصل جمع صفر رضا رستمی شهردار ایلام استعفا داد ، شورای شهر از شهردار سوال دارد ، شورای شهر طرح استیضاح شهردار را به جریان انداخت ، شورای شهر استعفای شهردار ایلام را پذیرفت ، شهردار ..... ، شورای اسلامی ..... ، ... همه اینها در فضایی سرشار از سوال و ابهام و سکوت خبری و عدم اطلاع رسانی لازم به افکار عمومی اتفاق می افتد و باز هم ، همه اینها در حالی است که هم شهرداری اداره ای به نام روابط عمومی دارد و هم شورای شهر فردی به نام سخنگو، اما در این میان ظاهرا مردم و افکار عمومی بیگانه محسوب شده اند که هیچکس حاضر نیست زحمتی به خود داده و بگویند که چه اتفاقی افتاده که در بدترین زمان ممکن منتج به این نتیجه شده است. اسفند ماه برای شهرداری معمولا اوج کار و برنامه ریزی است ، رسم است که در همه جای کشور شهرداران می آیند و مهمترین برنامه های خود را برای استقبال از سال جدید و پذیرایی از مسافران نوروزی اعلام می کنند ، اما ما در ایلام باید شورا و شهردارمان درگیر بازی هایی با حاصل جمع صفر باشند و در این میان مردم و شهر و شهرداری قربانی شوند . بارها و بارها و در موارد مشابه گفته ایم که هنوز برای انجام کار شورایی بنا به دلایل مختلف مشکل داریم اما انتظار نمی رود که بارهای بار در همین ماه اسفند زخمهای میان شورا و شهردار سر باز کرده و بدون استفاده از تجربیات گذشته شاهد این آمدن و رفتن های بی حاصل باشیم . شورا شاید برای خود دلایلی داشته باشد ، سوالاتی از شهردار مطرح کند ، ایراداتی به روند کارها داشته باشد ، شهردار هم شاید دلایل خود را مطرح کند ، برای سوالات مطرح شده پاسخهایی هم داشته باشد ، به نحوه نظارت و مطالبات اعضای شورا ایراد داشته باشد اما روزهای پایانی سال برای طرح و عملی نمودن آنها حتما نوعی کج سلیقگی خواهد بود . در این میان کسی هم حاضر نیست بیاید و چند کلمه با مردم صحبت کند ، گزارشی بدهد و روند کارها را تشریح نماید . شورا به عنوان نمایندگان مردم حتما حق دارند که از شهردار سوال کنند و پاسخ بخواهند اما این پرسش و پاسخ زمانی راهگشا خواهد بود که موکلان آنها هم در جریان امور باشند نه اینکه همه چیز در پستوها و جلسات و نشست های غیرمعمول اتفاق بیافتد و اینگونه دامنه شایعات را تا بدانجا گسترش دهد که هر کس برای خود دلایلی اقامه کند و دیگری را متهم نماید . ایراد اتهامات گوناگون از جانب طرفین که شاید هیچکدام از آنها هم تا کنون در هیچ جلسه و نشستی مطرح نشده باشند آن چنان فضای عمومی جامعه را پر کرده است که اقناع افکار عمومی با تداوم این روند حتما کار سختی خواهد بود و زدودن آنها هم یقینا آسان نخواهد بود . عدم توجه به قانون در ارایه مطالبات ، به حاشیه راندن شرح وظایف در عمل ، جزیره ای عمل کردن برخی از اعضاء شورا ، فشارهای پیدا و پنهان از جانب طرفین بر یکدیگر برای استفاده های نه چندان معقول و منطقی ، عدم شفافیت های متعدد مالی ، سفارشات خارج از قاعده ، و ... و بسیاری موارد دیگر که شاید جای مطرح کردنشان وجود نداشته باشد از عمده مواردی هستند که بازار شایعات را حسابی داغ کرده است . آیا انتظار بی جایی است اگر مردم از وکلای خود در شورای شهر و یا شهردار منتخب همان شورا بخواهند که توضیحات لازم در این موارد ارایه گردد تا بیش از این کی بود کی بود در میان افکار عمومی نقل محافل نگردد . ؟ آیا کسی هست تا جلوی بگم بگم های نامیمون کنونی را گرفته و با شفافیت که البته وظیفه هر دو طرف نیز می باشد به این همه شایعه مخرب پایان دهد ؟ این روزها علاوه بر موارد مذکور بازار مصاحبه برخی از اعضای شورا هم خیلی داغ است که شهرداری را با فلان شاخصه و کارایی و توانمندی انتخاب خواهیم کرد و چنان خواهیم کرد و ... درست همان حرفها و سخنانی که در ابتدای کار خویش بارها و بارها تکرار کردند و نتیجه اش انتخاب شهرداری شد که در همان ماهها و طبق برخی اخبار حتی هفته های اول خیلی از سازهای ناکوک زده شد که خروجی اش برای مردم وشهر ایلام استعفا و رفتن شهردار قبلی گردید . بر این باوریم اگر از جانب شورا و شهردار مستعفی در باره عملکردها ، ایرادها ، و اعتراض ها به شفافیت سخن گفته نشود این سیکل معیوب و دور باطل همچنان تکرار شده و نهایتا دود آن به چشم مردم خواهد رفت ، باید به روشنی مشخص شود ایراد کار کجا بوده است و چه عامل و یا عواملی دست به دست هم داده اند تا این چنین آمدن و رفتن هایی شکل بگیرد . نمی شود و نمی توان به این بهانه که مردم رای داده اند عده ای فکر کنند که دیگر کار تمام شده و هیچگونه توضیح و گزارش کاری داده نشود ، هم شورای اسلامی شهر ایلام و شهردار در مقابل تک تک مردم و آرای آنان مسئولیت هم قانونی و هم شرعی دارند که پاسخگوی عملکرد و رفتار و کردار خود باشند . این نوشتار قصد دفاع از یکی و تخطئه دیگری را ندارد ، بلکه خواستار شفاف شدن فضایی است که این روزها توسط شایعات فراوان ، باعث کاهش بیش از پیش اعتماد در افکار عمومی شهروندان شده است . ایلام و تانکر آب شهرداری خلیل کمربیگی مانشت : تا دو سه سال پیش، شهرداری ایلام تانکر آبی داشت که به وسیله ی آن چمن داخل و اطراف بلوارها، درختان و فضاهای سبز را آبیاری کرده و خیابان ها را می شُست. نمی دانم شهرداری هنوز آن تانکر آب را در بین وسایل نقلیه خود حفظ کرده یا نه؟ اما هر وقت آن تانکر آب را نظاره می کردم، فوراً فضای اجتماعی و فرهنگی ایلام در نظرم مجسم شده و بین آن وسیله و این فضا، تشابه بسیار می دیدم. روال معمول آن است که از طریق شلنگ متصل به تانکر، فضاهای سبز و خیابان شسته می شود؛ اما این شلنگ تانکر نبود که خیابان ها را می شُست بلکه این سوراخ ها و درزهای فراوان تانکر بود که کار شستن خیابان را بر عهده گرفته بود. سوراخ ها و درزهای متعدد تانکر، به روش آبیاری قطره ای، وظیفه ی شستن خیابان و اطراف آنرا انجام می داد. به بدنه ی تانکر که نگاه می کردی آثار جوشکاری زیادی را بر روی آن می دیدی. به علت قدمت سن این وسیله، احساسم این بود که مسئولین محترم شهری در ادوار مختلف، از طُرق متعدد، سعی کرده بودند تا سوراخ های آن را ببندند، اما سوراخ¬ هایی را که جوشکاری کرده یا به وسیله ی گریس پر نموده بودند، کارکرد موقتی داشت؛ چرا که فردا روز، آب از جایی دگر می چکید. آثار متعدد جوشکاری و زخم های بدن تانکر، حکایت از این داشت که این روش ها برای بستن آن سوراخ ها، کارایی نداشته است. تانکر آب هر روز از کنار شهروندان می گذشت اما کمتر کسی را دیدم که سوال کند چرا این همه آب از این تانکر هدر می رود؟ شهروندان به صدای گوشخراش تانکر عادت کرده بودند، گاهی وقت ها بچه ها دست های خود را با آب چکیده شده از تانکر می شستند و در اطرافش بازی می کردند. ما با تانکر آب و سوراخ هایش زندگی می کردیم، اما هیچکس پیدا نشد که آستینش را برای کمک به شهرداری در جهت خرید تانکر آبی جدید، بالا بزند! شاید همه در این اندیشده بودند که بالاخره دولت این تانکر آب را اصلاح و یا تعویض کرده و لباسی نو بر تن او خواهد پوشاند. حال، وضعیت امروز ایلام را تا حدودی شبیه به همان تانکر آب شهرداری می بینم. ایلام، گرفتار آسیب ها و جرایم مختلف اجتماعی و فرهنگی است و همین جرایم و آسیب ها او را وارد عصر نوینی کرده است. یک زخم که موقتاً بسته می شود، زخم دیگر سر باز می کند. نرخ هر آسیب را که با سال پیش مقایسه می کنی، متاسفانه سیر صعودی داشته است. اگر روزی کشمکش بین دولتیان و پژوهشگران بر سر اعلام نرخ آسیب های اجتماعی به وجود می آمد و معمولاً پژوهشگران متهم به ارائه ی آمار غیرواقعی برای نشان دادن ناکارآمدی دولتیان می شدند، امروز، دیگر کمتر از آن واکنش ها خبری به گوش می رسد. پژوهشگران به بی اثری آثار خود رسیده و برخی دولتیان نیز چون گذشته به صدور انواع و اقسام آمارها که نشان از مدیریت و کارآمدی آنها می دهد، مشغولند. شهروندان هم به فضای موجود عادت کرده اند. هر صبح که خبر خودکشی یکی از اطرافیان را می شنوند، تنها واکنش آنها، آماده شدن برای شرکت در مراسم ختم اوست. جوان معتادی را که می بینند، نگاهی گذارا انداخته و به طی کردن مسیر خود ادامه می دهند. اخبار رخ دادن قتل های فجیع رخ داده در استان، در آنسوی آب ها، مورد تحلیل قرار می گیرد، اما در این سوی، آب از آب تکان نخورده و شهروندان به دنبال شنیدن داستان سریالی قتل ها هستند. جوانان بیکار خود را با وسایل ارتباط جمعی مشغول کرده، سن آنها بالا می رود، اما کمتر کسی به فکر ازدواج و اشتغال آنهاست. تانکر آب شهرداری، تمثیلی است برای نشان دادن یک واقعیت اجتماعی. نمی توان منکر زخم های بدن این تانکر بود. کتمان نمودن سوراخ های متعدد بدنه ی این تانکر، دردی را دوا نمی کند. عادت کردن به وضعیت موجود که هر روز بیش از پیش، خود را می نمایاند، یکی از بزرگترین خطرهایی است که زندگی ما را تهدید می کند. نمی دانم این وضعیت تا کجا ادامه خواهد یافت؟ کاهش احساس مسئولیت در برابر مسائل اجتماعی و فرهنگی این شهر، دارد به همه سرایت می کند. تانکر آب هر روز فرسوده تر از پیش شده،اما عده ای با بستن چشمان خود، فریاد بر می آورند که تانکر، چون بنز به پیش می رود. عید در راه است و زمان خانه تکانی است. آیا با خود اندیشیده ایم که بالاخره می خواهیم با این شهر چه کنیم؟ وظیفه ی ما چیست؟ تا کی به هدر رفت آب و بستن موقت سوراخ ها، ادامه می دهیم؟ در این سال جدید افکارمان را متمرکز کرده و به راه حل های اساسی برای مهار آسیب های اجتماعی این شهر بیندیشیم. تداوم این روند،آثار ویرانگرتری را به دنبال دارد.
نظرات ارسال نظر